لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۲۷ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

ايران؛ کلید مذاکرات اسرائيل – سوريه


نظامیان اسرائیلی در بلندی‌های جولان

نظامیان اسرائیلی در بلندی‌های جولان

مجله آمريکايی نيويورکر در مقاله ای به قلم سيمور هرش روزنامه نگار کاوشگر و معروف خود، به ضرورت مداخله آمريکا در مذاکرات صلح اسرائيل و سوريه پرداخته و استدلال می‌کند که مسئله ايران عامل مهمی در اين ميان است.

وقتی حمله بيست و دو روزه اسرائيل به باريکه غزه در ۲۹ دی‌ماه ۱۳۸۷ به پايان رسيد به نظر می‌رسيد که مذاکرات اميدوار‌کننده صلح بين اسرائيل و سوريه هم به پايان راه خود رسيده است. مذاکراتی که در حدود يک سال با ميانجيگری ترکيه در استانبول جريان داشت و بسياری از مسائل پيچيده فنی آن حل و فصل شده بود و توافقات اصولی برای عادی‌سازی روابط ديپلماتيک نيز حاصل آمده بود. آن گونه که يکی از سفرای خارجی در تل‌آويو می‌گويد «بيش از آنکه بتوانيد فکرش را هم بکنيد» اجماع بين دو کشور حاصل آمده بود.

در ادامه اين مقاله آمده است که هر چند بشار اسد، رئيس‌جمهوری سوريه، در اجلاس کشورهای عربی در قطر در جريان حمله اسرائيل به غزه اعلام کرده بود که به گفت‌وگو با اسرائيل بر سر بلندی‌های جولان پايان داده است، اما چندی بعد در ايميلی به آقای هرش نوشت که «اسرئيل هر کاری از دستش بر‌می‌آيد انجام می‌دهد تا چشم‌انداز و اميد رسيدن به صلح را کم‌رنگ‌تر کند» اما او همچنان علاقه‌مند است که با اسرائيل به توافق برسد.

در مقاله مجله نيويورکر آمده است که مقامات دولت‌های خارجی و آمريکا، مأموران اطلاعاتی، ديپلمات‌ها و سياست‌مدارها در مصاحبه‌های مختلف گفته‌اند که با وجود حمله نظامی به غزه و انتخابات اخير در اسرائيل -که به تشکيل ائتلافی از احزاب دست‌راستی و حزب کارگر و به نخست‌وزيری بنيامين نتانياهو انجاميد- از سرگيری مذاکرات بين سوريه و اسرائيل بر سر بلندی‌های جولان بسيار محتمل است. البته انجام اين مذاکرات تا حد زيادی وابسته به خواست آمريکا به ايفای نقش ميانجی در اين ميان است.

هم اکنون تغييری عمده در سياست آمريکا نسبت به سوريه مشاهده می‌شود. سيمور هرش می‌نويسد که مارتين اين‌ديک، سفير سابق آمريکا در اسرائيل که اکنون مدير مرکز مطالعات سياسی در خاورميانه در مؤسسه بروکينگز است، به وی گفته که «بازگشت بلندی‌های جولان به سوريه بخشی از راهبرد کلان صلح در خاورميانه است که مقابله با نفوذ ايران را نيز در بر می‌گيرد. سوريه رکن اصلی برای مواجهه با ايران و مسئله فلسطين است. فراموش نکنيد که همان طور که اوباما يکبار اشاره کرد در خاورميانه همه چيز به هم مربوط است».

دولت ايالات متحده اکنون در حال بازنگری سياست خود در خاورميانه است و روابط ايران و سوريه در اين بازنگری از اهميت بسياری برخوردار است. اسرائيلی‌ها بر اين باور هستند که توافق با سوريه باعث کاهش نفوذ منطقه‌ای ايران خواهد شد. يک ديپلمات سابق آمريکايی می‌گويد «من عاشق آن هستم که وقتی بشار اسد به تهران می رود تا برای رهبر معظم [آيت‌الله علی خامنه‌ای] توضيح دهد که می‌خواهد ميانجی رابطه ايران و آمريکا باشد، به عنوان ناظری نامحسوس در آنجا حضور داشته باشم».
بسياری از اسرائيلی‌ها و آمريکايی‌هايی که در روند صلح دخيل بوده‌اند بر اين باور هستند که معامله و مصالحه بر سر بلندی‌های جولان می‌تواند راهی برای منزوی کردن ايران باشد و در عين حال حمايت سوريه از حماس و حزب‌الله را تعديل کند. اما در برابر اين باور، عقيده ديگری وجود دارد و آن اينکه هدف غايی اسد نه به حاشيه راندن و منزوی کردن ايران، که دخيل کردن اين کشور در مذاکرات منطقه‌ای با شرکت آمريکا ـ و به شايد هم اسرائيل ـ است. در هر دوی اين تحليل‌ها ايران يک عامل مهم برای طرفين مذاکره‌کننده است.

دولت ايالات متحده اکنون در حال بازنگری سياست خود در خاورميانه است و روابط ايران و سوريه در اين بازنگری از اهميت بسياری برخوردار است. اسرائيلی‌ها بر اين باور هستند که توافق با سوريه باعث کاهش نفوذ منطقه‌ای ايران خواهد شد. يک ديپلمات سابق آمريکايی می‌گويد «من عاشق آن هستم که وقتی بشار اسد به تهران می رود تا برای رهبر معظم [آيت‌الله علی خامنه‌ای] توضيح دهد که می‌خواهد ميانجی رابطه ايران و آمريکا باشد، به عنوان ناظری نامحسوس در آنجا حضور داشته باشم».

به نوشته سيمور هرش، يک مقام اسرائيلی اين نکته را تصديق کرد که دولت متبوعش دريافته که «در ماه‌های گذشته تنش‌های بين ايران و سوريه به وجود آمده است». به گفته اين مقام اسرائيلی «قبل از حمله به غزه، در گفت‌وگوهای غيررسمی با سوری‌ها می شد تفاوت قابل‌توجهی در لحن آنها مشاهده کرد ـ يک جور گشادگی، صميميت و ادب». اما وی در عين حال هشدار می‌دهد که «با سوری‌ها می‌توان ديپلماتيک حرکت کرد با اين همه نمی‌توان اين را هم ناديده گرفت که آنها نقش اصلی را در دادن اسلحه و تجهيز حماس و حزب‌الله بازی می‌کنند و روابط نزديکی با ايران دارند، که برنامه اتمی‌اش همچنان به قوت خود باقی است».

سيمور هرش در ادامه می‌نويسد که اين مقام اسرائيلی در آخر با لبخندی به وی گفته است که «در اسرائيل هيچ‌کس عجله‌ای برای خريد کت و شلوار رسمی برای شرکت در مراسم صلح در محوطه کاخ سفيد ندارد».

آقای هرش در جای ديگری از مقاله خود در مجله نيويورکر از قول بشار اسد می‌نويسد که ايران مخالفتی با مذاکره بر سر جولان ندارد. در اصل بازگشت هر بخشی از سرزمين‌های اشغالی مورد تشويق آنها هم قرار خواهد گرفت «ايرانی‌ها اين موضوع را علناً اعلام کرده‌اند. . . و من به ايران که رفتم همين را شنيدم».

سيمور هرش در ادامه می‌افزايد يک مقام ارشد سوری به او گفته است که گشايش در روابط اين کشور با غرب می‌تواند جهانگردان بيشتری را به سمت سوريه بکشاند، حجم تجارت و سرمايه‌گذاری را افزايش دهد و سطح زندگی را بالاتر ببرد ـ اينها پيشرفت‌هايی است که به‌تدريج وابستگی سوريه به ايران را کم می‌کند. اين مقام سوری در ادامه اين پرسش را مطرح می‌کند «وقتی که اسرائيل به ايران حمله کند، سوريه چه خواهد کرد؟» و بعد خود پاسخ می دهد که هيچ کاری جز محکوم کردن اين حمله نخواهد کرد، «چه کار ديگری از ما برمی‌آيد؟»

در ادامه مقاله مجله نيويورکر نظر خالد مشعل، رهبر حماس در سوريه، هم آورده شده که می‌گويد «جنبش حماس عليه منافع کشورهای ديگر اقدامی نخواهد کرد، هر گونه توافقی می تواند حاصل شود چه ما آن را دوست داشته باشيم و چه علاقه‌ای به آن نداشته باشيم. اما به همين ترتيب ما می‌خواهيم که ديگران هم در امور مربوط به ما دخالت نکنند».

فاروق الشرع، معاون رئيس‌جمهوری سوريه، در پاسخ به اين پرسش سيمور هرش که اگر موضوع بلندی‌های جولان حل و فصل شود، رابطه سوريه با ايران دستخوش تغيير خواهد شد يا نه می‌گويد: «فکر می‌کنيد يک مرد تنها با زنی هم‌بستر می شود که عميقاً به او عشق می‌ورزد؟» بعد با خنده گفت: «اين پاسخ من به پرسش شما در مورد ايران است».

مقاله سيمور هرش در مجله نيويورکر اين گونه خاتمه می‌يابد؛ کاخ سفيد در چند ماه آينده بايد دست به انتخاب‌ گزينه‌های دشواری بزند. بشار اسد به دولت اوباما گفته است که کشورش می‌تواند کار عقب‌نشينی آمريکا از عراق را آسان کند. سوريه همچنين می‌تواند به آمريکا برای آغاز تعامل با ايران کمک کند، و ايرانی‌ها نيز به نوبه خود می‌توانند در افغانستان به دولت اوباما برای مقابله با تهديد طالبان ياری برسانند و در نهايت تعهد ديرپای آمريکا به موجوديت اسرائيل، محقق شود. همه اين طرح و گزينه‌ها جنبه‌های منفی و نامطلوبی دارند. حل و فصل تمام آنان نيز کاری سخت و دشوار است و به ديپلماسی هوشمندانه و پيچيده‌ای نياز دارد ـ از آن نوع ديپلماسی‌هايی که در هشت سال گذشته اثری از آن نبود و حال تيم اوباما بايد ثابت کند که از آن بهره‌مند است.
XS
SM
MD
LG