لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۴:۰۶ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

سالگرد 21 آذرماه: ريشه ها و پي آمدهاي خودمحختاري آذربايجان از ديد يك استاد تاريخ و كارشناس منطقه


(rm) صدا |
جمشيد زند (راديو فردا): امروز دوازده دسامبر، 21 آذرماه، سالگرد رويدادي است كه 58 سال پيش، سبب نخستين زورآزمايي دو قدرت بزرگ آن روز جهان شد و جنگ سردي را كه آغاز شده بود، شدت بخشيد. روز 21 آذر 1324، 12 دسامبر 1945، مجلس ايالتي آذربايجان كه فرقه دموكرات آذربايجان به رهبري سيد جعفر پيشه وري در آن اكثريت مطلق را داشت، بدون موافقت تهران و با حمايت دولت شوروي، تشكيل حكومت خودمختار آذربايجان را اعلام كرد و بيش از سي هزار تن از سربازان ارتش شوروي كه در نواحي شمال ايران مستقر بودند، مانع از آن شدند كه نيروهاي دولت ايران براي سركوبي هواداران حكومت خودمختار، وارد منطقه شوند. گرچه در برنامه رسمي فرقه دموكرات آذربايجان، برخودمختاري آن استان در چهارچوب قلمروي ايران تاكيد شده بود، ولي براي حكومت ايران و محافل بين المللي روشن بود كه استالين خواهان انضمام آذربايجان به خاك آذربايجان شوروي است. حكومت خودمختار آذربايجان يك سال بعد، در آذرماه 1325، پس از خروج نيروهاي شوروي و پس از لشگر كشي دولت ايران، سقوط كرد. دكتر تورج اتابكي، استاد تاريخ در دانشگاه آمستردام هلند و كارشناس مسائل آذربايجان در گفتگويي با راديو فردا، شرايط پديد آمدن واقعه 21 آذر را چنين توضيح مي دهد: تورج اتابكي: به نظر من براي بازنگري واقعه 21 آذر، بايد در سه حوزه ريشه هاي اين واقعه، عمل واقعه و نتايج مترتب در اين واقعه دقت كنيم. نمي توانيم همه اين سه حوزه را با هم تلفيق كنيم و به يك نتيجه واحد برسيم. مطمئنا در برآمدن اين واقعه، نارضايتي جمعي، نقش داشته، تجدد آمرانه اي كه در دوران رضاشاهي تا يك حدي باعث وقار ملي بود و جابجايي قومي پديد آورد، باعث شده كه نارضايي عمومي در بخشي از حوزه هاي حيات سياسي و اجتماعي دامن زده شود، اما خود واقعه متاسفانه هم از سوي كساني كه رهبران اين حركت بودند به جد گرفته نشد و تصوير روشني از اين حركت نداشتند و هم اينكه خود واقعه در همان اوايل كار توسط قدرتهاي خارجي و بويژه اتحاد جماهير شوروي آن زمان ربوده شد و تبديل شد به يك عاملي براي بسط منافع و مصالح اتحاد شوروي در منطقه. ج . ز : آقاي اتابكي پيامدهاي اين واقعه تاريخي چه بود؟ تورج اتابكي: پيامدهاي اين واقعه به جز آن چيزي كه آن موقع اتفاق افتاد، يعني در حقيقت لشگر كشي نيروهاي مركزي و قلع و قمع اين حركت. ولي همين قلع و قمع اين حركت سبب شده كه ما در فرهنگ سياسي خودمان به دو برداشت كالا متفاوت و متضاد برسيم. يكي از سوي كساني كه با برجسته كردن نكات مثبت اين جريان و يا حتي ابداع يك نوع تاريخ نگاري بسيار بسيار دور از ذهن، تصويري از اين حركت مي دهند كه با واقعيتي كه اين حركت داشت، خوانايي ندارد، يعني اين حركت را حركتي آگاهانه مي دانند و حركتي كه واقعا از طرف رهبري واحد اداره مي شد و كاملا هم بر رهبري آگاه بود و خواستهايي منسجم داشت و از اين دست، كه خوب اين واقعيت درست نيست، چون رهبري واقعا اگر به تمامي آن دوران نگاه كنيم، دوران يك ساله حكومت پيشه وري، مي بينيم كه افت و خيز نظريات رهبري اين حركت چقدر روشن است، رهبري تصوير روشني از خودمختاري، تماميت ارضي، نداشت و اينها سبب يك مقداري در حقيقت گمراهي اين حركت شد. اما از سوي ديگر كساني هم هستند كه در حقيقت اين را صرفا در پرونده اميال اتحاد شوري آن زمان مي دانند، دست پرورده بيگانه مي دانند و اصلا ريشه هايي كه زمينه ساز اين حركت در آذربايجان بوده، اشاره نمي كنند. به نظر من بايد با بازخواني دوباره تاريخمان، به نگاهي تازه تر از اين رخداد برسيم و ببينيم واقعيت اين امر همانطور كه اشاره كردند، ريشه هاي اين نارضايي عمومي در آذربايجان در سالهاي بلافاصله آغاز جنگ دوم جهاني چه بود و چگونه اين حركتي كه مي توانست با حفظ تماميت ارضي و حقوق اقوام متفاوتي كه در ايران زندگي مي كنند، به رسميت بشناسد، از طرف يك دولت بيگانه ربوده مي شود و تبديل مي شود به آلتي براي بسط سياست نو استعماريش. امروز دوازده دسامبر، 21 آذرماه، سالگرد رويدادي است كه 58 سال پيش، سبب نخستين زورآزمايي دو قدرت بزرگ آن روز جهان شد. روز 21 آذر 1324، دوازدهم دسامبر 1945، مجلس ايالتي آذربايجان كه فرقه دموكرات آذربايجان با حمايت دولت شوروي، تشكيل حكومت خودمختار آذربايجان را اعلام كرد. حكومت خودمختار آذربايجان يك سال بعد، در آذرماه 1325، پس از خروج نيروهاي شوروي و پس از لشگر كشي دولت ايران، سقوط كرد. دكتر تورج اتابكي، استاد تاريخ در دانشگاه آمستردام هلند و كارشناس مسائل آذربايجان در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: مطمئنا در برآمدن اين واقعه، نارضايتي جمعي، نقش داشت و تجدد آمرانه دوران رضاشاه باعث شد كه نارضايي عمومي در بخشي از حوزه هاي حيات سياسي و اجتماعي دامن زده شود، اما خود واقعه از سوي كساني كه رهبران اين حركت بودند به جد گرفته نشد و تصوير روشني از اين حركت نداشتند. ما در فرهنگ سياسي خودمان به دو برداشت كالا متفاوت و متضاد رسيده ايم. يكي از سوي كساني با برجسته كردن نكات مثبت اين جريان و يا حتي ابداع يك نوع تاريخ نگاري بسيار بسيار دور از ذهن، از سوي ديگر كساني كه در حقيقت اين را صرفا دست پرورده بيگانه مي دانند و اصلا ريشه هايي كه زمينه ساز اين حركت در آذربايجان بوده، اشاره نمي كنند.
XS
SM
MD
LG