لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۳۷ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بحث درباره نتایج مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای ۵+۱ در وین در هفته گذشته در کانون توجه رسانه‌های بین‌المللی بود. مذاکراتی که سرانجام در پایان مهلت سوم آذرماه به توافق جامع نیانجامید و این امر سبب شد مذاکرات به مدت هفت ماه دیگر تمدید شود.

روز پنجشنبه رهبر جمهوری اسلامی ایران عدم مخالفت خود را با تمدید مذاکرات اعلام کرد و گفت در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، آمریکا از همه بیشتر ضرر خواهد کرد و اسرائیل از پیش ناامن‌تر خواهد شد.

رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین در جمع فرماندهان بسیج از هیئت مذاکره کننده ایران با واژه‌های «پرتلاش، جدی، دلسوز، مستحکم و منطقی» یاد کرد که به توصیف او حقا‌ً و انصافا‌ً در مقابل (به گفته او) «حرف زور» ایستادگی می‌کنند.

پیش از این سمت‌گیری،‌ روزنامه کیهان که مدیر مسئول آن منصوب رهبر جمهوری اسلامی ایران است در مقاله ای به جواد ظریف وزیر خارجه در راس هیئت مذاکره کننده ایرانی به تندی انتقاد کرده بود.

از سوی دیگر در برابر انتقادات سعید جلیلی، رییس سابق هیئت مذاکره کننده هسته‌ای ایران در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام از تلاش‌های هیئت مذاکره کننده کنونی ایران به نیکی یاد کرد. در حالی که هر دو از نامزدهای ناکام یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران هستند.

سه میهمان این برنامه به بررسی سمت‌گیری‌های رهبر، نهادهای زیر نظارت او و طیف اصول‌گرا در برابر مذاکرات هسته‌ای پرداخته‌اند. مهدی مهدوی آزاد، روزنامه نگار و تحلیل‌گر سیاسی در شهر بن آلمان، مهدی نوربخش، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه هریزبرگ در آمریکا و امیرحسین گنج‌ بخش از بنیانگذاران همبستگی برای جمهوری عرفی حقوق بشر در واشنگتن.

آقای مهدوی آزاد، پشتیبانی روز پنجشنبه رهبر جمهوری اسلامی ایران از هیئت مذاکره کننده هسته‌ای ایران در جمع فرماندهان بسیج چه چیزی را نشان می‌دهد درباره مواضع رهبر، دولت و جناح‌های داخلی حکومتی بر سر مذاکرات هسته‌ای؟ واژه‌های «پرتلاش، جدی، دلسوز، مستحکم و منطقی» را به کار برده رهبر برای یاد کردن از هیئت مذاکره کننده ایران.

مهدی مهدوی آزاد: به نظر می‌رسد که آقای خامنه‌ای سه پیام اصلی فرستاده که قابل انکار هم نیست. در بعد خارجی آقای خامنه‌ای رضایت و حمایت خودش را از روند توافق امضا کرده. این اولین واکنش آقای خامنه‌ای بر حرف‌های رییس جمهور اوباما بود که تاکید می‌کرد تصمیم نهایی را رهبر ایران خواهد گرفت. مخصوصا‌ً که آقای خامنه‌ای تاکید کرد در حرف‌هایش که اگر توافق منطقی و معقولی برقرار شود و خواسته‌ها معقول باشد از آن حمایت می‌کند.

آقای خامنه‌ای تلاش کرد اصول‌گرایان افراطی و تندرو مخصوصا‌ً بخش امنیت نظامی حاکمیت را که انتقادات تندی می‌کردند و همچنان حتی انتقادات ادامه دارد به تیم مذاکرات و از آن بالاتر به دولت آقای روحانی و نگاه و رویکرد آنها به بحران اتمی، سعی کرد آنها را تا حد زیادی آرام کند و دنبال خودش بکشاند.

