لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۱۱ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش اقتصادي: بحران صنعت نساجي ايران


(rm) صدا |
روزنامه «همشهري» چاپ تهران در شماره امروز خود (دوشنبه نوزدهم آبانماه) نساجي ايران را «صنعتي در محاصره» توصيف کرده و مينويسد که «لباس ايراني ديگر توان جذب سليقه جوانان را ندارد». نگاهي به بحران دراز مدت نساجي ايران در گزارشي از فريدون خاوند. دكتر فريدون خاوند (راديو فردا، پاريس): در ايران نيز همچون بسياري ديگر از کشور هاي در حال توسعه، نساجي يک صنعت استراتژيک بوده و هست، زيرا تکنولوژي آن پيچيده نيست، به سرمايه گذاريهاي کلان نياز ندارد، بازار خود را در جمعيت رو به گسترش کشور جستجو ميکند، به سبب کار بر بودن به يکياز قطب هاي اشتغال بدل ميشود و به دليل برخوردار بودن از مزاياي ترجيحي، ميتواند کالا صادر کند و ارز بيآورد. نساجي از اواخر قرن نوزدهم ميلادي به عنوان يکي از پيشتازان صنايع نوين در ايران جوانه زد و در سال هاي1960 و 1970 ميلادي توانايي هاي خود را تا سطح دستيابي به بازار هاي صادراتي بالا برد، اما از آغاز دهه 1980، در پي دشواري هاي جنگ و انقلاب، در بحراني سخت فرو رفت که همچنان ادامه دارد. آشکار ترين نشانه اين بحران، حضور گسترده پارچه و لباس پاکستاني و هندي و تايلندي و غيره در بازار هاي ايران است، حال آنکه توان صادراتي نساجي کشور حتي در مقايسه با تونس و بنگلادش بسيار ناچيز است. با اين حال، حتي در همين وضعيت بحراني، نساجي ايران که پانصد هزار نفر را به گونه اي مستقيم در خدمت خود دارد، همچنان از لحاظ اشتغال مهم ترين صنعت ايران است. در گفتگويي با روزنامه «همشهري» چاپ تهران، که بامداد امروز (دوشنبه نوزدهم آبانماه) انتشار يافت، جمشيد بصيري دبير انجمن صنايع نساجي ايران دشواريهاي اين صنعت را بر ميشمارد، به ويژه از لحاظ دستيابي به پنبه خارجي که وارداتش با موانع فراوان روبرو است. به گفته او ايران در حال حاضر تنها هشتاد هزار تن پنبه توليد ميکند، حال آنکه صنعت نساجي کشور به 180 هزار تن پنبه نياز دارد. و تازه، باز هم به گفته او، «تفاوت پنبه خارجي با داخلي از زمين تا آسمان است» که منظور مرغوب بودن اولي نسبت به دومي است. او دلايل هجوم پارچه و لباس قاچاق را به بازار ايران بر ميشمارد و امکانات لازم را براي ادامه زندگي اين صنعت در بازار هاي رقابتي در خواست ميکند از جمله کاهش تورم، تأمين امنيت سرمايه گذاري و اعمال حق اصلاح ساختار نيروي انساني. در ايران نيز همچون بسياري ديگر از کشور هاي در حال توسعه، نساجي يک صنعت استراتژيک بوده و هست، زيرا تکنولوژي آن پيچيده نيست، به سرمايه گذاريهاي کلان نياز ندارد، بازار خود را در جمعيت رو به گسترش کشور جستجو ميکند، به سبب کار بر بودن به يکياز قطب هاي اشتغال بدل ميشود و به دليل برخوردار بودن از مزاياي ترجيحي، ميتواند کالا صادر کند و ارز بيآورد. نساجي از اواخر قرن نوزدهم ميلادي به عنوان يکي از پيشتازان صنايع نوين در ايران جوانه زد و در سال هاي1960 و 1970 ميلادي توانايي هاي خود را تا سطح دستيابي به بازار هاي صادراتي بالا برد، اما از آغاز دهه 1980، در پي دشواري هاي جنگ و انقلاب، در بحراني سخت فرو رفت که همچنان ادامه دارد. آشکار ترين نشانه اين بحران، حضور گسترده پارچه و لباس پاکستاني و هندي و تايلندي و غيره در بازار هاي ايران است، حال آنکه توان صادراتي نساجي کشور حتي در مقايسه با تونس و بنگلادش بسيار ناچيز است.
XS
SM
MD
LG