لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۳۱ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

نقش آيت الله کاشاني و روحانيان هم فکر وي در سرنگوني دولت دکتر محمد مصدق، از ديد سه تحليلگر


(rm) صدا |
اردوان نيکنام (راديوفردا): امروز 28 امرداد ماه، پنجاهمين سالروز سرنگوني دولت محمد مصدق، با مداخله نيروهاي نظامي است. منتقدان سلطنت محمدرضا شاه پهلوي، اين حادثه را محصول کودتايي مي دانند که به کمک دولت هاي خارجي صورت گرفت. هواداران سلطنت آن را حاصل قيامي ملي براي حفظ منافع کشور مي شمارند. در اين ميان نقش آيت الله کاشاني و روحانيان هم عقيده وي، همواره موضوع مناقشه بوده است. همکارم مهدي خلجي، ديدگاه هاي چند صاحبنظر را در اين زمينه جويا شده است. مهدي خلجي (راديوفردا): تاريخ نگاران دوره معاصر، روحانيت را يکي از عوامل مهم در سقوط دولت محمد مصدق، در بيست و هشتم مرداد ماه 32 مي دانند. آيت الله سيد ابوالقاسم کاشاني که در جريان ملي شدن صنعت نفت در کنار محمد مصدق مبارزه مي کرد، ظهر 28 مرداد، در پيامي راديويي، سقوط دولت مصدق را به مردم ايران تبريک گفت. احمد سلامتيان، عضو جبهه ملي، نقش آيت الله کاشاني را در براندازي دولت مصدق بيش از اينها مي داند. احمد سلامتيان: آقاي کاشاني به يک اعلاميه در راديو کفايت نمي کند. ايشان در روزهاي قبل از 28 مرداد، سرلشگر زاهدي را که اداره کننده اصلي کودتا بود، در مسجدش پناه داده بود و مخفي کرده بود. آنها 28 مرداد را قبل از اينکه آقاي زاهدي به مخالفت با آنها مشغول بشود و شاه به مخالفت با آنها بپردازد، به عنوان يک قيام ملي قلمدادش مي کردند. کودتاچيان بودند که بيشتر و بيشتر، از افراد حول و حوش ايشان و به خصوص کساني که در شبکه توزيع ميوه تهران در آن زمان، مي دانيد که ايشان در مسجد پامنار بود و دور نبود به ميدان سيروس و ميدان ميوه، که در آن زمان مهمترين مرکز ميدان تره بار تهران بود، و عملا بخش عمده اي از شبکه هاي صنفي بازار ميدان ميوه، در ارتباطات نزديک با ايشان بودند، که خود آنها هم به نوعي با بخش هاي ديگر جامعه که در جامعه به نوعي به عنوان افراد لوطي ها، اوباش شناخته شده بودند، ارتباط داشتند. باز همان ارتباط هست که سالها بعد ما تبلورش را در اشخاصي مثل حاج طيب رضايي و ديگران مي بينيم که در جريان 15 خرداد هم پشتيباني از حرکت آقاي خميني کردند. م.خ.: احسان نراقي، از نزديکان آيت الله کاشاني مي گويد: در بررسي رويارويي جناح هاي سياسي با محمد مصدق، نمي توان از روحانيت به سان يک کليت در هم بافته و واحد سخن گفت. روحانياني نيز بودند که از مصدق حمايت مي کردند. احسان نراقي با اشاره به پيشينيه آيت الله کاشاني، از دلايل ناسازگاري وي و مصدق مي گويد. احسان نراقي: به عنوان روحاني، واقعا نمي شود گفت که روحانيون، بيشتر جنبه شخصي داشت. مثلا در دولت مصدق، من يادم هست در فراکسيون پارلماني نهضت ملي از 28 تا، شش، هفت تايشان روحاني بودند. آقاي حاج سيد جوادي و زنجاني و انگجي و اينها بودند. تا آخر هم بودند، وفادار ماندند. آقاي کاشاني من حيث روحاني نبود که شد رهبر اوليه نهضت ملي. آخوندي بود که با پدرش در