لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۲۳ - ۲ دسامبر ۲۰۱۶
«ما گروهی از زندانیان سیاسی ایران این نامه را خطاب به شما می نویسیم تا توجه شما را به آثار مخرب تحریم های فلج کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران و بسته شدن فضای سیاسی کشور جلب کنیم. این نامه منعکس کننده جدی افکار عمومی در میهن ما از آینده تیره ای است که ادامه مسیر رویارویی ایران و ایالات متحده می تواند به آن بیانجامد. ما نیز در این نگرانی با مردم ایران شریکیم.»

این سرآغاز نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران درپایان هفته گذشته به باراک اوباما رییس جمهوری آمریکاست. امضا کنندگان این نامه از طیف های مختلف سیاسی هستند. در میان 55 امضای زیر این نامه نام صاحب منصبان در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، چهره های شاخص جناح اصلاح طلب، زندانیان سیاسی طیف ملی مذهبی، نوکیشان مسیحی، روزنامه نگاران، فعالان مطبوعاتی، دانشجویان و فعالان حقوق بشر و حقوق کودکان، فعالان اجتماعی، فرهنگی، مدنی و قومی، فعالان صنفی معلمان، معترضان اجتماعی و یک شاعر و یک کارشناس فیزیک هسته ای را در بر می گیرد که وجه مشترک آنان زندانی بودن در ایران است.

امضا کنندگان در بخشی دیگر ابراز عقیده کردند که ممکن است برخی بر این گمان (به نوشته امضا کنندگان) نادرست باشند که اعمال تحریمها باعث تقویت دموکراسی در ایران خواهد شد. اما به باور امضا کنندگان راه رسیدن به دموکراسی که به توصیف آنان قطعا مطلوب است تحریم خارجی و فشار طافت فرسا بر مردم و فشار روی دولتی که با مقتضیات ایران در جهت تقویت روندهای دموکراتیک حرکت می کند نیست و حاصل آن در عمل به نوشته این زندانیان سیاسی «یک بار دیگر تقویت افراطی گری و تضعیف نهال لرزان دموکراسی ایران خواهد شد.»

امضا کنندگان این نامه خطاب به رییس جمهوری آمریکا افزوده اند که اینک زمان آن است که راه حلی مرضی الطرفین جایگزین تحریم ها گردد. آنها همچنین از باراک اوباما خواسته اند که از همه ابزارهای ممکن استفاده کند تا کنگره آمریکا لااقل برای مدتی معین که مذاکرات جریان دارد از تصویب هر طرح وقانونی که به امکان موفقیت مذاکرات لطمه بزند و امکان لغو موثر تحریم ها را کاهش دهد و رسیدن به یک توافق پایدار را با مشکل مواجه سازد، پرهیز کنند تا دو طرف بتوانند (به توصیف امضا کنندگان) «به جای توقف در گذشته تیره و تار به سوی آینده ای روشن تر حرکت کنند.»

در آستانه برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران کنگره آمریکا با ۴۰۰ رای موافق و ۲۰ رای مخالف طرح تشدید علیه ایران را تصویب کرد. اما این مصوبه برای اجرایی شدن نیازمند تایید سنا و امضای باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا است.

این ۵۵ فعال زندانی سیاسی ایرانی افزوده اند که امیدوارند فرصتی که انتخاب رییس جمهور روحانی ایجاد کرده مورد توجه قرار گیرد و پاسخ مساعد هر دو طرف بتواند گره کور درک متقابل و تعامل مثبت بین دو کشور را باز کند و منافع هر دو ملت را در بر داشته باشد.

پیش از انتشار این نامه در داخل ایران موسی غنی نژاد، استاد اقتصاد و سعید لیلاز روزنامه نگار اقتصادی در تهران سخن از لزوم شکل گرفتن یک جنبش مستقل غیر دولتی و مدنی ضدتحریم در ایران به میان آورده بودند.

سه میهمان برنامه این هفته دیدگاه ها به بررسی نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما و پیشنهاد تشکیل جنبش ضد تحریم درایران نشسته اند: در تهران، محمد ملکی، زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۳۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰، از فراخوان دهندگان به «کمپین صلح و آزادی» و رییس پیشین دانشگاه تهران در سالهای آغاز انقلاب، تقی رحمانی فعال سیاسی از طیف «ملی-مذهبی» و زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در پاریس و شهریار آهی از بنیانگذاران کنفرانس اتحاد برای دموکراسی در ایران در استکهلم و صاحب نظر در زمینه مناسبات تهران و واشنگتن.


