لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۵۴ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

گزارش ويژه راديوفردا: پديده مهاجرت و پناهجويي و گريز از جوامع استبداد زده


(rm) صدا |
علي سجادي (راديو فردا): مهاجرت و پناهجويي، يكي از مهمترين مسائل و مشكلات دهه هاي گذشته جهان بوده است. در همه اين سالها گزارشهاي دردناكي كه از وضع مهاجران و پناهندگان در قاره هاي مختلف انتشار يافته، صفحات سياسي را بر دفتر رنجهاي مردمان جنگ زده، درگير انقلاب و دستخوش فقر و قحطي افزوده است. اما در عصر ما بر اين عوامل اصلي مهاجرت و پناهجويي، عامل مهم ديگري نيز افزوده شده كه شايد قديمي ترين دليل دل كندن انسان از سرزمين خويش و گريختن به جايي باشد كه در آن آزادي حاكم است: گريز از جوامع استبدادزده. و در دو دهه گذشته دهها هزار ايراني به جمع اينگونه افراد پيوسته اند. گزارش ويژه برنامه امشب ما به همين موضوع مي پردازد. ماه منير رحيمي با برادر پناهجويي كه در بازداشتگاه جمهوري چك به سر مي برد و مهاجري كه فرانسه را براي زيستن خود و خانواده اش برگزيده، گفتگو كرده است. ماه منير رحيمي (راديو فردا): عليرضا يداللهي، پناهجويي است كه بيش از سه ماه در فرودگاه پراگ بازداشت نگاه داشته شده. سواي سوء استفاده اي كه برخي از پناهنده شدن مي كنند، جداي خطرات و مشكلاتي كه ممكن است براي كشور ميزبان پيش آورند و دور از داوري حقوقي و قضايي، ابتدا به ماجراي عليرضا يداللهي مي پردازيم كه با برادرش گفتگو كرده ام و پس از آن صحبتهاي افشين را مي شنويم كه تازه به فرانسه آمده. از آقاي يداللهي مي پرسم تا كنون پليس درباره بردارش چه گفته؟ برادر عليرضا يداللهي: خودشان كه مستقيم به ما جواب نمي دهند، يعني ما تلفني هم كه با اينها تماس مي گيريم، يا خودشان را نمي خواهند معرفي كنند يا اينكه جوابهاي سربالا مي دهند، منتها مي گويند اگر با مدرك بود، ما تقاضايشان را قبول مي كرديم. كسي كه از مملكت خودش خارج مي شود و مي خواهد بيايد اينجا پناهنده شود، قاعدتا اگر مدرك داشت، به قول خودشان با معرفي ايشان به كنسول ايران، مي خواستند برايش مدرك بگيرند بفرستندش ايران و معلوم نبود چه اتفاقي برايش مي افتاد. م . م. ر : سازمان عفو بين الملل ظاهرا وساطتي كرده بين ايشان و دولت چك. در اين مورد چه خبر؟ برادر عليرضا يداللهي: اين را من خودم در روزنامه خواندم. م . م. ر: چطور اين خبر به گوش رسانه ها رسيد؟ برادر عليرضا يداللهي: بعد از 42 روز برادر من را بايد انتقال مي دادند به يك كمپ ديگر. دقيقا يك روز قبل از اينكه تاريخ انتقالشان باشد، خيلي غير منتظره دادگاه براي ايشان گرفتند. هيچ حق صحبتي به ما ندادند، از اين به بعد وكيل ما يك موسسه اي به نام مديا هستند اينجا، معرفي كرد ما را و آن موسسه رسانه ها را در جريان گذاشت. م . م . ر: آقاي يداللهي شايعاتي هست راجع به برادر شما. اينكه مي گويند در ايران جرمهايي احيانا مرتكب شده. به هر حال يك اتهامهايي متوجه ايشان است. در اين مورد چه توضيحي مي توانيد بدهيد؟ برادر عليرضا يداللهي: اين روالي است كه در ايران براي همه اجرا مي شود و در كنار جرم سياسي، جرمهاي اجتماعي هم قرار مي دهند كه راه فراري را نداشته باشد. م . م . ر : در ناآراميهاي جنبش دانشجويي ايشان بازداشت شده؟ برادر عليرضا يداللهي: نه ما در ايران كه بوديم در اين تظاهرات شركت داشتيم، ولي بازداشت نشديم، ولي اگر مانده بوديم، بله بازداشت مي شديم. م . م . ر : تهديد شديد؟ برادر عليرضا يداللهي: بله ما وقتي مي خواستيم از باغي كه در شيراز داشتيم برگرديم تهران، مادرمان تماس گرفت گفت نياييد چون اينجا دنبال شما هستند، آمدند ريختند در خانه و دنبال شما و مداركتان مي گردند، شما نياييد كه جانتان در خطر است. ما هم گفتيم كه كاري نكرديم كه بخواهد جانمان در خطر باشد. ولي خوب مادر است و به قول معروف ترس و تشويش دارد و مي ديديم كه وضعيت چطور بود اگر كسي را بگيرند. م . م . ر: روال پناهنده گرفتن جمهوري چك چطور است با توجه به اين كه شما خودتان همين مسير را طي كرديد؟ برادر عليرضا يداللهي: قانون عادي اش اين است كه مصاحبه اي مي شود و بعد از پنج روز يك جواب مي دهند، مي گويند ايشان صبر كنند تا دادگاه برايشان تشكيل شود. بر اساس آن بعد از كارهاي معاينات پزشكي و كارهايي كه خودشان به عنوان قرنطينه انجام مي دهند، كارهاي اداريش انجام مي شود، بعد مدارك را تهيه مي كنند و بعد از نهايت 42 روز به يك كمپ ديگر انتقال مي دهند تا جواب از دادگاه به او بدهند كه ببينند پناهندگيش قبول شده يا نشده يا مداركي بخواهند كه اگر موردي بود و جواب منفي بود، دوباره اعتراض بگذارد تا دادگاه عالي تشكيل شود. م . م . ر: يعني وقتي كسي مي آيد و از فرودگاه تقاضاي پناهندگي مي كند، مي رود كمپ و در خود فرودگاه نمي ماند. برادر عليرضا يداللهي: در خود فرودگاه يك جايي است كه الان به عنوان كمپ نام برده مي شود از اينجا، ولي قبلا اينجا يك زندان بوده براي كساني كه جرمهاي قتل و جرم جنايي داشتند. م . م . ر : برادر شما الان در اين كمپ است؟ برادر عليرضا يداللهي: بله در اينجا است. م . م . ر : يعني رسيدگي به پرونده برادر شما متفاوت بوده از بقيه پناهندگان. برادر عليرضا يداللهي: بله دقيقا. م . م . ر : خوب دليلش را چه گفتند و اگر جمهوري چك اصلا ايشان را نمي شناخت، چطور با ايشان اصلا رفتاري غير از شما كه برادرش بوديد، كرده؟ برادر عليرضا يداللهي: من دقيق نمي دانم چون دو هفته اول به ايشان اجازه نداده بودند كه با مامورين وزارت داخلي اينجا كه مسئول اداره مهاجرت هستند براي امور پناهندگي، مصاحبه داشته باشند. دو هفته اول دو پليس بودند با برادر من صحبت مي كردند كه اينجا چه مي كني، براي چه آمدي، براي چه رفتي، براي چه برگشتي. يك روز هم آمدند سراغ من و از من پرسيدند كه برادرت براي چه آمده، چرا جمهوري چك را انتخاب كرده و از اين سئوالهاي متفاوت. و گفتند كه برادرت را ما برمي گردانيم ايران. گفتم برادر من جانش در خطر بود كه آمديم اينجا، حالا شما اگر برش گردانيد ايران، خواه ناخواه با اين كاري كه شما برادر من را به كنسول ايران نشان داديد، ما برگرديم، هيچ كاري هم كه انجام نداده باشيم، جرم برايمان محسوب مي شود. گفتند كه مشكل شما است، گفتند كه شما برادر تروريست هستيد. م . م . ر: روي چه حسابي گفتند تروريست است؟ برادر عليرضا يداللهي: اين برمي گردد به چهار پنج ماه پيش، دو سه ماه قبل از اينكه برادر من به اينجا بيايد. ايشان در كشورهاي مختلف آفريقايي تقريبا آواره بود و با پاس ايراني هم شما مي دانيد كه هيچ جايي نمي توان رفت. مالاريا گرفت، پولهايش را دزديدند و خيلي بلاها سرش آمد در آن مدت در آفريقا. بعدش پاسش هم ديگر جا نداشت، صفحات آخرش بود، يك بار هم رفته بود سفارت كه ببيند مي تواند پاسش را عوض كند، به او گفته بودند نه شما بايد برگرديد ايران. يك مقدار پول مادرم و خانواده مي فرستادند، يك مقداري هم خودم مي فرستادم، يك بار وام گرفتم. بعدش يك نفر برايش مدرك جعلي درست كرده بود، پاس آمريكايي و گفته بود با اين هرجايي مي تواني بروي و مشكلي نداري. تا اين را به من گفت، من بر اساس اين اتفاقاتي كه بعد از 11 سپتامبر افتاده، بهش گفتم داداش اين را استفاده نكن. گفت كه به خدا من تلاش كردم اينجا اقامت بگيرم نشده، خواستم كار كنم پولهايم را از من دزديدند. بعد گفت كه من مي خواهم بروم مراكش بتوانم آنجا پناهنده بشوم، منتها با مدرك نمي خواهم بروم. گفتم خوب تو مداركت را براي من بفرست، آن پاس آمريكايي و پاس ايراني اش را براي من فرستاد، با يك مقداري مدارك كه از همان كشورهاي آفريقايي گرفته بود. اينجا با پست دي اچ ال كه فرستادند، يك روز اين مدارك دير رسيد. تماس كه گرفتم گفتند به اين بسته مشكوك شدند، از اين دوتا پاس كپي گرفتند و متوجه شدم كه آنها از آن تاريخ من را كنترل مي كردند، يعني مرتب از محل كار كه مي رفتم خانه و برمي گشتم، مرتب تحت نظر بودم. آن پاس آمريكايي را من بلافاصله آتش زدم، آن مدارك ايراني اش هم بود كه به من گفت اين مدارك را به من برگردان، چون ويزاي من اينجا تمام مي شود. پاس ايراني اش را برايش برگرداندم كه توانست خودش را به اينجا رساند. م . م . ر : حالا الان اينجا چه خواهد شد؟ يعني مرحله بعدي چست؟ برادر عليرضا يداللهي: آن دادگاه تشكيل شد و جواب رد دادند. الان هم هنوز ايشان در پروسه پناهندگي در آن روال عادي نيست. مسئول پناهندگي اينجا يك آقايي است به نام هايشمن، اين حق را دارد كه اگر دادگاه اوليه جواب بدهد كه بله ايشان مي تواند باشد، ايشان حق دارد بگويد كه نه. حتي به من اجازه ملاقات با ايشان را ندادند، گفتند براي ايشان خطرناك است يا براي من خطرناك است يا براي فرودگاه. به هر صورت اين ملاقات خطرناك است. نمي دانم به چه دليل. م . م . ر: هرچند پناهجويان با سختيهاي بسياري روبرو مي شوند، كشش زندگي در يك كشور دموكراتيك، آزاد و پيشرفته، چنان است كه جلودار سيل مهاجرت به اين كشور هم نيست. حال ببينيم چه شده كه افشين به فرانسه رفته. افشين: بيشتر به خاطر امكانات بهتر، امكان ادامه تحصيل، زندگي بهتر، از لحاظ امكانات زندگي و پزشكي. م . م . ر : در اين مسيري كه مي آمديد، ورودتان يا در اين چند روزي كه تجربه زندگي در فرانسه را داريد، احيانا به مشكلي برخورد كرديد، يا چه امتيازي چشمتان را گرفته؟ افشين: وارد فرانسه كه شديم، ما را به قسمت پليس بردند، يك ساعت و خورده اي سئوال و جواب كردند و علت آمدنمان، محل اقامتمان، چقدر پول داريم، بارها و بارها از ما سئوال كردند چقدر پول داريد. مي خواستند پولمان را ببينند، يك بار سئوال مي كردند، دوباره ده دقيقه بعدش سئوال مي كردند، اين مي آمد سئوال مي كرد، كس ديگري مي آمد سئوال مي كرد، بعد با هماهنگي با آن پزشكي كه از آنها دعوتنامه گرفته بوديم، به ما اجازه ورود دادند. و بعد از اينكه ما آمديم، الحمدلله اينجا را خيلي مثبت ديديم، امكانات بسيار عالي است، مردم سرشان تو كار خودشان است، قوانين طوري است كه ما احساس آزادي مي كنيم، ماشينها، آدمها، دوچرخه ها موتورها، رعايت مي كنند و احساس خطر براي بچه خيلي كمتر است، در بيمارستان پزشك سطح بالايي از لحاظ علمي داشت، خيلي خيلي براي ما وقت گذاشت و به ما توضيحاتي داد كه خيلي مراعات ما را كردند. ولي خود اينجا هم مشكلات خاص خودش را براي ما دارد از جهت اين كه دلگير است يك مقدار، ما امكان برقرار كردن ارتباط با ديگران را نداريم، چون زبان هرچه بلد باشيم، باز آن زبان مادري نيست و اصلا نوع نگرش و تربيت اينها خيلي با يك ايراني متفاوت است. م . م . ر: به تفاوتها اشاره كرديد، بويژه فكر مي كنم منظورتان تفاوتهاي فرهنگي باشد. گمان مي كنيد با توجه به فرهنگ ايران و بويژه عقايد مذهبي كه داريد، آيا در فرانسه، شما مي توانيد راحت زندگي كنيد؟ افشين: بله. مشكلي نداريم اينجا. البته من فقط فرانسه را ديدم، اينجا كاملا دموكراتيك است و هركسي به دين خودش، موسي به دين خويش، عيسي به كيش خويش و كسي مزاحمت براي ديگري ايجاد نمي كند. مثلا براي نماز عيد، محلي بود كه ايرانيها جمع مي شوند، محلي است كه لبناني ها جمع مي شوند، محلي است كه عراقيها جمع مي شوند، قصابيهايي هست كه مثلا ذبح شرعي دارد و اينها همه به نظر من راحت است. م . م . ر : مي خواهيد بگوييد كه، يعني آيا من مي توانم اين نتيجه را بگيرم از صحبتهايتان كه به رغم اينكه در جمهوري اسلامي اسلام به طور رسمي حاكم است بر قوانين و بر حكومت و اجتماع، شما كه مذهبي هستيد و شيعه هستيد، همچنان در فرانسه راحت تر زندگي مي كنيد. افشين: امكانات اجتماعي دولت از اين لحاظ صد در صد بهتر است و اين اصلا ربطي به حاكميت اسلامي و غير اسلامي ندارد. آنجا در ايران اصلا كاري به اسلام و غير اسلام ندارند. ديد اجتماعي، رفاه اجتماعي و اقتصاد صحيح، هيچ كدام از اينها نيست و خوب اينجا امكانات اجتماعي هست براي يك شهروند، حالا ما براي يك ماه شهروند اينجا هستيم، براي يك روز شهروند اينجا هستيم يا دائم شهروند اينجا هستيم، اين رفاه را براي شهروند با هر كيشي و هر ديني ايجاد كردند و اين در ايران نيست. م . م . ر: زندگي در غربت اگر هم ممكن شود، با دشواريهاي بسيار همراه است، ولي هنوز خواهان زيادي دارد. مهاجرت و پناهجويي، يكي از مهمترين مسائل و مشكلات دهه هاي گذشته جهان بوده است. در همه اين سالها گزارشهاي دردناكي كه از وضع مهاجران و پناهندگان در قاره هاي مختلف انتشار يافته، صفحات سياسي را بر دفتر رنجهاي مردمان جنگ زده، درگير انقلاب و دستخوش فقر و قحطي افزوده است. اما در عصر ما بر اين عوامل اصلي مهاجرت و پناهجويي، عامل مهم ديگري نيز افزوده شده كه شايد قديمي ترين دليل دل كندن انسان از سرزمين خويش و گريختن به جايي باشد كه در آن آزادي حاكم است: گريز از جوامع استبدادزده. و در دو دهه گذشته دهها هزار ايراني به جمع اينگونه افراد پيوسته اند. در گزارش ويژه امشب، راديوفردا با برادر يک پناهجو كه در بازداشتگاه جمهوري چك به سر مي برد و مهاجري كه فرانسه را براي زيستن خود و خانواده اش برگزيده، مصاحبه كرده است.
XS
SM
MD
LG