لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۲۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

ادامه تنشهاي جناحي در ايران بر سر محتواي كتابهاي داراي پروانه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي


(rm) صدا |
شهران طبري (راديو فردا): عيسي سحرخيز نماينده مديران مسئول در هيئت نظارت بر مطبوعات مي گويد که اطلاعيه دادگستري تهران درباره نشر کتاب توهين به محمد خاتمي رئيس جمهوري اسلامي است. آقاي سحرخيز که خود در دادگستري تهران پرونده اي مفتوح دارد انتشار اطلاعيه اخير در رد نامه نگاري ميان وزير ارشاد و رئيس جمهوري را کاملا بي سابقه خوانده است. اما چنانکه عليرضا طاهري از راديو فردا مي گويد، بگو مگوي تازه اي در ميان اصلاحگرايان و محافظه کاران ايران، دست کم از يک جنبه ديگر نيز بي سابقه است. عليرضا طاهري(راديو فردا): يک جنبه بي سابقه ديگر بگو مگوي اخير سپردن وظيفه پاسخگويي به نامه هاي محمد خاتمي و مسجد جامعي وزير ارشاد اسلامي به روابط عمومي دادگستري تهران است. پيش از اين قوه قضائيه ترجيح مي داد در برابر انتقادات آشکار خاتمي از زور آزماييهايي آن قوه خاموش بماند و دست کم مستقيما به مقابله با چنين انتقاداتي برنخيزد. اما اين بار آنچنان که در شماري از محافل سياسي ايران گفته مي شود، آيت الله محمود شاهرودي رسما قوه قضائيه شخصا روابط عمومي دادگستري را وارد گود کرد تا با پاسخي دندان شکن به خاتمي به او يادآوري کند که انتقاداتش ار قوه قضائيه عواقب نامعلومي براي او خواهد داشت. تاکيد بر اين عواقب که روابط عمومي دادگستري تهران آن را حاصل غيرتي دانسته که در رگهاي جوانان ايراني جوش مي زند، پاسخي است به عواقبي که محمد خاتمي در نامه اش به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به آن اشاره کرده است. آقاي خاتمي در نامه اش به احمد مسجد جامعي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نوشته است، احتمالا کساني هستند که مي خواهند زمام فرهنگ و نشر را از کف دولت بربايند و چنين کساني بايد عواقب ناشي از اين کار را بپذيرند. ديگر جنبه بي سابقه در بگو مگوي تازه، کاري است که روزنامه کيهان يا به گفته اصلاح طبان روزنامه «توپخانه» کرده است. کيهان که به دليل نزديکي محل آن به ميدان توپخانه تهران، «توپخانه» محافظه کاران خوانده مي شود، در واکنش به گفته هاي محمد خاتمي در مورد تعقيب قضايي شماري از دست اندرکاران ترجمه، چاپ، نشر و نقد کتابهاي داراي مجوز، بخشهايي از کتابهاي داراي پروانه رسمي انتشار را به گونه اي گزينشي نقل کرده است. کيهان بدون ذکر نام اين کتابها اين بخشها را برگزيده است: «حتم دارم همين که ما دو تا پا را از دکه بيرون گذاشتيم، دار و دسته اواخواهرها ريختند آنجا.» يا اين بخش: «اگر به حرف من باشد هر کسي حق دارد تا آنجا که دلش مي خواهد، عيش و نوش کند. و خوش باشد. منهم دلم مي خواهد همين کارها را کنم اما اينجا گيرم نمي آيد.» کيهان مثال ديگري مي زند: «گاهي اوقات باهاش مست مي کردم. فقط همين. هميشه سر و کله اش توي جشنها پيدا مي شد. با چند تا نوازنده و دختر بومي که از آن لکاته ها بودند. رقصهاي عجيب و غريبي مي کردند.» سپس کيهان نمونه اي از غريزه جنسي مي آورد: «تکانهاي کاميون آنقدر شديد بود که يک سر روي هم مي انداختمان. هر وقت که تنم به تنش مي خورد، مي لرزيدم.» اصلاح گرايان مي گويند آنچه که کيهان نقل کرده خارج از متن است. از طرف ديگر مگر واقعيتهاي زندگي را بر قلم آوردن، گناه است؟ آيا آنها را بپوشانيم، نابودشان کرده ايم؟ اصلاح گرايان مي نويسند مگر در جمهوري اسلامي اوا خواهر وجود ندارد؟ آنها مي پرسند اگر اين حرفها بد است، چرا کيهان که تيراژش بيش از تيراژ کتاب است، آنها رانقل کرده است. کيهان پيشاپيش در جواب مي نويسد، کاش چنين قلمهايي مي شکست. و بگو مگوي تازه ادامه دارد. يک جنبه بي سابقه بگو مگوي اخير سپردن وظيفه پاسخگويي به نامه هاي محمد خاتمي و مسجد جامعي وزير ارشاد اسلامي به روابط عمومي دادگستري تهران است. ديگر جنبه بي سابقه در بگو مگوي تازه، کاري است که روزنامه کيهان كه «توپخانه» محافظه کاران خوانده مي شود، كرده و بخشهايي از کتابهاي داراي پروانه رسمي انتشار را به گونه اي گزينشي نقل کرده است. «حتم دارم همين که ما دو تا پا را از دکه بيرون گذاشتيم، دار و دسته اواخواهرها ريختند آنجا.» يا «تکانهاي کاميون آنقدر شديد بود که يک سر روي هم مي انداختمان. هر وقت که تنم به تنش مي خورد، مي لرزيدم.» اصلاح گرايان مي نويسند مگر در جمهوري اسلامي اوا خواهر وجود ندارد؟ آنها مي پرسند اگر اين حرفها بد است، چرا کيهان که تيراژش بيش از تيراژ کتاب است، آنها رانقل کرده است.
XS
SM
MD
LG