در بعد دوم آقای خامنه‌ای تلاش کرد اصول‌گرایان افراطی و تندرو مخصوصا‌ً بخش امنیت نظامی حاکمیت را که انتقادات تندی می‌کردند و همچنان حتی انتقادات ادامه دارد به تیم مذاکرات و از آن بالاتر به دولت آقای روحانی و نگاه و رویکرد آنها به بحران اتمی، سعی کرد آنها را تا حد زیادی آرام کند و دنبال خودش بکشاند. جلسه غیرعلنی روز شنبه آقای دکتر ظریف در مجلس و بازخوردهایی که انجام شد مخصوصا‌ً‌ واکنش آقای علاءالدین بروجردی، تیترهایی که خبرگزاری فارس و مهر زد نشان می‌دهد که تا حد زیادی موفق بوده در این پیغام و کنترل کردن فضای مخالفان.

مجموع اظهارنظرهای ائمه جمعه روز جمعه یعنی یک روز بعد از حرف‌های آقای خامنه‌ای و حرفهایش در مورد پرونده هسته‌ای نشان می‌دهد که این پیام آقای خامنه‌ای حتی به مشهد به آیت‌الله تندرویی مثل آقای علم الهدی هم رسیده و همچنین به آقای جنتی و آن طیف.

و در بعد سوم آقای خامنه‌ای همچنان تلاش کرد یک توازن آن وسط برقرار کند و بخشی از اصول‌گرایان که کاملا‌ً ازش حرف شنوی دارند را پشت خودش نگاه دارد و با حرف‌هایی از قبیل این که اگر مذاکرات شکست بخود آمریکا بیشتر ضرر می‌کند و ما ضرر نمی‌کنیم و غیره خودش را در موقعیتی قرار دهد که اگر مذاکرات به نتیجه نرسید حامیان خودش را داشته باشد.

آقای نوربخش، روزنامه کیهان که مدیر مسئولش منصوب رهبر جمهوری اسلامی ایران است برخلاف رهبر پیش از گفته‌های او در جمع بسیجیان، جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران را به سبب آنچه «دست دادن با نماینده رژیمی که آلوده به خون ده‌ها میلیون انسان بیگناه در چارگوشه منطقه» نامید،‌ نکوهید. این تفکیک مواضع کیهان و رهبر جمهوری اسلامی ایرا حاکی از چیست؟

مهدی نوربخش: من فکر می‌کنم گروه‌های تندرو هنوز دارند فشار می‌آورند که از دولت انتقاد کنند. اما من با حرف آقای مهدوی آزاد کاملا‌ً موافق هستم که ایران در شرایطی قرار گرفته که هم قیمت نفت در بازارهای جهانی بسیار افتاده و هم اینکه تحریم‌ها کار خودش را کرده. این است که کسانی که تصمیم‌گیر هستند در بالا دارند کوشش می‌کنند آن جوی که ساخته شده در طول چند سال گذشته این جو را آرام کنند.

چیزی که در صحبت آقای خامنه‌ای هست این است که آقای خامنه‌ای در دفعه‌های پیش می‌گفت خب حالا مذاکره کنید، ولی من اطمینان ندارم که به جایی برسد. ولی این دفعه آقای خامنه‌ای خیلی مثبت‌تر در میدان آمده. به تعبیر این که من موافق هستم که مذاکرات به تعویق بیافتد،‌ مشکلی در این نمی‌بینم.

چیزی که در صحبت آقای خامنه‌ای هست این است که آقای خامنه‌ای در دفعه‌های پیش می‌گفت خب حالا مذاکره کنید، ولی من اطمینان ندارم که به جایی برسد. ولی این دفعه آقای خامنه‌ای خیلی مثبت‌تر در میدان آمده. به تعبیر این که من موافق هستم که مذاکرات به تعویق بیافتد،‌ مشکلی در این نمی‌بینم. این است که این به نظر من خیلی مثبت است و کاملا‌ً‌ بحث درست است. همه گروه‌هایی که منافعی دارند و منافعشان در این است که این مذاکرات به جایی نرسد هنوز تلاش خودشان به شکل‌های مختلف می‌کنند.

اما این سیاست آقای خامنه‌ای نیست که در شرایط فعلی این مذاکرات شکست بخورد. چیزی که حداقل ما می‌بینیم. از آن طرف در اروپا هم شنیدید که دولت فرانسه که دولتی بود که بیش از هر کسی منفی بود نسبت به کل این مذاکرات، بسیار پس از این جلسه آخر همه مثبت رفتند بیرون. این است که یک علامت‌هایی برای دولت ایران هست که کشورهای اروپایی و آمریکایی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که الان به جایی رسیده‌ایم که می‌توانیم کاری کنیم. من فکر می‌کنم این چیزی است که برای رهبر جمهوری اسلامی و بسیاری از کسانی که در آن بالا تصمیم می‌گیرند را متقاعد کند که وقت این هست که یک کاری انجام شود.

آقای گنج بخش، بررسی گفته‌های امامان جمعه اعم از احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، احمد علم الهدی و احمد خاتمی آن طور که آقای مهدوی آزاد اشاره کردند و فرماندهان سپاه، این بار چه چیزی را نشان می‌دهد درباره تفکیک مواضع مطبوعات منتهی الیه جناح راست و مواضع نهادهای زیر نظارت رهبر جمهوری اسلامی ایران؟

ما چیزی به نام «جناح راست» نداریم. اینها دستگاه ولایت هستند در جمهوری اسلامی و مسلما‌ً‌ این دستگاه ولایت طیف‌های مختلفی دارد، تندروتر،‌ کم روتر. ولی همه شان تحت فرمان رهبری اند.

امیرحسین گنج بخش: دو سه تا نکته را می‌خواستم راجع بهش صحبت کنم. ما چیزی به نام «جناح راست» نداریم. اینها دستگاه ولایت هستند در جمهوری اسلامی و مسلما‌ً‌ این دستگاه ولایت طیف‌های مختلفی دارد، تندروتر،‌ کم روتر. ولی همه شان تحت فرمان رهبری اند.

نکته دوم این که به نظر من در این شرایط مهمترین نطق را آقای روحانی کرد. نطق آقای روحانی فردای روز مذاکرات را خلاصه کنیم این است که ما خط قرمزهای رهبر را اجرا کردیم. مذاکرات به نتیجه نرسید. این تفسیر من از نطق آقای روحانی است و همینطور هم شد. یعنی اگر توجه کنید از ژنو پارسال که بسیار خوب پیش می‌رفت بعد از نطق آقای خامنه‌ای راجع به خط قرمزها و مسئله غنی‌سازی که چه مقدار باید باشد (همان چیزی که آقای ظریف ظاهرا‌ً‌ موضوع بحث و گفتگوی اساسی مذاکرات بوده) این مذاکرات شکست خورد و به یک معنایی به تعویق افتاد.

البته همین جا می‌شود از آقای روحانی پرسید که اگر قرار بود شما خط قرمز‌های رهبر را رعایت کنید خب مردم نباید هزینه می‌دادند می‌آمدند به شما رای می‌دادند. به همان آقای جلیلی رای می‌دادند که به مدت چند سال همین معرکه ادامه پیدا می‌کرد، مذاکراتی انجام می‌شد به تعویق می‌افتاد. مذاکراتی انجام می‌شد به تعویق می‌افتاد.

نطق مهم آقای خامنه‌ای را به نظر من باید در آن حوزه‌ای دید که ادامه سیاست خارجی اش است: «صلح هرگز».

همان کاری که باز دوباره فردای آن کرد. از لغت «دشمن» استفاده کرد که ما در مقابل دشمن زانو نزدیم. و یک نکته‌ای را مطرح کرد که این نکته حساسیت کشورهای منطقه را دارد. آن هم این که کرانه باختری رود اردن را هم باید مسلح کرد. یعنی فلسطینی‌های ساحل غربی را هم باید مسلح کرد که بتوانند «استکبار و استعمار و صهیونیزم» را از بین ببرند.

