لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۰۳ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

انتشار «فکر گمشده» حميدرضا خطيبي در خارج از ايران


(rm) صدا |
امير آرمين (راديوفردا): حميدرضا خطيبي، طنز نويس مقيم خارج، به تازگي کتاب جديدي به نام «فکر گمشده» منشر کرده است. فيروزه خطيبي (راديوفردا): آقاي حميدرضا رحيمي، شما در عرصه ادبيات، شعر، پژوهش، نقد و بررسي، طنز سياسي، حتي خوشنويسي فعال بوديد. در قسمت طنز، اين دوره اي که شما با آقاي هادي خرسندي و اصغر آقا کار کرديد، به نظر مي رسد که دوران جالبي بوده است. ممکن است يک مقدار راجع به آن زمان صحبت کنيد؟ حميدرضا رحيمي (طنز نويس): مي دانيد که اصغر آقاي در واقع شاخص ترين نشريه طنز برون مرزي است و از سال ها پيش من همکاري ام را با آقاي خرسندي شروع کردم و مطالبي را در آنجا مي نوشتم، سر فصل هاي گوناگوني مثل پاسخ به نامه هاي رسيده، مقالات، نقد و بررسي، شعر و چيزهاي مختلف. در طول اين سال ها، بسياري از اين آثار در آن نشريه آمده است. با يکي از اسامي مستعار من آنجا چاپ مي شد، به اسم ر. قلمکار و اين کتاب «تنفس ممنوع» را که شما ملاحظه مي کنيد، اين در واقع اشاراتي از آن روزگاران هست، به اضافه کارهاي ديگري که هم در نشريات برون مرزي اروپا، اسکانديناوي و کانادا، چاپ شده و هم اينکه به طور مستقل، در واقع جمع آوري و منتشر شده است. برخي از کارهايي که در اين کتاب هست، در اصغر آقا هم در آن روزگاران آمده. در زماني که چاپ اصغر آقا در لندن متوقف شد، اين در نشريات ديگري مثل شهروند کانادا و تکزاس و اطلس در سوئد، ديدار در آلمان و جاهاي ديگر که الان حضور ذهن ندارم، در آمده، به اضافه کارهايي که کاملا تازه بوده، برگزيده اي از همه اينها، تحت عنوان «تنفس ممنوع»، مثل توقف ممنوع. ف.خ.: مي شود از شما خواهش کنم يکي از شعرهايي که خودتان دوست داريد و فکر مي کنيد جالب باشد، براي شنوندگان راديوفردا بخوانيد؟ حميدرضا رحيمي: با کمال ميل. اسم شعر هست: بخشنامه. همه چيز بايد مثل هم باشد مرگ و ماهي و ماه، ذهن و ذباله و ظهر آب و آتش و آه همه چيز بايد مثل شمول ماه باشد بر آحاد صامت شب آسمان يادش باشد که اجتماع بيش از دو ستاره در شب هاي مهتابي ممنوع است ستاره هاي خاطي به شديدترين وجه از سقف آسمان آونگ مي شوند و ماه نيز بايد از آفتابي شدن در شب هاي مهتابي جدا احتراز کند و خورشيد هم البته بايد در تابش خود تجديد نظر کند همه درختان بايد به پاي صندوق هاي راي بروند و به کانديداي محبوب خود: تبر، عاشقانه راي بدهند شاعران بايد شعرشان را به ذهن چاه هاي عميق بسپارند و مبارزان و روشنفکران بايد از هر غلط صدها هزار بار بنويسند ف.خ.: شما الان همزمان با اين «تنفس ممنوع»، يک کتاب ديگري هم داده ايد بيرون، به اسم فکر گمشده، که گزيده اشعار جدي شما است. ممکن است توضيح بدهيد که چگونه شما از طنز به جدي و از جدي به طنز بر مي گرديد؟ حميدرضا رحيمي: دو مرتبه که شما اشاره مي کنيد، هيچ منافاتي با همديگر ندارد، البته يک فرق ظريفي اينها با همديگر دارد، يعني اينکه هر طنز پردازي مي تواند عندالاقتضاء، شاعر و نويسنده هم باشد، ولي عکس آن ميسر نيست. و اينها در رفت و آمدند به گونه اي من فکر مي کنم. براي اينکه در نقدي من خواندم در جايي راجع به کارهايي که در حوزه شعر امروز من انجام دادم، در اين سال ها، منتقدي نوشته بود که اين داستان طنز، حتي در کارهاي جدي اين هم در يک جاهايي سرک مي کشد و خودش را نشان مي دهد. ف.خ.: در اين مجموعه فکر گمشده، شما چند تا شعر داريد، از جمله چند تا شعر خيلي کوتاه که خيلي به قول معروف، مختصر و مفيد، راجع به مسائل خيلي عميقي صحبت کرده. يکي اش هست به اسم پناهنده. اين شعر همه اش تشکيل شده از 10 يا 12 تا کلمه. مي توانم از شما خواهش کنم که خودتان اين شعر را بخوانيد؟ حميدرضا رحيمي: ... از صياد به دام پناه مي برد و از دام به صياد و عاقبت بوي کباب است که همه جا مي پيچد حميدرضا خطيبي، طنز نويس مقيم خارج، به تازگي کتاب جديدي به نام «فکر گمشده» منشر کرده است. وي در مصاحبه با راديوفردا از دوران همکاري با هادي خرسندي و نشريه اصغر آقاي مي گويد و سپس شعر طنزي را از کتاب «تنفس ممنوع» با عنوان «بخشنامه» مي خواند. آقاي خطيبي مي گويد که هر طنز پردازي مي تواند بنا بر اقتضاء، شاعر و نويسنده هم باشد، ولي عکس آن ميسر نيست. وي در پايان شعر کوتاهي از مجموع جديد خود «فکر گمشده» را با عنوان «پناهنده» مي خواند.
XS
SM
MD
LG