لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۲۴ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: تاثير اعطاي جايزه صلح نوبل به يک زن ايراني بر روند حقوق بشر و دمکراسي در ايران


(rm) صدا |
مريم احمدي (راديو فردا): ميهمانان اين هفته ميزگرد دموكراسي و حقوق بشر، دكتر محمد حسين آغاسي در تهران، دكتر عبدالكريم لاهيجي در پاريس و دكتر عباس ميلاني در كاليفرنيا. بيش از يك هفته از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي مي گذرد. پس از اعطاي پيامهاي تبريك و واكنشهاي اوليه و با هضم و جذب و اين خبر، بحثها و پرسشهاي جديتري در رابطه با حقوق بشر، مدافعان حقوق بشر، تعامل حقوق بشر و سياست و تاثير اعطاي جايزه صلح به يك زن ايراني بر روند حقوق بشر و دموكراسي در ايران مطرح شده. گرچه طول اين برنامه، مجال پرداختن به همه اين پرسشها را نمي دهد، مي كوشيم مسائل اساسي را با سه صاحبنظري كه ميهمان برنامه ما هستند، در ميان بگذاريم. ابتدا ببينيم از ديد اين صاحبنظران كدام جنبه اين مساله مهمتر جلوه مي كند. عبدالكريم لاهيجي: به اعتقاد من اين موضوع را بايد از زاويه هاي گوناگون بررسي كرد، نخست در ارتباط با كشور. به ياد بياوريم كه براي نخستين بار كشور ايران داراي جايزه نوبل شده به طور كلي و بر خلاف آن چيزي كه حسودان يا جاهلان مي گويند، به اعتقاد من مقام و موقعيت جايزه صلح نوبل به هيچ وجه قابل مقايسه با جايزه هاي نوبل ديگر نيست، وقتي كه در صدر برندگان نوبل صحبت مي كنند، صحبت ماندلاها هست، صحبت مارتين لوتر کينگ ها هست، صحبت ساخارفها هست، در صورتيكه شايد ميليونها و شايد بيشتر، ميلياردها مردم ندانند كه جايزه فيزيك يا شيمي و حتي ادبيات را، حالا بگذريم از چند نمونه شناخته شده در جهان، اين است كه من فكر مي كنم اين افتخار بسيار بزرگي است براي ايران، كشور ايران، ملت ايران كه ما متاسفانه آنچنان كه در طي اين دو دهه بوده، فقط به اعتبار كشور سنگسار، كشوري كه با توسري، روسري سر زن مي كنند، كشوري كه مجازات عهد عتيق هنوز در آن وجود دارد، كشوري كه متاسفانه هميشه بزرگترين آمار اعدام در آن وجود دارد، كشوري كه متهم به تروريست دولتي است، اينطور اعتبار و اشتهار جهاني نداشته باشد. اين است كه من به عنوان يك مدافع حقوق بشر با بيش از 35 سال فعاليت، از اين نظر به خودم مي بالم كه بالاخره در پرتوي فعاليتهاي يك مدافع حقوق بشر، آنهم يك زن ايراني، ما توانستيم به چنين مقام، حيثيت و اعتبار بين المللي برسيم. دوم از نظر بازتابهايي است كه در داخل كشور است، من فكر مي كنم كه اين جايزه بزرگترين پيام شهامت، شجاعت، همبستگي براي ملت ايران و در صدر آنها براي مدافعان حقوق بشر است. بازتاب سومش فكر مي كنم در گفته خود شيرين عبادي به هنگام ورودش به تهران نهفته است كه گفت اين جايزه صلح، جايزه مبارزه ملت ايران در راه تحقق دموكراسي و حقوق بشر است كه اميدوارم طي ماهها و سالهاي آينده شاهد آن باشيم و اميدوارم كه همان نتايجي كه اعطاي جايزه صلح نوبل به لخ والسا در لهستان داشت، به ساخارف در اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي داشت و به دسمون توتو در آفريقاي جنوبي داشت كه بعد خوشبختانه ماندلا هم به آن پيوست، اميدوارم يك همچين آينده نه چندان دوري در انتظار ملت ايران در راه تحقق دموكراسي و حقوق بشر باشد. م . ا : آقاي ميلاني شما در اين مورد چه نظري داريد؟ عباس ميلاني: من به گمانم يكي از جالبترين برخوردهايي كه در داخل به اين مساله شد و دقيقا چند و چون اين برخورد نشان مي داد كه چقدر اهميت دارد كه خانم عبادي اين جايزه را بردند و چقدر حقوق بشر در ايران كماكان محتاج است، حرفهايي است كه آقاي خاتمي زدند. من برايم نظرات ايشان در اين زمينه به راستي حيرت آور بود. در دوجنبه، يكي اينكه براي من كاملا قابل انتظار بود كه كساني كه در جناح راست و جناح سركوبگر اين رژيم قرار دارند، طبعا اين را بر نتابند و به خشم بيايند و به آن حمله كنند و آن را بخشي از توطئه بدانند. آنها همه اتفاقات جهان را از نظر توطئه مي دانند. ولي وقتي كه آقاي خاتمي اگر ترجمه اي كه من از روزنامه هاي انگليسي از حرفشان خواندم درست باشد، فرمودند كه جايزه صلح اهميت چنداني ندارد و بعد فرمودند كه خانم عبادي بايد مواظب حرفهايشان باشند، اين از دو جنبه واقعا براي من شگفت انگيز بود، يكي اينكه همانطور كه آقاي لاهيجي به فصاحت فرمودند، جايزه نوبل به مراتب از هر جايزه ديگري داراي اهميت بيشتري است، براي روحاني كه سالها است صحبت از ضرورت واگذاشتن جنبه هاي مادي جهان مي كند، آنهم از روحاني كه سالها است صحبت از برگرفتن جنبه هاي معنوي مي كند، يك چنين شخصي بيايد و بگويد كه جايزه نوبل در مقابل جايزه هاي ديگر بي ارزش است، به گمان من به راستي شگفت انگيز است و سواي شگفت انگيزي نشان مي دهد كه چقدر حقوق بشر در ايران كماكان محتاج است و چقدر خانم عبادي، آقاي لاهيجي، آقاي زرافشان، خانم كار، كساني كه 25 سال در اين قضيه مبارزه كردند، جانشان را گذاشتند، وقتشان را گذاشتند، واقعا ملت را وام دار خودشان كردند و دقيقا اهميت و ابعاد كار اينها است كه در سطح بين المللي شناخته شده و همانطوري كه خود خانم عبادي فرمودند، در نهايت فروتني، يعني به نظر من اين جايزه همان قدر براي زرافشانها است كه براي خانم عباديست، همان قدر براي لاهيجي ها است كه براي خانم عبادي است. ايشان سنبل اين قضيه هستند. جنبه دومي كه حيرت آور بود در حرف آقاي خاتمي، دوباره اگر ترجمه اش درست باشد، اين است كه در كلام ايشان نوعي تهديد وجود داشت و اين كه آدم فكر كند كسي كه در سطح بين المللي جايزه صلح را دريافت كرده و در سطح جهاني مورد اعتماد مردم جهان قرار دارد، كماكان محتاج قيم است، كماكان محتاج اين است كه كسي برايش تعيين تكليف كند، دوباره به نظر من نشان مي دهد كه چقدر حقوق بشر در ايران كماكان محتاج كار است و چقدر وجود شخصيتهايي چون خانم عبادي به ما اميد مي دهد كه اين مبارزه، گرچه كار فراواني در پيش است، به سرمنزل مقصود خواهد رسيد. م . ا : آقاي آغاسي، شما كه در داخل ايران هستيد چه نظري داريد. محمد حسين آغاسي : من ضمن تاييد مطالب آقاي دكتر ميلاني و گله‌گي كه از رياست محترم جمهوري داشتم كه توسط بسياري از حاميان آقاي خاتمي هم اين مطرح شده، مي خواهم اين را اضافه كنم كه