لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۷:۴۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

بازنگری در دروس علوم انسانی؛ کاهش سطح علمی و حذف جنبه انتقادی دانشگاه


دانشگاه تهران، عکس آرشیوی است

دانشگاه تهران، عکس آرشیوی است

محمد فرهادی، وزير علوم، تحقيقات و فناوری ايران، روز پنجشنبه در حاشيه نخستين گردهمايی ملی خيرين آموزش عالی ايران در مشهد گفت که تا پايان سال جاری حدود ۶۰۰ رشته دانشگاهی بازنگری خواهند شد که ۳۰۰ رشته مربوط به علوم انسانی است و توسط شورای تحول بازنگری می‌شود.

شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با دستور آيت‌الله خامنه‌ای حدود ۵ سال پيش به رياست غلامعلی حدادعادل تاسيس شد.

فرهاد رهبر، رييس پيشين دانشگاه تهران و صدرالدين شريعتی رييس پيشين دانشگاه علامه طباطبايی دو نفر از روسايی که فعالان دانشجويی آنها را به امنيتی کردن فضای دانشگاه‌ها متهم می‌کردند از جمله اعضای اين شورا هستند.

آيت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی اولين بار در سال ۸۸ درباره تحول در علوم انسانی صحبت کرد. او علوم انسانی را موجب ترديد در مبانی دينی و اعتقادی خواند.

حسن یوسفی‌اشکوری:« آقای خامنه‌ای درست می‌گوید که علوم انسانی موجب تردید در مبانی دینی می‌شود اما جنگیدن با علم در طول تاریخ با شکست مواجه شده و از این پس هم شکست خواهد خورد.»


حسن يوسفی اشکوری، دين‌پژوه ساکن آلمان درباره دليل اينکه آيت‌الله خامنه‌ای علوم انسانی را موجب ترديد در دين می‌نامد، می‌گويد:«علم نقاد است و بر اساس داده‌های مشخص و روش معين به استنتاج‌ها و نظريه‌پردازی‌هايی می‌رسد. يک عالم به صفت يک عالم، فقط موظف و متعهد است به استدلال و برهان و مستنداتی که بر اساس آن می‌تواند نظر دهد. اساس قضيه اين است که علم پرسشگر است و وقتی پرسش می‌کند، هيچ حد و مرزی در پرسش‌گری نمی‌پذيرد. چون به چالش می‌کشد آقای خامنه‌ای درست می‌گويد که علوم انسانی موجب ترديد در مبانی دينی می‌شود. راه حلی که آقای خامنه‌ای و ديگران ارائه می‌دهند داستان ديگری است. به نظر می‌رسد امکان جنگيدن با علم وجود ندارد. در طول تاريخ اروپا و ۱۵۰ سال اخير جهان اسلام جنگيدن با علم و فراورده‌های علمی تاکنون با شکست مواجه شده و طبعا در طول ۳۶ سال جمهوری اسلامی هم با شکست مواجه شده و بعد از اين هم با شکست مواجه خواهد شد.»

رهبر جمهوری اسلامی بارها بر لزوم تحول در رشته‌های انسانی تاييد کرده و گفته که آموزش رشته‌های انسانی به شيوه کنونی باعث بی‌اعتقادی دانشجويان می‌شود.

او در مهرماه سال ۹۳ در حکمی که برای آغاز دوره جديد شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر کرد، نوشت که تحول در علوم انسانی به سرانجام مطلوب نرسيده و مهندسی فرهنگی بايد جدی‌تر گرفته شود.

شورای عالی انقلاب فرهنگی ۴۰ عضو دارد و ازجمله وظايف تعريف‌شده برای آن تحول محتوايی در رشته‌های علوم انسانی و اجرای نقشه مهندسی فرهنگی کشور است.

آيت‌الله خامنه‌ای پيشتر در يکی از سخنرانی‌هايش گفته بود:«حرف اين است که مبنای علوم انسانی غربی مبنای غيرالهی، غيرتوحيدی و مادی است. اين با مبانی اسلامی سازگار نيست. با مبانی دينی سازگار نيست. علوم انسانی آن وقتی صحيح و مفيد و تربيت‌کننده صحيح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که بر اساس تفکر وجهان‌بينی الهی باشد.»

حسن يوسفی اشکوری، دين‌پژوه در پاسخ به اين سوال که آيا می‌شود علوم انسانی را اسلامی کرد، می‌گويد: « نه اصلا علم هيچ صفتی ندارد. علم ممکن است پيشوند داشته باشد اما پسوندی ندارد. علم نمی‌تواند مذهبی يا غيرمذهبی باشد، دينی يا غيردينی باشد. به همين دليل است که در طول اين ۳۶ سال به‌رغم همه کوشش و تلاش‌ها و هزينه‌های عظيمی که در جمهوری اسلامی شده، نتوانسته‌اند يک علم اسلامی تاسيس کنند. »

حسن روحانی، رييس‌جمهوری ايران پيشتر در مهرماه ۹۳ با انتقاد از کسانی که به گفته او می‌خواهند بخشی از علوم را حذف کنند، گفته بود اسلامی کردن علوم انسانی به معنای کنارگذاشتن دانش بشری نيست.

آقای روحانی مداخله سياسی در علوم انسانی را نه به نفع سياست ونه به نفع علم دانسته بود. او گفته بود که درصورت مداخله در علوم انسانی هم علم و هم دانشگاه ضرر می‌کنند.

مهرداد درویش‌پور:« اولین پیامد اسلامی‌شدن علوم انسانی کاهش سطح علمی است و پیامد بعدی آن تبدیل این دروس به مداحی و حذف جنبه انتقادی آن است.به‌عبارت ديگر مکتب بر دانش و تحصيل غلبه پيدا خواهد کرد.»


مهرداد درويش‌پور، استاد جامعه‌شناسی در سوئد با اشاره به گفته‌های آيت‌الله خامنه‌ای درباره تحول در علوم انسانی، درباره تاثير حذف علوم انسانی از رشته‌های درسی يا اسلامی شدن آنها می‌گويد: «اولين پيامد آن کاهش سطح علمی است و اين مساله می‌تواند بشدت به اعتبار دانشجويان و دانش‌آموختگان ايرانی در سطح جهانی لطمه بزند. دومين پيامد اين است که وقتی در کشور علوم انسانی را ايدئولوژيک يا دينی کرده و ذهنيت انتقادی را از آن سلب می‌کنند، محيط دانشگاهی به محيطی برای زنده‌باد و مرده‌بادهايی در دفاع از نظام تبديل می‌شود. در هر کشوری دانشگاه‌ها بعنوان يک حوزه مستقل قدرت وارسی و بازنگری نظام قدرت را دارند و با ديدگاه انتقادی و مستقل معايب و آسيب‌های اجتماعی را بررسی می‌کنند.»

آقای درويش‌پور می‌افزايد:« اگر قرار شود علوم انسانی تحت عنوان غير اسلامی بودن حذف شود و جنبه ايدئولوژيک به خود بگيرد، علوم انسانی در ايران بايد به مداحی تبديل شود و با حذف جنبه انتقادی از آنها با خطر جدی روبه‌رو خواهيم بود که نظام بيش از گذشته خودکامه شود. به این صورت يکی از مهم‌ترين نهادهايی که امکان وارسی معايب نظام را دارد يا نقش مهمی در آسيب‌شناسی اجتماعی دارد، کارکرد خود را از دست می‌دهد و مجبور است چهره ستايشگرانه از نظام قدرت ارائه دهد. به‌عبارت ديگر مکتب بر دانش و تحصيل غلبه پيدا خواهد کرد.»

غلامعلی حدادعادل، رييس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی در آذرماه سال ۹۳ گفت که آمار دانشجويان علوم انسانی نگران‌کننده است و تمام اقدام‌هايی که تا امروز برای تحول علوم انسانی در ايران صورت گرفته، به نتيجه مطلوب نرسيده است.

محمد فرهادی، وزير علوم ايران همچنين گفته ۳۰۰ رشته ديگر که در حوزه غير علوم انسانی قرار دارند هم تا پايان سال جاری از سوی وزارت علوم بازبينی خواهند شد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG