لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۵۸ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶

راز مگو: «زنای با محارم»


چشمان مردی که دخترش را به مدت 24 سال در زیرزمین خانه اش در اتریش زندانی کرده بود و به او تجاوز می کرد.

چشمان مردی که دخترش را به مدت 24 سال در زیرزمین خانه اش در اتریش زندانی کرده بود و به او تجاوز می کرد.

بيست و چهار سال زندانی در زيرزمين خانه و در تمام اين مدت تحت تجاوز جنسی! احتمالا در خبرها خوانده اید که مردی اتريشی دختر خود را بيش از دودهه در خانه زندانی کرده بود و به او تجاوز می کرد.


در نتيجه رابطه اجباری پدر با دختر هفت کودک نيز به دنيا آمده اند.


ولی تجاوز به خويشاوندان خونی تنها به کشور اتريش و اروپا و غرب محدود نمی شود، بلکه به گفته کارشناسان در ايران هم وجود دارد.


دکتر حميدرضا شيرمحمدی، پزشک عمومی ساکن کرج که در زمينه مسائل جنسی به پژوهش و درمان مشغول است به سئوالات راديو فردا در اين زمينه پاسخ داده است:


راديو فردا: خبر مربوط به اين پدر و دختر در اتريش را شنيديد. آيا مسئله ارتباط جنسی پدر با دختر، در ايران هم وجود دارد؟


حميدرضا شيری: متاسفانه بله. جواب شما مثبت است.


در ايران درچه سطحی هست؟


اين موضوع را ما تحت عنوان «زنای با محارم» و رابطه با نزديکان هميشه از آن صحبت می شود کرد که به انگليسی کلمه معادل آن «Incest» است که به هرحال بررسی های مختصری در اين زمينه انجام شده . البته در ايران آماری نداريم.


ولی آمار عمومی که در سطح جهان از طرف يکی دو مرکز که آمار داده اند در اين زمينه تخمين زده می شود، اين است که چيزی حدود ده درصد از خانم ها در سطح جامعه، در مقطعی از زمان، در کودکی دچار اين مشکل شده اند، يعنی سؤ استفاده جنسی توسط يکی از نزديکان آنها.


يعنی می تواند هم پدر باشد، برادر باشد؟


معمولا نزديکان پدر، برادر و يا يکی از نزديکان فاميلی مانند دائی يا يکی از همسايه ها يا دوستان برادرهستند، يکی از اين افراد يا عمو، عموزاده ،آن کسانی که نزديک هستند، در خانواده رفت و آمد می کنند و رفت و آمد آنها معمولا با سؤظن همراه نيست . به اين ميگوئيم «Incest» [رابطه جنسی با بستگان]

وقتی که اين ها بزرگ ميشوند با عوارض جسمی و روحی و جنسی قابل توجهی همراه است .


معمولا عوارض جسمی که اين ها زياد دچارمی شوند، علائم مختلفی مانند سردرد، تنش های عضلانی، درد در نواحی مختلف بد ، حتی ممکن است به صورت اشکالات روده ای مثل اسهال و يبوست متناوب و موارد ديگر هست.


آمار نشان می دهد که اين افراد نسبت به جمعيت عادی خيلی بيشتر به خاطر اين علائم جسمی به پزشک مراجعه می کنند که حدس زده می شود اين ها به خاطرعوارض همان سواستفاده قبلی است. در واقع عوارض جسمی ناشی از، آن ناراحتی روحی بدنبال، سؤاستفاده ها است.


تابو بودن اين مسئله و ترديد در مطرح کردن آن، چه اثری بر روی کار پزشک هائی دارد که اين دخترها به آنها رجوع می کنند؟


يکی از مشکلاتی که جامعه پزشکی الان با آن روبرو است اين ا ست که وقتی اين مراجعين می آيند به هيچ وجه راجع به مسائل جنسی آنها صحبت نمی شود.


تقريبا اصلا پيش نمی آيد که اين موضوع سواستفاده جنسی در کودکی از مراجعين به صورت اختصاصی سئوال بشود و راجع به آن صحبت شود.

اگر کسی هم باشد که به اين قضيه اشراف داشته باشد و سئوال کند کمی مشکل اعتماد می کنند و به دلائل مختلف راجع به اين مسائل در گذشته خود صحبت ميکنند.


چه شرايطی باعث می شود که يکی از «محارم» يا پدر، برادر و اينها به چنين کاری دست بزنند؟


اين را بيشتر تاکيد کنم که اگر ما اين آمار ده درصدی را در جمعيت ايران و تخمين را بخواهيم بپذيريم و قبول کنيم، اگر فرض کنيم حدود هفتاد ميليون جمعيت ايران است و نيمی از اينها خانمها هستند، چيزی بايد حدود سه تا سه ونيم ميليون نفر از جمعيت امروزی ما در کشور ايران، به مسئله سؤاستفاده جنسی مبتلا شده باشند، يعنی تجربه آن را داشته باشند.


می خواستم از وسعت اين قضيه يک ديد اوليه داشته باشيم.


در کشورهای ديگر هم هست در ايران هم هست که طبيعتا خيلی کم، مانند همه جاهای ديگر، بروز پيدا ميکند.

در مورد اينکه چطور می شود که چنين اتفاقی ميفتد؟ همانطور که می دانيم در اکثر جوامع رابطه جنسی با نزديکان تابو و حرام و ممنوع است، ولی به دلائل مختلفی اين اتفاق ممکن است روی بدهد، مانند اينکه خود فردی که اين کار را می کند دارای مشکل خاصی باشد، مثلا يک نوع شرارتهای خاصی داشته باشد يا اختلالات شخصيتی داشته باشد يا به دلائلی دسترسی به رابطه جنسی تاييد شده نداشته باشد.


مثلا برادری باشد که نمی تواند برود با خانم ديگری رابطه مناسب جنسی و عاطفی خوب برقرار کند ، می آيد سراغ خواهر خود.


اشاره به اين کرديد که محدوديت در روابط جنسی متعارف يکی از علل بروز اينگونه روابط جنسی است. آيا می شود نتيجه گرفت که آمار زنای محارم در کشورهای اسلامی بيشتر است؟ يا لزوما اينطور نيست؟


متاسفانه ما آماری نداريم و چون آمار نداريم نمی توانم اظهار نظر قطعی در اين زمينه انجام بدهم.

ولی گمان براين هست که يکی از دلائلی که ما می رويم به سمت افرادی که در دسترس ولی ممنوع هستند، اين است که به دلائل مختلف، يعنی نداشتن توانائی های فردی کافی برای برقراری رابطه عاطفی جنسی مناسب و مورد تاييد ، منجر به اين می شود که بيآييم به سمت چيزهائی که ممنوع ولی در دسترس است.


به دلائل مختلف، مسائل فرهنگی، خود اين فرد ممکن است مشکل داشته باشد.


صرفا هم نمی توانيم ممنوعيت به طور کامل بگوئيم. در همين ممنوعيت هم افرادی داريم می روند با دخترهای ديگر رابطه تاييد شده تری را نسبت به اين قضيه برقرار می کنند، به خواهر خود نظر ندارند.


پس اين افراد خود دچار يکنوع احتمالا ناتوانی های روحی و مهارتی هستند که حالا بجای اينکه بروند آن رابطه مورد تاييدتر را برقرار کنند می آيند با افراد «محرم» خود، مثلا با خواهری که پانزده سال از خودش کوچکتر است رابطه جنسی برقرار می کند.


می شود توضيح بدهيد و يا مثالی بزنيد راجع به يکی از اين مواردی بين بيمارانتان و يا افرادی که به شما مراجعه کرده اند؟


يکی از اولين مواردی که با من تماس داشتند و صحبت کردند يک دختر خانم بيست و دو يا سه ساله ای بودند. ايشان تلفنی صحبت کردند يکی دوبار زنگ زدند و تلفنی مشکل خودرا گفتند. ايشان پدری داشتند که پدر خونی ايشان هم بود، طبق آنچيزی که می گفتند از سن پنج سالگی تا دوازده سالگی با ايشان رابطه داشتند، يعنی به دختر خود از لحاظ جنيتال نزديک می شدند [تجاوز می کردند] حالا ممکن است دخول انجام ندهند، لااقل ايشان به صراحت نمی گفتند که اين کار انجام می شده.


در خانه مادرشان هم بودند و حتی چند بار هم در لفافه اين مسئله را بيان می کردند و می خواستند گوشزد کنند ولی مادرشان نمی پذيرفتند ، يعنی اصلا باور نمی کنند .


مواردی داشتيم، مثلا دخترخانمی بود که راجع به سؤاستفاده برادرش به مادرش می گفته، معمولا پذيرش برای آنها سخت است و يکی از دلائلی که اين موضوع طول می کشد اين است که خانواده شنونده اين حرف نيستند، نه ميشنوند و نه می پذيرند.


بله تا حدود دوازده يا سيزده سالگی با ايشان رابطه داشتند تا بالاخره به سنی می رسند که به مادرشان می گويند و بالاخره هم مادر اين قضيه را می پذيرد و هم خودش توانائی پس زدن پدر را پيدا می کند. ايشان به هرحال جزء مواردی بودند که جرات نداشتند با پدرشان در يک خانه تنها بمانند، حتما بايد کس ديگری هم حضور داشته باشد و حتما اگر در خانه تنها بودند هميشه در اتاق را قفل می کردند.


XS
SM
MD
LG