به هر حال ما ديديم كه دفتر رياست جمهوري با سانسور آن مطالبي كه خوشايند افكار عمومي نبود، در واقع به نحوي اين سخن را پس گرفتند. دريافت جايزه صلح نوبل درست مثل سنگي كه در بركه آب آرامي فرو افتاده و پس لرزه و موجهايي را در اين آب ايجاد كرده و به سواحل اين بركه هم رسانده، اين اثر را در افكار عمومي و در جامعه آرامي كه پس از سركوبي جنبش دانشجويي در ايران ايجاد شد، بوجود آورده و بسياري از مردم سئوال مي كنند كه اين حقوق بشر چيست؟ اين اعلاميه اي كه اعلام مي شود، چيست؟ خانم عبادي چه كرده؟ من اين را مي خواهم به عرضتان برسانم كه ما يك انقلاب 57 در ايران شاهد بوديم كه رخ داد و در واقع به صورت خشونت آميز اين انقلاب به پيروزي رسيد و مردم آن را تاييد كردند و از رهبر اين انقلاب تبعيت كردند و اين درسي شد كه با توجه به آثار و عواقبي كه پس از آن ايجاد شد و خساراتي كه به بار آمد، اين بار ديگر از كسي حمايت كنند و دلخوش به كسي كنند كه به دنبال رفتار مسالمت آميز در مملكت است و خانم عبادي از ابتدا و در تمام زمينه ها وقتي سخني به ميان آمده، در اين زمينه و در اين باب سخن گفته. هرجا كه مي رود، مي گويد كه من در دادگاه دفاع مي كنم و به صورت قانونمند دفاع مي كنم. م . ا : آقاي لاهيجي، اعطاي اين جايزه به خانم عبادي چه تاثيري مي تواند در مبارزه براي ارتقاي حقوق بشر در ايران داشته باشد؟ عبدالكريم لاهيجي : وقتي شيرين عبادي در كنار دوستاني كه سال گذشته كانون مدافعان حقوق بشر را در ايران تاسيس كردند و با توصيه من از وزارت كشور درخواست ثبت كردند و متاسفانه تا كنون نتيجه اين كار به آنها داده نشده، وقتي من در تلويزيون ديدم كه اين 5 وكيل كنار هم نشسته اند و شيرين عبادي مشغول توضيح به خبرنگاران است، به اين فكر افتادم كه ما جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر را تاسيس كرديم، جمعيت حقوقدانان را تاسيس كرديم، به بركت اين جايزه ما مي بينيم كه اينها مي توانند در تهران كنفرانس مطبوعاتي بگذارند، تعداد زيادي خبرنگار داخلي و خارجي در آن شركت مي كنند و اميدواريم كه روز به روز اين فعاليت گسترش پيدا كند، اميدواريم كه اين سازمانهاي غير دولتي، يكي پس از ديگري تشكيل شود. بنابراين اميد من اين است كه روز به روز بر تعداد و رقم اين سازمانهاي واقعي غير دولتي در ابعاد مختلف حقوق بشر، حقوق كودك، حقوق زن، در محور كلي حقوق اقتصادي، اجتماعي، آنهم در يك جامعه عقب مانده اي مثل ايران بوجود بيايد كه اينها در واقع بلندگوهاي جامعه هستند، اينها نمايندگان جامعه مدني هستند، اينها هستند كه بايد بين حكومت و مردم به عنوان عايق عمل كنند، به عنوان واسطه عمل كنند و من فكر مي كنم ما در يك مسيري به سوي دموكراسي واقعي، به سوي اينكه مردم با نهادهاي مردمي بتوانند خودشان را در مقابل حكومت مجهز كنند، خودشان را در مقابل حكومت مسلح به حقوق و قانون و سازمانهاي ميانجي كنند، حركت خواهد كرد، البته مشروط به اينكه عكس العمل حكومت هم عكس العمل تند و تيز نباشد، اگر ما با همچين بازتابي مواجه نشويم كه اميدوارم صورت نگيرد، من فكر مي كنم اين روند طي ماههاي آينده، اوج صعودي خواهد پيمود. م.