لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۰:۱۴ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

سخنراني: بررسي تطبيقي آزادي در ايران و غرب


(rm) صدا |
سياوش اردلان (راديو فردا): يکي از چهره هاي شاخص شرق شناسي، دکتر همايون کاتوزيان از استادان شرق شناسي در انگلستان به دعوت دانشجويان ايراني دانشگاه تورنتو به کانادا رفت و در آنجا سخنرانيي را پيرامون مبحث آزادي در ايران و بررسي تطبيقي آن با آزادي در غرب به عمل آورد. مريم اقوامي (راديو فردا): پديده آزاديخواهي در ايران و بررسي تطبيقي آن با جامعه اروپا، موضع سخنراني دکتر همايون کاتوزيان استاد شرق شناسي دانشگاه آکسفورد بود که به دعوت انجمن دانشجويان ايراني دانشگاه تورنتو براي جامعه ايراني اين شهر سخنراني مي کرد. دکتر کاتوزيان طي سخنراني خود پيرامون آزادي و مفهوم آن در اروپا و مقايسه با درک آن در ايران در دوره هاي مختلف به بررسي جنبه هاي تاثيرگذار بر آزاديخواهي و نيز حکومتهاي استبدادي در دوره هاي مختلف زماني پرداخت. وي با تشريح دوگانه آزادي در اروپا که آزادي بيان و داد و ستد بود، در گفتگو با راديو فردا درباره مفاهيم آزاديخواهي در ايران تحت تاثير چنين تعاريفي گفت: در جامعه ايران در قرن 19 که جامعه بعد از اين که برخورد مي کند با جامعه اروپايي و متوجه يک فاصله بزرگ بين جامعه ايران و جامعه مدرن اروپايي مي شود، در اين فکر مي افتند که مسائل اساسي وجود دارد براي از بين بردن فاصله بين اين دو جامعه يعني براي پيشرفت و ترقي ايران. طبيعتا اولين برخورد چون برداشتشان برخورد تکنولوژيک بود. يعني گمان مي کردند مساله اصلي اين تفاوتها، البته واقعيت داشت، فکر مي کردند مساله اصلي و اساسي اين است. ولي از اواسط قرن 19 بود که توجه به اين مساله شد که اساسي تر از آن مساله قانونمندي جامعه اروپاييست که هميشه در طول دوره هاي مختلف اروپا به نحوي وجود داشته. البته سيستمهاي گوناگون در اروپا بوده. ولي همه آن سيستمها به نحوي سيستمهاي قانونمند بودند. در حاليکه جامعه ايران، جامعه اي بود که از ابتداي تاسيسش تا آن زمان و بعد از آن زمان تا انقلاب مشروطه جامعه قانونمند نبود. يک جامعه استبدادي بود. جامعه اي که حکومت در آن فقط مطلقه نبود بلکه دلبخواهانه بود، خودکامه بود. بنابراين انديشمندان آن دوران توجه کردند که در قياس با جامعه اروپايي مساله قانونمند نبودن حکومت در جامعه است. م.ا.: آقاي کاتوزيان در بخش ديگري از مصاحبه خود با راديو فردا در باره مفهوم قانون و آزادي در تاريخ ايران مي گويد: همايون کاتوزيان: قانون بزرگترين معيار و معناي آزادي شد. يعني وقتي صحبت از آزادي مي کردند منظورشان قانون بود. در حالي که در جامعه اروپايي وقتي صحبت از آزادي مي شد، صحبت از رفع برخي موانع قانوني بود. اما اين آزادي معناي قانون بود. به همين جهت شعار مرکزي انقلاب مشروطه و پيش از آن بوسيله روشنفکران براي اصلاح جامعه، حکومت قانون بود و داشتن قانون. اما يک وجه استبدادي حکومت در جامعه؛ يک وجه ديگر تمايلات هرج و مرجي جامعه يا ملت بود. اين به اصطلاح نقيض يا آنتي تز استبداد دولت، هرج و مرج ملت. به اين ترتيب تضاد اصلي در جامعه ايران از نظر تاريخي بين دولت و ملت وجود داشته. در نتيجه وقتي انقلاب مشروطيت پيروز شد و دولت استبدادي ساقط شد، ولي نه تنها حکومت دموکراتيک جاي آن را نگرفت، بلکه حکومت قانونمند هم جاي آن را نگرفت. بلکه جامعه برگشت به آن سنت قديمش که وقتي دولت سقوط مي کرد دستخوش هرج و مرج مي شد. بنابراين آزادي به معناي ضديت با دولت و قانون مطرح شد. در قرن بيستم بيشتر اوقات حکومت استبدادي وشيوه هاي هرج و مرجي جامعه دوباره برگشت به رغم انقلاب مشروطيت. همايون کاتوزيان،استاد شرق شناسي دانشگاه آکسفورد که به دعوت دانشجويان ايراني دانشگاه تورانتو به کانادا رفته است در سخنراني پيرامون مبحث آزادي در ايران و بررسي تطبيقي آن با آزادي در غرب، به مسئله قانونمند نبودن جامعه ايران و اين که روشنفکران ايراني قانون را برابر با آزادي مي دانستند اشاره کرد و اين که در همان زمان آزادي در اروپا به معني برداشتن برخي موانع قانوني بود. و اين که در ايران آزادي به معناي ضديت با دولت و قانون مطرح شد. وي در ادامه افزود در قرن بيستم، عليرغم انقلاب مشروطيت، حکومت استبدادي در ايران دوباره پاي گرفت.
XS
SM
MD
LG