لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۵۴ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دموکراسي و حقوق بشر راديوفردا: بررسي امکان کمک به توسعه سياسي و گسترش دمکراسي با شرکت در انتخابات آتي مجلس


(rm) صدا |
امير مصدق كاتوزيان (راديو فردا): در ايران روز شنبه وزارت كشور جمهوري اسلامي اعلام كرد با موافقت شوراي نگهبان قانون اساسي، هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، جمعه، يكم اسفندماه سال جاري برگزار خواهد شد. شرايط نامزد شدن در اين انتخابات، در اطلاعيه وزارت كشور، به جز براي اقليتهاي ديني به رسميت شناخته شده در قانون اساسي كه آنها هم طبق اين اطلاعيه بايد در دين خود ثابت العقيده باشند، از جمله اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظامي جمهوري اسلامي، ابراز وفاداري به قانون اساسي و اصل ولايت فقيه اعلام شده است. در ميزگرد اين هفته دموكراسي و حقوق بشر در ايران، ميهمانانمان، آقايان محمد صادق جوادي حصار از گرايش اصلاح طلبان دوم خردادي در مشهد، محمد ملكي از طيف ملي مذهبي در تهران و از واشنگتن، امير حسين گنجبخش از جمهوري خواهان هوادار يك حكومت عرفي و غير مذهبي، از جمله به اين پرسشها مي پردازند كه آيا اعلام شرايطي اينچنين براي نامزدها با دموكراسي سازگاري دارد؟ اگر دارد، چرا و اگرندارد، عليرغم كم و كاستها، آيا شركت در اين انتخابات به توسعه سياسي و گسترش دموكراسي كمكي مي كند؟ اما پيش از اينها، آقاي جوادي حصار، شما لطفا به اين پرسش پاسخ دهيد كه با مروري بر تجربه گذشته انتخابات، حالا چه مجلس و چه شوراها و يا ساير انتخابات، كدام نامزدها شانس بيشتري دارند كدام كمتر، آيا اين مسئله خودش دستخوش تحول شده و يا خواهد شد؟ بفرماييد. محمد صادق جوادي حصار: عموما آنچه كه بيشتر از همه به چشم مي خورد، اين بود كه با برداشتهاي استصوابي يا نظارت استصوابي، افرادي مي توانستند در رقابتهاي انتخاباتي شركت كنند به عنوان كانديدا كه از جانب گروههاي مرجع مثل مثلا شوراي نگهبان، يك امر برايشان محرز شده باشد و آن امر اين است كه آنها حضورشان در مجلس، مخل حضور يا فعاليت گروههاي ديگري مثل طرفداران جريان راست، يا نيست يا آنقدر قوي نيست كه بتواند مخل حركت آنها بشود و در حقيقت سعي در اين بوده است كه تا حد امكان افرادي به مجلس راه پيدا كنند كه چند ويژگي را نداشته باشند. مثلا اشتهاي آنها در يك دوره اي به چپ بودن، يا نيروهاي خط امامي سابق يا نيروهاي اصلاح طلب كنوني. اشتهاي روي اين قضيه نداشته باشند. يا در بين اينها نقش محوري نداشته باشند. مثال عرض مي كنم: در يك دوره اي در همين مجلس شوراي نگهبان، مراجع قانوني كه بايد تاييد صلاحيت مي كردند، آقاي بهزاد نبوي و آقاي محسن آرمين و يا بسياري از نمايندگاني كه الان در مجلس هستند، در يك دوره اي، رد صلاحيت كردند و دريك دوره اي همينها را صلاحيتشان را تاييد كردند. ا. م. ك.: من حالا سئوالم از شما آقاي ملكي اين است كه در انتخابات شوراها، نهم اسفند، اعضاي نهضت آزادي و نهضت ملي مذهبيها، تاييد صلاحيت شدند. آيا تا اينجاي قضيه، تا اينجايي كه وزارت كشور را شما مي بينيد كه اين اطلاعيه را صادر كرده، شما فكر مي كنيد كه اين دور هم مجالي هست براي تاييد صلاحيت ملي مذهبيها يا اينكه فكر مي كنيد كه ممكن است كه اين بار فرق داشته باشد با انتخابات شوراها؟ محمد ملكي: من مسئله را از ديگاه ديگري نگاه مي كنم. بحث اين نيست كه چه كساني را قبول مي كنند، چه كساني را قبول نمي كنند. بحث اين است كه آيا مردم در چنين انتخاباتي شركت خواهند كرد يا نه. من فكر مي كنم كه به طور قطع اگر شرايط به اين صورت باشد و به همين ترتيب كارها پيش برود، در انتخابات دوره هفتم، تعداد شركت كنندگان نه تنها در شهرها، بلكه در بسياري از شهركها و حتي روستاها، بسيار بسيار كمتر از حتي شوراي شهر خواهد بود. به دليل اينكه وقتي مردم آمدند در سال 78 به يك عده از كانديداها كه ادعاي اصلاح طلبي مي كردند و در شرايطي كه رئيس جمهوري اعلام كرد من چون مجلس در اختيار نيست، نمي توانم برنامه ها و شعارهاي خودم را پيش ببرم. مردم براي اينكه اين بهانه را از آقاي خاتمي بگيرند، رفتند و استقبال نسبتا خوبي كردند و به اصلاح طلبان راي دادند. مجلسي تشكيل شد كه بيش از دوسوم آنرا اصلاح طلبان تشكيل مي دادند. براي مردم اين سئوال الان مطرح است كه اين مجلس چه گلي به سر مردم توانست بزند. من اصلا اين بحث را كه شوراي نگهبان جلويش را گرفت، نمي خواهم كنم. چه كار توانست كند؟ اگر شرايط، شرايط قبلي باشد، شرايط دوره ششم باشد، شما ديديد كه تمام نيروهاي اپوزوسيون، چه ملي مذهبيها، چه نهضت آزادي، همه را حذف كردند، به بهانه هاي مختلف. ا . م . ك : ولي در انتخابات شوراها، اعضاي نهضت آزادي و برخي ملي مذهبيها رد صلاحيت نشدند. محمد ملكي: رد صلاحيت نشدند، ولي همانطور كه گفتم مردم ديگر راي ندادند، مردم رد صلاحيت كردند، اصلا مردم به اين نتيجه رسيده بودند كه در نظام ولايي، اصلا انتخابات مفهومي ندارد. ا. م. ك.: آقاي گنجبخش، شما در شرايطي كه آقاي ملكي مي گويند كه اساسا انتخابات براي برخي رفته زير سئوال، به نظر شما آيا مجالي براي توسعه دموكراسي در آن مي بينيد يا نه؟ امير حسين گنجبخش: بله سه نكته را در اينجا مي توان مطرح كرد. يكي اينكه احراز صلاحيت در انتخاباتي كه جمهوري اسلامي برگزار مي كند، بر اساس تفتيش عقايد است، حالا چه وزارت كشور، چه شوراي نگهبان، هردوي اينها معيار شركت در انتخابات يا معيار انتخاب شدن را بر اساس عقايد افراد قرار مي دهند. وزارت كشور كه خواه ناخواه دست اصلاح طلبان است از تسامح بيشتري برخوردار است، شوراي نگهبان كه دست محافظه كاران و سنتگرايان مذهبي است، بسيار سختگير تر است. سختگيري اش تا آنجا پيش مي رود كه نيروهاي خودي مثل اصلاح طلبان را هم در بر مي گيرد و همينطور كه آقاي جوادي حصار توضيح دادند، بر اساس مسئله روز در يك دوره از انتخابات، برخي را رد صلاحيت مي كند و در برخي ديگر از انتخابات، آنها را قبول صلاحيت. پس اگر از اين منظر به اين انتخابات بخواهيم نگاه كنيم، اين كماكان انتخاباتي براي خودي ها است. مسئله دومي كه مطرح مي شود، اين است كه در اين چهارچوب خوديها، آيا مجالي وجود دارد