لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۵۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مخفی کاری در اطلاع رسانی؛ آيا گريز از شفافيت ممکن است؟


اوایل هفته جاری اعلام شد که علی لاریجانی از سمت خود استعفاء داده است.

اوایل هفته جاری اعلام شد که علی لاریجانی از سمت خود استعفاء داده است.

دلایل، زمینه ها و روند عزل و نصب های اخیر در ایران، از جمله عزل و نصب چند وزیر، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس هیات مذاکره کننده ایران در پرونده هسته ای به شیوه جاری در جمهوری اسلامی در هاله ای از ابهام ماند و با بستن راه بر تحلیل های کارشناسی، راه را بر رواج خبرها و نظرهای غیر رسمی، گمانه زنی و شایعه های گوناگون هموار کرد.


شیوه جاری جمهوری اسلامی در عزل و نصب مقامات کلیدی نظامی، امنیتی سیاسی و حتا گاه اقتصادی، که اغلب در قالب «استعفاء به دلایل شخصی» یا «انتقال» به سمت های کم اهمیت تر مشورتی اعلام می شوند، و در چرخش های مهم در سیاست گذاری های اساسی، که باز هم اغلب ادامه سیاست های درست قبلی وانمود می شوند، بر تلفیقی ناگزیر و ناخواسته از دو الگو، الگوی بسته حکومت های استبدادی دوران جنگ سرد و الگوی شفاف تر دوران معاصر، استوار است.



جمهوری اسلامی نه فقط به دلیل استلزامات دوران معاصر که به دلیل ساختار خود نیز توانايی و امکان ادامه شیوه سنتی دوران جنگ سرد را از دست داده یا از همان آغاز نداشته است.

الگوی سرد گذشته


در حکومت های استبدادی دوران جنگ سرد، حکومت و دولت نهادی همگن و یکپارچه وانمود می شد که اختلافات نهادها، جناح ها و شخصیت های قدرتمند آن، جز در مواردی که شدت بحران راه را بر کارايی الگوی مسلط می بست و کار به درگیری علنی می کشید، در حد اختلاف سلیقه، اختلاف در تاکتیک های اجرايی و در موارد بحرانی «نفوذ عناصر ناباب منحرف ضد انقلابی یا ضد ملی» وانمود می شد.


در این حکومت ها همه جناح ها، گرایش ها و دولتمردان پرقدرت در برابر «دشمن» واحدی متحد و یکپارچه تصویر می شدند که چون کارگزارانی وفادار، در دولتی باز هم متحد و یکدست، «تحت رهبری داهیانه رهبری خردمند و بزرگ» راه پر شکوه ملت را به سوی «آینده طلايی» هموار می کردند.



حکومت های استبدادی دوران جنگ سرد، گرچه عرصه نبرد تنش هايی بودند که به دلیل مخفیانه ماندن شدت و عمق بیشتری می گرفت، اما نمایش اتحاد همه جانبه و گسست ناپذیر همه جناح ها و شخصیت های مهم حکومتی، که نه در عرصه های ادعا شده که تنها در برابر مردم و منتقدان جدی واقعیت داشت، می کوشید تا تضادها و تنش های واقعی درون حکومتی را از چشم مردم، رسانه ها و دشمن واقعی یا فرضی پنهان کند.


در حکومت های استبدادی دوران جنگ سرد، شاهان، روسای جمهوری مادام العمر یا ژنرال هايی که در کودتاهای شبانه خود را به سمت منجی مام وطن منصوب می کردند، محور اتحاد وانمود می شدند و در حکومت های توتالیتر، مکتبی و ایدئولوژیک آموزگاران خردمند، رهبران معظم، ستون خیمه وطن و دلیل وجودی و غايی مام میهن یا ام القرای مکتب بودند.


در حکومت های استبدادی دوران جنگ سرد، مردم و رسانه ها غریبه بوده و به پشت پرده سیاست راه نداشتند.


رهبران و قدرتمندان جناح های حکومتی، سرنوشت مردم و میهن را، جز در هنگامه ای که بحران شدت می گرفت و تضادها به ناچار به عرصه عمومی راه می یافت، در محافل در بسته، بر بستر صف بندی و جنگ قدرت جناح ها و شخصیت ها حل و فصل می کردند.



گاه که جنگ قدرت و نبرد منظرها و عقاید گوناگون به زیان جناح یا شخصیت های مهمی منجر می شد یا استلزامات زمانه و مصلحت حفظ قدرت، سمت گیری های تازه ای را در سیاست های استراتژیک گذشته تحمیل می کرد، دلایل، زمینه ها و روند تصمیمات تازه را از مردم و رسانه ها مخفی می کردند.


شکست خوردگان در جنگ قدرت یا نبرد عقاید به دلایل شخصی استعفاء می کردند و سیاست های جدید، چون تداوم سیاست های درست گذشته، به تدریج اجرا و اعلام می شدند.


