لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۲۵ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶
«لالایی های ایرانی» نام یک مجموعه فرهنگی مرکب از چهار سی دی و دو کتاب کوچک و بزرگ به زبانهای فارسی و انگلیسی است که سیما بینا، خواننده پیش کسوت موسیقی محلی ایران آن را منتشر کرده است. این مجموعه که تاکنون به چند دانشگاه معتبر دنیا هم راه یافته، دربرگیرنده چهل لالایی از سراسر ایران است.


از کی اندیشه گردآوری لالایی های ایرانی در شما زنده شد؟

سیما بینا: بعد از ممنوع شدن صدای زن در ایران این انگیزه بیشتر در من زنده شد که حتما به دنبال لالایی های ایران جست وجویی داشته باشم به خاطر اینکه این آوای زن است. در واقع دنبال بهانه ای بودم برای خواندن. چون این کار اصلی من بود که از کودکی شروع شده بود و حالا که ممنوع می شد برای من خیلی گران بود. این است که می توانم بگویم بعد از ممنوعیت صدای زن این فکر و انگیزه در من بیدار شد.



یعنی در واقع در سه دهه اخیر. در ضمن شما خودتان مادر هم هستید و حتما این حس مادری هم شما را کشاند به طرف لالایی ها؟

صد در صد اینطور هست. من اصولا به جز آن عشق مادری که در من همیشه خیلی قوی بوده، اصلا به بچه ها خیلی علاقمندم. شاید به خاطر اینکه خودم از برنامه کودک شروع کردم. ولی به هر حال بعد از این ماجرای محرومیت صدای زن و ممنوعیت آن در ایران بهانه هایی بود که برای خواندن. خیلی البته برنامه های دیگری قبل از این داشتم ولی لالایی ها یک کار پژوهشی است. خیلی دوست داشتم آن جذابیت شنیداری هم داشته باشد. به همین دلیل سعی کردم اینها را حتما بازخوانی کنم با آن لحن و لهجه های اصیل خودش.

این لالایی ها که الان بر چهار سی دی نشسته همراه با یک کتاب بزرگ و یک کتاب کوچکتر به زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده، متعلق به کدامین مناطق ایران است و آیا شما به گونه ای هدفمند لالایی های این مناطق را انتخاب کردید؟

لالایی ها مربوط به تمام مناطق ایران می شود. شمال، جنوب، شرق، غرب، مرکز ایران. هدف من در ابتدا می خواستم سی دی ساده تری از تعدادی لالایی ها درست کنم که بتوانم بخوانم و ارائه بدهم به مادرها. اما وقتی برای آن پنج شش لالایی که تدارک دیده بودم و تهیه کرده بودم و آماده شده بودم همراه استاد گرامی آقای فرهاد فخرالدینی به تالار وحدت رفتیم برای اجازه گرفتن انجام این کار و اجازه ای نداشتم باز دیدم که نمی شود، این جنبه پژوهشی و کار من گسترده شد. که الان خیلی خوشحال ترم برای اینکه مجموعه کامل تری شده از لالایی های ایران.

شما برای پیاده کردن یک طرح یا پروژه ای به این بزرگی به احتمال زیاد با مشکلات و دشواری های فراوانی هم رو به رو شدید؟

اگر بخواهم برایتان از مشکلات کارم بگویم، خیلی مفصل می شود. ولی خوب آخرین چیزی که مرا تا حدی در به ثمر رساندن این پروژه آزار می دهد اینست که نمی توانم اینها را در ایران پخش کنم و به دست مادران برسانم.

همانطور که خودتان در مقدمه این کتابتان نوشتید، لالایی ها ملودی ها یا آهنگ های بی پیرایه ای هستند. چطور ممکن است اینها اجازه نداشته باشد که در ایران منتشر شود؟

خوب، همان سئوالی بود که برای خود من هم بود و انگیزه ای که به دنبال این بهانه لالایی ها را برای خواندن انتخاب کرده بودم و دیدم که نه دیگر، صدای زن فعلا به هر حال ممنوع است. حالا این صدای زن می تواند مادر باشد. ولی در هر حال این هم شامل همان صدای زن می شود.

آیا در نظر ندارید این لالایی های ایرانی را در چارچوب کنسرتی ارائه دهید؟

البته خیلی از نغمه های این لالایی ها در عین سادگی زیبا است و می تواند احیانا برای کنسرت به نحو دیگری تنظیم شود که خیلی خسته کننده نشود. یعنی مثلا ریتم بیشتری بگذاریم یا با سازهای مختلف انجام شود. ولی دیگر آن هدف لالایی ها نخواهد بود. ولی بسیاری وقت ها شده که یک لالایی قشنگ وقتی که آهنگ داشته قبل از این پروژه می خواندم، لالایی هایی بوده که روی شعر شادروان فریدون مشیری خواندم و خیلی هم قشنگ بود به عنوان یک تصنیف. یا لالایی های دیگر. همینطور مثل یک لالایی کردی که خواندم چون ریتم داشت، اینست که آنها را در ترانه های خودم در سی دی هایم دارم و اجرا کرده ام در کنسرت. ولی اینطور فکر نکرده ام در مورد یک برنامه ای که مجموعه لالایی ها را کنسرت بدهم. فکر می کنم چیز خسته کننده ای باشد. خیلی با ظرافت باید این برنامه را تهیه کرد.

ممکن است به همراه خواندن لالایی ها تماشاگران هم خوابشان بگیرد، بله؟

صد در صد. من همیشه اتفاقا برنامه ای که برای کنسرت هایم تهیه می کنم، قطعا می خواهم یک تنوع خوبی در مجموع کار داشته باشد که این خواب آوری را نداشته باشد.

این لالایی ها که روی چهار سی دی همراه با یک کتاب بزرگ و یک کتاب کوچکتر به زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده، شما این اثر بزرگ تحقیقاتی را که وزنش در حدود 2 کیلو است در نظر دارید چگونه ارائه دهید؟

فکری که کردم در وهله اول از طریق سایت خودم و موسسه فرهنگی که کارهای مرا ارائه می دهد، ولی در نظر دارم در هفته آینده گسترده تر شود و از طریق فروش آمازون در اختیار مردم و هموطنان من راحت تر قرار گیرد.

این لالایی ها را من به عنوان یک مرجع مصوت فرهنگی تلقی کردم. آیا چنین تلقی درست است برای این کار تحقیقی شما؟

در واقع این طور شده. این را برای دانشگاه های مختلف مثل دانشگاه مریلند و دانشگاه کلن و موسسات فرهنگی دیگر در ژاپن و کالج و موسسه فرهنگی مادرید اسپانیا. این ها از من خواسته اند و همین طور معرفی شده. خیلی تشویقم کردند طی نامه هایی و امیدوار شدم که کار اشتباهی نکردم.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG