لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۳۷ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

ميزگرد دمکراسي و حقوق بشر راديوفردا: نقض حقوق اقليت‌هاي مذهبي توسط جمهوري اسلامي


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): قطعنامه اخير كميته سوم مجمع عمومي سازمان ملل متحد، جمهوري اسلامي ايران را به دليل نقض گسترده حقوق روزنامه نگاران، استادان دانشگاه، روحانيان، نمايندگان مجلس و اقليتهاي مذهبي محكوم كرده است. از ميان گروههاي اجتماعي ياد شده در اين قطعنامه، كساني كه در اين قطعنامه از آنان به عنوان اقليتهاي مذهبي نام برده شده، نگران كننده تر است. به همين دليل برنامه دموكراسي و حقوق بشر اين هفته را به موضوع نقض حقوق اقليتهاي مذهبي در ايران اختصاص داده ايم. ميهمانان اين برنامه آقاي دكتر حسين باقرزاده در لندن و آقاي دكتر رامين احمدي از نيوهيون ايالت كنتيكت، هردو نفر از فعالان حقوق بشر و نيز آقاي فريار نيكبخت از كاليفرنيا هستند. آقاي نيكبخت عضو كميته دفاع از اقليتهاي ديني در ايران است كه در شش سال اخير درباره مسائل تبعيض آميز در ايران و اقليتها مشغول فعاليت بوده است. تساهل و مداراي مذهبي در ميان ايرانيان از ديرباز وجود داشته و هركدام از ما در هر شهر و ولايتي كه رشد كرده، شاهد همزيستي مردم معتقد به دينها و مذاهب مختلف بوده، ولي در عين حال همواره قوانين دولتي در ايران نسبت به كساني كه وابسته به دين رسمي نبودند، تبعيض روا مي داشته و اين تبعيض بخصوص از بعد از انقلاب اسلامي شدت گرفته. از آقاي نيكبخت خواهش مي كنم بحث را با طرح تفاوت ميان برخورد مردم با اقليتهاي مذهبي و برخورد دولت با آنها آغاز كند. آقاي نيكبخت خواهش مي كنم. فريار نيكبخت : خيلي متشکر هستم. به هر حال، از دوران قديم، مساله عدم تحمل عقايد مذهبي ديگران، همواره ريشه عدم تحمل ساير عقايد و عقايد سياسي در دوران حاضر بوده. اتفاقي که در اين بيست و چند ساله اخير افتاده اين است که حاصل تمام تبعيضات و عدم تحملي كه قبلا وجود داشته، از جانب كساني كه تفاسير افراطي از مذهب داشتند، اين شده كه اينها به صورت قانون در ايران درآمده، يعني در قوانين اساسي جمهوري اسلامي در حال حاضر، يهوديان، مسيحيان و زرتشتيان، شهروندان درجه دوم ايران محسوب مي شوند، حتي خونبهاي آنها بين يك دوم تا يك هشتم است به نسبت خونبهاي ساير همشهريان و ساير مذاهب مانند بهاييان و ديگران، اصولا حق و حقوقي در اين قانون ندارند و حتي ديه اي هم براي قتل براي اينها در نظر گرفته نشده. يعني حتي بوده در مواردي كه به كشته شدن اقليتهايي كه به رسميت هم شناخته نشده اند، قاتل را به سادگي از زندان آزاد كردند. بنابراين متاسفانه قوانين جمهوري اسلامي، ملت ايران را بر حسب اعتقاداتشان به درجات مختلف تقسيم كرده و حقوق آنها را هم به همين نسبت محدود كرده. خوشبختانه مردم در ايران همانطور كه در مقدمه فرموديد، در نهايت صلح و صفا و دوستي در كنار هم زندگي مي كنند و به جز يك تعداد معدودي كه به قوانين جمهوري اسلامي اعتقاد دارند، بقيه محبتشان و همزيستي شان باعث شده كه در ايران فجايعي به وجود نيايد بر عليه اين اقليتها، هرچند كه اين قوانين باعث شده كه شايد نزديك 70 تا 80 درصد باقيمانده اقليتهاي ديني تا كنون از ايران خارج شوند و ميزان درگيري ها هم در حد بسيار كمي باشد. ع .