لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۳۱ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

مشکلات و خطرات متوجه کودکان و زنان بي سرپرست بازمانده از زلزله بم، از ديد يک خبرنگار


(rm) صدا |
فريدون زرنگار (راديوفردا): در ميان مشکلاتي که براي زلزله زدگان در شهر بم پيدا شده، مسائل مربوط به کودکان بي سرپرست و زنان تنها مانده، نگراني ويژه اي براي مردم و مسئولان به وجود آورده است. خبرهاي تاييد نشده اي حکايت از سوء استفاده از زنان و کودکان مي کند. ماه منير رحيمي در اين باره با يک روزنامه نگار و فعال در امور زنان گفتگو کرده است. ماه منير رحيمي (راديوفردا): خانم شما به تازگي از شهر زلزله زده بم ديدن کرديد. وضعيت بچه هاي آنجا را براي ما توضيح بدهيد. يک بانوي خبرنگار فعال در امور زنان: با کمال تاسف بايد بگويم، تعداد زيادي از بچه هايي که حالا از زير آوار در آمدند يا اينکه به هر دليلي زنده ماندند و آسيبي نديدند، در خيابان هاي شهر بم هستند، کنار خيابان، با آن حال و هواي کودکانه خودشان دارند خاک بازي مي کنند، يا به نيروهاي امدادي خارجي نگاه مي کنند. البته مشخص است که هيچ وسيله اي براي بازي ندارند. هيچ کس به فکر مراقبت از آنها نيست. نه از سر سهل انگاري. آنقدر خانه هاي خراب شده اي که هنوز کسي سراغ شان نرفته زياد هست، حدود دو سوم شهر هنوز دست نخورده و هنوز اجساد در زير آوار هست. نمي دانم اگر مادري بچه اش را نتواند پيدا بکند، به چه فکر مي کند؟ بچه اش مرده، بچه اش را دزديدند، بچه اش را بردند؟ روز شنبه، گرد مرگ پاشيده بودند روي شهر. م.م.ر.: آيا امکانات بهداشتي براي زنان و غذا براي بچه ها به اندازه کافي وجود داشت؟ يک بانوي خبرنگار فعال در امور زنان: غذا به اندازه کافي وجود دارد، مهم توزيع غذا است. قطعا يک بچه بي پناه بي سرپرست پنج شش ساله، نمي تواند در هجوم مردهاي بالاي 20 سال به کاميون غذا، خودش را جلو بکشد و ظرف غذايي بگيرد. در کنار آن البته بوي تعفن شديدي هم که در شهر وجود دارد، باعث مي شود که همه شهر را ترک کنند. حتي خبرنگاراني هم که رفته بودند، ديگر نمي توانند آنجا بمانند و دارند بر مي گردند. در اين هوا من نمي دانم که بچه ها چگونه تنفس مي کنند. نمي دانم واقعا شرايط بهداشتي که براي آنها وجود دارد، شرايط روحي رواني که براي آنها وجود دارد، نمي دانم چطوري مي تواند يک بچه پنج ساله تحل بکند که نفري که پاي مادرش را از زير خاک خارج مي کند يا خواهر کوچکترش را که تا دو روز قبل با هم بازي مي کردند، گل آلود بيرون بکشند و در گورهاي دست جمعي دفن کنند. متاسفانه فاجعه آنقدر بزرگ هست که نمي توانيم انتظار داشته باشيم که کساني که آنجا هستند، الان به اين فکر باشند. اميدوارم با پشت سر گذاشتن بحران اوليه و اطمينان پيدا کردن براي اينکه ديگر کسي در آنجا زنده نيست، يک کمي توجه به اين مسائل بيشتر شود. امنيت بچه ها، امنيت زنان بالا برود. م.م.ر.: گفته مي شود که اگر خانواده ها يا نهادهاي رسمي، اين بچه هاي بي سرپرست مانده را نپذيرند، آنها را ممکن است که به بهاي کمي هم بفروشند. آيا برنامه اي تدارک ديده شده که کساني که مي خواهند کمک کنند، بتوانند اين کار را بکنند؟ يک بانوي خبرنگار فعال در امور زنان: تا آنجايي که من اطلاع دارم، سازمان بهزيستي اعلام آمادگي کرده است که در سراسر کشور اين بچه ها را خواهد پذيرفت. يعني بعد از احراز هويت بچه ها در شهر بم، آنها را به شهرهاي ديگر خواهد فرستاد. فقط اميدوارم که در آن دو سه روز غير قابل کنترل که من شاهد بودم چه دارد در شهر مي گذرد، فاجعه خيلي گسترده نشده باشد. م.م.ر.: خبرهايي از بي امني در منطقه زلزله زده بسيار هست. دزدي و تجاوز به زنان و اينها. يک بانوي خبرنگار فعال در امور زنان: ببينيد تا بعد از ظهر روز يکشنبه، شرايط شهر کاملا نابسامان و آشفته بود. هجوم بسيار زياد افراد غير بومي به شهر، فضايي کاملا غير قابل تحمل را ايجاد کرده بود. خيابان ها شلوغ بود، ترافيک شديد. انواع و اقسام اتومبيل ها وارد شهر شدند و البته همه شان پر از اجناس داشتند خارج مي شدند از شهر. من خيلي متاسف هستم براي جامعه ما که در اين جور موارد به جاي اينکه به فکر کمک باشند، البته منکر اين نمي شوم که بخش عمده اي از مردم ما در حال کمک رساني هستند و مردم واقعا از جان و دل مايه مي گذارند براي اين کار. زلزله زدگان را از شهر به خارج از شهر منتقل کردند. آنها در واقع کمپينگ شان درست شده، به خاطر همين کمي شرايط دارد بهتر مي شود. ولي حتي همان معدود افرادي که دارند اين کارها را مي کنند، آمدند آنجا براي غارت کردن، براي بردن اموال، اموال زلزله زدگان و چه کمک هاي مردمي، واقعا باعث تاسف است. و من اتومبيل بسيار شيک و تر و تميز و آخرين سيستمي را مي ديديم که چهار تا لوله بزرگ موکت را دارد از شهر خارج مي کند. من واقعا تاسف خوردم. يعني خانواده اي که انقدر سطح اقتصادي بالايي دارند که مي توانند يک اتومبيل نه ميليون توماني داشته باشند، واقعا چه احتياجي دارند به آن سه تا لوله موکتي که براي آوارگان فرستاده شده؟ اما در واقع از بعد از ظهر يکشنبه، سپاه کاملا شهر را تحت تسلط خودش در آورد و مبادي ورود و خروج کنترل شدند، الان هيچ ماشيني حق ندارد اموال مردم را با خودش از شهر خارج بکند. مي دانيد که بم در واقع گلوگاه قاچاقچيان بوده. مگر راه هايي وجود داشته باشد که نيروها نتوانند آن را کنترل بکنند و نقل انتقالات صورت بگيرد. من صحبتي که داشتم با يکي از مسئولان، از ايشان در واقع درباره امنيت زنان پرسيدم. ايشان گفتند که هنوز آمار نداريم. من دوباره سوال خودم را تکرار کردم، گفتم آيا موردي از تجاوز به زنان گزارش شده؟ و ايشان باز همان جمله را تکرار کردند: هنوز آمار نداريم. نمي دانم اين جملات را هزار نوع مي توان تعبير کرد. آنقدر پاسخ سياستمدارانه اي بود که باعث شد که آن نگراني که من داشتم از بين برود، در عين حال هيچ پاسخ مستقيمي هم نگرفتم. در ميان مشکلاتي که براي زلزله زدگان در شهر بم پيدا شده، مسائل مربوط به کودکان بي سرپرست و زنان تنها مانده، نگراني ويژه اي براي مردم و مسئولان به وجود آورده است. خبرهاي تاييد نشده اي حکايت از سوء استفاده از زنان و کودکان مي کند. يک بانوي خبرنگار فعال در امور زنان در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که تعداد زيادي از بچه هايي که حالا از زير آوار در آمدند يا اينکه به هر دليلي زنده ماندند و آسيبي نديدند، در خيابان هاي شهر بم هستند و هيچ کس هم به فکر مراقبت از آنها نيست. وي همچنين مي گويد که يک مسئول در پاسخ وي که پرسيده بود آيا گزارشي از تجاوز به زنان رسيده است، گفت که هنوز آماري در اين باره وجود ندارد.
XS
SM
MD
LG