لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۱۲ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
وب سايت آمريکايی «هافينگتون پست» در مطلبی مستند و مفصل با ذکر مواردی از شباهت متن و نقل قول های کتاب خاطرات جورج بوش با منافع و کتاب های ديگر، می نويسد که اين کتاب را نمی توان يک خاطره نويسی مستند و از نظر تاريخی با ارزش تلقی کرد.

زمانی که موسسه انتشاراتی « کراون» انتشار و عرضه کتاب خاطرات جورج بوش رييس جمهور سابق آمريکا را پذيرفت، می دانست که اين کتاب جزو آثار ادبی و موفق نخواهد بود. اما انتظار اين بود که کتاب خاطرات جورج بوش با تشريح نکات مهم و تازه ای در مورد تصميمات مهم سياسی پس از حملات يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و يا چگونگی تصميم گيری های مربوط به حمله نظامی به عراق اطلاعات ارزشمندی را برای علاقمندان داشته باشد.

به نوشته هافينگتون پست موسسه انتشاراتی « کراون» قبل از اين نيز کتاب خاطرات برخی از مقامات دولت جورج بوش را منتشر کرده بود که هر کدام بخشی از تصميم گيری ها و فضای مباحثات در دوران حکومت وی را تشريح کرده بودند. اکنون در کتاب خاطرات رييس جمهور سابق آمريکا به نظر می رسد که بخش زيادی از اطلاعات برگرفته شده از کتاب های مقامات دولت وی و مقالات و تحليل های روزنامه ها در دوران رياست جمهوری وی است.

کتاب خاطرات جورج بوش با عنوان « مقاطع تصميم گيری» نشان می دهد که وی بسيار ساده و سطحی تر از آنچه که انتظار می رفت به حوادث مهم دوران حکومت خود پرداخته است. اين کتاب در همين حال اين حقيقت جديد را در مورد جورج دبليو بوش روشن می کند که رييس جمهور سابق آمريکا تنبل تر از آن است که حتی کتاب خاطرات خود را به شکل جدی بنويسد.

به نوشته هافينگتون پست، جورج دبليو بوش در معرفی کتاب خاطرات خود همواره به اين نکته باليده است که اين کتاب را اساسا خود وی نوشته و سعی کرده به منتقدان خود ثابت کند که توانايی خواندن و نوشتن را دارد. از روی اين کتاب می توان فهميد که رييس جمهور سابق آمريکا نه تنها می تواند بخواند، که به خوبی می تواند از وب سايت جستجوگر گوگل نيز استفاده کند.

جورج بوش در مقدمه کتاب خود از تلاش ها و کمک های ارزشمند و بی شائبه «پيتر رو» قدردانی کرده و می نويسد که وی در هجده ماه گذشته زمان زيادی را صرف تحقيق در آرشيو و بايگانی های گوناگون و جستجو در اينترنت کرده است. در نوشتن اين کتاب جورج دبليو بوش از کمک های «کريستوفر ميچل» نويسنده سخنرانی های خود نيز بهره مند بوده است.

هافينگتون در ادامه نقد کتاب خاطرات جورج دبليو بوش می نويسد که نگارش اين کتاب از نظر ادبی بسيار ضعيف است ولی از نظر هنر خاطرات نويسی، ضعف های آن نابخشودنی است. به عنوان مثال او به يک صحنه مشخص از مراسم ادای سوگند حامد کرزی به عنوان رييس جمهور افغانستان اشاره می کند و به خصوص لحظه ملاقات حامد کرزی با يکی از جنگسالاران تاجيک تبار را به عنوادی نمادی از آغاز دوران بازسازی و تفاهم در افغانستان جنگ زده برمی شمرد.

