لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۳۸ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

۲۱۸ سال پيش انقلابيون فرانسوی نظام سلطنتی را سرنگون کردند و به دوران برخورداری روحانيون و اشراف از مزايای گوناگون و بيشمار پايان دادند. اما اين انقلاب که در تاريخ از آن با صفت کبير ياد ميشود از بوی خون و کشتار سرشار بود.


راديو فردا در رشته برنامه هايی به بررسی تحولاتی سياسی در چهار کشور پرداخته است که از آنها به عنوان انقلاب های مخملين يا رنگين ياد می شود؛ تحولات يا انقلاب هايی که مهم ترين ويژگی آنها، تغيير قدرت، بدون خونريزی و خشونت است.

در دوره ده ماهه نخست پس از اين انقلاب، که به دوره ترور، کشتار و ارعاب شهرت يافت، فرانسه شاهد خونريزی های بسيار و زدن گردن هر مخالفی زير تيغ مرگبار گيوتين بود. شماری از قربانيان گيوتين خود از رهبران همين انقلاب بودند. از همان زمان است که ميگويند «انقلاب فرزندانش را می درد و می بلعد.»




انقلاب روسيه نود سال پيش به فرمانروايی تزارها پايان داد. انقلاب روسيه دومين انقلابی است که در تاريخ انقلاب کبير خوانده ميشود. اين يکی نيز همانند سلف فرانسويش، انقلابی خونبار بود. از همان زمان، انقلاب و خونريزی در رديف يکديگر جای گرفتند.

انقلاب مشروطيت و مشروطه خواهی در ايران و انقلاب مکزيک در آن سوی دنيا نيزصد سال پيش، در پرانتز دو انقلاب کبير ياد شده، خالی از ترور و خونريزی و حتی جنگ های داخلی نبود.

اين چهار انقلاب و ديگر انقلابهای مشابه آنها، پژواک دردمندی مردمی بود که ميهن و زادگاهشان را پرنده ای پر شکسته می ديدند که توانايی پرواز را از آن گرفته اند.

اندکی بيش از هفتاد سال پس از انقلاب مشروطيت، ايران انقلاب خونين ديگری را به چشم ديد... انقلابی که با نام اسلامی از آن ياد می شود. انقلابی که بيشتر مردم را در گوشه و کنار ايران به خصوص در شهرهای بزرگ به خيابان ها کشيد. مردمی که سرشار از شور آزاديخواهی، شادمانه به يکديگر شيرينی تعارف می کردند.

اما انقلاب اسلامی نيز همانند ديگر انقلاب های خونبار تاريخ در کشتار بازماندگان نظام حکومتی پيشين گاه کور و سنگدل بود. در کشتار هر که بازوی نظام حکومتی پيشين شناخته می شد، حتی شماری از پاسبان های دون پايه رژيم سرنگون شده پادشاهی نيز از خشم و هرج و مرج و شتابزدگی های ناشی از انقلاب اسلامی جان به در نبردند.

همزمان با اين انقلاب های سرخ و خونين، انديشه مندان و انديشه ورزان همواره در پی راهی بودند که رژيم حاکم را بدون خونريزی سرنگون کنند و زمام قدرت را به دست خود مردم و منتخبهای مردم بسپارند.


اما آنها به تجربه بارها بارها ديدند که دژ استبداد و خودکامگی به خودی خود هرگز فرو نخواهد ريخت. با اين همه، انديشه مندان و انديشه ورزان ِ هوادار آزادی، حقوق بشر و مردمسالاری هرگز دلسرد نشدند، از پای ننشستند و به تکاپو در پی راه ِ برونشدی صلح آميز از دايره تنگ استبداد و خودکامگی حکومت های اقتدارگرا ادامه دادند.

اين راه برونشد از دام سرکوبگران، سرانجام، اندک اندک پديدار گشت.


XS
SM
MD
LG