لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۴۵ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

وبلاگ‌نویسان در «اتاق معجزه»


از راست، روزبه میرابراهیمی، شهرام رفیع‌زاده و امید معماریان

از راست، روزبه میرابراهیمی، شهرام رفیع‌زاده و امید معماریان

قوه قضاییه ایران اخیراً و پس از گذشت چهار سال از بازداشت متهمان پرونده موسوم به «وبلاگ‌نویسان»، علیه این افراد احکام سنگینی صادر کرد.

جواد غلام تميمی متهم رديف اول پرونده وبلاگ‌نويسان به سه سال و سه ماه زندان و ده ضربه شلاق، شهرام رفيع‌زاده متهم رديف دوم پرونده به ۹ ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق، روزبه ميرابراهيمی، متهم رديف سوم به دو سال و دو روز زندان و ۸۴ ضربه شلاق و اميد معماريان به دو سال و شش ماه زندان و ده ضربه شلاق و ۵۰۰ هزار تومان جريمه نقدی محکوم شدند.

اتهامات اين افراد، موارد گوناگونی را در بر می‌گيرد. از مشارکت و عضويت در جمعيت‌های غيرقانونی، خيانت به کشور، تبليغ عليه نظام، اخلال در نظم عمومی و توهين به رهبر گرفته، تا نگهداری آلات و ادوات قمار.

حکم اخير نيمه دوم بهمن ماه سال ۱۳۸۷ از سوی شعبه ۱۰۵۹ دادگاه جزایی و انقلاب تهران صادر شد و صدور اين احکام، اعتراض متهمان اين پرونده وعده آنان را به پيگيری حقوقی آن را در پی داشته است.

شهرام رفيع‌زاده، متهم رديف دوم این پرونده -پس از صدور حکم دادگاه جزایی تهران عليه خود و سه هم‌پرونده‌ای ديگرش در وبلاگ خود نوشته‌ای را با عنوان «ناگفته‌هايی از پرونده وبلاگ‌نويسان. بر ما چه گذشت؟» منتشر کرد.

او در اين مطالب، متن دفاعيه خود را در اولين دادگاه وبلاگ‌نويسان در پاييز سال ۱۳۸۵ منتشر کرده است. آقای رفيع زاده در ۱۷ شهريور ۱۳۸۳ بازداشت شد و ۸۶ روز را نیز در زندان به سر برد.

آقای رفیع‌زاده در گفت‌وگوی ویژه‌ای با رادیو فردا از آنچه گذشت و جریان پرونده وبلاگ‌نویسان می‌گوید.

رادیو فردا: آقای رفیع زاده، در متنی که تحت عنوان«ناگفته‌هایی از پرونده وبلاگ نویسان » منتشر کردید ، حکم اخیر صادر شده علیه متهمان این پرونده از جمله خودتان را از هر جهت مبتنی بر بنایی سست توصیف می‌کنید. چرا؟

شهرام رفيع‌زاده: من گفتم که اين حکم بر مبنای سستی قرار دارد، زيرا تنها منبع صدورش اقاريری است که از ما گرفته شده است. در واقع اعترافات اجباری که در طول نزديک به سه ماه -برای خود من- در زندان انفرادی، شکنجه، تهديد و فشارهای مختلفی که شرحش يک کتاب مفصل خواهد شد اخذ شده، آن هم با محورهای مشخص و از پيش تعيين شده و بر اساس يک سناريويی که ساخته ذهن بازجويان بود.

ما بعد از آزادی در روز ۲۲ دی ماه سال ۸۳، با آقای شاهرودی رئيس قوه قضائيه ديدار داشتيم و ايشان پس از آن که شرح آنچه را که بر ما گذشته بود و شکنجه هايی که بر ما اعمال شد و نحوه اعتراف‌گيری و اعتراف‌سازی را شنيد همان جا رسماً اعلام کرد که اعترافات شما باطل است.

نکته ديگری که در اين حکم به مورد بسيار عجيبی اشاره شده است اين است که مثلاً من گفته‌ام که «دوست احمد شاملو بوده‌ام» و در حکم آمده است که از آنجايی که احمد شاملو، مخالف جمهوری اسلامی بوده، بنابر اين برای من در اين خصوص ۹۱ روز زندان تعيين شده است.

این مسئله خودش موضوع سؤال‌برانگیزی از دو جهت است. نخست آنکه اگر کسی مخالف باشد صرفاً باید برایش حکم صادر شود و یا دوستی با کسی که مخالف جمهوری اسلامی باشد زندان دارد؟

از سوی دیگر اینکه آقای شاملو در زمان بازداشت من دستکم چهار سال بود که از دنیا رفته بود.

جای دیگری از این حکم اشاره شده است که ما چهار متهم این پرونده ازتکنولوژی جدید به جای اینکه به نفع جمهوری اسلامی استفاده کنیم به ضررش استفاده کرده‌ایم. اما اصولاً زمانی که ما را بازداشت کردند هنوز هم قانونی درباره جرایم رایانه‌ای وجود نداشت.

آقای روزبه میرابراهیمی گفته‌اند که «ما به آقای شاهرودی اعتماد کردیم . وی به ما گفت جزئیات زندانتان را به هیچ کس نگویید. من قول می‌دهم که مسئله شما را حل کنم». چطور شد که شما به آیت‌الله شاهرودی که رئیس همان قوه قضائیه‌ای است که به نوعی این مشکلات را برای شما و دوستانتان ایجاد کرد اعتماد کردید؟

حقیقت این است که آن دیدار که دو ساعت و نیم طول کشید خودش بحث مفصلی است که ما هنوز جزئیات آن را بیان نکرده‌ایم . آن دیدار بنا به اعتراض رئیس جمهور وقت آقای خاتمی و مذاکراتی که سران سه قوه با هم داشتند انجام شد و ما در آنجا فقط شرح آنچه بر ما گذشته بود را روایت نکردیم بلکه از آقای مرتضوی، دادستان تهران و از نیروهایی که تحت عنوان حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی ما را بازداشت کرده بودند هم شکایت کردیم.

دلیل اعتماد ما هم این بود که آن جلسه در فضای مثبتی انجام شد و ایشان به ما در حضور دو تن از معاونان خود قول داد که نه تنها این پرونده را بررسی کند بلکه با متخلفان برخورد خواهد کرد و پرونده را از دادستان تهران گرفتند. منتها در طول چهار سال این ماجرا پیچیده‌تر شد و با تغییر چهار قاضی سرانجام پرونده بدست همان گروهی افتاد که در قوه قضائیه به «تندرو» مشهورند.

دلیل این اعتماد این بود که ما به صراحت و به تندی شکایت خود را اظهار کردیم و ایشان هم همه این حرف‌ها را پذیرفتند و قول داد که نه تنها ما و خانواده‌هایمان در امنیت کامل باشیم بلکه با متخلفان برخورد خواهد کرد. ما نیز در این مدت سعی کردیم که بر صحبتی که شده بود پای بند باشیم اما پس از چهار سال دیدیم که ایشان نتوانست حرفش را عملی کند به همین دلیل من به شخصه خود را ملزم دانستم که فعلاً متن دفاعیه را منتشر کنم. البته چیزهای دیگری هم در این پرونده وجود دارد که لازم است با افکار عمومی در میان بگذارم.

غیر از جلسه دیدار شما با آیت‌الله شاهرودی، آیا دلیل دیگری هم برای این سکوت شما وجود داشت؟

نه دلیل دیگری واقعاً وجود نداشت. جز اینکه در هر پرونده‌ای یک سری ملاحظات درباره دیگران هم وجود دارد. سرنوشت چند نفر به این پرونده گره خورده بود و ممکن بود که انتشار جزئیات برای برخی از متهمان یا بازداشت‌شدگان، مشکلات دیگری ایجاد کند.

در مطلب مفصل خودتان تحت عنوان « در زندان بر ما چه گذشت» به آزار و اذیت‌ها و شکنجه‌های روحی و جسمی دوران بازداشت اشاره کرده‌اید. مایل هستید در این مورد نکاتی را در اینجا بیان کنید؟

شکنجه در قوانین جمهوری اسلامی ممنوع است و حتی مقامات کشوری هم به ظاهر منکر این قضیه هستند. ولی پرونده ما جزو آن مواردی بود که همه مقامات ریز و درشت جمهوری اسلامی پذیرفتند که متهمان این پرونده شکنجه شده‌اند. سلول انفرادی، چشم‌بند، ضرب و شتم شدید و شکنجه‌های روحی طاقت‌فرسا به شکلی بود که آقای عباس علیزاده، رئیس وقت دادگستری و معاون فعلی قوه قضائیه رسماً به خبرگزاری‌ها اعلام کرد که در این پرونده تخلفاتی از سوی ضابطان و مقامات قضایی صورت گرفته است و آنها کارهای غیر قانونی انجام داده‌اند.

