لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۵:۵۱ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

کارنامه دو ساله احمدی نژاد؛ هنر در قاب ارشاد


یکی از آثار «آرزوها و رویاها»، نمایشگاه آثار هنرمندان ایرانی در واشینگتن

یکی از آثار «آرزوها و رویاها»، نمایشگاه آثار هنرمندان ایرانی در واشینگتن

دو سال پيش در روزهايی چون امروز، تعداد هنرمندان و نويسندگانی که در گرماگرم مبارزات انتخاباتی، به جبهه مخالف با آقای احمدی نژاد می پيوستند هر لحظه بيشتر می شد؛ تا آنجا که برخی نويسندگان، سينماگران و موزيسين ها، بعد از بيش از دو دهه سکوت در عرصه سياست ايران، به ميدان آمدند و عليه آقای احمدی نژاد بيانيه امضا کردند.


سابقه آقای احمدی نژاد در شهردای تهران و به ويژه افول گسترده فعاليت های فرهنگی اين نهاد عمومی، منشا اصلی نگرانی از به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد توصيف می شد.


اکنون بعد از گذشت دو سال از روزهای پرالتهاب انتخابات، کارنامه آقای احمدی نژاد – به ويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - در زمينه فعاليت های فرهنگی و نشر آثار هنری بر روی ميز است.


وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اين مدت توسط حسين صفار هرندی، سردبير سابق روزنامه تندروی کيهان اداره شده و حال سوال اين است: نمره دولت محمود احمدی نژاد در عرصه مسايل فرهنگی چند است؟


بازار خبرساز نشر


يکی از خبرسازترين عرصه های عملکرد دولت آقای احمدی نژاد در زمينه مسايل فرهنگی، حوزه نشر کتاب بود.


شايد بتوان آخرين دوره نمايشگاه کتاب در بهار سال ۸۶ را نقطه اوج رويارويی دولت و ناشران مستقل کتاب دانست که در اقدامی کم سابقه اعلام کردند نمايشگاه کتاب را تحريم می کنند.


ابراهيم نبوی، طنزنويسی که از ابتدای حضور آقای احمدی نژاد در رده های بالای سياست ايران منتقد او بوده، درباره وضعيت امروز بازار نشر معتقد است که دولت آقای احمدی نژاد، شرايط را به وضعيتی تبديل کرده که پيش از دوره هشت ساله اصلاح طلبان در ايران حاکم بوده است.



او برای تشريح آنچه «بحران نشر» توصيف می کند، به سخت گيری برای صدور مجوزهای نشر يا باطل شدن مجوزهای قديمی اشاره می کند.


شايد اشاره آقای نبوی به کتاب های خود او باشند که در دو سال اخير، فرصت انتشار در ايران را از دست داده اند، اما عباس معروفی، نويسنده سرشناس ايرانی در برلين، کماکان کتاب هايش در ايران چاپ می شوند. او به رغم اين موضوع، با واژه هايی تندتر از ابراهیم نبوی از وزارت ارشاد انتقاد می کند.


آقای معروفی می گويد: «تا اينجايی که من شاهدم و در تماس مداوم با ايران هستم – چون من هم می نويسم و هم در برلين کتاب می فروشم – فکر می کنم که در هيچ دوره ای وضع نشر تا اين حد بد نبوده، يعنی مبنا را گذاشته اند بر ورشکست کردن ناشران حرفه ای و خوب، و فضايی پديد آورده اند برای کسانی که ناشر واقعی نيستند، بلکه آمده اند تا با چاپ آثاری از مزايايی مثل کاغذ سوبسيد دار استفاده کنند.»


اختلاف نظر در ميان ناشران


همان گونه که عباس معروفی برخی ناشران را به سوء استفاده از وضع موجود برای کسب درآمد بيشتر متهم می کند، ناشرانی نيز هستند که همکاران ناراضی خود را به «بلد نبودن قواعد کار نشر در ايران» متهم می کنند.


صادق سميعی، مدير نشر کتابسرا در تهران از اين دسته ناشران است. او در ابتدا از يک خصوصيت به گفته او «تاريخی و اخلاقی» ايرانی ها سخن می گويد که بنا به آن، شخصی ديگران را مقصر اشتباهات خود معرفی می کند.


