لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۶:۳۳ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

ورود نظامی مسکو در جنگ داخلی سوریه، معادلات نظامی را به وضوح به نفع دولت بشار اسد تغییر داده است به گونه‌ای که اگر تا چند ماه پیش از این، ارتش سوریه یک به یک از شهرهای تحت کنترل خود عقب می نشست، اینک یک به یک مناطق تحت تصرف مخالفان را به تصرف خود در می آورد. این موفقیت متصور نبود اگر روسیه ثقل نظامی خود را در جنگ داخلی سوریه به نفع بشار اسد به کار نمی گرفت. اما مرز حمایت مسکو از دولت بشار اسد تا کجاست؟

این پرسش از آن رو واجد اهمیت است که می دانیم حمایت تهران از دولت دمشق مرزی نمی شناسد. بدیهی است که تهران مایل است بشار اسد به وضعیت پنج سال پیش یعنی استیلا بر تمامی خاک سوریه بازگردد. اما آیا روسیه نیز از چنین راهبردی پیروی می کند؟

تذکر فوری به بشار اسد

نخستین نشانه اختلاف نظر بین مسکو و دمشق را می توان در واکنش فوری ویتالی چورکین، سفیر روسیه در سازمان ملل به اظهارات اخیر بشار اسد دانست که با رد هرگونه آتش بس گفته بود که حملات خود را تا بازپسگیری تمام خاک سوریه ادامه خواهد داد.

در واکنش به این اظهارات، روزنامه دیلی تلگراف به نقل از مصاحبه چورکین با روزنامه روسی کومرسانت نوشت که چورکین اظهارات اخیر اسد را «مغایر» با مواضع دولت روسیه دانسته و گفته که «با نقشی که روسیه در تغییر معادلات جنگ داشته، لازم است که اسد از خط روسیه پیروی کرده و به مذاکرات صلح پایبند باشد».

به گفته چورکین مهم این است که آیا اسد می خواهد یا می تواند در یک جنگ دراز مدت باقی بماند.

چورکین جای تردید برای اسد باقی نگذاشته که توان ارتش سوریه هرچه باشد «آنچه موجب شد مخالفان را از دروازه‌های سوریه به عقب براند، توان نیروی هوایی روسیه بود».

با دعوت و میزبانی‌ای که پیشتر، روسیه از برخی مخالفان اسد در مسکو به عمل آورده بود واکنش فوری سفیر روسیه به اظهارات اسد معنا و مفهوم خاصی را تداعی می کند و آن اینکه مسکو به روشنی از فرسایشی بودن جنگ داخلی سوریه در صورت تصمیم اسد برای استیلا بر تمام خاک کشورش از راه جنگ آگاه است.

در جنگی که تاکنون برای پنج سال ادامه داشته و بر اساس برخی گزارش‌ها، بالغ بر ۴۰۰ هزار کشته و ۱۰ میلیون آواره برجا گذاشته، تصور بازپسگیری تمام خاک سوریه و سرکوب همه مخالفان اسد به اتکای حمایت بی‌دریغ روسیه، خطای فاحش اسد خواهد بود.

سفیر روسیه جای تردید باقی نگذاشته که تغییر معادلات جنگ به نفع اسد با ورود روسیه بوده و اسد باید تابع سیاستگذاری روسیه باشد. روسیه تصمیم ندارد به بهای ابقای اسد، روابط خود را با مجموعه بزرگی از کشورهای مخالف اسد برهم بزند. دعوت پوتین از ملک سلمان برای دیدار از روسیه نشانه‌ای است از اینکه مسکو ملاحظات ریاض را در معادلات منطقه‌ای نادیده نگرفته است.

حمایت از اسد نه تا مرز جنگ جهانی

اختلاف استراتژی تهران و مسکو را در این می توان یافت که راهبرد روسیه برای ورود در جنگ داخلی سوریه چیزی نبود جز تقویت اسد در برابر گروه‌های تروریستی امثال داعش در حالی که استراتژی تهران بازگرداندن وضعیت سوریه به پیش از جنگ است.

این اختلاف استراتژی، نمود بارز خود را در شناسایی مخالفان معتدل اسد توسط مسکو نشان داد که در نتیجه آن، مسکو میزبان چند دور مذاکرات با آنان بود. در مقابل، تقریبا تاکنون هیچ خبری مبنی بر ارتباط گیری تهران با حتی معتدل‌ترین مخالفان اسد به گوش نرسیده است.