آقای ملکی، شما تا چندی پیش با شماری از ۵۵ زندانی سیاسی امضا کننده نامه به باراک اوباما در زندان اوین بودید. برآورد شما از این نامه سرگشاده چیست؟

دیشب نامه را خواندم و تعجب کردم. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به آقای سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران ننوشتند.
محمد ملکی: همانطور که به شما گفتم نامه را نخوانده بودم. دیشب نامه را گرفتم و خواندم و تعجب کردم. از چند جهت تعجب کردم. به طور خلاصه می گویم. اولا چرا نامه به اوباما نوشتند. محتویات این نامه طوری است که باید به کسی نوشته می شد که عامل همه این گرفتاری هاست. عامل این تحریم ها با حرفهایش با سخنانش با نطق های زشتی که گاهی وقتها به زبان می آورد که دور از دیپلماسی است، برازنده کسی که یک شخصیتی است در ایران و ایرانی نیست. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به ایشان ننوشتند و واقعیت هایی را که در اینجا وجود دارد در مملکت ما از فقر و فساد و بدبختی و گرفتاری و اینها... اینها در این نامه چرا به ایشان ننوشتند؟

آقای ملکی، مقصودتان از ایشان کیست؟

ایشان مقصودم آقا سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران است. مساله دوم این است که این نامه را یک عده زندانیان سیاسی نوشته اند که حدود سه سال است در زندان هستند. بیشتر و یا کمتر.

دراین نامه کمتر اشاره به وضع آزادی و حقوق بشر و غیره در ایران شده. ما فقط مشکل مان مشکل تحریم نیست. مشکل فقر مردم نیست. که همه اینها فقر و گرفتاری و فساد و فحشا و همه اینها زاییده نبود آزادی، زاییده یک نظام بسته است. زاییده یک استبداد است. زاییده یک فاشیزم دینی است.

می توانید خلاصه کنید؟

ایرادم به این است که در این نامه چرا به این نکات توجه نکردند. در حالی که خودشان در زیر پنجه های این نظام دارند زجر می کشند و خانواده هایشان من اینجا شاهدم که چه زجری می کشند. از این مطالب گذشتند و هی طرح کرده اند که تحریم ها این جور... بله این ها واقعیت است در این حدش. ولی چرا به دنبال عامل اصلی نیستند؟ نیاوردند عامل اصلی...

من معتقدم عامل تمام بدبختی های ملت ایران از ۳۳ یا ۳۴ سال پیش تا حالا نظام ولایی است و تا موقعی هم که این نظام دستش از سر این ملت کوتاه نشود همه همین است.

آقای رحمانی، شما هم قبل از خروج از ایران و اعتراض های سال 88 دو بار زندانی شدیدو در کنار شماری از زندانیان امضا کننده نامه سرگشاده به رییس جمهوری آمریکا بودید و موافق این نامه هم هستید. اما برخی از منتقدان نامه چنانکه درگفته های آقای ملکی شنیدید می گویند که بهتر بود این 55 زندانی نامه خود را خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران می نوشتند که به گفته آنها سرنوشت پرونده هسته ای در دستش است یا دست کم تاکید بیشتری بر روی سهم او در آچمز شدن پرونده هسته ای و وضع تحریم ها علیه ایران در هشت سال گذشته می گذاشتند. واکنش شما؟

اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است ... از این نامه باید استقبال کرد.
تقی رحمانی: این نامه را از این طرف ببینید. یک عده آمدند با توجه به انتخاب روحانی که پیام ملت بخشی از انتخاب آقای روحانی این بوده که گفته من می خواهم از جهان تنش زدایی کنم. خب نامه نوشتن به آقای خامنه ای ادامه دارد ولی این سئوال هم به طور غیرمستقیم درکنارش هست. اینها به روحانی خطاب کردند و به اوباما گفتند. اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است. از این منظر هم نگاه کنید.