س : آقاي باقرزاده. حسين باقرزاده: بله من هم تاييد مي كنم. با ملاحظه قوانين جمهوري اسلامي ايران مي شود ديد كه جمهوري اسلامي ايران درواقع نوعي آپارتايد را برقرار كرده، يك آپارتايد جنسي است كه در مورد زنان اعمال مي شود كه آنها را از حقوقشان محروم كرده و انسان درجه دوم محسوب مي شوند و يك آپارتايد هم از نظر عقيدتي است. و اين آپارتايد عقيدتي ايران هم به صورت هرمي است، يك دسته هستند مثل بهاييها و بي دينها كه مطلقا هيچ حقي را برايشان جمهوري اسلامي ايران قائل نيست، بعد در مرحله بالاتر پيروان اديان آسماني هستند، مانند زرتشتيها، يهوديها و مسيحيان كه داراي حقوق محدودي هستند، بعد مي رسيم به مسلمانان كه در ميان مسلمانان، سني ها از حقوق بيشتري نسبت به بقيه مذاهب برخوردارند، ولي نه به اندازه شيعيان. و بعد در ميان شيعيان هم باز مي رسيم به روحانيان كه از يك مزاياي خاص بيشتري برخوردار مي شوند. يعني يك ساختار هرمي داريم كه در راسش روحانيون شيعه هستند كه مي توانند به همه مقامات برسند، قدرت را در دست بگيرند و داراي امكانات وسيع هستند و به تدريج از آنجا به پايين بقيه شيعيان و مسلمانان و بعد پيروان اديان به اصطلاح آسماني و شناخته شده در قرآن و بعد بهاييان و بي دينان قرار مي گيرند. و اين چيزي بوده كه از اول انقلاب تاسيس شده و البته خوب در سالهاي اخير فشار روي برخي از اين اقليتها كمتر شده و مثلا ديگر مثل سالهاي اول انقلاب بهاييان را اعدام نمي كنند به خاطر مذهبشان، ولي همه اينها از بيشتر حقوقشان محرومند و نمي توانند مانند پيروان ساير اديان يا مانند مسلمانان يا شيعيان از حقوق شهروندي برخوردار باشند. رامين احمدي: سياست ضد اقليت و در واقع فضاي سياسي ضد اقليت يك كشور، يك طيفي است كه يك سرش تبعيض است در لايه هاي مختلف اجتماعي تبعيضي كه خود افراد نسبت به همديگر قائل مي شوند و نمونه آن در ايران به هر حال نسبت به اقليتهاي ما اينگونه تبعيضها روا داشته ميشده و حداقل در مورد اقليت بهايي ما هم از موقع پيدايش آن، تاريخ خونيني در رگه هاي پايين اجتماع در شهرستانها، دهات و غيره وجود داشته. در مورد يهوديان ما هم همينطور، به آنها تبعيض بسيار قائل مي شدند و به هر حال در برخورد با اينها تبعيضها هميشه بوده و يك مقداري فشار روي اينها بوده. اقليتهاي ما هم هميشه در طول زمان در آن فشارهاي اجتماعي جامعه شان سعي مي كردند كه به نوعي به هر حال زندگي كنند و با آن جامعه اكثريت رابطه دوستانه و مسالمت آميزي برقرار كنند. اما سر ديگر اين طيف، يك نوع سياست منظم و ديكته شده از طرف دولت و حكومت است براي آزار و تبعيض نژادي و فشارهاي سياسي و اقتصادي و گاه در واقع نابود ساختن اقليت كشور كه متاسفانه از زمان حكومت جمهوري اسلامي، يعني از انقلاب 57 و به قدرت رسيدن آخوندها در ايران، اين سر ديگر طيف است كه واقعا به نظر من تاثير عمده را در ايران مي گذارد. ما متاسفانه به خاطر اين سياست، بخش اعظم اقليت كشورمان را از