عراق با انگليسها طرف شد، انگليسها حکم به اعدام شان دادند. به ايران برگشت، پناهنده شد و اينجا شروع کرد به مبارزه. اين از اول درش مايه ضد انگليسي قوي بود. ولي به من هميشه وقتي آقايان مي رفتند و در اتاق تنها بوديم با هم، براي اينکه با من نسبت نزديک داشت ومن هم خيلي به وي ارادت داشتم، اشاره مي کرد مي گفت: ببين، اين دور و بر من همه غير آخوند هستند. ببين، اين آخوندها همه شان انگليسي اند. ولي يک چيزي هست. روحانيت ايران در 28 مرداد، به علت مبارزه با کمونيسم و خطر تجزيه مملکت هم بود که يک مقداري رفتند به طرف شاه و ضديت با حزب توده، چون حزب توده مسلط بود بر ايران و يقينا با رفتاري که مصدق داشت، ايران خدا مي دانست چه مي شد. اگر 28 مرداد نبود. اين هم بايد در نظر گرفت. م.خ.: و سر انجام مهدي خانبابا تهراني، رد پاي گرايش مصدق ستيز را تا دوران جمهوري اسلامي پي مي گيرد و تبار روحانيان حاکم امروز را به گروه فداييان اسلام و آيت الله کاشاني مي رساند. مهدي خانبابا تهران: تمام پيروان فداييان اسلام، از جريانات امروز به نام موتلفه بگيريد تا رگه هاي ديگري که در حکومت و مذهبيوني مثل آقاي کاشاني، امام جمعه تهران و ديگر، اينها افراد فدائيان اسلام بودند. اينها در قدرتند. خود حتي آقاي هاشمي رفسنجاني، در حقيقت آنجا هم يک مقدار سرمايه گذاري کرده بود در جريان فداييان اسلام، در دوران ترورهايي که بعد از رفرم هاي شاه شد، منصور و غيره. حضور مصدق در تاريخ ايران و سايه هاي او براي نسل هاي بعدي که حتي در آن زمان نبودند، به مثابه يک سمبل حکومتي است که دين را در واقع از مرکب دولت جدا مي خواهد بکند، يک حضور ترسناکي است. اين مخالفت و اين کينه توزي از آنجا ناشي مي شود که همين الان هم پس از آزمايش دولت اسلامي در ايران، و آغاز يک فرآيند خواست جدايي دين از حکومت که در بين جوانان، در بين اصلاح طلبان دولتي و در بين بسياري از نيروهايي که حتي در قدرت الان حضور دارند، به صورت يک خواست تبديل شده، اينها تقريبا دوباره وحشت بزرگشان از نام مصدق است. امروز 28 امرداد ماه، پنجاهمين سالروز سرنگوني دولت محمد مصدق، با مداخله نيروهاي نظامي است. تاريخ نگاران دوره معاصر، روحانيت را يکي از عوامل مهم در سقوط دولت محمد مصدق، در بيست و هشتم مرداد ماه 32 مي دانند. آيت الله سيد ابوالقاسم کاشاني که در جريان ملي شدن صنعت نفت در کنار محمد مصدق مبارزه مي کرد، ظهر 28 مرداد، در پيامي راديويي، سقوط دولت مصدق را به مردم ايران تبريک گفت. احمد سلامتيان، عضو جبهه ملي، مي گويد که آقاي کاشاني به يک اعلاميه در راديو کفايت نکرد و در روزهاي قبل از 28 مرداد، سرلشگر زاهدي را که اداره کننده اصلي کودتا بود مخفي کرد. احسان نراقي، از نزديکان آيت الله کاشاني مي گويد که در بررسي رويارويي جناح هاي سياسي با محمد مصدق، نمي توان از روحانيت به سان يک کليت در هم بافته و واحد سخن گفت و روحانياني نيز بودند که از مصدق حمايت مي کردند. مهدي خانبابا تهراني نيز رد پاي گرايش مصدق ستيز را تا دوران جمهوري اسلامي پي مي گيرد و تبار روحانيان حاکم امروز را به گروه فداييان اسلام و آيت الله کاشاني مي رساند.
XS
SM
MD
LG