لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۲۱ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

تصفيه کتابخانه ها: سرکوب همزمان خالقان و خوانندگان آثار


در ساليان اخير دسترسی به بسياری از کتاب ها از طريق اينترنت ممکن شده است.

در ساليان اخير دسترسی به بسياری از کتاب ها از طريق اينترنت ممکن شده است.

روز يکشنبه، منصور واعظی، رييس جديد کتابخانه های عمومی کشور، به تبعيت از محمد حسين صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام کرد که « کتاب هايی که ارزش منفی دارند و در گذشته وارد‎ ‎کتابخانه ها شدهاند، جمع آوری می شوند.»


پيش از اين نيز آقای صفار هرندی در سخنرانی خود در گردهمايی مديران کل‏‎ ‎کتابخانه های عمومی استان از «وجين کردن و پاک سازی» کتاب خانه های عمومی سخن گفته بود.


پاسخی کهنه به پرسشی نو


موج جديد تصفيه کتاب خانه های عمومی، چون سانسور تشديد شده کتاب، اما نشان می دهد که جمهوری اسلامی برای حل يک مسئله تازه، گريز لايه های تحصيل کرده و اهل مطالعه از فرهنگ حکومتی، به يک راه حل کهنه و نامناسب متوسل شده است.


سانسور و تصفيه کتاب شايد به دوران پيش از انقلاب ارتباطات در جلوگيری از خلق و مطالعه آثار نامطلوب از منظر حکومت ها، سلاحی کارا و موثر بودند، اما به دورانی که اهل مطالعه، کتاب های دلخواه خود را از مجرای غيرمکتوب و کنترل ناپذير اينترنت دريافت می کنند ، کارايی و کارکرد خود را از دست داده اند.


سانسور مخازن کتابخانه های عمومی در ايران، نه فقط در سی ساله اخير، که حتی به دوران حکومت پهلوی اول و دوم، چندان شديد و پر رنگ بوده و هست که حتی کتابخانه های دانشگاه ها، با ادبيات معاصر ايران بيگانه بوده و در زمينه کتاب های نظری نيز تنها آثار متمايل به مکاتب مجاز به مخازن کتابخانه های عمومی راه داشته و جای اغلب نويسندگان، فلاسفه، متفکران و نظريه پردازان معاصر ايران و جهان در قفسه فعال کتابخانه های عمومی ايران خالی مانده است.

مهم تر از آن، سانسور و تصفيه کتاب، به دورانی که جمهوری اسلامی نه با جلوگيری از خلق و مطالعه آثار، که بيش از آن، با مسئله دشوار گريز لايه های تحصيل کرده و اهل مطالعه از فرهنگ حکومتی رو به رو است، در جذب کتاب خوانان به فرهنگ رسمی حکومتی از هيچ کارايی و کارکردی برخوردار نيستند.


سانسور همه آثار و حذف همه کتاب ها از کتابخانه های عمومی و خصوصی، جلوگيری از چاپ و انتشار همه آثار، اگر ممکن باشد که نيست، حتی يک نفر بر آمار خوانندگان آثار مطلوب حکومت نمی افزايد و هيچ کس را به کتاب ها و فرهنگ مطلوب حکومتی جلب نمی کند.

در کشوری که سانسور انتشار اغلب آثار را ناممکن کرده و بيشتر کتاب های چاپ شده تنها پس از حذف بخش ها و تغيير بخش های ديگر منتشر شده اند، در جامعه ای ۷۰ ميليونی با تيراژ ميانگين ناچيز ۳ تا ۵ هزار نسخه کتاب، در جامعه ای بی بهره از کتابخانه های غنی خصوصی که راهيابی کتاب به کتابخانه های اغلب دولتی آن تنها با گذر از موانعی مستحکم تر از سد سانسور رسمی ممکن است، معلوم نيست که رييس جديد کتابخانه های عمومی کشور و وزير متبوع او قصد تصفيه کدام کتاب ها را دارند، با چه معيارهايی کتاب های منفی و مثبت را تميز می دهند و بيش از همه، تصفيه کتابخانه ها در روی گردانی لايه های تحصيل کرده جامعه ايرانی از فرهنگ حکومتی چه تاثيری دارد؟

فقر و کميت ناچيز کتابخانه های عمومی ايران در مقايسه با جمعيت کشور و استانداردهای بين المللی، نرخ پايين کتاب خوانی و گرايش به مطالعه در ايران و رايج نبودن سنت قرض گرفتن کتاب و مطالعه در کتابخانه، اغلب کارکردهای کتابخانه های عمومی را در ايران، پيش از تصفيه، منتفی کرده است و هم از اين روی برخی کارشناسان، گفته های وزير و رييس کتابخانه های عمومی کشور را در آستانه انتخابات مجلس، نه برنامه ای عملی که شعاری تبليغاتی برای جلب تندروهای فرهنگی تلقی می کنند.