كه اين جمع خوديها بيايد اضافه تر بشود، يعني كساني كه اعلام التزام به جمهوري اسلامي مي كنند، بتوانند در اين انتخابات دور هفتم شركت كنند، يعني نيروهاي ملي مذهبي و نهضت آزادي كه هميشه التزام خودشان را به قانون اساسي اعلام كردند. به نظر من با توجه روندي كه بوجود آمده در سياست سكانداران جمهوري اسلامي يعني شخص آقاي خامنه اي و رفسنجاني، اين بعيد به نظر مي رسد كه اينها حاضر شوند، فضاي مجلس هفتم را از مجلس ششم بزرگتر كنند. چون تجربه اي كه در مجلس ششم بوجود آمده، با وجودي كه اين مجلس تنها نقشي كه ندارد، نقش مقننه است و قانونگذاري و مي دانيم كه اين قوانين در مقابل سد شوراي نگهبان به هيچ نتيجه اي نرسيده، جايي است براي طرح انتقادات بر ضد سكانداران حكومت، بدون اينكه خطر بزرگ زندان و شكنجه همراهش باشد. مثلا نطق اقاي محسن آرمين را اگر يك خبرنگار كند، جايش در انفرادي اوين است، ولي ايشان از مصونيت برخوردار است. پس اگر ما در اين راستا به انتخابات مجلس هفتم نگاه مي كنيم، در اصل شركت در آن چيزي نيست به جز اينكه صداي انتقاد با مصونيت پارلماني همراه شود و اثرات زيادي نداشته باشد. به همين دليل هم همينطور كه آقاي جوادي حصار فرمودند، قصد سكانداران اصلي جمهوري اسلامي اين خواهد بود كه اين صداي انتقاد را در مجلس هفتم خفه كند و نگذارد كه اين صدا بيش از اين مطرح شود. ا. م. ك.: آقاي جوادي حصار، رفتار انتخاباتي مردم در انتخابات مجلس هفتم، مشابه خواهد بود با رفتار انتخاباتيشان در انتخابات شوراها؟ محمد صادق جوادي حصار: در انتخابات شوراها، مردم احساس كردند حالا يا به غلط يا به درست كه حضورشان در انتخابات نتيجه اي ندارد و به فرض اينكه نمايندهد يا نمايندگان مورد نظر خودشان را انتخاب كنند و به شورا ها روانه كنند، نتيجه اي نخواهد داشت. اين انگيزه ها كه باعث عدم شركت مردم در شوراها شد، همچنان به قوت خودشان باقي است. اگر مردم در انتخابات آتي شركت نكنند، عمده دلايلشان از اين دست خواهد بود، نه اينكه آيا مثلا كانديداها با توجه به قوانين موجود مي توانند شركت كنند يا نكنند. در انتخابات شوراها بر خلاف گذشته، گشايش فراواني ديده مي شد، بايد مردم فايده شركت يا عدم شركتشان را بفهمند. ببينند اگر مردم شركت نكردند و مجلس يكدست در اختيار عوامل راست قرار گرفت، چه فايده اي براي مردم دارد. گمان من اين است كه اگر مردم شركت كنند يا نكنند و يك مجلس نسبي درست كنند كه اقلا جريان راست براي انجام مطالبات خودش يا برنامه هاي خودش در مجلس دچار مشكل باشد، يعني مجلس به آن راي ندهد. اين حداقل كاري است كه مي تواند تعادل در جامعه ايجاد كند. در شوراها هم كه ديديم در شهرهاي بزرگ كه مردم شركت نكردند،‌ جريان آن يكدست در اختيار يك طيف خاصي قرار گرفت و كار را از نو شروع كردند در شوراها و اصلا سازمان شهرداريها، برنامه هاي شهرداريها و كلي از مسائل اتفاق افتاده در چهار سال گذشته را دارند يكجوري روي گذشته ها، خط بطلان مي كشند. در مجلس نبايد همچين اتفاقي بيفتد. ا. م. ك.: آقاي ملكي شما فكر مي كنيد كه عدم شركت مردم مي تواند مورد انتقاد قرار بگيرد يا اينكه هركاري كه بكنند، ممكن است كه درست باشد. محمد ملكي: ما يادمان رفته كه آن شوراي شهري كه در دست اصلاح طلبان بود، به چه نتيجه اي رسيد و آخرش به چه افتضاحي منجر شد و اين شورايي كه الان در دست جناح راست است،‌ اينها هم دو تا از بزرگانشان تو گوش همديگر هم زدند. ببينيد من فكر مي كنم كه مشكل ما جاي ديگر است. مشكل اينكه كي انتخاب شود، كي انتخاب نشود، نيست. مشكل اين است كه نظام جمهوري اسلامي از روز اول تلاشش اين بودكه مردم را به عنوان يك ابزاري بكشاند پاي صندوقها و حالا در هر دوره اي به يك ترتيبي اين كار را كرده. با گرفتن فتوي از فقها، واجب دانستن انتخابات، شعارهايي كه هيچكدام عملي نشده، در حالي كه يك مدتي مردم را كشاندند پاي صندوقها، بعد هم اين آخر سر كه مردم از همه چيز مايوس شده بودند، عكس العملشان اين بود كه ما شما را قبول نداريم و به شما راي نمي دهيم. به نظر من اين انتخابات شوراها خيلي معني داشت. اين نيست كه حالا اگر مردم شركت مي كردند، جناح راست موفق نمي شد، جناح چپ مي رفت. اگر چپ مي رفت چه كار مي كرد؟ يعني فرض كنيد اگر در اين انتخابات عده اي از دوستان ما مي رفتند، ملي مذهبيها يا نهضت آزادي، يا اپوزوسيونهاي ديگر، واقعا در شرايط فعلي واقعا چه كاري مي شد انجام داد؟ ما مشكلمان، مشكل زيربنايي است. با اين قوانين، با اين شوراي نگهبان، با اين نظارت استصوابي، مردم پاي صندوقها نخواهند رفت و استقبالي از انتخابات نخواهند كرد، به دليل سابقه گذشته. ا.م.ک: صحبتهاي آقاي ملکي را شنيديد آقاي گنجبخش، واکنش شما. امير حسين گنجبخش: اولا اين نکته را که مي فرماييد بايد در ايران اصلاحات ساختاري بشود، اصلا اميد به آن وجود بيايد در مردم، اين حرف درست است و مسلما من خودم به عنوان يک آدم جمهوريخواه عرفي، به غير از اين فکر نمي کنم. دومين نکته اي هم که مطرح مي کنند در مورد اين که مردم مايوس شده اند و شرکت نکردند در انتخابات، تا اين جا من هم زياد مخالف نيستم. يک خطر بزرگي وجود دارد که خواستم اين را بگويم، آن هم اين است که بدترين چيز در کشورهاي ما، اين قهر سياسي است. يعني اگر ما فرضمان بر اين است که مردم با عدم شرکت در انتخابات نوع مبارزه ديگري، مبارزه مدني ديگري را شروع خواهند کرد، اين هيچ ايرادي ندارد، يعني اين رفتن مرکز ثقل از حکومت به ميان مردم است و آن مسئله زيادي هم نخواهد داشت که شرکت بکنند يا نکنند. ولي اگر اين عدم شرکت به صورت قهر سياسي باشد که ما شرکت نمي کنيم و برايمان هم مهم نيست چه اتفاقي مي افتد، اين بد است و همينطور هم که در مورد شوراها ديديم، اين دقيقا باعث مي شود که آن جناح اقتدارگرا از فرصت استفاده بکند و به هر حال اين نهادها را بگيرند. در اين مجموعه است که مسئله شرکت يا عدم شرکت مطرح مي شود. اگر جايي را به کسي مي دهند يا جايي را از کسي مي گيرند، جايگزين اين محل چه خواهد بود؟ آيا اگر شوراي شهر از دست اصلاح طلبان بيرون بيايد، آيا نيروهاي مترقي تر جايش را مي گيرند يا آن نيروهاي غير مترقي؟ ا.م.