یک پیام استراتژیک هم توی نامه هست. اینها به منظر حل مساله هسته ای رفتند. ما مسایل بسیار بزرگتری داریم. زندانیان در مورد آزادی هم نامه نوشته اند. ولی برای حل آن مساله باید مساله را زوم کرد و بزرگ کرد. الان آقای روحانی در مصاحبه اش گفت من اراده سیاسی دارم برای حل این مساله. این نامه نوشته شده...

من خلاصه بگویم ما جامعه مدنی ایران و دیگران بیایند این نامه را کامل کنند. به چه شکل؟ یعنی بیایند از این نامه استقبال کنند و بگویند هم به آمریکا و غرب بگویند اگر دستی واقعی برای مصالحه آمد شما پس نزنید و به دولت ایران هم بگویند که در این مذاکرات همانطور که خود آقای روحانی گفت شفاف برخورد کند. یعنی به قصد حل مساله برود. با توجه به اینکه آقای ولایتی توضیح داد مواقعی طرف غربی زده زیر میز و مواقعی هم تیم مذاکره کننده ایرانی از فرصت استفاده نکرده.

پس این نامه را می شود بسط داد. ولی یک مساله را در نظر بگیرید. زندانی تحت فشار... ببینید تحریم ها آنقدر سخت است که یک مرحله شیمی درمانی در ایران بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان است.

آقای رحمانی ممکن است خلاصه کنید؟

به طور خلاصه می شود گفت به نظر من این نامه جهت گیری که دارد باید ازش استقبال کرد و بعد به اصطلاح بهش بال و پر داد. ایرانی های خارج از کشور هم بیایند این نامه را بهتر کنند. یعنی بگویند هم دولت ایران و هم غرب شفاف برای حل مساله بروند چون این خواست جامعه مدنی ایران است.

ممنون. نامه سرگشاده این 55 زندانی سیاسی ایران بلافاصله ترجمه و در روزنامه گاردین بریتانیا چاپ و منتشر شد و در برخی منابع خارجی هم بازتاب یافت. آقای آهی، شما در کنار فعالیت سیاسی برای آنچه برگزاری انتخابات آزاد و تغییر و گذار به دموکراسی توصیف شده در خارج از کشور مناسبات تهران و واشنگتن را طی سالها به دقت دنبال کردید و می کنید. نگاه محافل سیاستگذاری خارجی دست کم نزدیک به باراک اوباما به درخواست رفع تحریم علیه ایران از سوی این 55 زندانی از رییس جمهوری آمریکا چگونه است و چه می تواند باشد؟

این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر.
شهریار آهی: یک عده توی شورای امنیت آمریکا و دستگاه اطلاعاتی به شدت نگران این هستند که با فشار روزافزون این تحریم ها نظر مردم ایران به آمریکا عوض شود. آمریکا البته همیشه شاهد این بوده که این نظام ۳۵ سال است با شعار مرگ بر آمریکا نمازهای جمعه و جلسات دیگر را برگزار کرده و هر جا توانسته سرباز آمریکایی کشته و هر جایی توانسته مخالفت کرده با منافع آمریکا.

بنابراین ایران را تحت جمهوری اسلامی دوست خودش نمی بیند و مشکلاتی دارد. این مشکلات را نمی شود ندیده گرفت اگر آدم می خواهد نامه بنویسد که اثر بگذارد. البته این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر. مثل بسیار نامه های از این قبیل. چرا؟

دو پیش فرض در سیاست خارجی آمریکا الان هست. یکی این که مذاکره بدون فشار نتیجه نمی دهد. این نتیجه تجربه سال اول اوباما بود. دوم این که وقت خیلی کم است پس فشار باید زیاد باشد. این دو پیش فرض را مفروض را یا باید جواب داد، گفت توهم است، ثابت کرد که واقعیت ندارد یا اینکه به عنوان یک داده گرفت و بر فراز آن یک پیشنهادی داد.