مسکو مایل به حذف اسد نیست ولی مایل به ابقای او به هر هزینه‌ای نیز نیست. با اعلام آمادگی عربستان، ترکیه، امارات، بحرین و احتمالا برخی دیگر از کشورها برای اعزام نیروی زمینی به داخل خاک سوریه از یک سو و و احتمال ورود ناتو (مرکب از ۲۸ کشور) در این جنگ از سوی دیگر، روسیه به وضوح دریافته که چنین وضعیتی، خطر شعله ور شدن جنگی در مقیاس یک جنگ جهانی را دارد اگر روسیه بخواهد به هر هزینه‌ای بشار اسد را در قدرت نگه دارد. این همان چیزی است که دیمتری مدودف، نخست وزیر روسیه، اخیرا آن را احتمال بروز «جنگ جهانی دیگر» توصیف کرده است.

در همین راستا، رئیس جمهور فرانسه نسبت به گسترش جنگ میان روسیه و ترکیه در صورت اقدام آنکارا به اعزام نیروی زمینی به سوریه هشدار داده است. اولاند در عین حال تاکید کرده که حمایت یکجانبه مسکو از اسد، موفقیت آمیز نخواهد بود و ضروری است مسکو را تحت فشار قرار دهیم.

از یاد نباید برد که تا همین جا، روسیه از ناحیه «جنگ نفت» که عربستان برای ضربه زدن به حامیان اسد (ایران، عراق، روسیه) به راه انداخته، زیان‌های فراوانی دیده و در شرایطی که به دلیل بحران اوکراین نیز تحت تحریم‌های سختی قرار گرفته، در صدد آسیب زدن به روابط خود با ریاض به خاطر اسد نیست.

روسیه حل دیپلماتیک بحران سوریه را در شرایطی که اسد دست پایین را در معادلات نداشته باشد، بهترین راه حل می داند؛ موضعی که احیانا نظر مساعد آمریکا و متحدان اروپایی‌اش را نیز به همراه خواهد داشت.

وگرنه مسکو بهتر از هر بازیگر دیگری می داند که سوریه می تواند افغانستان دیگری برایش باشد. اگر چه ورود ارتش مقتدر سرخ به خاک افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹ اقدامی آسان بود، ولی خروج از آن کاری دشوار بود. این اقدام نظامی، جنگی فرسایشی را به مدت نزدیک به ۱۰ سال برای مسکو رقم زد که برخی افغانستان را «ویتنام شوروی» یا «تله خرس» نامگذاری کردند.

در سال ۱۹۹۸ برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، در مصاحبه‌ای گفت: «ما روسها را مجبور به مداخله نکردیم، ولی تعمدا احتمال مداخله آنان را افزایش دادیم... روزی که شوروی رسما تهاجم به افغانستان را آغاز کرد من به رئیس جمهور کارتر نوشتم که هم‌اکنون زمان آن است که یک جنگ ویتنام را به شوروی تقدیم کنیم».

اینک این وزیر خارجه عربستان است که در مصاحبه اخیرش با مجله اشپیگل اقداماتی را پیشنهاد داده که در صورت تحقق، سوریه را به افغانستانی دیگر برای روسیه مبدل خواهد ساخت.

عادل جبیر در این مصاحبه خواستار آن شده که نیروهای معتدل مخالف اسد مجهز به موشک‌های ضد هوایی شوند. او خود تصریح کرده که تجهیز مجاهدان افغانی به این سلاح‌ها بود که مسیر جنگ را در افغانستان علیه اتحاد جماهیر شوروی تغییر داد.

مرز حمایت تهران از اسد تا کجاست؟

چنانچه گفته شد «سیاست اعلامی» جمهوری اسلامی تا اینجای کار، نه تنها حمایت از بقای حزب بعث سوریه در قدرت بلکه حمایت از بقای شخص اسد در قدرت است. تهران تاکنون با هیچ یک از مخالفان اسد باب گفتگو را نگشوده است. بدین ترتیب، سیاست اعلامی جمهوری اسلامی تابع نوعی «جزمگرایی مطلق» در حمایت بی‌دریغ از اسد بوده همچنان که سیاست ریاض نیز تابع جزمگرایی مطلق در حذف اسد است.

اما صرف نظر از این سیاست اعلامی آیا «سیاست اعمالی» جمهوری اسلامی در اثر فشار مسکو تغییر نخواهد کرد؟ به بیان دیگر اگر چورکین تصریح دارد که اسد در جنگ با مخالفان نه تابع امیال خود برای استیلای کامل بر سوریه بلکه گوش به فرمان روسیه باشد، آیا تهران نیز از این گوشزد مسکو مستثناست؟ اگر روسیه بشار اسد را ملزم کند که جنگ را متوقف و مذاکرات صلح را آغاز کند به نظر می رسد برای تهران نیز چاره‌ای جز قبول سیاستگذاری روسیه باقی نخواهد ماند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG