لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۵۴ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

بررسي روزنامه هاي امروز ايران: ضعف دولت اصلاحات، رواج فرديت گرائي در دوران اصلاحات و آلودگي تهران به زباله


(rm) صدا |
بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): روزنامه «مردمسالاري» در مطلبي از آقاي محمدحاجي‌زاده‌ پيوند، مي نويسد اصلاحات مردني نيست ولي بنا به انگيزه هاي متعدد، به ناچار حرکت آن کند شد و مجبور شد در پيله‌اي موقت به زندگي آرام خود ادامه دهد. نويسنده روزنامه مردمسالاري پيش بيني مي‌کند که درخت اصلاحات در آينده جوانه خواهد زد اما مي‌نويسد از جمله مشکلاتي که اصلاحات با آن روبرو بود يکي اين بودکه دولتمردان ظرفيت اصلاحات را نداشتند. وي مي‌افزايد بعد ازانقلاب، در ادبيات گفتاري و نوشتاري ما از اصلاحات و واژه‌هاي نوين استفاده مي‌شود ولي در عمل ما هنوز در بست در اختيار برخي سنت هاي غيرضروري هستيم. نويسنده دليل ديگر کند شدن روند اصلاحات را چند صدائي بودن جامعه ايران مي‌داند و مي‌نويسد: درچنين جامعه اي که اکثريت قدرت در دست سنت گرايان است، قد کشيدن اصلاحات زياد ساده نيست. نويسنده مردمسالاري آنچه در ايران «استفاده ابزاري از دين» اصطلاح مي‌شود را عامل ديگر مانع اصلاحات مي‌داند و مي‌نويسد دولت اصلاحات به علت رفتار نوگرايانه از همان ابتدا متهم شد به عبور از دين. نويسنده مردمسالاري همچنين مي‌افزايد دولت اصلاحات در اثر فشارها فرصتي براي رسيدن به مردم و پرداختن به اصلاحات پيدا نکرد. نويسنده مردمسالاري در بررسي خود از ضعف اصلاحات مي‌نويسد: «مهم ترين عاملي که باعث شده چهره اصلاحات درهم برود و مستمسکي گرديد براي تبليغات مخالفان، وضعيت نابسامان اقتصادي، بيکاري، فقر و گراني و تورم و فساد و فقر و فحشا و دزدي و کلاهبرداري و ناامني و اعتياد و نمونه هاي ديگر آن بود که همه اينها ريشه در دولت هاي گذشته داشتند و نمودشان در دولت اصلاحات روي داد. روزنامه رسالت در مطلبي از آقاي حامد دهخدا، عصر اصلاحات را دوران شکل گيري فرديت انسان طبقه متوسط شهري مي‌داند و هشدار مي‌دهد که به اين ترتيب، انديشه عدالت عمومي از بين مي‌رود و افراد مقهور رسانه‌هاي گروهي مي‌شوند. رسالت، مي‌نويسد: در دوران اصلاحات، اين انسان، يعني انسان شهري در جامعه ايراني، فرا گرفت تا به خود به عنوان يک عنصر يکه، متمايز و داراي تمايلات و خواست‌هاي خاص که مجازا به آنها حق گفته مي‌شود، بنگرد و عمده همٌ خود را مصروف برآوردن نيازها و تمايلات و خواست‌هاي شخصي خويش بنمايد. نويسنده روزنامه رسالت مي‌افزايد: «عصر اصلاحات، باورها و احساس مسئوليت هاي اخلاقي کسي را به طور مستقيم به چالش نمي‌خواند.» نويسنده رسالت نتيجه مي‌گيرد که: «به همين دليل است که ميزان رضايت از زندگي اجتماعي در چنين جامعه‌اي نازل است و مفهوم عدالت دقيقا به يک مطالبه فردي تبديل مي‌شود... و از اين چشم انداز، انسان تنها در آزادي، آزادي بيان، آزادي عمل، و آزادي شهوت مي‌تواند به سان يک انسان زندگي کند. روزنامه «انتخاب» درمقاله‌اي از آقاي حميد اسلامي، مي‌نويسد: جمع‌آوري ناقص و نامناسب زباله و آلودگي خيابان‌ها و همزيستي با حيوان موذي و آلوده‌اي چون موش، و در يک کلام، نمود پيدا کردن شهري گند گرفته، تمام فعاليت هاي مثبت شهرداري را از چشم شهروندان پنهان نگه مي‌دارد. نويسنده روزنامه «انتخاب» به شهرداري توصيه مي‌کنند که در پيمانکاران جمع‌آوري زباله، تجديد نظر کند و مي‌نويسد: اين پيمانکاراني که قرارداد حمل و نقل زباله ورفت و روب شهري را بيش از ده سال است در انحصار خود دارند، از لغو قرارداد خود نگران نيستند زيرا به خاطر وابستگي هاي خانوادگي و گروهي با مديران قبلي شهرداري تهران، شيوه اداره شهر را به روش‌هاي گذشته بيشتر مي‌پسندند و تمايلي به همکاري با مديران تازه شهرداري ندارند. روزنامه «مردمسالاري» در مطلبي از آقاي محمدحاجي‌زاده‌ پيوند، مي نويسد اصلاحات مردني نيست ولي بنا به انگيزه هاي متعدد، به ناچار حرکت آن کند شد و مجبور شد در پيله‌اي موقت به زندگي آرام خود ادامه دهد. روزنامه رسالت در مطلبي از آقاي حامد دهخدا، عصر اصلاحات را دوران شکل گيري فرديت انسان طبقه متوسط شهري مي‌داند و هشدار مي‌دهد که به اين ترتيب، انديشه عدالت عمومي از بين مي‌رود و افراد مقهور رسانه‌هاي گروهي مي‌شوند. روزنامه «انتخاب» درمقاله‌اي از آقاي حميد اسلامي، مي‌نويسد: جمع‌آوري ناقص و نامناسب زباله و آلودگي خيابان‌ها و همزيستي با حيوان موذي و آلوده‌اي چون موش، و در يک کلام، نمود پيدا کردن شهري گند گرفته، تمام فعاليت هاي مثبت شهرداري را از چشم شهروندان پنهان نگه مي‌دارد.
XS
SM
MD
LG