لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۴۰ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

انسان باوري و نقش آن در نجات انسان از زندگي بدوي امروزي، از ديد يک پژوهشگر


(rm) صدا |
ماه منير رحيمي (راديو فردا): دكتر شهناز مصلحي، پژوهشگر ايراني مقيم آمريكا مي گويد: اقتصاد تنها چراغ راه بشريت نيست. انسان گرفتار نوعي زندگي بدوي است و بايد راه نجاتش را در اومانيسم بيابد. دكتر مصلحي درباره اومانيسم به فيروزه خطيبي، گزارشگر راديو فردا در كاليفرنياي آمريكا مي گويد: دكتر شهناز مصلحي: تعريف هيومنيزم Humanism را هر كسي ممكن است يك جوري به آن نگاه كند و اين قابل قبول است، براي اينكه در آن طبيعت انسان گرايي مي گنجد. براي اينكه كل انسان گرايي يعني اينكه همه عالمها را قبول داشته باشيم و به همه توجه كنيم. آمريكا تاكيدش روي اين است كه مذهب و خرافات نبايد وجود داشته باشد، براي اينكه انسان خودش قادر است كه به هرچيزي برسد. لزومي ندارد كه به قدرتهاي ماوراء الطبيعه پناه ببرد. اين تاكيد برنامه ريزيهاي دولتها از اقتصاد بياورند روي بهزيستي تمام آدمها. فيروزه خطيبي (راديو فردا): خانم دكتر مصلحي، آيا اين يك ديدگاه كمي دور از حقيقت نيست. دكتر شهناز مصلحي: نه اصلا، اصلا. تمام حرف روي همين است كه اولين اشكالي كه سر راه اين كار وجود دارد، اين است كه همه فوري برمي گردند وي مي گويند اين يوتوپيا است، اين جامعه خيالي است، اين را سعي كردند به وجود بياورند، نشد، هيچ كدام از اينها به نظر من آنقدر مهم نيست و آنقدر بازدارنده نبايد به حساب بيايد. يعني اگر هدف به عنوان يك هدف خوب قبول شود و آدم بگويد: بله راست مي گوييد، چرا بايد تمام برنامه ريزيهاي كشورهاي دنيا در ارتباط با اقتصاد باشد. آخر اين اقتصاد يك چيزي بود كه خود بشر بوجود آورده بود، حالا بشر رفته كنار و اقتصاد شده چراغ راهنما براي همه. بياييم فكر كنيم ببينيم چطور اشكالات را برطرف مي كنيم. ف . خ : افراد تحت قوانين انسان گرايي يا انسان باوري از چه حقوق و مزايايي برخوردار مي شوند؟ دكتر شهناز مصلحي : اولين حق يك انسان اين است كه بتواند خودش باشد، يعني اينكه با طبيعتش بتواند زندگي كند، آن خواستهايش، آن استعدادهايش و آن تمايلات واقعيش، تمايلاتي كه از طريق فشار خانواده و اجتماع تغيير داده نشده، شكل عوض نشده باشد. اين اولين حق ما است و اين اولين حق انسان در همان سالهاي كودكي از بين مي رود، براي اينكه آنقدر پيچيدگي در آن بوجود مي آيند كه اصلا نمي داند ديگر چي هست. فقط تنها چيزي كه است، در يك راهي مي رود، ظاهرا يك هدفهايي برايش درست مي شود، يك خواستهايي به او تلقين مي شود، ولي هيچكدام آنها صد در صد آنرا خوشحال نمي كند. آيا نمي شود برنده برنده باشد اين بازي؟ حتما بايد صد نفر ببازند كه يكي برنده باشد؟ اين طرح كاملا جزئياتش را شرح مي دهد كه چطور بياييم هزارتا آدم را دور هم جمع كنيم و چه سيستم اقتصادي باشد، چه سيستم آموزشي باشد، چه سيستم خانوادگي باشد. براي اينكه همه اينها به هم مربوط هستند و شما نمي توانيد يك جا را پيش ببريد و به محل ديگر توجه نكنيد. ف . خ : اگر بخواهيم خواسته خودتان را به عنوان يك هوادار فلسفه انسان باوري به طور خالصه بيان كنيد، ممكن است بگوييد چيست؟ دكتر شهناز مصلحي : ما در قرن بيست ويكم داريم زندگي مي كنيم، ولي از خيلي لحاظ نوع زندگيمان بسيار بدوي است. يعني شما اگر ببينيد كه يك آدم بدوي بيشتر وقتش صرف پيدا كردن غذا و مسائل ابتدايي زنده بودن مي شد، الان هم به نوعي ديگر همينطور است. الان ديگر نبايد بعد از گذشت قرنها نبايد بيشتر انرژي آدم صرف اين بشود كه تو بتواني فقط زنده بماني. اين معلوم مي شود كه يك جاي كار خراب است. بنابراين بايد بياييم نگاه كنيم به سيستمي كه درگير آن هستيم، معني كه از موفقت داريم، معني كه از خوشبختي داريم، معني كه از ارتباطاتمان با آدمها داريم، همه اينها يك چيزهاي كاذبي است كه به ما خورانده شده. آيا در اين زمان در قرن بيست و يكم هنوز بايد قانون جنگل برقرار باشد يا اينكه نه مي شود يك قانون ديگري باشد كه همه برنده باشند. من مجبور نباشم براي اينكه خوب زندگي كنم، صد نفر ديگر را زمين بزنم. دكتر شهناز مصلحي، پژوهشگر ايراني مقيم آمريكا، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که اقتصاد تنها چراغ راه بشريت نيست. وي مي گويد که انسان گرفتار نوعي زندگي بدوي است و بايد راه نجاتش را در انسان باوري (هيومنيزم Humanism) بيابد. وي مي افزايد که در انسان باوري، نخستين حق يك انسان اين است كه بتواند خودش باشد، يعني اينكه با طبيعتش بتواند زندگي كند و اين اولين حق انسان در همان سالهاي كودكي از بين مي رود، براي اينكه آنقدر پيچيدگي در آن بوجود مي آيند كه اصلا نمي داند ديگر چي هست. دكتر مصلحي مي گويد که يك آدم بدوي بيشتر وقتش صرف پيدا كردن غذا و مسائل ابتدايي زنده بودن مي شد، الان هم به نوعي ديگر همينطور است، اما الان ديگر نبايد بعد از گذشت قرنها نبايد بيشتر انرژي آدم صرف اين بشود كه تو بتواني فقط زنده بماني، پس معلوم مي شود كه يك جاي كار خراب است. وي مي گويد: آيا در اين زمان در قرن بيست و يكم هنوز بايد قانون جنگل برقرار باشد يا اينكه نه مي شود يك قانون ديگري باشد كه همه برنده باشند و من مجبور نباشم براي اينكه خوب زندگي كنم، صد نفر ديگر را زمين بزنم.
XS
SM
MD
LG