این نکته اساسی است که به نظر من بعد از این آمده و این سیاست آقای خامنه‌ای خواهد بود که شش ماه آینده را ادامه دهد. مشکل اساسی که در این مذاکرات وجود دارد و در تمام مذاکرات در این ده سال وجود داشته این است که هیچ ایرانی آزادی‌خواهی قانع نشده که غنی‌سازی اورانیوم به نفع فناوری هسته ای است. انتظار هم نداشته باشیم خارجی‌ها دوخط موازی غنی‌سازی و فناوری که هیچ وقت به هم نخواهند رسید را قبول کنند و بپذیرند که ایران این همه پول خرج کرده برای هیچ و پوچ و برای یک تکنولوژی که کوچکترین ارزش اقتصادی ندارد و می‌خواهد از این صلح آمیز استفاده کند.

گره گاه اصلی اینجاست و تا زمانی که این گره گاه حل نشود، این مذاکرات هم به نتیجه نخواهد رسید و خط قرمزهایی هم که آقای خامنه‌ای گذاشته در اصل به نتیجه نرسیدن مذاکرات است. به آن صورت که الان فکر می‌کند خب شش ماه آینده هم همین سیاست «هرگز صلح» که با دنیا دارد پیش می‌برد را می‌تواند هرچه بیشتر ببرد. شاید امیدواری ایشان این باشد که آمدن کنگره کنونی در آمریکا باعث شود که افراطیون در آمریکا این فرادستی را پیدا کنند که اصلا‌ً کل مسیر مذاکرات را به هم بریزند.

آقای مهدوی آزاد، صحبت‌های آقای امیرحسین گنج بخش را شنیدید و همچنین پیشتر حرف‌های آقای نوربخش را. ممکن است آن چیزی که شاهدش هستیم یک تقسیم کار میان نهادهای زیر نظر رهبر و مطبوعات منتهی الیه طیف اصول‌گرا باشد؟ یعنی نهادها به منظور متحد جلوه دادن مواضع حکومت ایران در برابر کشورهای ۵+۱ در زمان مذاکرات، فشار بر دولت وارد نکرده باشند اما مطبوعات راست با ادامه فشار به دولت هشدار بدهند که نرمش نشان ندهید در مذاکرات.

یک بازی عروسکی در ایران در جریان نیست. ما نمی‌توانیم معتقد باشیم آقای جلیلی همان کاری را می‌کند که شمخانی در شورای عالی امنیت ملی. بین رویکرد جلیلی و شمخانی یا رویکرد جلیلی و روحانی زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد.

آنچه که آقای دکتر گنج بخش گفت اتفاقا‌ً ورودی بسیار خوبی است برای حضور در این بحث. اگر فرمایشات آقای گنج بخش را بپذیریم که جناح راست نداریم و همه دستگاه ولایت هستند، یعنی فرقی بین احمد خاتمی و شمخانی و یا فرقی بین شمخانی و نقدی قایل نباشیم و همان جور به روحانی فکر کنیم که او هم اصول‌گرا است و نزدیک به آقای خامنه‌ای که در مورد احمد جنتی فکر می‌کنیم، خب معادلات را خیلی ساده کردیم. دیگر حرفی نمی‌ماند. آقای خامنه‌ای یا می‌گوید آری یا می‌گوید نه. این ساده سازی به نظر من خیلی خوشبینانه معادلات سیاسی ایران است. نادیده گرفتن واقعیت‌های سیاسی ایران است.

