لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۲۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

برخورد خشونت آمیز با تجمع دانشجویان محروم از تحصیل


تجمع آرام دانشجويان، با برخورد نيروهای انتظامی رو برو شد. (عکس تزئینی است.)

تجمع آرام دانشجويان، با برخورد نيروهای انتظامی رو برو شد. (عکس تزئینی است.)

گروهی از دانشجويان دانشگاه های دولتی ايران که در سه سال گذشته به دليل فعاليت های صنفی و سياسی از تحصيل محروم شده اند، همراه با دانشجويانی که همزمان با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد از سوی وزارت علوم، تحقيقات و فناوری به عنوان دانشجويان ستاره دار ناميده شده اند، صبح روز يکشنبه مقابل مجلس شورای اسلامی در ميدان بهارستان تهران، تجمع آرامی برگزار کردند.

اما اين تجمع آرام دانشجويان، با برخورد نيروهای انتظامی رو برو شد. مهديه گلرو، از شرکت کنندگان در اين تجمع که با چهار ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات روبه رو شده است، در گفت و گو با «راديو فردا» می گويد که تجمع آرام اين گروه از دانشجويان با برخورد فيزيکی نيروی انتظامی مواجه شد.


رادیو فردا: خانم گلرو دلیل تجمع دانشجویان چه بود؟


مهديه گلرو: درد مشترکی که دانشجويان داشتند و باعث شده بود که امروز جلوی مجلس تحصن کنند، محروميت از تحصيل بود.

عده ای از اين دانشجويان، طی سه سال گذشته ستاره دار لقب گرفته اند و کارنامه کارشناسی ارشد خود را دريافت نکرده اند. اين دانشجويان در دوره کارشناسی، فعاليت های سياسی و انتقادی داشته اند.

گروه دوم دانشجويان محروم از تحصيل بودند که از دو ترم تا چهار ترم با سنوات يا بدون سنوات، از تحصيل محروم شده اند. در اين جمع، دانشجويی از دانشگاه اصفهان آمده بود که شش ترم از تحصيل محروم شده بود.


«عده ای از اين دانشجويان، طی سه سال گذشته ستاره دار لقب گرفته اند و کارنامه کارشناسی ارشد خود را دريافت نکرده اند. اين دانشجويان در دوره کارشناسی، فعاليت های سياسی و انتقادی داشته اند.»مهدیه گلرو

در بسياری از دانشگاه های ايران، دانشجويانی وجود دارند که يک سال، دو سال و حتی بيشتر از تحصيل محروم شده اند.

امروز خواسته ما اين بود که به دانشگاه بازگرديم و اين را حق اوليه و اساسی خود می دانيم. ما می خواهيم بر اساس کنوانسيون حقوق بشر که جمهوری اسلامی عضو آن است و بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، اين حق اوليه را باز پس گيريم.

از همان دقايق اول که تحصن آغاز شد، به شدت با ما برخورد کردند. سربازها و نيروهای انتظامی که در آنجا حضور داشتند، ابايی از برخورد فيزيکی و خشونت آميز نداشته و همگی باتوم داشتند.

از آنجا که ميدان بهارستان ميدان پر ترددی است، از همان ابتدا که تحصن شروع شد و ما پلاکاردهای خود را بالا برديم، بسياری از هموطنان دقايقی می ايستادند و پلاکاردها را می خواندند.


روی پلاکاردها چه چيزهايی نوشته شده بود؟

روی چند تا از پلاکاردها اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی نوشته شده بود. اين اصل تصريح می کند که به خاطر داشتن هر گونه عقيده و تفکر، حق تفتيش عقايد وجود ندارد و به دليل داشتن عقايد خاص، نبايد حقوق اوليه افراد پايمال شود.

اين در حالی است که ما به دليل داشتن عقايد خاص و انتقاداتی که در دانشگاه داشتيم، از حق تحصيل محروم شده ايم.

روی بعضی پلاکاردها نوشته شده بود «جرم ما تنها دگرانديشی است»، «ما به دانشگاه بازخواهيم گشت» و از مجلس به عنوان نماينده های اين مردم خواسته بوديم به مسئله ما رسيدگی کنند.

پلاکاردهای ما را گرفتند و پاره کردند و از تک تک دانشجويان عکس گرفتند و فيلم برداری کردند.

آنها گفتند به شما ۱۰ دقيقه فرصت می دهيم که از اينجا برويد، ولی برای ما تفاوتی نمی کرد و همگی آمادگی اين را داشتيم که هر اتفاقی بيفتد، زيرا برای يک دانشجو اخراج شدن از دانشگاه بدترين اتفاقی است که می تواند روی دهد.

بنابراين هيچ کس بلند نشد و بعد از گذشت ۱۵ دقيقه، ضرب و شتم شروع شد و با باتوم دانشجويان را زدند تا آنها را از جلوی در شمالی مجلس بلند کنند.

هم نيروهای انتظامی بودند و هم حدود ۱۰ نفر از لباس شخصی ها که سعی می کردند صحبت کنند، ولی در نهايت به فحاشی روی آوردند.


  • «من و خانم توحيدی تنها دانشجويان دختر جمع بوديم. آنها شروع کردند که ما را با باتوم بزنند و به مينی بوس مستقر در محل ببرند. ما گفتيم که بر اساس شرع اسلام شما حق دست زدن به ما را نداريد و نمی توانيد ما را به اين شکل بلند کنيد.»مهدیه گلرو

اين در حالی بود که هيچ کدام از دانشجويان، بر اساس قرار قبلی و تحت هيچ شرايطی به نيروهای انتظامی و لباس شخصی ها توهين نمی کردند. ولی آنها در توهين به ما کوتاهی نکردند.

من و خانم توحيدی تنها دانشجويان دختر جمع بوديم. آنها شروع کردند که ما را با باتوم بزنند و به مينی بوس مستقر در محل ببرند. ما گفتيم که بر اساس شرع اسلام شما حق دست زدن به ما را نداريد و نمی توانيد ما را به اين شکل بلند کنيد.

آنها به من و خانم توحيدی حرف های رکيک زدند و بعد به راحتی با باتوم ما را زده و به مينی بوس بردند. يکی از لباس شخصی ها به ما گفت که اگر اکنون بلند شويد به نفعتان است زيرا اگر خانمی بيايد، ديگر به اين صورت شما را سوار مينی بوس نمی کنيم.

من نمی دانم اگر نيروی انتظامی زن می آوردند، قرار بود به چه شکلی با ما برخورد کند، که اين گونه تهديد کردند.

با مينی بوس به اداره پيگيری رفتيم و در آنجا چند دقيقه ما را نگه داشتند. بعد به ما گفتند، برويد ولی اگر دوباره جلوی مجلس برگرديد عواقب بعدی آن با خودتان است.

يک نفراز دانشجويان از صحنه های خشونت و ضرب و شتم ها فيلمبرداری کرده بود، ولی يکی از نيروهای انتظامی متوجه اين مسئله شد و او را بازداشت کرد.

قرار بر اين بود که اگر حتی يک نفر بازداشت شد، همه کنار او بمانيم بنابراين همگی خواستيم که سوار ماشين نيروی انتظامی شويم. آنها ممانعت کردند و سپس از گاز اشک آور و گاز فلفل استفاده کردند.

چند تن از دانشجويانی که جلو بودند و سعی می کردند مانع بردن آن دانشجو شوند، از جمله آقايان نبوی و قنبری، بيشتر در معرض اين گازها قرار گرفتند و شرايط بسيار بدی داشتند.

آيا می توانيد نام آن دانشجويی که از صحنه ها فيلمبرداری کرده بود بگوييد؟

آقای مرتضی حسين زاده، از دانشگاه همدان که دانشجوی محروم از تحصيل و ستاره دار سال ۸۵ است.

بعد از استفاده از گاز اشک آور و گاز فلفل، شلوغ شد. مردم، مغازه داران و فروشندگان اطراف کمک کردند و سيگار، کبريت و کارتن آوردند. درحقيقت بدون اين که ما بخواهيم، مردم در جريان واقعه قرار گرفتند.

بعد از مدتی دانشجويی که به خاطر عکس و فيلم بازداشت شده بود، آزاد شد ولی عکس و فيلم او را پاک کرده بودند.

خانم گلرو، آيا از مقامات جمهوری اسلامی يا نمايندگان مجلس، کسی در جمع دانشجويان حضور يافت؟

خير کسی حضور نيافت. ما قبل از اين تحصن نامه هايی نوشته بوديم و از نمايندگان مجلس درخواست ديدار کرده بوديم، ولی توجهی به درخواست ما نشان ندادند.

امروز دانشجويان جلوی يکی از درهای پر تردد مجلس تحصن کرده بودند، درحالی که نماينده ها به راحتی عبور می کردند بدون اين که کوچک ترين توجهی به مسئله داشته باشند.

آنها فکر نمی کردند کسانی که اينجا نشسته اند، مردم ايران هستند و پولی که به عنوان نماينده مجلس می گيرند آيا حق آنهاست و بايد برای اين مردم کاری بکنند يا نه؟

امروز ديديم که در مخصوص ملاقات بسيار شلوغ بود و مردم از شهرهای مختلف برای حل مشکلاتشان آمده بودند، ولی پشت در بسته مانده بودند.

اين مشکلی نبود که فقط ما به عنوان دانشجوی سياسی با آن روبه رو بوديم، بلکه مردم مختلف از راه های دور آمده بودند و هيچ کدام نتوانسته بودند نمايندگان خود را ملاقات کنند. اين درد همه مردم است.
XS
SM
MD
LG