لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۴۵ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

واقعه شانزدهم آذرماه 32 از ديد رئيس وقت دانشگاه تهران


(rm) صدا |
بهمن باستاني (راديو فردا): 16 آذر، روز دانشجو، امروز پنجاه ساله شد. درباره تاريخچه 16 آذر و اعتراض دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران در سال 32 كه به ورود نيكسون، معاون رئيس جمهوري وقت آمريكا به ايران و در اعتراض به كودتاي 28 مرداد سال 32 صورت گرفت، بسيار گفته شده، اعتراضي كه به ورود نيروهاي دولتي به دانشگاه و كشته شدن سه دانشجو در اثر تيراندازي آنها انجاميد. اما روايت اين روز و پيامد آنرا از كتاب خاطرات دكتر علي اكبر سياسي، رئيس وقت دانشگاه تهران دريابيم. دكتر علي اكبر سياسي نوشته است: دكتر مصدق و برخي از همكارانش توقيف و زنداني شدند و ماموران انتظامي دولت مقتدر سپهبد زاهدي همه جا به چشم مي خوردند، از آن جمله چند تن از اين ماموران گاه و بي گاه در خيابانهاي دانشگاه در حركت بودند. روز شانزده آذر سال 32، هنگامي كه آنان از جلوي دانشگاه فني مي گذشتند، چند دانشجو آنان را مسخره مي كنند و گويا كه كلمات زننده اي هم بر زبان مي آورند و به سرعت وارد سرسراي دانشكده مي شوند. سربازان آنان را دنبال مي كنند. در اين هنگام زنگ دانشكده به صدا در مي آيد و دانشجويان از كلاسها بيرون ريخته در سرسراي دانشكده با سربازان روبرو و با آنان گلاويز مي شوند. تيراندازي مفصلي صورت مي گيرد و تير به سه دانشجو اصابت مي كند و آنان از پاي در مي آيند. دكتر علي اكبر سياسي در ادامه خاطرات خود نوشته است: در پي اين حادثه از شاه وقت خواستم و در نظر داشتم نسبت به اعمال جنايتكارانه قواي نظامي اعتراض كنم. شاه مجال نداد و به محض ديدن من دست پيش گرفت و گفت: اين چه دسته گلي است كه همكاران دانشكده فني شما به آب دادند؟ چندصد دانشجو را به جان سه چهار نظامي انداخته اند كه اين نتيجه نامطلوب را به بار آورد. گفتم معلوم است جريان را آنطور كه خواسته اند، ساخته و پرداخته و به عرض رسانده اند. شاه گفت به دروغ نگفته اند، عقل هم حكم مي كند كه جريان همين بوده است، والا چطور مي شود كه تصور كرد كه سرباز بي جهت به سوي دانشجو تير خالي كند. گفتم نتيجه اش هرچه بوده است، نتيجه اش اين بوده است كه سه خانواده عزادار شده اند و دانشگاهيان عزادار و سوگوارند. شاه گفت: همينطور است، من هم متاسفم، ولي چه بايد كرد؟ گفتم حداقل كاري كه بايد كرد، يكي بازداشت آن نظاميان و بازجويي از آنان است، در حضور دانشجوياني كه در آن حادثه شاهد و ناظر بوده اند، ديگر آنكه مقرر فرماييد به وسايل ممكن، از خانواده هايي كه فرزندان خود را از دست داده اند، دلجويي به عمل آيد. شاه نظرم را پسنديد. دكتر علي اكبر سياسي، رئيس وقت دانشگاه تهران در شانزده آذر 32، در ادامه خاطراتش نوشته است: او را به هيات دولت هم دعوت كردند، زماني كه سپهبد زاهدي نخست وزير بود. از جلسه هيات دولت، دكتر علي اكبر سياسي چنين نوشته است: نوبت به وزير جنگ، سپهبد هدايت رسيد. او با حدت و شدت به دانشگاه حمله كرد و در پايان سخنانش چنين نتيجه گرفت: اگر عضوي از اعضاي بدن فاسد شود، آنرا قطع مي كنند تا بدن سالم بماند. دانشگاه هم در صورت لزوم براي حفظ مملكت بايد از بين برود و منحل گردد. من(دكتر علي اكبر سياسي)، گفتم در صورتيكه دانشگاه كه هزاران استاد و دانشجو و زنده و پويا دارد، اگر مورد حمله قرار گيرد، به مقاومت خواهد پرداخت و از خود دفاع خواهد كرد و به فرض اين كه موقتا خاموش شود، آتشي خواهد شد زير خاكستر كه سرانجام شعله ور خواهد گرديد. دكتر علي اكبر سياسي، رئيس وقت دانشگاه تهران، در کتاب خاطرات خود نوشت که روز 16 آذر سال 32، هنگامي كه چند تن از ماموران سپهبد زاهدي، وزير جنگ، از جلوي دانشکده فني دانشگاه تهران مي گذشتند، چند دانشجو آنان را مسخره کردند و به سرعت وارد سرسراي دانشكده شدند. سربازان نيز آنان را دنبال کردند و در اين هنگام زنگ دانشكده به صدا در آمد و دانشجويان از كلاسها بيرون ريخته در سرسراي دانشكده با سربازان روبرو و با آنان گلاويز شدند. تيراندازي مفصلي صورت گرفت و تير به سه دانشجو اصابت کرد و آنان از پاي در آورد. در پي اين حادثه دکتر سياسي به سراغ شاه رفت و وي را متقاعد ساخت تا نظاميان بازداشت و بازجويي شوند. اما بعدا در جلسه هيات دولت، سپهبد زاهدي دانشگاه را به عضوي فاسد از اعضاي بدن تشبيه کرد که بايد از بين برود و منحل گردد.
XS
SM
MD
LG