ک: آقاي ملکي، آقاي گنجبخش مي گويند که اگر مردم شرکت نکنند و بگويند که برايمان مهم نيست به وضعيت ياس يا قهر ممکن است کشيده بشود، شما نظرتان درباره اين اظهار نظر ايشان چيست؟ محمد ملكي: ببينيد، من معتقدم که اولا راجع به اين قهر که مي فرمايند، قهر هميشه بد نيست. ما قهر مقدس داريم. اگر خاطرتان باشد آقايان که الان در راس کارها هستند و امور را در دست دارند، همه اش صحبت از قهر مقدس مي کردند، عدم شرکت مردم در انتخابات مي کردند، ندادن ماليات مي کردند... درست شد؟ بنابراين اين اگر منجر به قهر هم بشود، به نظر من اين يک قهر مقدسي است که مردم رابطه خودشان را با حاکميت قطع مي کنند. من يک نکته اي را مي خواهم به اين دوستانم عرض بکنم و آن اين است که به نظر من مردم اصلا الان در مورد اصل نظام ولايت فقيه بحث دارند، حرف دارند که گاهي به صورت هاي مختلف اين مطرح مي شود مي شود از طرف دانشجويان و نيروهاي مختلف که آقا، بياييد بعد از 25 سال اصل نظام را به رفراندوم بگذاريم، به راي مردم بگذاريد، ببينيد مردم اين نظام را مي پسندند، مي پذيرند، يا نه؟ مشکل در اين جا هست که ما يک سري بحث مي کنيم روي اين که دموکراسي چه مي شود و اين ها ... اگر موضوع اصل نظام حل شد براي مردم، بقيه مسائل هم حل مي شود. ولي اگر اصل نظام حل نشود، اين قهر (حالا مقدس باشد يا نامقدس باشد)، روز به روز زيادتر مي شود، مردم دچار انفعال مي شوند، جوان ها دچار آن وضعي مي شوند که متاسفانه امروز شاهدش هستيم، پناه بردن به اعتياد، سرخوردگي... نتيجه خلاصه آن مي شود که امروز از زبان آقاي حجاريان، که خودش از استراتژيست هاي تئوري اصلاحات است، مي خوانيم و در روزنامه ها مي بينيم که تيتر درشت مي زنند: «اصلاحات مرد!». البته بعدش هم مي فرمايند که احياي اصلاحات، حالا آن بحث بعدي است. ا.م.ک: خيلي خوب. آقاي جوادي حصار، آيا تا قبل از اين که اصل نظام به رفراندوم گذاشته شود، مي شود اصلا در مورد مثلا اطلاعيه وزارت کشور در مورد انتخابات مجلس صحبتي کرد يا اميدواري داشت به عنوان قدمي براي پيشرفت؟ محمد صادق جوادي حصار: ببينيد، ما اگر بخواهيم به صورت کلام به موضوع نگاه کنيم، تجربه نشان داده است که جريان راست از عدم شرکت مردم در انتخابات نه که ناخشنود نيست، بلکه خيلي هم خرسند است، چون شرکت ميليوني و پر حجم مردم سرنوشت انتخابات را به سمتي مي برد که در انحصار يک جريان قرارش نمي دهد. ولي هرچقدر کمرنگتر شود، اتفاقا برآورنده حاجات جريان انحصارطلب و جريانات متمايل به راست در کشور است. چون آن ها يک اقليت هماهنگ و همسو براي خوشان رقم زده اند، 10 درصد 15 درصدي از آرا را به صورت فشرده براي خودشان نگه داشته اند، 15-10 درصد را هم توي همين جريان ها بالاخره جمع خواهند کرد. با 20 درصد يا 25 درصد از کل آراء ماخوذه، اين ها هميشه اگر مردم شرکت نکنند، برنده ميدان هستند. مجلسي که شکل بگيرد با مثلا 10 درصد يا 20 درصد يا 25 درصد آراء واجدين شرايط، که از اين 25 درصد شرکت کننده مثلا 75 درصد آراء شرکت کنندگان مال جناح راست باشد، آن مجلس با حداقل، حداکثر مطالباتش را به دست آورده است، شکل قانوني هم دارد، دنبال کار خودش هم هست، مردم هم حالا تا چهار سال ديگر بايد بروند و دنبال کنند که چگونه اين کاري که شده است را رتق و فتقش کنند. يک مسئله وجود دارد و آن اين که بدون تعارف بايد بگوييم که مردم اگر در پي اين هستند که با عدم شرکت خودشان کليت اين نظام و مشکلاتي که از عدم شرکت مردم به وجود مي آيد، نظام را جايي برساند که برگردد و بگويد که خيلي خوب، حالا مشکلات ناشي از عدم حضور شما باعث شده که مثلا ما به اين جا برسيم. حالا مي خواهيم عقب گرد کنيم، برگرديم، زمام امور را بسپاريم دست شما و هرچه شما بگوييد درست است، من در جريان راست نمي بينم چنين چيزي را. جريان راست در کشور ما از عدم شرکت مردم خوشحالتر است، بنابراين مردم اگر شرکت نکنند، در حقيقت کمک مي کنند به جريان اقتدارگرا و انحصارطلب. حالا بايد ببينند فايده عدم شرکت آنان آن قدر هست که شرکت نکنند؟ اگر هست شرکت نکنند و اگر همه جامعه، از نخبگان جامعه گرفته تا متن جامعه به اين نتيجه رسيدند که شرکت نکردنشان به نفع است، حتما انتخاب درستي کرده اند. ولي من اميدوارم که نتيجه آن نباشد که جناح راست را خيلي خوشحال کند. ا.م.ک: آقاي ملکي، آقاي جوادي حصار مي گويند که اين چيزي که ايده آل شما است، نخواهد شد و با ندادن راي در انتخابات، ممکن است که به آن نتيجه نرسيم. محمد ملكي: من متوجه هستم. اصلا من مي گويم وقتي که مردم مي بينند که جناح راست در شوراي شهر با سه درصد راي مردم ... آخر اين ها چکار مي توانند بکنند؟ واقعا شورايي که حداکثر با 3 درصد راي مردم آن جا نشسته است، اين وجدانا خودش فکر نمي کند که من نماينده که هستم. نماينده مجلس هم همين طور است، در هر حال بايد مردم يک عکس العملي نشان بدهند. بله، کار مشکلي است، دستگاه هم به هيچ وجه زير بار نمي رود. همه اين ها را بنده مي دانم، آن چيزي هم که پيش مي آيد مي دانم. اما بايد روي اين مسئله کار کرد، بايد به حاکميت حالي کرد که بابا، شما که دم از مردم مي زنيد، شما که هميشه اين شعار بزرگ آقاي خميني را تاييد مي کنيد که ميزان راي مردم است، بياييد يک بار دو مرتبه بعد از 25 سال، به اين مردم مراجعه کنيد و بگوييد: آقا، راي شما چه هست؟ مثلا فرض کنيد در آن مجالسي که راست اکثريت را داشت، چه گلي به سر اين مردم زدند و در اين دوره اي که اصلاحاتي اکثريت را داشت، باز چه کردنده اند که در دوره آينده بگوييم باز راست مي شود يا چپ مي شود يا اصلاحي مي شود؟ من باز هم تکرار مي کنم، مشکل اين مملکت مشکل ريشه اي است. تا ما به اين ريشه نپردازيم، اين مسائل و اين انتخابات ها نمي تواند مشکل اين مملکت را حل بکند و مشکل مملکت هم به جايي رسيده است که واقعا استقلال و آزادي و تماميت ارضي مملکت در خطر است و هر روز از سوي بيگانگان دارد بيشتر تهديد مي شود و ما هرچه در اين کار تاخير بکنيم، اين مملکت ضرر بيشتري خواهد ديد. اين نظر بنده است در مورد کل اين جريانات انتخابات. ا.م.ک: پس اين را به عنوان جمعبندي شما مي پذيريم و حالا از آقاي گنجبخش مي خواهم که جمعبندي خوشان را ارائه بدهند. امير حسين گنجبخش: اولا اين که از الان ما تصميم بگيريم در انتخابات شش ماه آينده شركت مي کنيم يا نمي کنيم، به نظر من زود است. اين طور فرم هاي ايدئولوژيک را بايد کنار بگذاريم. بايد ببينيم روند مسائل چگونه پيش مي رود و قبل از انتخابات يک ماه، دو ماه ما خارج نشينان که مسلما در ان انتخابات نقشي نخواهيم داشت، اين نظرمان را بياييم اعلام بکنيم که بگوييم در اطراف شرايط موجود آيا بهتر اين است که شرکت بکنيم يا نکنيم. در سياست هم راه ايده آل وجود ندارد. کساني که اين جوري فکر مي کنند و حالت هاي آرماني و عرفاني مي دهند به سياست، عملا به جايي نمي رسند، نمونه اش خود جمهوري اسلامي. سومين نکته اين که اين چيزهايي که مردم مي گويند، لزوما لازم نيست تکرار بکنيم، تحليل خودمان را مي دهيم. اگر امروز مردم ايران به اين نتيجه رسيده باشند که که آمريکا بايد به ايران حمله بکند، همان طور که در کوي و برزن هم صحبتش است، اين دليل نشد بنده هم از آن بيايم و پشتيباني بکنم. مسئله اي که براي من اساسي است، اين است. ما عملي نکنيم که با تقويت جناح راست، به سياست سرکوبش بيايد کمک بکند. حالا اگر لازم است که در انتخابات شرکت بکنيم که اين کار نشود، يا شرکت نکنيم که اين کار نشود، آن معيار حرکت من است. چون من روند تغيير و تحولات سياسي را در ايران به اين صورت مي بينم که سکان داران حکومت به اين نتيجه رسيده اند که حکومت را يک دست بکنند و سياست سرکوب را در داخل ايران پيش ببرند، بعد سياست سازش را در خارج از ايران براي آرام کردن حملات احتمالي آمريکا. اگر اين سياست است، روش و رفتار ما بايد جوري باشد که اين اتفاق نيافتد. اين که آقاي ملکي مي فرمايند که اين سيستم حکومتي جمهوري اسلامي يک سيستم ناپايدار، متناقض، و غير دموکراتيک است و بايد روزي به آن پرداخت، در اين مسئله ترديدي وجود ندارد و ما جمهوريخواهان هم در خارج از کشور به اين نتيجه مدتهاست که رسيده ايم و معتقديم که ما محتاج جمهوري عرفي هستيم. ولي امر سياست، امر ديگري است که مسائل روزمره و اتفاقاتي را که هر لحظه جلوي پاي ما مي آيند، آن ها را بتوانيم بررسي بکنيم و راه حل هاي Optimum (بهينه) را پيدا بکينم، نه راه حل هاي شعاري و ايده آل. ا.م.ک.: آقاي جوادي حصار، جمعبندي شما. محمد صادق جوادي حصار: امور نسبي هستند، يعني مردم ممکن است در يک مقطعي ممکن است به يک چيزي بيشتر اقبال نشان بدهند وبه يک امري يک وقتي روي بياورند و يک وقتي هم روي برگردانند. ما به عنوان افرادي که وظيفه داريم آن چه را که به ذهنمان مي رسد و مصلحت جامعه در آن است، مطرح کنيم، به اطلاع عموم برسانيم، ولي تصميم نهايي با خود مردم است. حالا اگر مردم احساس مي کنند که عدم شرکتشان در انتخابات با همين بحث هايي که مطرح است باز هم بهتر است از اين که شرکت بکنند، مي توانند شرکت نکنند. ولي بايد بسنجند که يک مجلس ميانه که حداقل نصفي راست بودند و نصفي چپ، نصفي اصلاح طلب و نصفي هم ...