آقای سميعی در پاسخ به انتقادهای گسترده ناشران از عملکرد وزارت ارشاد می گويد: «متاسفانه برخی همکاران هر زمانی که نتوانند کتاب خوب و مترجم خوب پيدا بکنند، تقصير را به گردن وزارت ارشاد می


صادق سمیعی، مدیر کتابسرا می گوید که وضع ارشاد تغییر چندانی نکرده است.

اندازند. اين کار درست نيست. وزارت ارشاد در ۲۷ سال گذشته قوانين خاص خودش را داشته و دارد. اين قوانين گاهی کمرنگ و پررنگ می شوند اما هيچ گاه تغيير نمی کنند.»


اما عباس معروفی در پاسخ به نظر اين ناشر تهرانی و در دفاع از ناشران منتقد يادآوری می کند که مجوز نشر کتاب های بسياری از ناشران، بعد از چندين بار چاپ و گاه موفقيت در بازار کتاب، توسط وزارت ارشاد در دو سال اخير باطل شده اند.


ابراهيم نبوی، روزنامه نگار ساکن بروکسل نيز با شنيدن نظرات آقای سميعی به تجربه شخصی خود اشاره می کند و می گويد: «اين ديدگاه ايشان است و من هم سعی می کنم به اين ديدگاه احترام بگذارم. اما آنچه که می دانم حداقل بر اساس تجربه شخصی من، هيچ کدام از چهل و اندی کتاب من در دوره آقای احمدی نژاد منتشر نشده، در حالی که اين کتاب ها قبلا چاپ می شد و در حال حاضر حتی کتابی مثل ديوار گروه پينک فلويد که هيچ ربطی به هم سياست ندارد، تا پارسال چاپ می شد و حالا ديگر اجازه نمی دهند که منتشر شود.»


برخورد دوگانه و مجوزهای رويايی


اما به رغم اين اظهارنظرها کماکان قضاوت درباره عملکرد وزارت ارشاد در دوره آقای احمدی نژاد، دست کم برای صدور مجوزها، آسان نيست، چرا که برخی هنرمندان مستقل می گويند که در کنار تمامی سخت گيريها و در دو سال اخير، آثاری منتشر شده اند که شايد حتی در دوره های طلايی وزارت ارشاد نيز فرصت انتشار نمی يافتند.


ايرج کريمی، کارگردان آثاری چون يک تار مو، باغ های کندلوس و اخيرا نسل جادويی، عميقا معتقد است که آنچه «سانسور آثار هنری» در ايران خوانده می شود، حد و مرز روشن و مشخصی ندارد.


او می گويد: «اتفاقا جنبه بد و سخت قضيه اين است که شما به عنوان خالق و توليد کننده اثر هنری با ضوابط روشن و مشخص رو به رو نيستيد. من خودم شاهد بودم که يک کتاب در حوزه کودک و نوجوان با مميزی بسيار سخت گيرانه ای رو به رو شد و ارشاد خواسته بود که تصوير يک کودک هلندی که سگی را در آغوش گرفته به دليل حکم شرعی اسلام درباره سگ از کتاب حذف شود. همان روز دوست ناشر من که با


اين مشکل رو به رو شده بود، کتاب ديگری را باز در حوزه کودک و نوجوان به من نشان داد که در آن صحنه های بی پرده جنسی وجود داشت!»


اين دوگانگی در برخورد با آثار فرهنگی که به گفته آقای کريمی «سردرگم کننده» است در نگاه بسياری صاحب نظران، بيش از هر چيز موجب می شود تا گروه بزرگی از هنرمندان، به انفعال کشيده شوند چرا که نمی دانند چه زمانی تيغ سانسور آنها را از انتشار آثارشان باز خواهد داشت.


صادق سميعی، ناشری که معتقد است وضعيت دو سال اخير، تفاوت چندانی با گذشته ندارد، در پاسخ به انتقادی که ايرج کريمی مطرح کرده، می گويد: «اين به سليقه های مميزهای مختلف بستگی دارد. من مصاحبه آقای کريمی را نشنيدم ولی نمی گويم که ايشان اشتباه می گويد. اتفاقا اين همان موضوعی است که گفتم قوانين پررنگ و کمرنگ می شوند، اما تغيير نمی کنند. اجرای اين قوانين هم به سليقه مميزها بستگی دارد.»


«بحران، عميق است»


اما دلايل اصلی اين برخوردهای دوگانه چيست و آيا به راستی برخی هنرمندان به آسانی قربانی خواسته يا تاويل شخصی ديگر از ضوابطی مشخص می شود؟


عباس معروفی، روشنفکری است که معتقد است مبنای دوگانگی هايی از اين دست، تضادی عميق و ريشه


عباس معروفی، روشنفکری است که معتقد است مبنای دوگانگی هايی از اين دست، تضادی عميق و ريشه ای است که در زيربنای نظام سياسی حاکم بر ايران، يعنی جمهوری اسلامی ديده می شود.

ای است که در زيربنای نظام سياسی حاکم بر ايران، يعنی جمهوری اسلامی ديده می شود. او می گويد: «موضوع برخوردهای دوگانه در جمهوری اسلامی، موضوعی است که در فلسفه وجودی اين نظام ريشه دارد. نظام جمهوری اسلامی تفاوتی اساسی با فاشيسم دارد، فاشيست ها بسيار آرمانگرا بودند و از صدر تا ذيل فاشيست و آرمان خواه بودند، اما ما اين موضوع را در جمهوری اسلامی نمی بينيم. اتفاقا مشکل نظام جمهوری اسلامی هم همين است، تعريف های متعددی از دين، آزادی و قانون وجود دارد و کلا تعريف های بسياری از پديده های گوناگون در اين نظام ديده می شود.»


و شايد چه بسا نويسنده ای چون ابراهيم نبوی که به گفته خودش فرصت انتشار چهل و اندی اثر خود را در دوره آقای احمدی نژاد از دست داده نيز قربانی سليقه يکی از کارمندان وزارت ارشاد در اداره نشر کتاب شده است.


اما خود آقای نبوی نظر ديگری دارد و از «بحرانی» عميق تر سخن می گويد. او می گويد: « خير، به اين خاطر که اين فقط تجربه من نيست، بلکه بحرانی است که وزارت ارشاد با آن دست به گريبان است و رسما هم آن را اعلام کرده. نشانه اين بحران هم نمايشگاه کتاب که با تحريم گسترده ناشرينی که هميشه در نمايشگاه بسيار فعال بودند مثل نشر نی، مواجه شد. و گرنه چه مرضی دارند اين ناشران که در نمايشگاه حاضر نشوند؟ به نظر شما چطور ممکن است که وضع نشر تغيير نکرده باشد، اما نمايشگاه کتاب با چنين افتضاحی برگزار شود؟»


انتقاد تکراری: تبعيض در حمايت


اما موضوع سخت گيری در صدور مجوز نشر آثار فرهنگی – هنری، گوشه ای از عملکرد وزرات ارشاد است که با انتقاد اهل فن رو به رو شده است.


ايرج کريمی، فيلسماز، معتقد است که اتفاق به گفته او «ناگوار»، تلاش دستگاه حاکم برای جهت دادن به توليدات فرهنگی از راه حمايت های دولتی است. او می گويد: «عملا سانسور گاهی به شکلی ديگر عمل می


ايرج کريمی، فيلسماز، معتقد است که اتفاق به گفته او «ناگوار»، تلاش دستگاه حاکم برای جهت دادن به توليدات فرهنگی از راه حمايت های دولتی است.

کند. به اين معنا که دولت در مرحله توليد، نويسندگان، کارگردانان و تهيه کنندگان آثار سينمايی را سوق می دهند به سوی موضوعاتی که دولت مشتاق است درباره آنها آثاری توليد شوند.»


آقای کريمی در تشريح جزئيات تحليل خود به افزايش قابل توجه توليدات سينمايی با مضون جنگ هشت ساله ايران و عراق اشاره می کند و می افزايد: «در اين شکل با سياست های تشويق و ارعاب، به خط توليد سمت و سو می دهند و همين موضوع به نظر من نوعی اعمال مميزی است.»


اما صادق سميعی، ناشری که انتقادی جدی را متوجه عملکرد دولت آقای احمدی نژاد در زمينه مسايل فرهنگی نمی داند، در اين زمينه نيز معتقد است که چنين اتفاقی رخ نداد و دست کم سليقه، نظر و خواسته محمود احمدی نژاد و اطرافيانش در بازار نشر اعمال نشده است.


آقای سميعی می گويد: «من اصلا نمی دانم که سليقه آقای احمدی نژاد در حوزه نشر چيست و تصور نمی کنم که سلايق ايشان در اين حوزه اعمال شده باشد. من فکر نمی کنم که اصلا اين حرف درست باشد.»


اما اعمال نظر و تبعيض در حمايت های دولت از آثار هنری، انتقاد تازه ای نيست، در دوره قدرت اصلاح طلبان و حتی در روزهايی که عطاءالله مهاجرانی سمت وزارت ارشاد را به عهده داشت و از آن به عنوان يکی از پرفروغ ترين دوره های وزارت ارشاد ياد می شود نيز، هنرمندانی بودند که می گفتند دولت تلاش می کند با حمايت های خود به توليدات هنری خط بدهد.


ابراهيم نبوی که می توان او را از حاميان عملکرد دولتمردان اصلاح طلب ناميد، در اين زمينه می گويد: « ببينيد! در زمان آقای خاتمی حمايت وزارت ارشاد جهت دار نبود. مثلا اعلام می کرد که من از هر کتابی ۵۰۰ نسخه می خرم برای کتابخانه های عمومی کشور، ديگر فرقی نمی کرد که کتاب شما درباره تاريخ فقه شيعه بود يا سفرنامه به آمازون، آن ۵۰۰ نسخه را دولت می خريد. الآن ولی عملکرد کاملا سليقه ای شده است.»


دستاورد تاريخی، ضربه تاريخی


چنانکه برخی موزيسين ها و ناشران آثار موسيقايی می گويند، در اين حوزه نيز شرايط شبيه به ديگر حوزه


محمد علی دادخواه، حقوقدان، احمدی نژاد را در آبگیری سد سیوند مقصر می داند.

ها است؛ دو گانگی نسبی، عدم پاسخگويی در قبال سانسور آثار و نبود ضوابط روشن برای صدور مجوزها، هنرمندان اين عرصه را نيز آزار می دهد.


اما همين دولت در دو سال فعاليت خود دستآوردهايی نز داشته؛ دستآوردهايی که برخی از آنان، در زمان قدرت اصلاح طلبان چون طلسمی فرهيختگان را می آزرد. به عنوان مثال، سازمان ميراث فرهنگی در دوره آقای احمدی نژاد موفق شد ساخت يک برج تجاری را که گفته می شد به نمای معماری سنتی شهر اصفهان آسيب می زد، متوقف کند.


محمد علی دادخواه، حقوقدانی که از نزديک در بسياری از پرونده های مربوط به حفاظت از ميراث فرهنگی مشارکت داشته، نقاط مثبت و منفی کارنامه دولت آقای احمدی نژاد در اين زمينه را بر می شمرد: «در خصوص برج جهان نما و با دخالت يونسکو، ساخت اين برج متوقف شد. در خصوص مترويی که از زير چهارباغ می گذشت هم دولت موفق شد که ساخت آن را متوقف کند تا به اين ميدان آسيب نرسد. اما در خصوص پاسارگاد و بيستون که پتروشيمی بی توجهی به ميراث فرهنگی را به اوج رساند، کسی در دولت احساس مسئوليت نکرد. در پرونده خانه مشيرالدوله پيرنيا در خيابان لاله زار، احساس مسئوليت نکردند.»


و ضمن اينکه آبگيری سد سيوند، جنجالی ترين پرونده حفاظت از ميراث فرهنگی در همين دو سال آغاز شد. آقای دادخواه درباره آبگيری اين سد که به گفته برخی کارشناسان، موجب زير آب رفتن بخشی از ميراث فرهنگی ايرانيان شد، شخص محمود احمدی نژاد را به عنوان مقصر اصلی معرفی می کند.


اين وکيل دادگستری می گويد: «قاعدتا تکليف رييس جمهوری بود به عنوان کسی که مجری قانون اساسی است و در قانون اساسی رد خصوص حفاظت از ميراث فرهنگی پای فشاری شده، در اين خصوص احساس تکليف بيشتری می کردند، نه اينکه تحت تاثير جوی که برخی درست کردند، در آبگيری سد تسريع به عمل بياورند که آثار مخرب جبران ناپذيری خواهد داشت.»


از رياست جمهوری محمود احمدی نژاد دو سال گذشت و او دو سال فرصت دارد که در قدرت، بر خواسته ها، برنامه ها و نظرات خود و همفکرانش پافشاری کند؛ آرايی که اجرای آنها به گفته برخی چون محمد علی دادخواه اثرات جبران ناپذير خواهند داشت و برخی ديگر، چه بسا با حاکم شدن انديشه هايی متقاوت بر نظام سياسی ايران، به سرعت فراموش شوند.


در همین زمینه

XS
SM
MD
LG