در موقعیت هايی که بحران و تضادهای درون حکومتی شدت می گرفت و کار به درگیری های آشکار می کشید، شکست خوردگان به جای استعفاء یا پذیرش مشاغل کم اهمیت مشورتی، «خطاکار، خائن، منحرف و ضد انقلابی» خطاب و زندانی و گاه اعدام می شدند و بخشی از دلایل اختلاف، البته به روایت جناح پیروز، به میان مردم و رسانه ها راه می یافت.


سیاست شفاف تر حال


دوران پس از جنگ سرد، دورانی که عصر جهانی شدن، عصر انقلاب ارتباطات و اطلاعات و... لقب گرفته است «شفافیت بیشتر در سیاست» را به یکی از شاخصه های خود بدل کرده است.



امکاناتی که انقلاب ارتباطات در دسترس رسانه ها و مردم قرار داده است، علاقه مندی فزاینده مردم به آگاهی بر سرنوشت خود، کم رنگ شدن مرزهای ملی، قومی، فرهنگی و مذهبی، روند رو به رشد ارتباط و تاثیر پذیری مردم جهان از یکدیگر، سنگین تر شدن وزنه افکار عمومی در عرصه سیاست، و... راه را بر کارايی شیوه های سنتی بست، بسیاری از ارزش ها را دگرگون کرد و سیاست، به رغم مستبدان مخفی کار، شفاف تر شد.


حکومت های استبدادی دوران ما، از مکتبی تا خلقی، می کوشند تا به شیوه سنتی دلایل، زمینه ها و روند واقعی عزل و نصب ها و دگرگونی مهم در سیاست های نظامی و امنیتی خود را از چشم رسانه ها و مردم پنهان کنند، هنوز از کلمات سنتی و تکراری چون «استعفا به دلایل شخصی» درعزل و نصب ها بهره می گیرند، اما با سد بزرگی مواجهند که کارايی شیوه های سنتی دوران جنگ سرد را ناممکن کرده است.



دوران پس از جنگ سرد، دورانی که عصر جهانی شدن، عصر انقلاب ارتباطات و اطلاعات و... لقب گرفته است «شفافیت بیشتر در سیاست» را به یکی از شاخصه های خود بدل کرده است.

به دوران ما، تنها چند ساعت پس از «استعفای شخصی» یک مقام بلند پایه، بسیاری از دلایل پوشیده شده در اطلاعیه های رسمی، با واسطه تفسیرهای کارشناسی، اظهار نظرهای رسمی و غیر رسمی و شایعات، آشکار شده و به سرعت به گوش مردم می رسد.


راه بسته مخفی کاری


جمهوری اسلامی اما نه فقط به دلیل استلزامات دوران معاصر که به دلیل ساختار خود نیز توانايی و امکان ادامه شیوه سنتی دوران جنگ سرد را از دست داده یا از همان آغاز نداشته است.


نظامی مکتبی که حتی جنگ جناح های حکومتی را به یاری مردم و با بسیج مردمی حل و فصل می کند، نظامی که بسیار از مقامات مهم آن، از جمله ريیس جمهوری و نمایندگان مجلس، در انتخاباتی هر چند محدود در قالب تنگ شورای نگهبان، اما با حضور و با رای مردم برگزیده می شوند، و مهم تر از این همه، نظامی که در سه دهه گذشته با بحران های مزمن و دائمی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دست به گریبان بوده و در بحران «مدیریت» شده است، نه فقط به دلیل استلزامات عصر جهانی شدن و انقلاب ارتباطات که به علاوه به دلیل ساختار ماهوی خود و به دلیل زیستن در بحران مدام از تحقق شیوه های دوران جنگ سرد عاجز است و به ناچار به تلقیفی از دو الگوی بسته گذشته و الگوی بیش تر شفاف معاصر تن داده است.



در چنین موقعیتی و بر بستر تلفیق دو الگوی متضاد و در مواردی چون پرونده انرژی اتمی، که با غرور ملی، ناسیونالیزم ایرانی و گاه با سایه وحشت انگیز تحریم و جنگ نیز همراه است، حساسیت رسانه های جهانی و ایرانی و مردم ایران چندان بالا است که مخفی کاری دوران جنگ سرد در همان ساعات اولیه ذوب می شود.



برخورد دولتمردان، کارشناسان و رسانه های ایرانی و غیر ایرانی با استعفای آقای لاریجانی نمونه ای گویا از این پدیده به دست داد.



در این میان، اصرار جمهوری اسلامی بر ادامه روش های دوران جنگ سرد جز بی اعتباری بیشتر منابع خبری رسمی و دولتی چه نتیجه ای به بار می آورد؟


XS
SM
MD
LG