ا: آقاي دکتر ميلاني، شما در اين باره چه نظري داريد و به خصوص همين نکته آخري که آقاي لاهيجي اشاره کردند، آن اگري که گذاشتند، فکر مي کنيد که اين اگر چقدر محتمل است؟ دکتر عباس ميلاني: اگر به حرف هايي که خانم عبادي در گذشته زدند و حرف هايي که در اين چند مصاحبه زدند و به بيانيه اي که کميته صلح در اين باب صادر کرده است توجه بکنيم وبه شرايط ايران توجه بکنيم، به نظر من اين جايزه سه نکته خيلي را در مورد آينده ايران تقويت مي کند و خانم عبادي به گمان من تجسم اين سه مساله هستند. يک – مساله حکومت قانون در ايران و اين مساله اي است که 100 سال است در دستور تاريخ ايران قرار دارد هنوز اجرا نشده است؛ دو – مساله عدم استفاده از خشونت که تاکيد خانم عبادي، تاکيد طرفداران حقوق بشر، و تاکيد بخش اعظمي از جنبش اصلاح سياسي ايران اين است که خشونت راه حل مسائل نيست و خشونت دور باطلي است. و سوم به گمان من و اين نکته سوم به اندازه سه نکته اول از نظر من اهميت دارد، اين است که راه حل آينده ايران در ايران و به دست ايرانيان بايد حل بشود. خانم عبادي از اولين صحبت هايي که کردند تاکيد اصليشان را جايي گذاشتند که به نظر من هم تاکيد اساسي بايد بر آن گذاشته شود. عده اي متاسفانه به سوداي حل مسائل شخصي خودشان، به سوداي منافع گروهي خودشان، چند ماهي است تقويت مي کنند اين توهم را که اگر آمريکا مثلا به ايران حمله بکند، گشايشي براي ايران خواهد شد. به نظر من اين راه گشايش نيست، راه سقوط است و تاکيدي که خانم عبادي بر اين نکته کردند، تاکيدي که بر عدم خشونت کردند، و تاکيدي که به حکومت قانون کردند، به نظر من سه محور اصلي اين جايزه براي ايشان بود که سه محوري که جنبش دموکراتيک ايران در چند سال اخير کاملا به اين قضيه رسيده بود و در اين زمينه عمل مي کرد. وضعيت رژيم، بحران اقتصادي رژيم، بحران سياسي رژيم، بحران مشروعيت رژيم، سطح بيکاري، و سطح فشارهايي که در سطح بين المللي چه در زمينه سلاح هاي اتمي رژيم، چه در زمينه پنهان کردن نطنز، و چه در برخورد با سازمان ملل در افق است من را اميدوار مي کند که آن احتمال برخورد خشونت آميز را کمتر بکند. به نظر من مهمترين و نويد بخش ترين واقعيتي که در چند سال اخير در ايران مشاهده مي شود اين است که هم ميل حتي جناح سبع اين رژيم و هم توان اين جناح براي قتل عام و کشتن مردم، محدود شده است. هنوز اين قدرت را دارند، هنوز مي بينيم که 4 هزار دانشجو را بازداشت مي کنند و خبري نمي شود، ولي اين خبر نشدن به نظر من موقتي است. دوران اين نوع خشونت ها از طرف رژيم و از طرف جناح هاي رژيم به خاتمه رسيده است و وقتي که جايزه صلح نوبل را به کسي مثل خانم عبادي مي دهند، در واقع دارد به آن جناح سبع و خشونتخواه اين رژيم هشدار مي دهد جامعه بين المللي که اين مساله، اين جنبش، و اين افراد مورد حمايت ما هستند و و اکنش هاي شما مورد نظارت ما است و اگر مي خواهيد جايي در جامعه بين المللي داشته باشيد، بهتر است مثل انسان هاي متمدن پذيرنده حقوق بشر عمل بکنيد. م.ا: آقاي آغاسي، شما فکر مي کنيد در مبارزه مدافعان حقوق بشر با ناقضان اين حقوق، چه مقدار بر توان نيروهاي فعال در عرصه حقوق بشر افزوده شده است؟ دکتر محمد حسين آغاسي: به اعتقاد من، پس از اين واقعه بسياري از اذهان نهفته و آرام گرفته بيدار شده، به هوش آمده، پرس و جو مي کند، و من به همين دليل اعتقاد دارم که بايد براي مردم روشن بشود که اعلاميه جهاني حقوق بشر چه هست و چه حقوقي را براي مردم در نظر گرفته است، چه تکاليفي را براي دولتمردان تعيين کرده است، بايد مردم بدانند که آن چه که در واقع در اعلاميه جهاني حقوق بشر پيش بيني شده است بند دو ماده 21 اين اعلاميه همان است که در اصل ششم قانون اساسي آمده است و اراده مردم است، اراده ساکنين اين مرز و بوم است که بايد براي زمامداران تعيين تکليف بکند، و اما به نحو مسالمت آميز و با پرهيز از هر نوع خشونت با دوري از بي صبري به آرامي حرکت کنند تا بتوانند حقوق شرعي و قانوني خودشان را از آناني که او را مصادره کردند پس بگيرند. اگر چنين بکنند، مسلما موفق خواهند بود و اگر کوچکترين خشونت و يا افراطي در اين کار صورت بگيرد، بهانه به دست افراطي ها، در هر گروه و جناحي که باشند، خواهد داد تا جلو خواست هاي قانوني و به حق مردم را بگيرد. اگر که ما اعتقاد داريم که قانون را مي خواهيم اعمال بکنيم، بايد از راه قانوني حرکت بکنيم. خواست همه مردم، همه کساني که به امور اجتماعي و سياسي و حقوقي واقف هستند، فقط اجراي قانون است. در ايران ما قانون اساسي داريم که بسياري از مواد آن منطبق بر اعلاميه جهاني حقوق بشر است. اما متايفانه تمام اين اصول معطل و تعطيل مانده است و به بهانه هاي واهي جلو اجراي آن گرفته مي شود. م.ا: آقاي لاهيجي، خانم عبادي در کنفرانس خبريشان در تهران گفتند که قصد ندارند وارد عرصه سياست بشوند. از طرف ديگر اين روزها بحث هايي مطرح شده است که شايد بشود اگر آن ها را جمع بندي کرد، اين است که خانم عبادي رهبري جنبش دموکراتيک ايران را به دست بگيرند. به عقيده شما، وارد شدن کساني مثل خانم عبادي که در عرصه دفاع از حقوق بشر کار مي کنند به عرصه سياست، يک کمبود ايجاد نخواهد کرد در اين زمينه و يک خلائي به وجود نخواهد آمد؟ دکتر عبدالکريم لاهيجي: بدون شک. ببينيد، درست است که حقوق بشر يک مقوله سياسي است، ولي وقتي که ما مي گوييم سياست به معناي آن چيزي که به هر حال در دنياي امر رايج است، يعني سياست به منظور گرفتن قدرت. اينجا است که مرز کار سياسي از کار حقوق بشري به صورت مشخصي نمودار مي شود. براي اين که سياسي و سياسي کار مي خواهد قدرت را بگيرد و متاسفانه بسياري از اصول و موازين را هم به خصوص در جامعه هايي که هنوز فرهنگ دموکراسي، نهادهاي دموکراسي، به آن صورتي که مثلا در کشورهاي غربي ما مي بينيم جا نيافتاده است، رعايت نمي کنند. ولي حقوق بشر جنبه تقابل دارد با قدرت سياسي، يعني بر اعمال قدرت سياسي نظارت مي کند و اعتراض مي کند و از مراجع و نهادهاي به اصطلاح ميانجي مي خواهد که به داوري بنشينند. بنابراين چطور مي شود يک فعال حقوق بشر در عين اين که بخواهد مبارز حقوق بشر باشد، يعني با حکومت دائم در مقابله و مبارزه باشد، خودش هم مي خواهد قدرت سياسي را بگيرد. اين به عقيده من نقض غرض است. با شناخت 30 ساله اي که من از شيرين عبادي دارم کوشش شيرين عبادي نه فقط معرفي حقوق بشر، در جهت بهبود عملي حقوق بشر است. شيرين عبادي بالاخره مبارزات او، تلاش هاي او، حتي طرح هاي قانوني که او داد، باعث شد که در همين مجلس قانونگذاري جرم نسبت به طفل بالاخره شناخته شد. بدرفتاري با کودک را بالاخره جرم تلقي کردند، هرچند که همان روزي که شيرين عبادي براي دادن توضيحات به مجلس رفته بود، عذر او را از مجلس خواستند، در همين مجلس ششم در زمان دولت سيد محمد خاتمي. ولي او خم به ابرو نياورد، براي اين که هدف براي او بود که اين عمل بگذرد. شيرين عبادي سال ها کوشش کرد که اين جنايت را، اين لکه ننگ را، پاک بکند از دامن ملت ايران، از دامن کشور ايران، که يک دختر نه ساله را کبير (بالغ) مي شناسند و بتوانند شوهرش بدهند. لاقال پس از سال ها کوشش و مبارزه آمد اين سن رسيد به 13 سال، هرچند که هنوز متاسفانه سن بلوغ جزايي در مورد دختر مي شود گفت که نه سال است. ببينيد، من خاطر نشان بکنم که هر زمان، هر پرونده اي که ممکن بود مطرح بشود، اگر به قيمت جان وکيل (شيرين عبادي وکيل با سابقه دادگستري است در ايران) نباشد، لااقل مي توانست به قيمت آزادي وکيل، به قيمت زندگي حرفه اي وکيل تمام بشود، شيرين عبدي حاضر بود. م.ا: آقاي ميلاني، شما جايگاه مدافعان حقوق بشر و به اصطلاح سياسيون را در کجا مي بينيد؟ دکتر عباس ميلاني: ببينيد، به نظر من يکي از برجسته ترين جنبه هاي شخصيت خانم عبادي دقيقا اين است که يک عرصه را گرفته اند و اين عرصه ويژه را عرصه کار خودشان قرار داده اند و حالا که در اين زمينه به بالاترين موفقيت رسيده اند، وسوسه وارد شدن به عرصه هاي ديگر، وسوسه کردن کارهاي ديگري که احساس مي کنند نه به آن علاقه دارند، نه در زمينه اش شايد انديشيده اند يا تخصصي داشته باشند پيدا نمي کنند. يعني به نظر من بخشي از اس و قس کاراکتر ايشان در اين است که اين وسوسه را به آن دچار نخواهند شد و بخشي از ضعف جامعه سياسي ايران است که به لحاظ اين که بستر سياسي ندارد و به لحاظ اين که احساس مي کند که اگر رهبر سياسي مي داشت، خوب در دعواي فعلي ايران مساله فعلي ايران چه بسا که زودتر قابل حل مي شد، دارد سعي مي کند که به هر راه حلي بياويزد و آن شخص را تبديل به آن رهبر سياسي بکند. به نظر من خانم عبادي آشکارا به اين زمينه علاقه ندارند و ضرورتي ندارد که مردم ايشان را سعي کنند با آن جهت خلع بدهند. رهبر سياسي ايران با خلع ايجاد نخواهد شد، از دل خود جامعه اين رهبر پيدا خواهد شد و اين رهبر بدون شک به گمان من در جامعه ايران و در دورن ايران خواهد بود. رهبر از خارج نمي شود برايش تراشيد و دوباره به نظر من نکته مهم کار ايشان اين است که بر اين قضيه تاکيد و اصرار دارند. همان طوري که در زمينه حقوق بشر چنين رهبري پيدا شد و مورد وثوق جهاني قرار گرفت، رهبر سياسي هم دير يا زود براي اين جريان گسترده سياسي که در ايران هم 15-10 سالي است که وجود دارد، پديد خواهد آمد و مهمتر از همه اين است که کار دفاع از حقوق بشر، دفاع از قانون، دفاع از حق اين خانمي که دخترش کشته شده است، اين ها شايد مهمترين کارهاي سياسي جامعه امروز