در چند جای متن خودتان در رابطه با مسئله شکنجه از این عبارت استفاده کرده‌اید که «درباره فلان نکته شرم دارم که توضیح بدهم». برخی افراد معتقدند که این سکوت شما دردی را دوا نمی‌کند و این شرم باید متوجه افراد متخلف و خاطی و ناقض کرامت انسانی باشد نه متوجه کسانی که شکنجه قرار شده‌اند. به هرحال هیچ کس نمی‌تواند تصور کند که به قول شما «پشت این اتاق معجزه» چه می‌گذرد. فکر نمی‌کنید که وقتش رسیده است که این اتاق را تشریح کنید؟

این نظر قابل احترام است. اصولاً در بسیاری از پرونده‌هایی که در مورد روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان یا فعالان مدنی و سیاسی ساخته می‌شود سعی می‌کنند قبل از ورود به بحث اصلی و اتهام مورد نظر، به وسیله اعترافات اخلاقی فرد بازداشت شده را تحقیر کنند و از پا بیندازند. در این خصوص هم از روش‌های بسیار غیر انسانی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال یکی از این روش‌ها متهم کردن فرد بازداشت شده به داشتن روابط جنسی با خانم‌هاست.

در پرونده ما تلاش بسیاری شد که از ما اعتراف بگیرند که با افرادی از همکارانمان ارتباط جنسی داشته‌ایم که من این اتهام را نپذیرفتم. به ما می‌گفتند پرونده شما برای تکمیل شدن نیاز به یک اتهام اخلاقی دارد.

در مورد خودم سعی کردند که در مورد دوستانی که مرده بودند از من اعتراف بگیرند و اصرار داشتند من همان چیزهایی را که آنها می‌خواهند بنویسم. الان متأسفانه این روش باب شده است. بارها و بارها به من می‌گفتند که «شما سه دسته گل دارید و اگر این اعترافات را نپذیرفتید ممکن است برای آنها اتفاق ناگواری پیش بیاید» که منظورشان سه فرزند من بود.

تصور این موضوع برای کسی که مدت زمانی طولانی در یک سلول انفرادی یک در دو متر و در بی‌ارتباطی کامل و تحت فشارهای شدید جسمی و روحی قرار دارد وحشتناک است.

برخی از سازمان‌های حقوق بشری در دفاع از شما و سه متهم دیگر پرونده بیانیه‌ای را صادر کردند و طی این بیانیه احکام صادر شده علیه شما را محکوم کردند. شما چقدر این حمایت‌ها را مفید ارزیابی می‌کنید؟

حمایت‌هایی که نهادهای حقوق بشری و تشکل‌های صنفی در داخل و خارج از ایران نسبت به قربانیان خشونت سیاسی انجام می‌شود، نخستین نتیجه‌ای که دارد کاهش فشار هنگام بازداشت است.برخلاف این نظریه که برخی مطرح می‌کنند که اگر کسی را بازداشت کردند سعی کنیم سکوت کنیم. این حمایت‌ها چه در دوران بازداشت و چه در هنگام صدور حکم مؤثر خواهد بود.

از همه اینها گذشته، از خودتان بگویید؟ الان کجا هستید و چه می‌کنید؟

من الان در کانادا هستم اینجا کار و تحصیل می‌کنم.

از هم پرونده‌ای‌های خودتان خبر دارید؟ آنها الان کجا هستند و چه می کنند؟

تا جایی که من خبر دارم روزبه میر ابراهیمی و امید معماریان الان در آمریکا هستند ولی آقای جواد غلام تمیمی که سنگین‌ترین حکم صادره برای ایشان صادر شده است –سه سال و سه ماه زندان– هم اکنون در ایران هستند. بسیار متأسفم از این که آدم‌ها را بی‌گناه بازداشت می‌کنند و زندگی‌شان را در معرض خطر جدی قرار می‌دهند.
XS
SM
MD
LG