لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۵۹ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

ناصرالدين شاه هم راضی به بستن بازوبند پهلوانی نشد


 علی سعیدلو در حال بستن بازوبند پهلوانی بر بازوی محمود احمدی نژاد

علی سعیدلو در حال بستن بازوبند پهلوانی بر بازوی محمود احمدی نژاد

در همايشی که در مجموعه ورزشی آزادی تهران با حضور محمود احمدی نژاد، ریيس جمهوری ايران برگزار شد، باستانی کارها بر روی تاتامی که مربوط به ورزش های رزمی و آسيای شرقی است، اقدام به اجرای حرکات اين رشته ورزشی کردند.

در حاشيه اين مراسم، علی سعيدلو معاون ریيس جمهور و ریيس سازمان تربيت بدنی، بازوبند پهلوانی را دور بازوی آقای احمدی نژاد بست.

آقای سعيدلو روز جمعه در برنامه تلويزيونی ورزش و مردم گفت علت اين اقدام نمادين آن بود که آقای احمدی نژاد به راستی يک پهلوان هستند و در مجامع بين المللی پهلوانانه از حقوق ملت ايران دفاع می کند.

در گزارش زير، به تاريخچه ورزش باستانی ايران اشاره شده و اين که آقای احمدی نژاد، اولين مقام حکومتی ايران در تاريخ قبل و بعد از اسلام است که حاضر شد بازوبند پهلوانی را دور بازويش ببندند.

پهلوانی در ايران باستان

هرودوت، مورخ يونانی درباره ايرانيان می نويسد: «ايرانيان تا ۲۰ سالگی سه چيز را می آموختند: سواری، تيرو کمان، راستگويی. کلمه پهلوان و پهلوانی، دارای ريشه پارتی است که هر فرد زورمند را منتسب به پارت يا پرتو و پهلو دانسته اند.»

کشتی يا کستی نيز نام کمربند مخصوص زرتشتيان بوده که پهلوانان برای رويارويی با حريفان به کمر خود می بستند.

در مشرق زمين، ايرانيان نخستين تمدنی بودند که تربيت بدنی را در نظام آموزشی خود گنجاندند. چينی ها آن را غير ضروری می دانستند و هندی ها نيز مذموم می شمردند.

قرن ها پيش از اسلام و ميلاد مسيح، ايرانيان نبرد تن به تن و بدون سلاح را کشتی می خواندند. غير از آثار زرتشتيان، نوشته های مورخين يونانی و رومی و همچنين شاهنامه فردوسی، همه دال بر اصالت و قدمت فرهنگ کشتی و پهلوانی در ايران است.

پس از اسلام نيز اين آيين باستانی تداوم پيدا کرد که در زير، با تفکيک قرن ها، به آن اشاره شده است:

قرن چهارم

معزالدوله ازسلاطين آل بويه بود که با کيسه های زر به استقبال نبرد پهلوانان می رفت و به هر کس که پيروز می شد، انعام می داد. اما بازوبند پهلوانی هرگز دور بازوی معزالدوله و حکام بعدی اش نقش نبست.

قرون پنجم و ششم

داعيان فرقه نزاريه اسماعيليه در مکانی سرپوشيده در دامنه الموت به سرکردگی حسن صباح، به کشتی و تمرين های جنگی می پرداختند.

هر کس که زمين می خورد خود را سرشکسته نمی دانست. هدف از کشتی گرفتن اين بود که بدن ورزشکاران قوی شود و اهميت نمی دادند که در موقع تمرين، زمين بزنند يا زمين بخورند.

اولين مرتبه که اشعار فردوسی در موقع ورزش کردن خوانده می شد در همين زمان بود. در اصل فرقه باطنيه (يکی از فرق اسماعيليه) اين روش را در ايران متداول کردند. بازوبند و نشان پهلوانی اما همچنان فقط بر بازوی پهلوانان بسته می شد.

قرن هفتم
بازوی بند قهرمانی روی بازوی جهان پهلوان تختی


مغولان بر ايران مسلط شده بودند. «اوکتای قا آن» پسر چنگيزخان از اين ورزش بسيار خوشش می آمد و مخالفتی با ادامه حيات آن نکرد.

جوينی در «تاريخ جهانگشا» اشاره های جالبی به اين موضوع دارد. اما در کتاب او نيز هرگز اشاره ای به بسته شدن بازوبند پهلوانی دور بازوی حکام مغول يا دست نشاندگان آن ها نشده است.

قرن هشتم

اين قرن با نام «پوريای ولی» آراسته شده و جامعه ورزشی ايران هنوز او را پير و مراد ورزش در تاريخ ايران می دانند. ترويج آموزه های پهلوانی در عصر پوريای ولی شدتی دو چندان يافت.

قرن نهم

پهلوانی در اين قرن با ظهور يوسف ساوه ای همراه است. حکام وقت به خصوص در ناحيه خراسان به اين ورزش شديداً علاقه داشتند و يکی از اصلی ترين تفريحات برای تماشا به شمار می رفت. با اين تفاوت که بر خلاف رزم های گلادياتوری در مغرب زمين، نه خونی ريخته می شد و نه فرد مغلوب به قتل می رسيد.

قرن دهم

پهلوان بيک قمری، پهلوان مزاقی، پهلوان مفرد قلندر (که داستان های جالبی از او در ادبيات کلاسيک ايران وجود دارد) و پهلوان محمد از جمله نخبگان قرن بودند که با وجود آن ها، هيچ گاه بازوبند پهلوانی به دور بازوی سلاطين بسته نشد.

هزاره دوم هجری

در اين دوره فرهنگ پهلوانی وارد مرحله جديدی شد و پهلوانان به شدت مورد توجه و حمايت حکام قرار گرفتند.

هيچ گاه به اندازه دوران صدارت ناصر الدين شاه، پهلوانان ارج و قرب نداشته اند. ناصرالدين شاه عاشق تماشای رقابت پهلوانان بود و هرگاه بساط پهلوانی در ميدان ارک چيده می شد، می آمد و ساعت ها رزميدن پهلوان محبوبش يعنی پهلوان يزدی را نظاره کند.

حتی ناصرالدين شاه هم که بارها بانی بسته شدن بازوبند پهلوانی دور بازوی پهلوان يزدی، پهلوان اکبر خراسانی و پهلوان محمد عبدل بود، به رغم رضايت خود پهلوانان که همگی او را تکريم می کردند، هيچ وقت بازوبند پهلوانی را دور بازوی خودش نبست.

رضا شاه دوران

پهلوان حاج ميرزا محمود شريف جورابچی برای سامان بخشيدن به جمعيت پهلوانان و جلوگيری از سوء استفاده برخی اوباش زورمند، جمعيت گردان ايران را تشکيل داد که دارای مرامنامه بود.

ميرزا محمدعلی اسکويی، حاج محمدصادق بلورفروش، پهلوان حاج محمد نجاران از جمله صاحبان بازوبند در اين برهه هستند.

در سال ۱۳۱۳ «جشن هزاره فردوسی» در اغلب شهرهای ايران برگزار شد. اين جشن در تهران در دو نوبت انجام گرفت. نوبت اول به ميان داری پهلوان حاج سيد حسن رزاز در ميدان جلاليه و نوبت دوم به ميان داری پهلوان حاج ميرزا محمود شريف.

هيچ سند و مدرکی دال بر بستن بازوبند دور بازوی رضاشاه در تاريخ وجود ندارد.

محمدرضا شاه

آخرين پادشاه ايران نيز علاقه فراوانی به آيين پهلوانی داشت. پهلوانی کشور در حياط کاخ سعدآباد و مقابل ديدگان او و امرای ارتش و سران مملکت برگزار می شد. او بارها بازوبند پهلوانی را دور بازوی عباس زندی و جهان پهلوان تختی بست.

مصطفی طوسی، ضيا ميرقوامی، ابوالقاسم سخدری و يعقوب علی شوروزی از ديگر پهلوانانی بودند که به افتخار تصاحب بازوبند نائل شدند. اما محمدرضا شاه به رغم تبحری که در برخی رشته های ورزشی داشت، هرگز اجازه نداد بازوبند را حتی به صورت نمادين، دور بازويش ببندند.

جمهوری اسلامی

پس از انقلاب اسلامی در رقابت های پهلوانی، بارها عليرضا سليمانی از کرج، محمد حسن محبی از کرمانشاه و ايوب بنی نصرت از آذربايجان شرقی صاحب بازوبند شدند.

اکبر هاشمی رفسنجانی و علی اکبرناطق نوری بيشتر از ساير مسئولين اقدام به بستن بازوبند کرده اند. اما آن ها نيز هرگز به صورت نمادين، صاحب بازوبند نشدند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG