لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۲۷ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

فاجعه 11 سپتامبر از نگاه چند هنرمند، نويسنده و پژوهشگر مقيم نيويورك


(rm) صدا |
ليلي صدر (راديو فردا): همکار ما، بهنام ناطقي در نيويورک، که گزارشهاي متعددي طي دو سال گذشته درباره فاجع تروريستي 11 سپتامبر و پيامدهاي آن تهيه کرده است، در گزارش امروز خاطره تلخ آن روز را از ديدگاه يک مستند ساز آمريکايي، همچنين از زبان شيرين نشاط (هنرمند)، سالار عبده (رمان نويس)، دکتر احمد اشرف (استاد دانشگاه مقيم نيويورک)، و همچنين دکتر بنوعزيزي (استاد فرهنگ و تمدن ايران) در دانشگاه بوستون روايت مي کند. بهنام ناطقي (راديو فردا): آن ها که در شهر نيويورک زندگي کرده اند، چشمشان به ديدن برج هاي دوقلوي مرکز تجارت جهاني عادت کرده است. اين دو از بلندترين ساختمان هاي جهان بودند که روز 11 سپتامبر در اثر برخورد هواپيماهاي تروريست هاي انتحاري به تلي از خاک و خاکستر بدل شدند. اما اين برج ها شهر و منظره خيره کننده آن را ترک نکرده اند. ولي همين منظره با برج هاي مرکز تجارت يا بدون آن ها، حالا يادآور يک خاطره تلخ شده است که ذهن را خلاص نمي کند، خاطره خشونتي که با ساختمان هاي سربلند تمدن امروزي سر جنگ دارد. به نظر مستندساز آمريکايي، آقاي ريک برنز، اين برجها که هر کدام 110 طبقه ارتفاع داشتند، انگار شهر را با خود بالا مي کشيدند و تعبير شهر عمودي را القا مي کردند، شهري رو به آسمان. بدون اين برج هاي 110 طبقه، در منظره شهر بقيه ساختمان هاي نيويورک که هنوز هم از بلندترين ساختمان هاي جهان هستند، کوتاهتر از سابق به نظر مي رسند. خاطره اي از خانم شيرين نشاط، عکاس وسينماگر، مقيم نيويورک: شيرين نشاط (عکاس وسينماگر، نيويورک): خود من در محله اي زندگي مي کنم که نزديک به ده خيابان فاصله دارد با اين ساختمان برج هاي World Trade Center و پسر من که 11 سالش باشد، درست روبروي World Trade Center دبستان مي رود. وحشتي که در ما گرفته بود، هم از ديدن موقعيت در شهر و وحشت همه و هم رساندن خودم به پسرم بود که واقعا خيلي نزديک به اين ساختمان بود و من ديگر نمي توانم بگويم چطور من ... فکر مي کنم پرواز کردم از خانه ام براي اين که ماشين که نمي توانستيم رانندگي بکنيم، چي چيزهايي روبرو شديم تا به آن جا برسيم و به محض اين که پسرم را برداشتم و خوشبختانه پيدايش کردم، جلو چشم ما همين طوري آدم از پنجره مي افتاد بيرون، خودشان را پرت مي کردند و ساختمان يک دفعه افتاد و ما دو – سه تا بچه ديگر را هم با خودمان آورديم. بچه ها خيلي کوچولو بودند، مي ترسيدند، اصلا مثل روز محشر، يک روزي که واقعا هيچ وقت آدم فکر نمي کند که در عمرش تجربه کند و باورم نمي شود که چنين چيزي را من با چشم خودم ديدم و پسر من ديد. ب.