یک بازی عروسکی در ایران در جریان نیست. ما نمی‌توانیم معتقد باشیم آقای جلیلی همان کاری را می‌کند که شمخانی در شورای عالی امنیت ملی. بین رویکرد جلیلی و شمخانی یا رویکرد جلیلی و روحانی زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. از آن طرف آقای گنج بخش به این سئوال هم پاسخ نمی‌دهد که چطور ممکن است یک روز قبل از حرف‌های آقای خامنه‌ای آقای شریعتمداری آن چنان به این تیم مذاکرات حمله کند، فرمانده سپاه دو روز قبل از تمدید مذاکرات رسما‌ً گفت که تیم مذاکرات ما ناشی‌گری کرده.

آقای گنج بخش به این سئوال هم جواب نمی‌دهد که آیا آقای خامنه‌ای مثلا‌ً هیچ از سیاست نمی‌داند و به اطرافیانش می‌گوید بروید یک حرفی بزنید و من فردا بیایم نقض اش کنم؟ نه. به نظر من این هم به نوعی تئوری توطئه است.

آقای خامنه‌ای در سخنرانی روز پنجشنبه اعلام می‌کند تیم ما بسیار قوی است. بسیار قدرتمندانه عمل کرده. آقای جلیلی روزی که مذاکرات تمدید شد در یکی از سخنرانی‌های خودش در شمال ایران به صراحت می‌گوید این تمدید توافق یعنی شکست و ما باید از توافقنامه باید بیاییم بیرون. آقای نقدی همین حرف‌ها را می‌زند. یعنی آقای گنج بخش به این سئوال هم جواب نمی‌دهد که آیا آقای خامنه‌ای مثلا‌ً هیچ از سیاست نمی‌داند و به اطرافیانش می‌گوید بروید یک حرفی بزنید و من فردا بیایم نقض اش کنم؟ نه. به نظر من این هم به نوعی تئوری توطئه است.

نهایتا‌ً‌ رویکردی که من ازش به شدت دفاع می‌کنم که این تنوع سیاسی و این تنوع تصمیم‌گیری‌ها را توضیح می‌دهد و آدم را به تکرار هرروزی نمی‌اندازد و می‌توانیم تحولات را بر اساس آن در ک کنیم این است که نهادهای قدرت در ایران بر اساس امکاناتشان اهدافشان را پیش می‌برند.

ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و عمکردی که آقای هاشمی رفسنجانی داشت یک نمونه مشخص از آن است. کسی مثل هاشمی رفسنجانی آمد از میرحسین موسوی نامه گرفت و موسوی به عنوان نخست وزیر اعلام کرد که کشور از نظر اقتصادی نمی‌تواند و ما نمی‌توانیم غذای مردم را تامین کنیم. از فرمانده وقت سپاه محسن رضایی نامه گرفت. محسن رضایی گفت ما این امکانات را می‌خواهیم، سلاح اتمی می‌خواهم، لیزر می‌خواهم، این قدر موشک می خواهم، این قدر تانک می‌خواهم. از همه نامه گرفت و برد پیش آقای خمینی و گفت آقای خمینی فرمانده سپاه ما این را می‌گوید، نخست وزیر ما این را می‌گوید، ما نمی‌توانیم جنگ را تمام کنیم.

در واقع آنچه اصول‌گرایان افراطی می‌گویند و می‌گویند هاشمی جام زهر را به آقای خمینی نوشانده، درست است. این را پیش برد. اگر در آن مقطع کسی مثل محسن رضایی یا سعید جلیلی و یا احمد خاتمی و مصباح یزدی یا این طیف بر سر کار بودند تردید نداشته باشید که جنگ تمام نمی‌شد و تمام سرنوشتی که الان در خاورمیانه می‌بینیم و در منطقه می‌بینیم عوض شده بود.

بنابراین پیشنهاد می‌کنم معادلات را ساده سازی نکنیم. آنچه در ایران در جریان است یک جنگ واقعی قدرت است میان کسانی که نگاه‌های متفاوتی دارند. آقای خامنه‌ای هم قطعه‌ای از این پازل است. هرچند قدرت بیشتری دارد اما خودش یک بازیگر است. یک بازی ساز یا تعیین کننده نهایی سرنوشت ایران نیست.

آقای نوربخش،‌ می‌بینید که تفاوت تحلیل آقای مهدوی آزاد و آقای گنج بخش پررنگ است. قبل از اینکه سئوال بعدی را از شما مطرح کنیم بگذارید ببینیم واکنش آقای گنج بخش به گفته‌های آقای مهدوی آزاد چیست. آقای گنج بخش، می‌گویند که تفاوت میان جلیلی و روحانی مشهود است و همینطور تفاوت لحن میان رهبر و مخالفان هیئت مذاکره کننده هسته‌ای ایران و این طوری نیست که همه چیز را رهبر جمهوری اسلامی ایران مطابق میلش چیده باشد. پاسخ شما؟

روحانی و ظریف آمدند در انتخابات به یک معنا پیروز شدند بر این اساس بود که موضوع هسته‌ای را حل کنند. چرا این موضوع حل نشده است، من می‌گویم این را رهبر می‌خواهد. ایشان خط قرمز‌هایی گذاشته‌اند و آقای روحانی هم صاف و پوست کنده در نطق شان گفتند آقا ما اینها را رعایت کردیم مذاکرات شکست خورد.

دو سه تا موضوع هست. یکی این که وقتی شما تقسیم‌بندی انجام می‌دهید باید این تقسیم‌بندی را درست انجام بدهید. مسلم است بین آقای هاشمی رفسنجانی و آقای روحانی، آقای خاتمی، آقای موسوی، با رهبر اختلاف هست. اصلا‌ً تمام داستان جمهوری اسلامی این است. من هرگز نگفتم که همه شان مساوی عمل می‌کنند.

اتفاقا‌ً‌ برعکس گفتم که زمانی که روحانی و ظریف آمدند در انتخابات به یک معنا پیروز شدند بر این اساس بود که موضوع هسته‌ای را حل کنند. چرا این موضوع حل نشده است، من می‌گویم این را رهبر می‌خواهد. ایشان خط قرمز‌هایی گذاشته‌اند و آقای روحانی هم صاف و پوست کنده در نطق شان گفتند آقا ما اینها را رعایت کردیم مذاکرات شکست خورد. پس این که همه شان شبیه هم اند صحبت نشده. هرگز صحبت نشده. ایشان بروند مطالعه کنند به نوشته‌ها وغیره مسلما‌ً می‌بینند.

دومین نکته این که رهبر می‌خواهد چه کار کند. رهبر یک خط مشی سیاسی عمومی دارد که گفتم صدور انقلاب، اجرای احکام اسلامی. از اول هم کرده. دلیل شکست مذاکرات تا الان هم این بود. دلیل تحریم‌ها هم این بوده. تمام موضوع وضعیت غنی‌سازی در دنیا هم این بوده. حالا یک طیف بزرگ زیر این دستگاه هستند.

هیچکس نگفت همه کسانی که زیر نظر رهبری عمل می‌کنند همه شبیه همند. نه. توی آنها افراطی تر هست. کمتر افراطی تر و همه اینها. ولی مشکل اساسی که آنجا هست اینها از یک موضوعی با هم جمع شده اند. و آن اینکه صدور انقلاب اسلامی، مخالفت با آمریکا، مخالفت با به اصطلاح خودشان صهیونیسم، و اجرای احکام اسلامی ویژگی همه اینها است. حالا به درجات مختلف. و به درجات مختلف هم نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان می‌دهند.

هیچکس نگفت همه کسانی که زیر نظر رهبری عمل می‌کنند همه شبیه همند. نه. توی آنها افراطی تر هست. کمتر افراطی تر و همه اینها. ولی مشکل اساسی که آنجا هست اینها از یک موضوعی با هم جمع شده اند. و آن اینکه صدور انقلاب اسلامی، مخالفت با آمریکا، مخالفت با به اصطلاح خودشان صهیونیسم، و اجرای احکام اسلامی ویژگی همه اینها است. حالا به درجات مختلف. و به درجات مختلف هم نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان می‌دهند.

رهبر توازنی بین نیروهای خودش را برقرار می‌کند و اینجاست که خیلی اهمیت پیدا می‌کند آن پرسشی که از آقای روحانی من کردم. آقای روحانی فقط به این دلیل آمد و مردم فقط به این دلیل مایه گذاشتند که گفت من می‌خواهم این مذاکرات موفق شود و سانتریفیوژ‌ها بچرخد و اقتصاد ایران هم بچرخد. خودشان هم در نطقشان دوباره تکرار کردند و گفتند این خط قرمزهای رهبر نگذاشت چنین اتفاقی بیافتد. خب من این سئوال را ازشان کردم بابا جان شما که اینقدر مایه گذاشتید مردم آوردید توی خیابان،‌ آقای هاشمی و آقای خاتمی آمدند از شما پشتیبانی کردند، خب بایستید سر منافع ملی ایران. چند سال این آقایان باید به اسم اینکه چون رهبر را باید نگاه دارند و حرفهای او را نگاه دارند، مردم و منافع ملی ایران را این طوری قربانی کنند؟

سئوال اساسی الان اینجاست. اینکه حالا آقای خامنه‌ای برای اینکه یک موازنه‌ای بین آقای احمد خاتمی و حسین شریعتمداری می‌خواهد به وجود بیاورد اهمیتی ندارد. بحث سر این است که آیا این سیاست خارجی که گرفتن توان اتمی به وسیله غنی‌سازی برای ترساندن منطقه که الان عربستان و امارات هم می‌خواهند اتمی شوند و ایجاد آن شرایطی که حالت صلح را در خاورمیانه زیر پرسش می‌برد این سیاست خارجی باید جلو برود یا نه... این سئوال را آقای روحانی باید پاسخ بدهند و مسلما‌ً‌ امیدوارم یک بار برای همیشه منافع ملی را مهمتر از منویات رهبر قرار دهند.

نظر آقای نوربخش را هم بپرسم. آقای نوربخش دولت رهبر را جذب خودش کرده، با این کار اصطکاکات اصول‌گرایان مخالف مذاکره را مهار کرده یا علت مواضع حامیان رهبر از دولت در روز پنجشنبه به هدف فائق آمدن بر تحریم‌ها است؟

من کاملا‌ً‌ قبول دارم آقای خامنه‌ای قدرت شان زیاد است اما این دلیل نیست که حرف آخر را آقای خامنه‌ای می‌زند در این رابطه‌ها.

اجازه بدهید. من کاملا‌ً حرف آقای مهدوی آزاد را قبول دارم. در جمهوری اسلامی منافع مختلفی هست. کسان و گروه‌های مختلف پشت سر منافع مختلف ایستادند و برای آن دارند می‌جنگند، من با این حرف آقای گنج بخش موافق هستم که یکی از دلایلی که آقای روحانی رای آورد این بود که می‌خواست خاتمه بدهد به تحریم‌ها. ولی این تمام ماجرا نبود.

در ایران اولین بار است که آقای روحانی با رای اصلاح‌طلبان و کسانی که میانه رو هستند محافظه‌کاران میانه رو... سر کار می‌آید در آن مملکت. این خودش نشان می‌دهد که چقدر سیاست ایران در طول این چندین سال عوض شده. اهرمهای قدرت دارند جا به جا می‌شوند. من کاملا‌ً‌ قبول دارم آقای خامنه‌ای قدرت شان زیاد است اما این دلیل نیست که حرف آخر را آقای خامنه‌ای می‌زند در این رابطه‌ها.

یادمان باشد یکی از صحبت‌هایی که شده است که برای اولین بار آقای روحانی با آقای خامنه‌ای ملاقات می‌کند سر مسئله انرژی هسته‌ای، این بحث هست. این بحث درون مملکت هست. آقای روحانی بحثش این است که این آخرین شانس جمهوری اسلامی است برای حل مشکل. و حرف کاملا‌ً‌ درست است.