من فکر می کنم خیلی بهتر بود اگر پیشنهادهای مشخصی داده می شد. به حرفهای دکتر ملکی مثل همیشه چیزی نمی توانم اضافه کنم ولی به بهترین وضع این را گفتند. آمریکا با دو نوع مخالفی که در صحنه بین المللی داشته دو نوع تجربه داشته. یکی کشورهایی مثل روسیه و آفریقای جنوبی که معترضان به حکومت از آمریکا خواسته بودند که فشار را روی امر حقوق بشر و آزادی بیشتر کند. یکی حکومت هایی مثل آلمان و ژاپن در زمان جنگ و قبل از جنگ جهانی دوم که از مردم آن هیچ صدایی نمی شنید. خب با نوع اول اختلافات آمریکا به صورت مسالمت آمیز و صلح حل و فصل شد. با نوع دوم به جنگ انجامید.

اگر آمریکا احساس کند که مخالفان جمهوری اسلامی مخالف سیاست های جمهوری اسلامی نیستند و فشار را روی آقای اوباما می خواهند بیاورند و نه حکومت خودشان، من فکر می کنم که کمکی به حل و فصل صلح آمیز این مساله نخواهد شد. مثل آلمان و ژاپن نه مثل روسیه و آفریقای جنوبی.

همان طور که دکتر ملکی گفتند درست این بود که ما مثل ساخاروف مثل ماندلا، مثل النا بائنر عمل کنیم، مثل شرانسکی عمل کنیم و نه مثل ژاپنی ها و آلمانی ها.

آقای ملکی، یکی از دلایلی که ۵۵ زندانی سیاسی ایران آوردند در نامه شان به رییس جمهوری آمریکا برای رفع تحریم و فرصت دادن به دیپلماسی، این است که به نوشته آنها تحریم ها سبب بسته شدن فضای سیاسی داخلی هم می شود، به ویژه که الان با این وضعیت جدید که حسن روحانی انتخاب شده ناهمگون است به نظر آنها. به اضافه اینکه به نظر آنها ضرر تحریم بیشتر از همه به قشرهای آسیب پذیر جامعه می رسد. نظر شما در این باره چیست؟

تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت
من خیلی فشرده بگویم. مگر الان وضع ایران چگونه است؟ الان بچه ها از زندان نامه می نویسند. اینها که از باغ و چمن نامه نمی نویسند. این وضع فعلی ایران است. بعد هم از آن طرف در نظر بگیرید. آقای روحانی می آید یکی از (من خودم -- در زندان -- بودم دیدم) می آید یکی از جانی ترین افراد را به عنوان وزیر دادگستری خودش معرفی می کند. من به دیگران کاری ندارم. در یک چنین شرایطی ما دنبال چه هستیم؟ چرا از گذشته عبرت نمی گیریم؟

بازهم تکرار می کنم. نمی خواهم وقتتان را بگیرم. کسانی که این نامه را امضا کردند مطالعه کنید تمام شان کسانی هستند که همکاران آقای خاتمی هستند یا دوستانی که وزرا یا وکلایشان... اما شخصیت هایی که مورد احترام مردم هستند، شخصیت هایی که به نظر مردم رهبران آینده مملکت هستند، مثل زیدآبادی، خانم ستوده، سلطانی، سیف زاده، مجید توکلی، دادخواه اینها توی نامه نیستند. یعنی نشان می دهد که اینها معتقد به همچو نامه ای نیستند.

تکرار می کنم. تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت و مملکت و شرایط روز به روز بسته تر خواهد شد، برای اینکه روز به روز مردم هشیارتر می شوند، بیدارتر می شوند و عکس العمل نشان خواهند داد.

آقای رحمانی، صحبت های آقای ملکی را شنیدید. البته در کنار امضا کنندگانی که آقای ملکی نام بردند کسانی هم هستند که از طیف سیاسی خود شما آقای رحمانی و آقای ملکی هم هستند. ولی به نظر منتقدان فعالیت های ضد تحریم اولا سرنوشت پرونده هسته ای ایران در دست حسن روحانی نیست بلکه در دست رهبر جمهوری اسلامی ایران است. ثانیا از نظر آنها سیاست تقویت دولت حسن روحانی علیه تحریم ها چنان که در گفته های آقای ملکی هم پژواک آن را شنیدید مثل سیاست بعضی لنینیست ها و اسلام گرایان در آغاز انقلاب در تقویت روحانیت حامی آیت الله خمینی و آنچه خط امام نامیده می شد می تواند دومرتبه دودش به چشم شما و این 55 زندانی و فعالان سیاسی به حاشیه رانده شده و خارج از حاکمیت در ایران برود و تحریم ها کاهش پیدا کند از نظر اینها اما حاصل برعکس گشایش سیاسی افزایش سرکوبی ها باشد. واکنش شما؟

این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.
به نظر من این اتفاق نمی افتد. شما اگر جامعه مدنی دارید این جامعه مدنی نهاد می خواهد. این جامعه مدنی پیام دارد. پیامش هم این بود که آقای خامنه ای عقب نشست. حالا تسلیم نشد ولی عقب نشست. عقب نشینی اش هم این بود که صریح گفت من خواستار مذاکره هستم ولی طرف غربی اهل مذاکره نیست.

ما می دانیم که این طرف هم آقای نتانیاهو هست لابی قدرتمند آمریکا که این هم سنگ می اندازد در مذاکرات. ولی یک نکته محوری وجود دارد. الان اراده سیاسی برای حل مشکل وجود دارد. ولی من یک نکته هم به حرف آقای آهی دارم. به این راحتی هم نیست که ایرانی که در منطقه خاورمیانه است مثل ژاپن یا آلمان حل کنند. الان خاورمیانه یک بشکه باروت است. ایران ناامن مساله را بدتر می کند.

سیاست ایران این است که اگر آقای روحانی شکست بخورد ما به طرف کره شمالی شدن برویم. در سیستم کره شمالی جامعه مدنی ایران آب می شود. هیچ گروهی هم در حال حاضر توان تغییر دولت ایران را ندارد. بحث توازن قواست. شما با یک جریان راست افراطی طرف اید که پول نفت دارد از حمایت چین و شوروی برخوردار است و می تواند با سازمان سرکوب خودش کشور را کنترل کند. حالا این دوستان با توجه به بضاعت و منافع خودشان، -- تاکید می کنم، منافع خودشان -- می گویند آقا راه دموکراسی در ایران تدریجی اینگونه باز می شود. بحث این است.

ما به آقای خامنه ای می خواهیم بگوییم تو صدام نشو چون ما نمی خواهیم مثل مردم عراق شویم. حالا آن طرف هم اگر منافع آمریکا اقتضا می کند که ایران کره شمالی شود خب ما مشکل خواهیم داشت. یا اینکه ایران بشود عراق کل منطقه ناامن می شود.

الان طوری شده که عربستان شده بازیگر منطقه. عربستان در درون حکومتش نه دموکراسی هست نه جناح هست نه حداقل حقوق شهروندی هست. به این خاطر به نظر من در این نامه فرض های پنهانی وجود دارد. این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.

اگر آقای اوباما دستی دراز کند و آقای روحانی دست ایشان را رد کند آن موقع جامعه مدنی به آقای روحانی اعتراض خواهد کرد. یک بازی پیچیده سیاسی است. به نظر من دموکراسی این جوری پیش می رود.

آقای آهی، به نظر شما نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما در چه صورتی می تواند برای بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران مفید و موثر واقع شود؟

اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد.
اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد. ولی فقط در این صورت که آقای اوباما که مخاطب بوده دراین نامه ببیند که این عده اثری هم روی سیاست داخل ایران دارند. فشاری هم روی مخالفان آنهایی که می خواهند مساله ایران حل شود در داخل ایران هست. افشاگری علیه آنها می کنند. مقاومت هایی را که درمقابل طرح های سازنده برای حل این مشکل که مسلما از طرف دولت دکتر روحانی مطرح خواهد شد افشاگری خواهند کرد به مردم خواهند گفت که چه کسی مقاومت می کند در داخل ایران در مقابل حل این مساله. آن وقت می تواند سودمند باشد.

آقای ملکی، پیش از ۵۵ زندانی سیاسی ایران، موسی غنی نژاد اقتصاد دان مدافع بازار آزاد و سعید لیلاز روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی طیف کارگزاران سازندگی خواستار شکل گیری جنبش ضد تحریم با کمک فعالان جامعه مدنی و مستقل از دولت وحاکمیت شده بودند. به نظر شما زمینه شکل گیری چنین جنبشی در ایران فراهم است یا نه؟

من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت ... فقط شخص خامنه ای می تواند مساله تحریم را حل کند.
من شرایط را نمی بینم که جنبش مدنی علیه تحریم ها به وجود بیاید. البته تحریم ها همه مخالفش هستند. من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت.

این تحریم ها را فقط می تواند یک نفر حلش کند. آن هم شخص خامنه ای است. این که از خودخواهی و حرف های بیخود زدن بیاید پایین واقعیت ها را بپذیرد. راه این است.

آقای رحمانی، در شرایطی که میان طیف های رنگارنگ مخالف و منتقد حکومت حتی درون یک طیف مثلا طیف شما و آقای ملکی بر سر مفید و موثر بودن کاهش و رفع تحریم های بین المللی علیه ایران تفاوت نظر هست، چگونه یک جنبش ضد تحریم که شما هم از حامیانش هستید می تواند شکل بگیرد؟

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود.
جامعه ایران می تواند بیاید این اختلافات را حل کند. الان موج نامه نگاری به آقای روحانی برای اینکه جامعه مدنی ایران تقویت شود، وزرا تایید شوند راه افتاده. همان جوری که این بخش اکثریت مردم آمدند به آقای روحانی رای دادند. راهی برای نجات از این بحران پیدا کردند. به نظر من خواست عمومی جامعه مدنی ایران که هنوز نهاد قدرتمند مدنی ندارد می تواند به این شکل بدهد.

واقعیت این است که خود دکتر ملکی هم با تحریم ها مخالف است. بحث روی راه حل مناسب است. راه حل ها می توانند به وسیله مردم در نهایت انتخاب شوند. توان مردم ایران و توازن قوای سیاسی استراتژی آدم را مشخص می کند.

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود. فضا می تواند شکل بگیرد.

آقای آهی، اصلا زمینه این هست که چنانچه ۵۵ زندانی سیاسی ایران در این نامه از باراک اوباما درخواست کردند او بتواند در سیاست تشدید تحریم علیه ایران تجدید نظر کند و طبق درخواست آنها کاری کند که ۴۰۰ نماینده کنگره آمریکا متقاعد شوند که مصوبه اخیر تشدید تحریم معوق بماند و برای اجرایی شدن به سنا و بعد به خود رییس جمهور آمریکا محول نشود؟

دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند... منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.
حساب دو دو تا چهارتا می گوید خیر. برای اینکه ۴۰۰ به ۲۰ خیلی نسبت بزرگی است. سه چهارم نمایندگان مجلس سنا هم نامه ای در این جهت به اوباما نوشته اند. بنابراین آقای اوباما بیشتر از دو ثلث مخالف دارد برای سیاست های خودش. ولی می تواند به تعویق بیاندازد. یعنی زمان تنفیذ این مصوبه مجلسین را یک قدری عقب بیاندازد. فرصت بدهد که خودش می خواهد. آقای روحانی هم گفته در اسرع وقت باید این مساله حل شود.

من فکر می کنم که دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند. هم خودش موفقیت های درخشانی داشته با رسیدن توافق با غرب در عین حال حفظ منافع ایران. وزیر خارجه ای هم که انتخاب کرده مهارت های زیادی دارد. منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.

آمریکایی ها فکر می کنند ما با کوبا مشکل داریم. آیا می توانید تصور کنید که یک عده از مردم آمریکا به فیدل کاسترو یا رائول کاسترو نامه بنویسند؟ به رییس جمهور خودشان نامه می نویسند. به حکومت خودشان فشار می آورند. چرا ایرانی ها این کار را نمی کنند؟ همانطور که دکتر ملکی گفتند.

آقای رحمانی مثل اینکه شما می خواهید در پایان دو جمله ای بیافزایید. خیلی کوتاه.

قبل از این، نامه به مقامات جمهوری اسلامی نوشته شده و (این گونه اقدامها) باز هم ادامه خواهد داشت.

نامه به مقامات ایران نوشته شده بارها و بارها. این تفریبا دو طرفه است. این نامه درمقطع خاصی نوشته شده. بعد از نظر آقای خامنه ای بعد از موضع آقای روحانی، بعد از رای مردم ایران. قبل از این هم نامه نوشته شده به مقامات جمهوری اسلامی و بازهم ادامه خواهد داشت.
XS
SM
MD
LG