دست داده ايم و مهاجرت كردند، صدها نفر و حداقل 200 نفر از اينها را كه Caseهاي آن به طور مشخص ثبت شده است، اينها اعدام كردند، هرچند وقت يك بار اين اقليت تامين جاني ندارد، شما مثلا مثل چند سال پيش كه آقاي روح الله روحاني را، پدر چهارتا بچه را به جرم بهايي كردن يك زن مسلمان دار زدند، يا كشيشهاي مسيحي را كه بردند و قطعه قطعه كردند و اين سياستي كه به طور منظم از طرف دستگاههاي اطلاعاتي كشور اعمال مي شود، به نظر من بخشي است كه ارتباط مستقيمي با آن تبعيضي كه هميشه با اقليتهاي ما در ايران روا داشته ميشده ندارد، اين جديد است، مختص اين حكومت است و تا به امروز هم فشارهاي بين المللي كه روي اين حكومت وارد آمده، موفق نشده كه اين سياست منظم تبعيض و نابودي اقليتهاي ما را در ايران متوقف كند و من مي خواهم اين را بگويم كه اين يكي از فجايع بزرگ است كه به كشور ما مي رود. براي اينكه يك بخش مهمي از فرهنگ ما هستند اقليتهاي مذهبي و ما با از دست دادن اين فرهنگ، فقيرتر مي شوند. ع . س : آقاي نيكبخت يك موضوعي را اشاره كردند و گفتند كه فشار بر روي اقليتهاي ديني در جامعه، زمينه ساز فشار براي نقض حقوق اكثريت مردم است. دكتر باقرزاده راجع به اين موضوع چطور فكر مي كنند. حسين باقرزاده: من هم فكر مي كنم به هر حال تبعيضي در جامعه، نه فقط كساني كه مورد تبعيض قرار مي گيرند و به آنها ظلم مي شود، بلكه به بقيه افراد جامعه هم اين تبعيض به صورتهاي مختلف مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد، چون وقتي بنابر تبعيض شد، تبعيض را مي توان تامين داد. الان در ايران توجه كنيد كه مثلا اقليتهاي مذهبي ايران و يا كساني كه در قالب تعريف شده جمهوري اسلامي ايران از نظر مذهبي اسلامي نمي گنجند، خوب اينها وقتي نمي توانند به حقوقشان برسند، در جامعه تحت فشار قرار مي گيرند و بعد كساني هم كه با اينها ارتباط دارند، معامله مي كنند و به هر حال به نحوي با اينها معاشرت مي كنند، آنها هم به دليل اين ارتباطات ممكن است تحت فشار قرار بگيرند يا اينكه به آنها ظلم بشود. مثلا وقتي كه اقليت بهايي مورد فشار قرار مي گيرد، هركس از افراد جامعه كه با اين اقليت در ارتباط باشد، تحت فشار قرار مي گيرد. اين يكي، دوم اينكه به هر حال تبعيض در جامعه يك بيماري است كه اين بيماري وقتي رواج پيدا كند، به بقيه هم سرايت خواهد كرد. يعني وقتي ما اصل را بر اين بگذاريم كه انسانها را نه بر اساس انسانسيت و هويت انساني خودشان، بلكه بر اساس عقيده بسنجيم، در عقايد وقتي كه تفاوت ايجاد بشود، ممكن است تحت تاثير قرار بگيرند. مثلا در بين خود مسلمانان هم اگر كسي يك حرفي بزند كه اگر اين حرف به مذاق سردمداران جمهوري اسلامي ايران خوش نيايد، فورا متهم به ارتداد مي شود و عنوان اينكه مثلا تو با اين حرف، يک ضروري اسلام را منكر شدي و مرتدي و به اين دليل قابل تعقيب هستي. يعني وقتي كه تبعيض بر اساس عقيده باشد، مسلمانان هم، يعني كساني هم كه به دين رسمي ايران معتقد هستند، امنيت ندارند و ما مي دانيم كه در ايران افرادي مثل آقاي آغاجري و امثالهم كه در مسلمان بودنشان كمتر كسي ترديد دارد، دقيقا به دليل اينكه حرفي زدند كه اين حرف به مذاق رهبران جمهوري اسلامي ايران خوش نيامده، به اصطلاح تحت فشار قرار گرفتند و حتي مثلا ايشان محكوم به اعدام شدند. اين است كه اينگونه فشارها روي افراد وابسته يا معتقد به دين رسمي جامعه هم تاثير خواهد گذاشت. علاوه بر اينكه به هر حال برخوردهايي از اين قبيل ايجاد بدبيني و خصومت مي كند و ممكن است به خشونت كشيده شود و وقايع ديگري كه به اصطلاح عواقب ثانوي اينگونه سياستها در جامعه ممكن است باشد. ع.س: دکتر احمدي؟ رامين احمدي: ببينيد، آقاي نيکبخت درست مي گويند. اين درس تاريخي است که شايد از دوره هيتلري در اروپا هم بقيه دنيا هم گرفته که حمله را در واقع آغاز مي کنند از آسيب پذيرترين بخش هاي جامعه و بعد به سرعت تسري مي دهند اين را به مخالفين ديگرشان. تمام اين نظام هاي فاشيستي و يا توتاليتر وقتي که شروع مي کنند، از آسيب پذيرترين ها شروع مي کنند. آن ها بعد از اين که فشار را از بازداشت هموطنان شريف يهودي ما آغاز کردند، ما ديديم که اين پيش درآمد وسيع حمله به ديگران بود. ع.س.: آقاي نيکبخت، براي برون رفت از يک چنين مشکلي که در ايران وجود دارد و سياست نظام يافته اي که بر امحاء اقليت هاي ديني در ايران وجود دارد، چه راهي براي مقابله وجود دارد؟ فريار نيکبخت: به هر حال مساله اين که يک بخشي از جامعه به حقوق خودش برسد، به هيچ وجه نمي تواند جدا باشد از تلاش کليت جامعه براي رسيدن به حقوق خودشو مثلا من يک نمونه عرض مي کنم خدمتتان: به دلايل مختلفي در سال گذشته همين مجلس جمهور اسلامي، قانوني را تصويب کرد که خونبهاي اقليت ها با خونبهاي مسلمانان مساوي بشود. به فاصله چند روز، شوراي نگهبان اين قانون را رد کرد، به دليل اين که گفتند اين قانون ضد شرعي است، يعني مساوات مسلمانان و غير مسلمانان در کشور اسلامي غير شرعي خواهد بود. اما تنها دليلي که اين مساله رد شد، اين نبود که صرفا باقيمانده اقليت هاي ايران به حقوقي داشتند مي رسيدند، آن يکي از دلايلش بود. يک دليل ديگرش اين بود که نمايندگان زن در مجلس، آن ها هم در صدد افتادند که قانوني را بگذرانند که ديه زن ها و مردهاي مسلمان در ايران هم مساوي بشود. يعني زنان مسلمان هم وقتي ديدند که ممکن است قانون اقليت ها از تصويب شوراي نگهبان هم بگذرد، خود آن ها هم شروع کردند به تهيه يک لايحه و اين مساله خودش نشان دهنده اين است که جامعه بايد در تماميت خودش در جهت تساوي حقوق و در جهت رفع تمام مظالمي که برش از طرق قانوني و غيرقانوني اعمال مي شود، اقدام بکند و اين مساله بسيار بسيار کليدي است که ما تمام اين فشارها را به عنوان يک مشکل نگاه بکنيم. متاسفانه مثلا در خارج کشور، در زماني که همان يهوديان شيراز دستگير شدند و اتهامات دروغ به آن ها بستند، متاسفانه فقط بخشي از حتي اپوزيسيون ايران در خارج حاضر شد دفاع بکند از اين ها به خاطر اين که اين ها مسلمان نبودند، در حالي که بايد تمام اين ها، همه به يک نحو، در جهت رسيدن به دموکراسي و حقوق بشر تلاش بکنند. مثلا ما در کميته دفاع از حقوق اقليت هاي ديني در ايران، بحث اصلي مان مساله تساوي حقوق تمام شهروندان ايران است و نه فقط فرض کنيد دفاع از حقوق مطبوعاتي هايي که دستگير مي شوند، يهودي هايي که دستگير مي شوند، بهائياني که مثلا ترور مي شوند، و اهل تسنن که مساجدشان را خراب مي کردند در سه – چهار سال گذشته در خراسان و بلوچستان و غيره. تمام اين ها را ما اگر به هم مربوط ببينيم، آن وقت راه حلي را مي توانيم در اين مجموعه جستجو بکنيم. ع.س.: آقاي دکتر باقرزاده؟ حسين باقرزاده: دقيقا اين گفته ايشان درست است. به هر حال چون حقوق بشر حقوق جهانشمولي است که براي انسان صرفنظر از عقايد، جنسيت، و خصوصيات ديگر مربوطه بيان مي شود. بنابراين تا وقتي که ما انسان را به معناي انسان به آن نگاه نکنيم و اين تمايزهاي عقيدتي و جنسي و قومي نژادي و مانند اين ها را کنار نگذاريم، نمي توانيم براي جامعه امان به اصطلاح طرحي بريزيم و کاري بکنيم که اين تبعيض ها از بين برود. بنابراين نمي شود براي به اصطلاح تامين حقوق اقليت ها، به طور جزئي جزئي دست روي يک قانون گذاشت که چون در يک قانوني به افرادي بر مي خورد، اين را اصلاح کنيم کار درست مي شود. يعني بايستي به اين توجه کرد که مثلا اعلاميه جهاني حقوق بشر وقتي که از انسان حرف مي زند، اين انسان را بدون قيد و شرط بيان مي کند و بايستي همين مطلق بودن انسان و مطلق بودن حقوق انسان بدون اين خصوصيات، در متن قوانين ايران جا بگيرد و قوانين ايران، هم قانون اساسيش که متاسفانه اين تبعيض ها در آن به اصطلاح نهادينه شده است و هم قوانين موضوعه معمولي کشور که در بسياري از آن ها اين قوانين تبعيض آميز قرار گرفته، بايد همه اين ها بر مباني جهان شمول حقوق بشر تصحيح بشود و تا آن موقع که اين کار انجام نشده است، من فکر نمي کنم که بشود براي رفع اين تبعيضات و جبران اين اجحافاتي که در ايران و اقليت هاي مذهبي اشاره شده است و اقليت هاي قومي و همين طور اکثر به زنان و امثالهم را بشود تصحيح کرد. ع.س.: آقاي دکتر احمدي؟ رامين احمدي: من فقط نکته اي را که اضافه مي کنم که شايد جالب باشد، براي اين که دوستان واقعا جواب نکته اي را که مطرح کرده بوديد خيلي خوب دادند، مي خواهم اضافه بکنم که حالا معلوم نيست که آن چه را که امروز جمهوري اسلامي اقليت مذهبي خطاب مي کند، ديگر همچنان اقليت باشد. يعني چه بسا که در واقع ما با يک اکثريتي سرو کار داريم در جامعه که با توجه به آمار و ارقامي که خود نظام در اين چند سال مي دهد، اگر که در جامعه ايران امنيتي وجود داشته باشد براي اين که افراد بتوانند راجه به اعتقادات مذهبي خودشان آزادانه صحبت بکنند، با توجه به آمار و ارقام خود نظام به نظر مي آيد اکثريت جوان جامعه ما اعتقادات مذهبيش يا ضعيف شده و يا به کلي از دست داده است. بنابراين معلوم نيست حتي اگر آخوندها نمايندگان بلامنازع اسلام بودند در جامعه ما، امروز بعد از اين همه فجايع معلوم نيست که ما با يک اکثريت مسلماني در جامعه سر و کار داشته باشيم. جامعه ما در واقع جامعه اي است که در واقع به سمت غير مذهبي شدن رفته است در سطوح بسيار وسيع، ولي به هر حال حقوق اين اقليت مسلمان هم اگر که قرار است در آينده اقليت باشند، بايد مثل بقيه اقليت ها محفوظ باشد. اما من فکر مي کنم نکته اي را که ما بايد برش تاکيد بکنيم، بازگرداندن فرهنگ آن اقليتي است که ما از دست داده ايم طي اين دو دهه. يعني اگر نگاهمان به آينده باشد، به دوره اي که در واقه به دوره بعد از جمهوري اسلامي باشد، بايد صحبت بکنيم از اين که چگونه مي توانيم اين اقليت بهايي و يهودي که از ايران مهاجرت کرده است دوباره اين راتشويق بکنيم، بخشي را به ايران برگردانيم و در جهت توسعه اعتلاي فرهنگ اين اقليت ها در ايران تلاش بکنيم. در مورد حاضر، در شرايط حال حاضر در مورد جمهوري اسلامي، من فکر مي کنم فشاري که ميتواند براي پيشگيري از فجايع بيشتر انجام شود، فشار صرفا بين المللي باشد از طرف اروپا و آمريکا و از طريق قطعنامه هايي که امروز مطرح است، براي اين که از تخريب بيشتر اين حضرات جلوگيري کنند. ع.س.: سوال آخر من به همين موضوع بر مي گردد. تاثير اين نوع قطعنامه ها بر ايران و بر آينده حقوق بشر در ايران چه خواهد بود؟ آقاي دکتر باقرزاده. حسين باقرزاده: بله، عرض مي کنم که ما در شرايطي زندگي مي کنيم که توجه جهان به طرف ايران به دليل سه مساله مشخص جلب شده است. يکي مساله تروريسم است که الان مشغوليت ذهني جهان است و هر روز شاهد بروز انواع ترورهاي مختلف در جاهاي مختلف جهان هستيم و جمهوري اسلامي ايران يکي از صادر کنندگان تروريست شناخته شده، در گذشته بوده است و هنوز هم که هست اين اتهام بهش متوجه است. يکي مساله سلاح هاي کشتار جمعي و تحقيقات اتمي ايران است که باز مورد توجه قرار گرفته است و مساله سوم مساله حقوق بشر است و من فکر مي کنم که با توجه به اين سه نکته، جهان متوجه اين مساله شده است که در مورد ايران تا مساله دموکراسي و حقوق بشر حل نشود، اين مسائل هم حل نخواهد شد و از اين نظر است که ما در سال هاي اخير و در يکي دو سال اخير متوجه اين هستيم که کشورهاي دموکراتيک جهان روي مساله حقوق بشر در مورد ايران فشار بيشتري مي گذارند و اين قطعنامه هايي که الان مطرح شده است، به نظر من قدمي در اين راه است. يعني صرف اين که اين قطعنامه دو روز پيش به سازمان ملل رفت و در فاصله 24 ساعت با اکثريت در اين جا تصويب شد، نشان داد به نظر من که جقدر دنيا متوجه مساله حقوق بشر در ايران است و روي اين مساله دارد انگشت مي گذارد و مسلما وقتي که ايران زير فشار قرار بگيرد، چون هم به دلايل ديگر زير فشار قرار گرفته و هم به دليل اين مساله، مسلما تاثير خواهد گذاشت و نمي تواند ايران مانند گذشته بدون توجه به عکس العملش در جهان به اين اجحافات حقوق بشري ادامه دهد و يا اين که اين ها را نديده بگيرد و به قول معروف به سازمان ملل و سازمان هاي بين المللي به اصطلاح تمسخر بزند و يا نيشخند بزند. بنابراين من فکر مي کنم که اين تاثيرش خيلي زياد است و شايد هم قدم آخر نباشد و نخواهد بود و ما بعد از اين شاهد فشارهاي بيشتري از طرف سازمان هاي حقوق بشر بين المللي و کشورهاي دموکراتيک جهان بر روي ايران هستيم تا شايد از طريق حل مساله حقوق بشر آن دو مشکل ديگري هم که در ايران است به اصطلاح حل بشود و جهان از اين نگراني که در مورد ايران دارد آزاد و خلاص بشود. ع.س: آقاي نيکبخت؟ فريار نيکبخت: عرض کنم که با تاييد صحبت هاي جناب باقرزاده، من معتقد هستم که لازم است که فشارهاي گوناگون جهاني بر حکومت جهمري اسلامي، باعث کمک به جنش آزاديخواهي مردم ايران باشد و به خصوص در اين مقطع، فشارهاي بيشتري از کشورهاي اروپايي لازم است که ما مي بينيم که به خصوص سه قدرت بزرگ اروپا يعني انگليس، فرانسه، و آلمان همواره سعي زيادي داشته اند که رژيم جمهوري اسلامي را از مخمصه هايي که در درونش درگير است نجات بدهند، بدون اين که امتيازات زيادي از آن طلب بکنند. من معتقد هستم که اين قطعنامه کانادا و آغاز برخي فشارها از اروپا قدم اول است. منتهي ما به ياد داشته باشيم که به خصوص در نمونه معروف آفريقاي جنوبي، تا زماني که مردم تحت ستم سياهپوست آفريقاي جنوبي از دنيا نخواسته اند که حکومت آن جا، يعني حکومت سفيد پوستان سابق آن جا، زير فشار شديد بين المللي قرار بگيرد، در واقع فشار شديد بين المللي هم در آن جا اعمال نشد. بنابراين من فکر مي کنم که همانند اکثر ايرانيان خارج، لازم است که صداي خودشان را به گوش تمام محافل بين المللي حقوق بشري، دولت هاي دموکراتيک، و کشورهايي که در ايران صاحب نفوذ هستند برسانند و از آن ها خواستار هرچه فشار بيشتري بر اين حکومت بشوند. بدون اين عمل، صرفا مساله به قطعنامه ها، برخي فشارهاي ديپلماتيک، و غيره محدود خواهد بود. بنابراين جنبش کنوني آزادي خواهانه مردم ايران به نظر من بايد خودش را بين المللي بکند و گول اين صحبت ها را نخورد که اگر حکومت جمهوري اسلامي تحت فشار قرار مي گيرد، اين در واقع ايران است که دارد صدمه مي بيند. بايد ما بدانيم که منفع ملي کشور ما، منافع اقليت ها، منافع خود مسلمانان، و منافع هر بخش از جامه ايران را که بگيريد را، اين حکومت نمايندگي نمي کند. اين حکومت اصولا مخالف چيزي به نام منافع ملي است. بنابراين جنبش آزاديخواهانه بايد خودش را جهاني بکند و درس هاي آفريقاي جنوبي را به خصوص در اين زمينه در مد نظر داشته باشد. ع.س: خيلي متشکرم آقاي دکتر باقرزاده، آقاي دکتر احمدي، و آقايس فريار نيکبخت. اميدوارم که بتوانيم در موقعيت ديگري اين بحث را يا بحث ديگري را در مورد حقوق بشر و حقوق اقليت ها در ايران ادامه بدهيم. خيلي ممنون هستم. قطعنامه اخير كميته سوم مجمع عمومي سازمان ملل متحد، جمهوري اسلامي را به دليل نقض گسترده حقوق روزنامه نگاران، استادان دانشگاه، روحانيان، نمايندگان مجلس و اقليتهاي مذهبي محكوم كرد. از ميان گروههاي اجتماعي ياد شده در اين قطعنامه، كساني كه در اين قطعنامه از آنان به عنوان اقليتهاي مذهبي نام برده شده، نگران كننده تر است. به همين دليل برنامه دموكراسي و حقوق بشر اين هفته را به موضوع نقض حقوق اقليتهاي مذهبي در ايران اختصاص داديم. ميهمانان اين برنامه دكتر حسين باقرزاده در لندن، دكتر رامين احمدي از نيوهيون New Haven ايالت كنتيكت، هردو نفر از فعالان حقوق بشر و نيز آقاي فريار نيكبخت از كاليفرنيا هستند. آقاي نيكبخت عضو كميته دفاع از اقليتهاي ديني در ايران است كه در شش سال اخير درباره مسائل تبعيض آميز در ايران و اقليتها مشغول فعاليت بوده است. نظرات و پيشنهادات خودرا با ما درميان بگذاريد. نشاني پست الكترونيكي ما democracy@radiofarda.com و شماره فكس ما 202.828.7239 است.
XS
SM
MD
LG