خواننده اين تصور را پيدا می کند که شايد مشاهده يک چنين صحنه هايی به رييس جمهور آمريکا اين اميد را داده بود که افغانستان در مسير پايان دادن به جنگ قرار گرفته است. اما در بخش های پايانی کتاب از روی توضيحات جورج بوش متوجه می شويم که وی در مراسم ادای سوگند حامد کرزای شخصا حضور نداشته و اين صحنه ها نقل ديده ها و حکايت های ديگران است و نه خاطراه نويسی مستقيم براساس تجارب شخصی.

هافينگتون پست با نقل جملاتی از کتاب خاطرات بوش توضيح می دهد که غياب رييس جمهور آمريکا در آن رويداد مهم مانع از آن نيست که وی به تفصيل تمام جزييات ان ملاقات را در کتاب خود بازگو کند. اين صحنه ملاقات بين حامد کرزی و به هنگام ورود به فرودگاه کابل با ژنرال فهيم يکی از جنگسالاران تاجيک تبار است که درست در روز ۲۲ دسامبر و حدود سه ماه پس از حملات يازده سپتامبر صورت می گيرد. در اين مدت به دنبال حمله نظامی آمريکا رژيم طالبان سرنگون شده و قرار است دولت جديدی متشکل از گروه هايی که با طالبان جنگيده اند، قدرت را در دست بگيرد.

هافينگتون پست با نقل قول از هر دو متن سپس ثابت می کند که عين جملات جورج بوش در توصيف اين رويداد و ملاقات را می توان در مقالات احمد رشيد روزنامه نگار و نويسنده امور سياسی افغانستان ديد. احمد رشيد در يکی از مقالات خود که در مجله ی « نيويورکر» به چاپ رسيده بود، دقيقا همين صحنه رويارويی بين حامد کرزی و ژنرال محمد فهيم را توصيف کرده بود. در اين ملاقات ژنرال فهيم از حامد کرزی می پرسد:« نفرات و محافظان شما کجا هستيد؟» حامد کرزی در پاسخ به ژنرال فهيم می گويد:« همه شما افغان ها، نفرات و نيروهای من هستيد.»

هافينگتون پست سپس می افزايد با وجود ضعف های ادبی قلم جورج بوش در توصيف و تشريح اين رويداد، ممکن است خواننده اينطور برداشت کند که رييس جمهور سابق آمريکا حداقل مقالات احمد رشيد را خوانده است. اما در همين موضوع هم بايد شک کرد. چون اين بخشی مشخص از مقاله احمد رشيد به عنوان يک پاراگراف در معرفی مقالات وی توسط مجله « نيويورکر» روی وب سايت گوگل منتشر شده و هر کس که روی اينترنت به دنبال خاطرات سياسی سال های اخير افغانستان بگردد، می تواند خيلی راحت اين جملات را روی گوگل پيدا کند.

در يک مورد ديگر از جعل صحنه هايی که جورج بوش به چشم خود ديده است، وی به اظهار نظرهای سناتور جان مک کين رقيب خود از حزب جمهوريخواه اشاره می کند و آن سخنان را چنان نقل می کند گويا آقای «مک کين» اين سخنان را مستقيما به خود وی گفته بود. اما اگر اين جملات را به دقت بخوانيم متوجه می شويم که بخشی از سخنان «جان مک کين» خطاب به خبرنگار واشنگتن پست بوده است و نه بخشی از گفت وگوی وی با جورج بوش.

هافينگتون پست سپس تاکيد می کند که جوهره خاطره نويسی اين است که نويسنده بايد مشاهدات شخصی و در نتيجه نسخه و برداشت شخصی خود را از حوادث تشريح کند. اما حقيقت اين است که کتاب جورج بوش مجموعه ای از تفسيرها و برداشت های ديگران از حوادث است. اما اين آن چيزی نيست که جورج بوش به خوانندگان وعده می دهد.

جورج بوش در بخشی از خاطرات خود می نويسد:« اين کتاب اساسا بر اساس خاطرات من تنظيم و نوشته شده است با کمک پژوهشگران من خاطرات خود را با مدارک دولتی مصاحبه های شخصی ، گزارش های خبری و منابع ديگری تدقيق کرده ام که برخی از اين منابع جزو اطلاعات طبقه بندی شده هستند.»

جورج بوش در کتاب خاطرات خود اعتراف می کند که استفاده از فشار آب (شبيه سازی خفگی بر روی متهمان) برای کسب اطلاعات از افراد بازداشت شده به اتهام فعاليت های تروريستی را تاييد کرده است. استفاده از اين روش جزو جنايات جنگی عليه اسرا محسوب می شود. به همين خاطر شايد برای وی دستکاری چند بخش به اصطلاح کوچک از کتاب ممکن است ايراد مهمی به نظر نرسد. اما تنبلی جورج بوش عملا سنديت و ارزش تاريخی اين کتاب خاطرات را زير سئوال برده است.

به نوشته هافينگتون پست، استفاده جورج بوش از متن کتاب ها و خاطرات افراد ديگر واقعا اين سئوال مهم را به ميان می آورد که رييس جمهور سابق آمريکا خود از هشت سال حکومت و تصميم گيری چه به ياد می آورد و بنابراين سئوالات و ترديدهای خود وی به عنوان تصميم گير اصلی را زير سئوال می برد.

شباهت شديد بين نقل قول ها و نقل خاطرات بين جورج بوش و مقامات ديگر دولت آمريکا در آن زمان ممکن است يک امر کاملا تصادفی باشد و يا اينکه ثابت می کند که وی و مشاوران و مقامات ارشد دولت وی همگی در يک فضای ذهنی کاملا مشابه قرار داشتند. در اين صورت بايد گفت که مغز جورج بوش به ويژه با مغز ژنرال «تامی فرانکس» شباهت فراوانی دارد.

هافينگتون پست سپس بخشی از خاطرات جورج بوش در مورد طرحهای نظامی مربوط به حمله به عراق را نقل می کند که به يکی از جلسات شورای امنيت ملی آمريکا مربوطه می شود. سخنان نقل شده در اين قسمت از خاطرات دقيقا عين همان جملاتی است که ژنرال تامی فرانکس در کتاب خود تحت عنوان « سرباز آمريکايی» چند سال پيش منتشر کرده است.

يک مقام مسئول در موسسه انتشاراتی « کراون » که کتاب خاطرات جورج بوش را منتشر کرده هرگونه خلافی توسط جورج بوش در نحوه تنظيم مطالب و نقل مطالب از منابع ديگر را رد کرده و می گويد که شباهت در اين نقل قول ها و خاطرات به خاطر دقت و وسواس زياد در بازگويی مکالمات و حوادث بوده است. هافينگتون پست يادآوری می کند که نتوانسته است با سردبير مسئول نشر اين کتاب مصاحبه کند.

در پايان اين مطلب هافينگتون پست خاطر نشان می کند که با وجود تمام اين ايرادها کسانی که کتاب جورج بوش را خريده اند بايد بدانند که پول آنها کاملا به هدر نرفته است. يکی از راه های تشخيص سهم اصلی افکار و خاطرات بوش در اين کتاب تحقيق بيشتر و مقايسه متن آن با کتاب های خاطرات و مقالات است که در مورد حوادث سياسی دوره مشابه نوشته شده است.

گزارشگر هافينگتون پست پشنهاد می کند که خوانندگان بخش هايی از کتاب را که مملو از نقل قول های متعدد و پشت سرهم است را در وب سايت جستجوگر گوگل گذاشته و به دنبال منابعی با جملات مشابه بگردند. در آن حالت مشخص خواهد شد که چه بخش هايی از اين کتاب از آثار ديگر استفاده کرده و يا با آنها شباهت دارد.

هافينگتون پست خود همين کار را کرده و در پايان مقاله با مراجعه به يک لينک خوانندگان می توانند مجموعه ای از متون و منابع را که جملات آن با کتاب خاطرات جورج بوش شباهت مطلق دارد، ببينند.
XS
SM
MD
LG