با اين همه تصفيه کتابخانه های عمومی، همچون سانسور کتاب، تلاشی برای قتل فرهنگ، نابودی تنوع فرهنگی و بسط فرهنگ تک صدايی تلقی می شود.


سانسور مخازن کتابخانه های عمومی در ايران، نه فقط در سی ساله اخير، که حتی به دوران حکومت پهلوی اول و دوم، چندان شديد و پر رنگ بوده و هست که حتی کتابخانه های دانشگاه ها، با ادبيات معاصر ايران بيگانه بوده و در زمينه کتاب های نظری نيز تنها آثار متمايل به مکاتب مجاز به مخازن کتابخانه های عمومی راه داشته و جای اغلب نويسندگان، فلاسفه، متفکران و نظريه پردازان معاصر ايران و جهان در قفسه فعال کتابخانه های عمومی ايران خالی مانده است.


قيموميت خود خوانده بر مردمی که نابالغ تلقی می شوند


تصفيه کتابخانه ها، همچون سانسور، نه فقط سرکوب آزادی بيان خالقان آثار، که پاپمال کردن حق خوانندگان نير هست.


در سانسور و تصفيه کتابخانه ها، گروهی که خود را «قيم های همه دان ملت» فرض می کنند، گروهی که از منظر خود حقيقت مطلق را در انحصار داشته و خود را به سرپرستی و قيموميت خوانندگان منصوب کرده اند، تصميم می گيرند که نويسندگان چه بنويسند و خوانندگان، که از ديدگاه آنان به بلوغ فکری نرسيده و توانايی تشخيص نيک از بد را ندارند، چه بخوانند.


اينان با ادعای حفظ سلامت و بهداشت فکری و فرهنگی جامعه، لايه های تحصيل کرده و کتاب خوان ايران را، موجوداتی مستعد پذيرش بيماری فکری و آماده خطای فرهنگی و خود را خطا ناپذير و مصون فرض می کنند.


آمار مراجعه کنندگان به آثار ممنوعه، سانسور شده، تصفيه و پاک سازی شده در اينترنت و سرعت دست به دست شدن کپی های اين آثار در ميان کتاب خوانان ايرانی از هم اکنون نشان می دهد که آثار به گفته مقامات ايرانی منفی نه فقط پس از حکومت، که حتی در زمان حيات و در اوج اختناق نيز زنده اند و از منظر کتاب خوانان ايرانی حذف، تصفيه و پاک سازی نشده اند.

اين تصميم گيران اما يک بار به اين پرسش نينديشيده اند که فرض گرايش و تمايل جامعه به بيماری فرهنگی و فرض مصون بودن آنان در برابر اين بيماری ها از کجا به دست آمده و مشروعيت قيموميت آنان را چه کسی تصويب، تاييد و اهداء کرده است.


از کتاب سوزان هيتلری تا اينترنت


در ميان همه سياه کاری های اقوام مهاجم و حکومت های استبدادی تاريخ کهن «کتاب سوزان» ها چون جنايت های بزرگ در تاريخ ثبت شده اند.


نه فقط اقوام مهاجم دنيای کهن، که پس از تسخير هر شهری در اولين گام کتابخانه های عمومی آن را آتش می زدند يا به اصطبل ستوران خود بدل می کردند، که ديکتاتوری های مدرنی چون حکومت هتيلر و استالين نيز در نخستين گام ها برای تحکيم قدرت خود و تحميل فرهنگ تک صدايی، کتاب را هدف گرفته و همراه با اعمال سانسور، کتابخانه ها را تصفيه و پاک سازی می کردند.


به هنگامی که هيتلر، در اوايل فرمانروايی خود، فرمان جمع آوری و سوزاندن «کتاب های منفی و منحط» را صادر کرد، در مرکز آلمان جشنی برپا شد و عوامل حکومت نازی در يک عمل نمادين، نمونه هايی از آثار مندرج در فهرست ممنوعه هيتلر را در ميدانی در برلين آتش زدند.


در مراسم گسترده ای که هر سال به يادبود کتاب سوزان هيتلر در آلمان کنونی برگزار می شود، بخش هايی از آثار ممنوعه، سوخته، تصفيه و پاک سازی شده در مدارس، دانشگاه ها، مجامع و رسانه ها خوانده می شوند. هيتلر مرده است و کتاب ها زنده اند.


جمهوری اسلامی اما برای ديدن چنين روزی لازم نيست تا دوران پس از خود منتظر بماند.


آمار مراجعه کنندگان به آثار ممنوعه، سانسور شده، تصفيه و پاک سازی شده در اينترنت و سرعت دست به دست شدن کپی های اين آثار در ميان کتاب خوانان ايرانی از هم اکنون نشان می دهد که آثار به گفته مقامات ايرانی منفی نه فقط پس از حکومت، که حتی در زمان حيات و در اوج اختناق نيز زنده اند و از منظر کتاب خوانان ايرانی حذف، تصفيه و پاک سازی نشده اند.


XS
SM
MD
LG