لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۰۰ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

در حالیکه ماه جاری میلادی، به عنوان یکی از شلوغترین ماهها در رابطه با پرونده هسته ای ایران خوانده شده، روز پنجشنبه ، اتحادیه اروپا میزبان کنفرانسی درباره خلع سلاح بود که در یکی از نشست های آن نقش این اتحادیه در زمینه مذاکرات هسته ای بررسی شد. در این نشست داریِل کیمبال مدیر اجرایی سازمان خلع سلاح در آمریکا، عباس ملکی دیپلمات پیشین ایرانی و پرفسور سیاست هسته ای و همچنین برونو تِرتره از بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه شرکت کردند.


درباره این نشست رادیوفردا، با دینا اسفندیاری، محقق انستیتوی بین‌المللی مطالعات استراتژیک در لندن که یکی از برگزار کنندگان نشست روز پنجشنبه بود گفتگو کرده است.


خانم اسفندیاری ابتدا به این موضوع بپردازیم که چرا در زمانیکه تمرکز بیشتر مذاکرات بر روی دیدارهای دو جانبه ایران و آمریکاست ( که امروز هم در ژنو دور دیگری از آن برگزار می شود ) نشستی در بروکسل درباره نقش اتحادیه اروپا در مذاکرات هسته ای انجام شد؟


خب یک پاسخ عملی به این سوال این است که ما کنسرسیومی از بنیادهای مطالعاتی اتحادیه اروپا هستیم. در نتیجه طبیعی است که ما از این زاویه به موضوع بپردازیم. اما در عین حال به نظرم این موضوع با اهمیتی است. درست است که تمرکز بیشتر بر مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکاست ، اما اتحادیه اروپا، ایفا کننده نقش مهمی از روز اول بوده است. کشورهای این اتحادیه، از روز اول این مذاکرات را شروع کردند و همچنان هم نقش مهمی دارند خصوصا در صورت دستیابی به توافق جامع و رفع تحریم ها. چرا که سناریوی غالب این است که کاری که آمریکا نمی تواند در رفع تحریم ها بکند به دلیل مشکلات در کنگره ، اتحادیه اروپا انجام خواهد داد.

دینااسفندیاری

دینااسفندیاری

​در عین حال به نظرم اتحادیه اروپا نقشی اساسی دارد چرا که به هر حال درک عمق این بحران، در میان کشورهای اتحادیه بیشتر از آمریکاست. آنها ارتباط داشتند در این سالها و از ارتباطشان هم نفع بیشتری می برند. در نتیجه به نظرم اتحادیه اروپا، شیوه فکر ایران را بهتر لمس می کند یا حداقل امیدوار است که اینچنین باشد! در نتیجه به نظرم اتحادیه اروپا برای نزدیک کردن مذاکره کنندگان ایرانی و آمریکایی نقش بسزایی ایفا می کند.


درنشست روز ۵شنبه در بروکسل، به موضوعات فنی متعددی اشاره شد که در مسیر مذاکرات مانع ایجاد می کنند، مثل مسئله ای چون تعداد سانتریفوژها. به نظرتان در حال حاضر که کمتر از سه ماه به پایان مهلت توافق اولیه ژنو مانده چه موضوعاتی چالش برانگیزتر از بقیه هستند؟


خب همونطور که گفتید موضوع برنامه غنی سازی ایران و تعداد سانتریفوژها به طور مشخص مسئله اصلی است. ایرانی ها می خواهند توانایی حداکثری داشته باشند و اتحادیه اروپا و آمریکا می خواهند این توانایی هر چه بیشتر محدود کنند. مشکل اینجاست که اعداد و ارقامی که از دو طرف می شنویم،‌اصلا به هم نزدیک نیست. ما از ایرانی ها رقم ۸ تا ۱۰ هزار سانتریفوژ را می شنویم، درحالیکه ۵+۱ پیشتر از رقمی چون ۱۵۰۰ سانتریفوژ سخن می گفت که حال باید به ۴ هزار تا شاید ۶ هزار رسیده باشد. این ارقام با هم تطابق ندارند. به نظر نمی آید که فاصله طرفین زیاد باشد، اما گویا همگی بسیار بر روی چنین ارقامی پافشاری می کنند. ما امیدواریم که در هفته های آینده آنها بتوانند با گفتگوهای بیشتر، پیشرفتی در این زمینه به دست آورند. شاید این پیشرفت با دادن مشوق هایی به طرف ایرانی به دست آید.

چه مشوق هایی به نظرتان ایران را از پافشاری بر روی این ارقام وا می دارد؟

یکی از حوزه هایی که می توان بیشتر درباره آن فعالیت کرد و به نظرم در حال حاضر این اتفاق میفتد، قبول یک نوعی از برنامه تحقیق و توسعه توسط ایران است که کارآیی سانتریفوژها را ارتقا دهند. این چنین توانایی مسلم است که باید تحت نظارت شدید باشد و باید با همکاری شش قدرت جهانی انجام شود که همه با انجام آن موافق باشند. فعالیتی که باید صلح آمیز باشد. چنین مشوقی می تواند برای ایران به عنوان برگ برنده باشد. آنها می توانند به تهران بازگردند و بگویند ما سانتریفوژهای کمتر اما با بازده بیشتر خواهیم داشت. و این به عنوان یک پیشرفت و نه محدودیت قلمداد خواهد شد.


از نظارت صحبت کردید. می دانیم که آژانس بین المللی انرژی اتمی مذاکرات و همکاری ای جداگانه با ایران را پیش می برد و در عین حال برخی گزارشها حاکی از اینست که این همکاری کمی کند شده و ایران اقدامات لازم را تا مهلت توافق سومش با آژانس انجام نداده است. به نظرتان چنین مسائلی چه تاثیری بر گفتگوهای ایران با ۵+۱ خواهد داشت؟


برداشت کلی این است که اگر ایران کار را برای آژانس سخت کرده است تا به سوالات پاسخ دهد، بر نحوه مذاکرات تهران با شش کشور تاثیر خواهد گذاشت. شش کشور می تواند بگوید که چه فایده ای دارد که با کشوری صحبت کند که به سختی یک سازمان بین المللی مانند آژانس را به رسمیت می شناسد. در صورت دستیابی به توافق چگونه آنها حاضر خواهند شد که دسترسی هایی فرای ان پی تی و پروتکل الحاقی را مهیا خواهند کرد؟ من تا حدی با این رویکرد موافقم اما در عین حال دشوارهایی که تیم ایران در داخل کشور با آن روبرو هستند را هم درک می‌کنم. این زمان بسیار حساسی در ایران از لحاظ داخلی است چرا که آخرین تلاش ها پیش از مهلت توافق است. اصولگرایان در ایران قدرت مانور روحانی را بسیار محدود کرده اند. شاید روحانی و تیم او فکر می کنند که چند هفته پیش از مذاکراتی مهم، نباید خیلی باز با آژانس برخورد کنند تا به اصولگرایان نشان دهند که با آنها بدعهدی نمی کنند.


فکر می کنید که طرفین در نشست نیویورک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل می توانند به توافق جامع و نهایی دست یابند؟


من فکر نمی کنم که در نیویورک توافق به دست می آید، اما فکر می کنم که اینکه آنها در حاشیه مجمع عمومی به این موضوع می پردازند بسیار به کم کردن فاصله ها کمک می کند. پیشتر اینگونه فکر نمی کردم، ولی الان معتقدم که هر دو طرف باید از هر زمانی که در فرصت باقی مانده دارند باید استفاده کنند چراکه همه چیز به آن ثانیه آخر بستگی دارد.

  • 16x9 Image

    هانا کاویانی

    هانا کاویانی، از سال ۱۳۸۶ با رادیو فردا به عنوان خبرنگار و گزارشگر همکاری می‌کند. او در این مدت از جمله پرونده هسته‌ای ایران و مذاکرات منتهی به توافق هسته‌ای را از نزدیک دنبال کرده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG