لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۰۸ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه هاي امروز ايران


(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): روزنامه شرق در مقاله اي از آقاي محمدرضا تاجيک، مشاور رئيس جمهوري اسلامي، مي نويسد جريان چهارمي که وي آن را لمپنيسم توصيف مي کند، بعد از جريان سوم در ايران ظهور مي کند. آقاي تاجيک مينويسد: در اين شرايط که از يکسو دو بازيگر اصلي و رسمي امکان و مقبوليت بازيگري ندارند و از جانب ديگر، جريان سوم هم که بتواند مانيفست مشخص و عملي براي زندگي روزانه مردم داشته باشد و چهره هاي ورشکسته سياسي دو جريان ديگر در آن مسلط نباشند، استعداد تولد ندارد، بايد در انتظار ظهور جريان چهارمي باشيم که نشان از لمپنيسم را با خود دارد. نويسنده مقاله در بخش ديگري مينويسد: در چنين شرايطي، بستري مهيا براي تولد و رشد و تکثير گروه هاي لمپن فراهم شده است که مي توانند در قالب هاي متنوعي مانند رنجبران ژنده پوش، يا سياهي لشگرهاي جريان هاي فاشيستي و ارتجاعي تعريف شوند. در همين روزنامه، آقاي حسين شاه حسيني درمصاحبه اي به تاريخچه لمپنيسم ميپردازد در مطلبي که به وام از تکه کلام رهبران جمهوري اسلامي «حاضر در صحنه» اسم گذاري شده است. وي ميگويد پديده لمپنها در ايران بعداز شهريور 1320 به وجود آمد و گروههاي سياسي مثل حزب توده و حزب دمکرات ايران سعي داشتند با جذب افرادي از ميان مردم در مواقعي که احتياج به برگزاري تظاهرات داشتند، از آنها استفاده کنند. روزنامه رسالت در مقاله اي از آقاي محمد مهدي انصاري مينويسد: «فضاي سياسي کشور از آسيب هاي جدي و ضد دمکراتيک رنج مي برد. رگه هائي از راديکاليسم، فرصت طلبي، سياست زدگي همه امور، رقابت غيرقانونمند، نگرش حذفي و سلبي فعالان سياسي به يکديگر، ضعف مباني تئوريک هردوجناح سياسي در اقناع هواداران يا اقناع لايه هاي افکار عمومي، عرصه را بر هرگونه اعتدال و تعامل منطقي تنگ ميسازند و انشعاب، انحصارطلبي و رقابتهاي سودجويانه و فرصت طلبانه، آنچنان معادلات را بر هم ميريزد که ديگر ائتلاف يا زدو بندها هم در ميان تندروها با احتياط و دورانديشي صورت ميگيرد. نويسنده رسالت معتقد است که يک جريان افراطي در جبهه دوم خرداد با ايده فروپاشي نظام ار درون، انسداد سياسي و خروج از حاکميت قدم به ميدان گذاشت که از نظر اين نويسنده، باعث شد مردم از اصلاحات و توسعه سياسي و شعارهاي اين چنان و آنچناني، زده شده اند. روزنامه خراسان در يادداشت امروز خود ابتدا چند عنوان خبري ميآورد نظير اينکه 50 درصد از ثروت کشور در اختيار 20 درصد افراد جامعه قرار دارد، يا برخي شکم عائله خودرا با نان و رب پر مي کنند يا اينکه عده اي در حدود 5 هزار نفر چنان ثروتهائي دارند که به اندازه بانک مرکزي ميتوانند درچانه زني مالي شرکت کنند. روزنامه خراسان آنگاه مينويسد: «اگر اين مسائل شايعه و دروغ است، چرا قوه قضائيه و ماموران انتظامي با دروغپردازان و شايعه سازان برخورد نميکنند و اما اگر اين خبرها حقيقت دارد، چرا کمتر ميشنويم که فلان بن فلان را به جرم کسب ثروتهاي نامشروع و استفاده از رانتهاي کذا و کذا به عدالتخانه برده اند و آنچنان که بايد به سزاي عملش رسانده اند؟ چرا مسئولان خريدهاي بي حساب و و کتاب و خارج کنندگان ارز و سرمايه مملکت را که يا فن آوريهاي از رده خارج يا تجهيزات غيرقابل استفاده را وارد کشور مي کنند و بيت المال مسلمين را به انحاي گوناگون هدر مي دهند را به محکمه نمي کشانند؟ روزنامه شرق مي نويسد: در اين شرايط که از يکسو دو بازيگر اصلي و رسمي امکان و مقبوليت بازيگري ندارند و از جانب ديگر، جريان سوم هم که بتواند مانيفست مشخص و عملي براي زندگي روزانه مردم داشته باشد و چهره هاي ورشکسته سياسي دو جريان ديگر در آن مسلط نباشند، استعداد تولد ندارد، بايد در انتظار ظهور جريان چهارمي باشيم که نشان از لمپنيسم را با خود دارد. روزنامه رسالت مينويسد: «فضاي سياسي کشور از آسيب هاي جدي و ضد دمکراتيک رنج مي برد». روزنامه خراسان پس از اشاره به اينكه 50 درصد از ثروت کشور در اختيار 20 درصد افراد جامعه قرار دارد، يا برخي شکم عائله خودرا با نان و رب پر مي کنند، مينويسد: «اگر اين مسائل شايعه و دروغ است، چرا قوه قضائيه و ماموران انتظامي با دروغپردازان و شايعه سازان برخورد نميکنند؟
XS
SM
MD
LG