ن: صداي خانم شيرين نشاط، هنرمند بين المللي را مي شنويد. در ديداري از يک نمايشگاه، از عکس هاي دو هزار عکاس آماتور و حرفه اي که خاطره روز فاجعه را دو هزار بار تکرار مي کند. تجربه ديدن اين نمايشگاه مثل دوباره زيستن هولناک فاجعه دردناک و حيرت آور است. مردم در سکوت و ناآرامي لحظه هاي حادثه را زيارت مي کنند. در عکس هايي از عکاسان ناشناس، عکس هايي از مردم، عکس هايي دلخراش که ساختمان هاي مرکز تجارت را همچون مشعل هاي عظيم و شعله ور زير آسماني نشان مي دهد سياه از دود. عکس هايي که مردم هراسان را نشان مي دهد که پشت به فاجعه، گويي مرگ دنبالشان کرده، به سوي دوربين مي دوند با ماموران خاک آلود آتش نشاني را که در ميان خاک و آوار حيران از فاجعه اي هستند که هنوز عظمت ابعاد آن را درک نکرده اند و عکس هايي ديگر از مردم عزيز باخته، از دست هاي خونين بدون بدن، از ساختمان هاي مغرور در سينه کش آفتاب، دلداده به آسمان آبي نيويورک قبل از فاجعه. عکس هايي از خرابه هايي که در دود و غبار، زير چراغ هاي پر نور به صحنه هاي عظيم اپرايي مي ماند که يکي از آثار واگنر را نشان مي دهد. تعداد اين عکس ها را واقعا کسي نمي داند، اما شايد بيش از دو هزار عکس ديوارهاي اين مغازه دو دهنه را از کف تا سقف پوشانده است و دهها عکس هم از سقف آويزان کرده اند. اين عکس ها داستان غم انگيزترين و هولناکترين لحظات عمر يک شهر و يک ملت را بازگو مي کنند که در گذشته اي نه چندان دور اتفاق افتاد و اين محله، محله سوهو، که از زير سايه دراز برج هاي مرکز تجارت بيرون آمده است، هنوز بوي سوختگي مي دهد. اين جا هر عکس در واحد خود، تصويري يگانه از عظمت حادثه است. اين نمايشگاه همچنين اشاره دارد به خود عکس گرفتن، به عنوان يک واکنش انساني در برابر چيزهايي که از درک انسان بيرون است. آقاي دکتر علي بنوعزيزي، استاد روانشناسي، فرهنگ و تاريخ معاصر ايران در دانشگاه بوستون اظهار داشت که اين نخستين بار است که آمريکاييان شاهد حادثه اي مرگبار در سرزمين خود هستند، به خصوص که همه لحظات آن از تلويزيون نمايش داده مي شود و در برابر چشم همگان اتفاق مي افتد. دکتر علي بنوعزيزي (استاد روانشناسي، فرهنگ، و تاريخ معاصر ايران در دانشگاه بوستون): در آمريکا تخمين هايي که الان زده مي شود، بين پنج تا شش ميليون نفر جمعيت مسلمان اين کشور است و بدون شک اکثر جمعيت هيچ نوع ارتباطي با چنين کوششي از طرف اين گروه تروريستي نداشته و نمي تواند داشته باشد. حالا جنبه مثبتش از نظر فرهنگي، که به نظر من قابل تذکر است، اين است که در خيلي از کليساهاي آمريکايي، در خيلي از مراکز دانشگاهي آمريکايي و مراکز فرهنگي، و حتي در بعضي از تظاهراتي که صورت گرفت در شهرهاي مختلف آمريکا، تاکيد هميشه بر اين بود که ما نبايد اجازه دهيم که چنين فاجعه اي موجب اين بشود که ما به گروه هاي مسلمان که در داخل مملکت خودمان زندگي مي کنند، به نگاه عداوت نگاه کنيم. ب.ن: انهدام ساختمان هاي عظيم معمار ژاپني، مينورو ياماساکي، در نيويورک، در اثر حمله تروريستي، باعث برانگيختن علاقه و توجه تازه اي به کارهاي وي شده است. آثار ياماساکي که مانند نگين درخشان جواهر بر چشم انداز شهرها حاکم شده اند، از نو شناخته و ستايش مي شوند. هر چند دو برج از برجسته ترين و فاخرترين نمونه هاي کار او از بين رفت، اما 98 ساختمان ديگر از ياماساکي، در جهان پراکنده است و سادگي شکوهمند هنر او را در زندگي روزمره ده ها شهر تلقين مي کند. ساختمان برج هاي مرکز تجارت جهاني طوري طرح شده بود که ضربه هولناک برخورد هواپيما به بدنه خود را تحمل کرد. اين ساختمان ها وقتي فرو ريختند که ستون ها زير حرارت تاب نياوردند. اما چون ستون ها به تمامي در پوسته ساختمان ها قرار داشتند، ساختمان هاي 110 طبقه عظيم به روي خود و در طول خود فروريختند و به اين ترتيب فروريزش آن ها کمترين آسيب را به ساختمان هاي اطراف رسانيد و به قول معمار آمريکايي، آقاي گراهام ديکنز، يکي از همکاران ياماساکي، مردم درک مي کنند که کيفيت و انديشه اي که در ساختن اين برج ها به کار رفته بود، باعث نجات جان هزاران نفر شد. آقاي ياماساکي 18 سال پيش درگذشت و بخت اين را داشت که حادثه غير قابل تصوري را شاهد نباشد که به نابودي دو ساختار استوار از عظيمترين و مغرورترين ساخته هاي بشريت انجاميد. آقاي دکتر احمد اشرف، استاد جامعه شناسي دانشگاه پرينستون و معاون سردبير دايرةالمعارف ايرانيکا، ابراز نگراني کرد که اين حادثه مي تواند الگويي براي تقليد به دست پيروان متعصب مذاهب و اديان بدهد که عواقب وحشتناکي خواهد داشت. دکتر احمد اشرف (استاد جامعه شناسي دانشگاه پرينستون و معاون سردبير دايرةالمعارف ايرانيکا): اگر وهابي ها و متعصبين مذهبي در پاکستان (صحابه) که تعداد زيادي از شيعيان را کشته اند و مي کشند در پاکستان، و يا طالبان، متعصبين مذهبي طالبان که سني هستند و گرايش ها و تمايلات وهابي دارند و وهابي ها هم به آن ها از لحاظ مالي تاکنون کمک کرده اند، به اين فکر بيافتند که مهمترين بقعه متبرکه عالم تشيع در ايران را، يعني حرم مطهر امام رضا (ع) را با يک چنين برنامه اي از ميان بردارند، چه فاجعه بزرگي براي ايران و معاصر و آثار ديني و تاريخي ما به وجود خواهد آمد؟ سالار عبده (رمان نويس، نيويورک): مسلمانان در آمريکا حرفي که تکرار مي کنند اين است که اين اسلام واقعي نيست. اسلام يک سيستم فکري و يک مذهبي است که آغشته است با Interpretation (تعبير) و تعبير را به اين دليل هر جوري که بخواهيم مي توانيم بکنيم و يک راديکال مي تواند جوري تعبير کند که کفار، کفارند و بي گناه وجود ندارد ميان خودشان و بين خودشان اين اجازه را بدهند که بيايند مثلا World Trade Center و هر جاي ديگري را بزنند و برايشان اصلا زن و بچه فرقي نداشته باشد. ب.ن: صداي آقاي سالار عبده، رمان نويس مقيم نيويورک را مي شنيديد که کتاب او به عنوان The Poet's Game (بازي شاعر) درباره نبرد تروريست هاي اسلامي در نيويورک بعد از 11 سپتامبر، ناياب شد. عليرغم از ميان رفتن برج هاي دوگانه مركز تجارت جهاني نيويورك، در روز 11 سپتامبر دو سال پيش، خاطره اين ساختمان هاي سر به آسمان كشيده، همواره در ذهن مردم و بويژه آنها كه نزديك آن زندگي و يا كار مي كردند، باقي خواهد ماند. ريك برنز، مستندساز امريكايي، شيرين نشاط، عكاس، سالار عبده، رمان نويس. دكتر احمد اشرف، استاد دانشگاه مقيم نيويورك، دكتر علي بنو عزيزي، استاد روانشناسي فرهنگ ايران در دانشگاه بوستون با نگاهي به گذشته به پيامدهاي اين فاجعه مي نگرند.
XS
SM
MD
LG