، اصلا نصفي مردمي و نصفي هم متعلق به جناح هاي مقابل مردم و اقتدارگرا، اين به نفع جامعه است يا اين که مجلس يک دستي که هر چيزي را که بخواهد رنگ قانوني هم بدهد، راحت بتواند از همين گذرگاه قانوني به آن رنگ قانوني بدهد و فردا مردم براي تغيير آن با کلي مشکل روبرو شوند. اين که کدام يک به نفع جامعه و به نفع مردم است، نهايتا خود مردم بايد انتخاب کنند، ولي از سر آگاهي و اطلاعات داده شده. مردم اطلاعاتشان را به دست بياورند و خودشان نهايتا تصميم بگيرند چه کار مي کنند. من توصيه شخصي خودم اين است که مردم کا از عدم مشارکت آب مي ريزند به آسياب جرياني که هميشه مي خواسته مردم از صحنه بروند بيرون. ا.م.ک: آقاي ملکي، نکته آخري، چيزي ... محمد ملكي: من که يک مرتبه جمع بندي هايم را کردم. اين شعار نيست، يک واقعيت است. من که در ايران هستم، با نيروهاي مردمي و دانشجويان تيپ هاي مختلف، تماس دارم، آن چه احساس مي کنم مردم اصولا از وضع موجود بسيار ناراضي هستند و وضع موجود را قبول ندارند. من هم مي دانم که تمام برنامه هاي با همه تلاش هايي که ما مي کنيم و با تمام صحبت هايي که مي شود و بحث هايي که مي شود، برنامه آقاياني است که در آينده منتظر رئيس جمهوري اند که به دست جناح راست بيافتد و يک دست بشوند و آن ها فشارها را بيشتر بکنند و ... ولي من فکر نمي کنم در دنياي فعلي ديگر هيچ نظامي بتواند آن خشونت ها و آن استبداد ها و آن ديکتاتوري هايي را که در گذشته رايج بود، ادامه دهد. بنابراين ديگر مسئله را ما چرا به نظر من سطحي نگاه مي کنيم؟ مردم الان صحبتشان اين است که آقا، اين نظام نتوانسته است در عرض 25 سال نه تنها مشکلات مملکت را حل بکند، بلکه مشکلات را روز به روز افزايش داده است. دموکراسي مگر در اين مملکت وجود دارد؟ ما در انتخابات وقتي راي مي دهيم، شوراي نگهبان يک ليستي تهيه مي کند خودش، از يک فيلتري مي گذراند، بعد مي گويد به اين ها راي بدهيد. مگر بنده به عنوان يک شهروند ايراني آزاد هستم به هر کسي که دلم مي خواهد راي بدهم؟ از اول انقلاب انتخابات اين جوري بوده است. ا.م.ک: انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در ايران. با سپاس از ميهمانان اين هفته ميزگرد دموکراسي و حقوق بشر در ايران و با سپاس از شما شنوندگان راديو فردا. در ايران روز شنبه وزارت كشور جمهوري اسلامي اعلام كرد با موافقت شوراي نگهبان قانون اساسي، هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، جمعه، يكم اسفندماه سال جاري برگزار خواهد شد. شرايط نامزد شدن در اين انتخابات، در اطلاعيه وزارت كشور، به جز براي اقليتهاي ديني به رسميت شناخته شده در قانون اساسي كه آنها هم طبق اين اطلاعيه بايد در دين خود ثابت العقيده باشند، از جمله اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظامي جمهوري اسلامي، ابراز وفاداري به قانون اساسي و اصل ولايت فقيه اعلام شده است. در ميزگرد اين هفته دموكراسي و حقوق بشر در ايران، محمد صادق جوادي حصار از گرايش اصلاح طلبان دوم خردادي در مشهد، محمد ملكي از طيف ملي مذهبي در تهران و امير حسين گنجبخش از جمهوري خواهان هوادار يك حكومت عرفي و غير مذهبي، از واشنگتن، از جمله به اين پرسشها مي پردازند كه آيا اعلام شرايطي اينچنين براي نامزدها با دموكراسي سازگاري دارد، و عليرغم كم و كاستها، آيا شركت در اين انتخابات به توسعه سياسي و گسترش دموكراسي كمكي مي كند.
XS
SM
MD
LG