مذاکرات شکست نخورده. مذاکرات تمدید شده. و من مطمئن هستم زودتر از پایان این مهلت به جمع‌بندی خواهند رسید.

الان هم ما اگر فکر کنیم که مذاکرات شکست خورده... من فکر نمی‌کنم مذاکرات شکست خورده. من فکر می‌کنم مذاکرات در اوج حل مسئله قرار گرفته. این تنها برداشت ایران نیست. برداشت آقای عراقچی و آقای ظریف تنها نیست. شما این طرف قضیه را... همین صحبت آقای کری را نگاه کنید. مذاکرات الان در جایی قرار گرفته که حتی یکی از آن دوستانی که در تیم مذاکره کننده ایران هست ادعا کرده در پاریس که حالا اسمش را نگذاشته فاش شود که اگر دو هفته دیگر اروپایی‌ها سه هفته دیگر حاضر بودند در اروپا بمانند مسئله تمامی پیدا می‌کرد.

این است که اگر مذاکرات باید شکست می‌خورد چرا ایران در طول یک سال گذشته کاملا‌ً باید به تعهدات خودش پایبند بماند. اگر واقعا‌ً‌ فکر می‌کردند دارد شکست می‌خورد مذاکرات. این است که مذاکرات شکست نخورده. مذاکرات به نظر من زودتر از حتی ابتدای جولای به جمع‌بندی خواهند رسید. همه چیز در شرایط فعلی مثبت است. مثبت به تعبیر آن که جمهوری اسلامی تا حدی آن چیزی را که می‌خواسته گرفته. کشورهای اروپایی آن چیزی را که می‌خواستند گرفتند. جمهوری اسلامی حق غنی‌سازی ۲۰ درصد را از دست داد. کاملا‌ً‌ این مسئله حل شده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کاملا‌ً الان دست باز دارد برای بازرسی و اظهار نظر درباره برنامه هسته‌ای ایران.

ایران دو چیز را در شرایط فعلی با آن می‌جنگند که یکی از آنها به توافق رسیده. آن هم غنی‌سازی اورانیوم ۵ درصدی است و یکی این که این تحریم‌ها چطور برداشته شود. ولی بقیه مشکلات به نظر من حل شده است. و این که یک مقداری این توافق هم تمدید شده یک مقداری از نظر داخلی هم شاید به نفع آقای روحانی باشد. البته به نفع اقتصاد ایران نیست متاسفانه.

اما اصولا‌ً باید باور کنیم که انرژی هسته‌ای شکست نخورده. من نمی‌خواهم بگویم این کار با برآورد من ۱۵ سال پیش می‌توانستیم به همین جمع‌بندی به نحو بهتری برسیم زودتر از این که تحریم‌ها به سازمان ملل برسد. زمان آقای خاتمی. نشد. ولی الان در شرایط فعلی من اصولا‌ً اعتقاد دارم که دولت روحانی هم توان خودش را درون جامعه دارد. نیروهای سیاسی هم پشت سرش هستند. آن هم یک قدرتی دارد برای حرف زدن. مذاکرات هم شکست نخورده. مذاکرات تمدید شده. و من مطمئن هستم زودتر از پایان این مهلت به جمع‌بندی خواهند رسید.

آقای گنج‌بخش خیلی خلاصه اگر پاسخی به آقای نوربخش دارید بدهید که فرصت تمام شده.

البته من برخلاف برداشت جناب نوربخش نگفتم که مذاکرات شکست خورده. من گفتم که این دوره مذاکرات به شکست انجامیده و اگر قرار باشد در دور بعدی به سرانجامی برسد آن زمانی است که آقای روحانی باید تصمیم بگیرد بر اساس منافع ملی دیگر خط قرمزهای رهبر را رعایت نکند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG