لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۳۲ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

«نفت نعمتی است لعنتی و تنش آفرين»


ايروين استلرز، بنيانگذار مجمع پژوهشی اقتصاد ملی آمريکا، از حمله صاحب نظرانی است که معتقد است کشورهايی چون عربستان سعودی به رغم تمام پژوهش هايی که درباره محدوديت منابعشان انجام شده، کماکان قدرت کنترل بازار نفت و پايين آوردن قيمت آن را دارند.

ايروين استلرز، بنيانگذار مجمع پژوهشی اقتصاد ملی آمريکا، از حمله صاحب نظرانی است که معتقد است کشورهايی چون عربستان سعودی به رغم تمام پژوهش هايی که درباره محدوديت منابعشان انجام شده، کماکان قدرت کنترل بازار نفت و پايين آوردن قيمت آن را دارند.

جرج بوش، در سفر اخير خود به عربستان سعودی از فرصت حضور در کشوری که قلب توليد نفت جهان است، استفاده کرد تا موضوع قيمت نفت را مستقيما با ملک عبدالله پادشاه عربستان در ميان بگذارد.


رييس جمهوری آمريکا به وضوح گفت که کشورهای صنعتی از سازمان اوپک به عنوان توليد کننده ۴۰ درصد نفت جهان، انتظار دارند تا با افزايش سطح توليد، زمينه کاهش قيمت نفت را فراهم کند.


در حال حاضر قيمت هر بشکه نفت به مرز ۱۰۰ دلار رسيده و سياستمدارانی چون جرج بوش، مصرانه می گويند که اقتصاد کشورهايشان با اين وضعيت، آسيب خواهد ديد.


ايروين استلرز، بنيانگذار مجمع پژوهشی اقتصاد ملی آمريکا، از جمله صاحب نظرانی است که معتقد است کشورهايی چون عربستان سعودی به رغم تمام پژوهش هايی که درباره محدوديت منابعشان انجام شده، کماکان قدرت کنترل بازار نفت و پايين آوردن قيمت آن را دارند.


وی در عين حال، معتقد است که نفت کره زمين، در «جاهای نامناسب» قرار گرفته است. او در مصاحبه ای به سئوالات راديو فردا در اين زمينه پاسخ داده است:


رادیو فردا:شما چشم انداز انرژی در سطح جهان را با در نظر گرفتن مسايل سياسی جهان چگونه می بيند؟


ايروين استلرز: مطمئنا تقاضای جهانی برای انرژی به ويژه در کشورهای در حال توسعه مانند چين و هند به سرعت در حال افزايش است.


افزايش قيمت نفت برای کشورهای در حال توسعه که دارای نفت نيستند و دارای درآمدهای ارزی کافی نيستند، آنان را برای تامين انرژی مورد نياز خود با مشکل روبروکرده است.


اما با اشاره به سوال شما من می خواهم اضافه کنم که خدا نفت را در اختيار حکومت های ناباب قرار داده است يا به زبان ديگر خدا اين نعمت را در مناطق نامناسب قرارداده است. بدين معنی که اين مساله باعث تنش هايی بوده است.



  • اشاره کنم به بحران نفت در دهه هفتاد ميلادی، وابستگی اروپای غربی به نفت روسيه و يا وابستگی هرچند هم کم آمريکا به نفت ونزوئلا. بنابراين می شود گفت که نفت نعمتی است لعنتی وتنش آفرين؛ نعمت از اين لحاظ که شما می توانيد اتومبيل خود را روشن کنيد و با سوخت نفتی هرکجا بخواهيد برويد و لعنتی از اين چشم انداز که انرژی ماده آفريننده تنش است.
ایروین استلرز

اشاره کنم به بحران نفت در دهه هفتاد ميلادی، وابستگی اروپای غربی به نفت روسيه و يا وابستگی هرچند هم کم آمريکا به نفت ونزوئلا. بنابراين می شود گفت که نفت نعمتی است لعنتی وتنش آفرين؛ نعمت از اين لحاظ که شما می توانيد اتومبيل خود را روشن کنيد و با سوخت نفتی هرکجا بخواهيد برويد و لعنتی از اين چشم انداز که انرژی ماده آفريننده تنش است.

حتی در ايران به طور مثال به نظر می رسد به دليل ناتوانی مديريت مصرف و ارزان، بنزين جيره بندی می شود، مردم عصبانی می شوند. بنابراين گفته ميشود که ما احتياج به انرژی هسته ای داريم. بنابراين انرژی ماده آفريننده تنش است.

برخی از اقتصاددانان يکی از دلايل عقب ماندگی کشورهای نفت خيز را وجود نفت دراين کشورها می دانند و می گويند دليل اصلی حضور قدرت های خارجی در اين کشورها نفت است. شما نقش نفت را در سياست و اقتصاد مثلا در خاورميانه چگونه ارزيابی می کنيد؟


اين ساده گرائی است که بگوئيم مثلا آمريکا و يا کشورهای غربی تنها به دليل وجود نفت درخاورميانه و يا عراق هستند. چون نفت هم بمانند هر کالای ديگری هرجا ارزان ترعرضه شود خريداری می شود.


آن چه که اتفاق ميافتد اين است که نياز به نفت به عنوان انرژی نه تنها برای غرب و آمريکا بلکه برای ديگر کشورهای مصرف کننده نفت مانند چين هم حائز اهميت و کشورهای مصرف کننده مجبورند با کشورهای صادر کننده نفت به توافقی هرچند ناخوشايند برسند.


بنابراين کشورهای مصرف کننده مجبورند جريان عرضه نفت را تضمين کنند. حفظ راه های تامين انرژی شغل خطرناکی است. شما به پيش آمدی که چند روز پيش در تنگه هرمز ميان قايق های نظامی ايران و يک ناو آمريکائی روی داد نگاه کنيد. اين رويداد بلافاصله بر قيمت نفت در بازارهای جهان تاثير گذاشت.


اما بر می گردم به بخش ديگر سوال شما درباره عقب ماندگی اقتصادی. من فکر می کنم کشورهای توليد کننده نفت در زمينه توسعه اقتصادی با اجبارهائی روبرو هستند که دليل عقب ماندگی شده اند.


من به سه مورد آن اشاره می کنم. يکی وجود فساد اقتصادی در اين کشورها است که قشر حاکم به در آمدهای عمومی برای منافع خصوصی خود دستبرد می زند. فاکتور دوم، عدم توسعه صنعت غيرنفتی در اين کشورها است که خود به دليل ارزش مصنوعی برابری واحدهای پولی اين کشورها با ارزهای خارجی است که بالا نگه داشته اند و فاکتور سوم وابستگی برخی از کشورهای صادر کننده نفت مانند کويت به نيروی کار غير بومی است.

شما گفتيد که منابع انرژی در اختيار حکومت های به اصلاح ناباب است اما چرا کشورهای صنعتی و به ويژه آمريکا در خاورميانه است، برپايه چه منافعی؟


من فکرمی کنم آمريکا به دلايل و منافع گوناگون به خاورميانه نظر دارد. پيش از هر چيز آمريکا مهمترين متحد اسرائيل و متعهد است از اسرائيل دفاع کند.


دومين دليل اين است که منطقه خاورميانه منبع مهم انرژی است وآمريکا مايل به وجود ثبات دراين منطقه و استقرار حکومت هايی است که با آمريکا روابط دوستانه ای دارند.



دليل سوم فکر می کنم مساله اين احساس عمومی است که بايستی برای قطع جريان پول از اين منطقه به سازمان های تروريستی کاری انجام داد، به ويژه در عربستان سعودی.


بنابراين آمريکائی ها نگرانی به حقی دارند و می خواهند رژيم هايی در اين کشورها سرکار باشند که اگر دوست آمريکا نيستند، حداقل دشمن آمريکا و در پی ضربه زدن به کشورهای غربی نباشند.


ده ها سال است که گفته می شود منابع نفتی در حال پايان است. اين تخمين ها به نظر شما واقع بينانه هستند يا به زبان ديگر می شود دقيقا درباره زمان به پايان رسيدن منابع نفتی در دهه های آينده نظر داد؟


ببينيد جهان روی دريائی از نفت نشسته است. به نظر من دو دليل باعث افزايش بهای نفت شده است يکی اينکه اوپک سازمان کشورهای صادر کننده نفت ميزان توليد خود را محدود کرده است و ديگر اينکه قاعدتا شما اگر زيرزمينتان پر از سيب زمينی باشد، ديگر به کشت سيب زمينی دست نمی زنيد.


همين قانون در بخش نفت هم حاکم است. بخش عمده ای از منابع نفتی در کشورهای صادرکننده نفت در دست شرکت های ملی نفت اين کشورها اداره می شود و آنها به شرکت های خارجی اجازه گسترش بهره برداری از منابع نفتی را نمی دهند.


  • ببينيد جهان روی دريائی از نفت نشسته است. به نظر من دو دليل باعث افزايش بهای نفت شده است يکی اينکه اوپک سازمان کشورهای صادر کننده نفت ميزان توليد خود را محدود کرده است و ديگر اينکه قاعدتا شما اگر زيرزمينتان پر از سيب زمينی باشد، ديگر به کشت سيب زمينی دست نمی زنيد.
ایروین استلرز

در حال حاضر نفت به اندازه کافی وجود دارد. در عربستان و در کويت به من گفته شد آنها هم اکنون هم می توانند نفت زيادی به بازار عرضه کنند. بنابراين اين نظر که می گويد منابع نفتی در حال اتمام است چيز جديدی نيست، از سال ۱۹۱۰ در آمريکا مطرح شده است.


امروز در باره مساله گرمايش زمين، نقش گازهای گلخانه ای و به ويژه سوخت های فسيلی در آلودگی محيط زيست و استفاده از منابع انرژی ديگر مانند باد، آب و غيره به ويژه در اروپا بسيار صحبت می شود. در حالی که آمريکا در اين مساله بسيار عقب تر از اروپا است. آيا در آمريکا در باره منابع انرژی جانشين سوخت های فسيلی فکر می شود؟


بله درآمريکا بيشتر در ايالت کاليفرنيا اين تلاشها انجام می گيرد. مثلا استفاده از انرژی باد تنها دو درصد نيازهای انرژی آمريکا را تامين می کند.


تلاش هايی می شود از غلات برای تامين سوخت خودروها استفاده شود که فرايندی بسيار هزينه آورو برای محيط زيست هم زيان آور است. بنابراين در حال حاضر به نظر من جانشين های جدی برای نفت، گاز و ذغال سنگ موجود نيست و با توجه به افزايش نياز به انرژی مثلا در چين و هند طبيعتا استفاده از ذغال سنگ که در کشورخود به آن دسترسی دارند افزايش خواهد داشت.


بنابراين تصور اينکه درسطح جهانی بتوانيم از مصرف منابع انرژی فسيلی بکاهيم و مانع توليد گاز کربن به عنوان مهمترين عنصر آلودگی بشويم بسيار مشکل است.


آنچه که به آمريکا بر می گردد، آمريکا حتی برای کم کردن وابستگی خود به کشورها ی فروشنده نفت هم که شده مايل است مصرف سوخت نفت و فرآورده های نفتی را کاهش دهد. يعنی تا حدودی فشارهای سياسی هم هست.


شما فکرمی کنيد قيمت نفت درحال حاضر درسطح جهانی قيمتی واقعی است؟


بله من فکر می کنم قيمت واقعی است، اما طبيعی است که عوامل سوداگرانه هم نقش دارند و بازار را متشنج کرده اند. بنابراين هرگاه اتفاقی ميافتد در خليج فارس و يا الجزايرتاثير خود رابر قيمت نفت دارد.


اما به دليل رشد تقاضا برای نفت به دليل رشد اقتصاد جهان (مثلا رشد ۸ درصدی چين) و محدوديت های عرضه اين قيمت بوجود آمده است. لذا با در نظر گرفتن اين جوانب قيمت واقعی است.


اما اگر بازار کاملا آزاد می بود، يعنی عرضه و تقاضا آزاد می بود شايد قيمت پائين تر بود اما من فکر نمی کنم که دنيا بارديگر نفت با قيمت بشکه ای ۲۵ دلار را تجربه کند.


شما نفش نفت را در سياست جهانی آينده چگونه پيش بينی می کنيد؟

احتمالا اين نقش پررنگ تر خواهد شد. رئيس جمهوری روسيه تلاش خواهد کرد در روياروئی با اروپای غربی از نفت عنوان ابزاری برای فشار استفاده کند، چاوز رئيس جمهوری ونزوئلا همين تلاش را در برابر آمريکا خواهد کرد.


فکر ميکنيد به عنوان سلاح از نفت استفاده خواهند کرد؟

بله معلومه که ممکن است.


اما در دهه های گذشته اين اتفاق نيفتاده است.


بله ما سلاح های هسته ای هم داريم اما تا به حال بکار گرفته نشده است.


اما مقايسه نفت با سلاح هسته ای غير ممکن است.


استفاده نکردن از يک سلاح دليل عدم وجود آن نيست. پرسش اين است که آيا ما می توانيم ساختاری جهانی به وجود بياوريم که هردوطرف توليد کننده و مصرف کننده را راضی کند؟


XS
SM
MD
LG