ايران هستند. مفهوم سياست در معناي موسعش دقيقا نشان مي دهد که اگر بتوانيم در ايران اين مفهموم را جا بياندازيم، به کمک کساني مثل خانم عبادي اين قضيه جا خواهد افتاد، به کمک تمام کساني که در زندان ها بودند، به کمک گنجي ها که در زندان بودند، زرافشان ها که در زندان بودند، کساني مثل لاهيجي، که در خارج در اين قضيه ... اين مساله دارد جاي مي افتد در جامعه ايران و اگر اين جا بيافتد، که جامعه فقط تنها ملاکش حقوق است و آن هم حقوقي که خود مردم در تعيينش راي دادند، يعني جامعه اي که مبتني بر اراده عمومي مردم است، يعني قوانيني که فقط و فقط منبعث از راي عمومي مردم هستند. اين اگر در جامعه جا بيافتد، مهمترين رخداد سياسي در جامعه تحقق پيدا کرده است. م.ا: آقاي آغاسي، شما در اين باره چه اظهار نظري مي فرماييد؟ محمدحسين آغاسي: اصولا اعلاميه جهاني حقوق بشر مخاطبش حکومت ها است. مخاطب اين اعلاميه کساني هستند که قدرت را در اختيار مي گيرند و دارد براي آن ها تعيين تکليف مي کند که از آن وکالتي که به آن ها داده شده است مبادا تخطي بکنند و معمولا در جايي مفاد اين اعلاميه نقش مي شود و ناديده گرفته مي شود که مردان حکومت بدون توجه به اين که آن ها برگزيده شده اند تا به مردم خدمت کنند، برگزيده شده اند تا اداره امور يک مملکت را به دست بگيرند، کارهايي مي کنند، اقداماتي مي کنند که غالبا يا براي حب مال است، يا براي حب مقام است. براي نگهداري مال است يا حفظ کردن قدرتي که در اختيار آن ها است. بنابراين کسي که صفت خاصي را در خودش مي بيند و دارد که مي خواهد دفاع بکند از کساني که در واقع محکوم شوندگان اين نقض حقوق بشر هستند، خودش نمي تواند برود و در جايگاهي قرار بگيرد که احتمالا توسط کسان ديگري به نام او يا اطرافيان او، يا از آن جايي که قدرت فساد آور است، او را به فساد قدرت بيآرايد و ديگر از آن حالت و او وضع خارج بشود. علت اين امر را هم بيشتر در آن جا بايد جستجو کرد که بايد کساني باشند که مراقب آن دسته از افرادي که حکومت و قدرت را در دست دارند باشند که به مردم اجحاف نکنند، که از مقررات و قورانيني که حتي همان حکومت وضع کرده است تخطي نکنند. م.ا: وقت برنامه رو به اتمام است. آقاي لاهيجي، آقاي ميلاني، آقاي آغاسي، با سپاس از شما و شنوندگان ميزگرد در همين جا برنامه را به پايان مي بريم. بيش از يك هفته از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي مي گذرد. پس از اعطاي پيامهاي تبريك و واكنشهاي اوليه و با هضم و جذب و اين خبر، بحثها و پرسشهاي جديتري در رابطه با حقوق بشر، مدافعان حقوق بشر، تعامل حقوق بشر و سياست و تاثير اعطاي جايزه صلح به يك زن ايراني بر روند حقوق بشر و دموكراسي در ايران مطرح شده است. در برنامه اين هفته ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا، دكتر محمد حسين آغاسي در تهران، دكتر عبدالكريم لاهيجي در پاريس و دكتر عباس ميلاني در كاليفرنيا به اظهار نظر پيرامون اين موضوع مي پردازند. نظرات و پيشنهادات خودرا با ما درميان بگذاريد. نشاني پست الكترونيكي ما democracy@radiofarda.com و شماره فكس ما 202.828.7239 است.
XS
SM
MD
LG