لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۱۹ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

جامعه جهانی و برنامه هسته ای ایران، داستان تکراری یا روایتی نو؟


سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد ایران، به همراه خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپادر ژنو

سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد ایران، به همراه خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپادر ژنو

پیرو نشست کشورهای عضو ١+٥ در ژنو، محمد البرادعی، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، برای گفتگو درباره وعده ایران به دادن اجازه بازرسی تاسیسات هسته ای جدیدی که در قم احداث شده و به طور کلی برنامه هسته ای ایران به ایران سفر کرد.

نکته ای که بیش از هر چیز نظر آگاهان سیاسی را جلب کرد حضور همزمان سعید جلیلی و ویلیام برنز، نمایندگان ایران و آمریکا، بود در حاشیه این نشست. و همه اینها در زمانی است که کشمکش اصلاح طلبان و رای دهندگان معترض به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری از یک سو و دولت دهم از سوی دیگر همچنان ادامه دارد و بر بحث ها درباره احتمال چرخش سیاست تهران و واشینگتن و وضعیت پرونده هسته ای ایران سایه انداخته است.

بررسی رویدادهای روزهای گذشته در ارتباط با مناسبات بین المللی ایران را با میهمانان برنامه این هفته دیدگاه ها در میان گذاشتیم: با منصور فرهنگ، استاد علوم سیاسی دانشگاه بنینگتون در ورمونت آمریکا، ایرج گرگین، روزنامه نگار و فعال فرهنگی در واشینگتن و هوشنگ امیراحمدی، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه و برنامه مطالعات ایران معاصر در دانشگاه راتگرز نیوجرسی و رئیس شورای ایرانیان و آمریکاییان که با هدف بهبود مناسبات تهران و واشینگتن در آمریکا تاسیس شده است.

رادیو فردا: آقای امیراحمدی، حضور همزمان سعید جلیلی و ویلیام برنز در نشست نمایندگان ١+٥ در ژنو و سفر بی سابقه یک وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در سی سال گذشته، و سفر منوچهر متکی به واشینگتن، تا چه اندازه در آینده مناسبات دو کشور مهم است؟

هوشنگ امیراحمدی: شروع بسیار مهمی است و ارزش نمادین هم دارد. در گذشته هم جمهوری اسلامی از این شروع ها داشته در بعضی موارد، ولی نتیجه مثبتی از آن عاید نشده. این بار به دلایل مشکلاتی که جمهوری اسلامی دارد، شاید این حرکت دوام بیشتری داشته باشد. جمهوری اسلامی در سه جبهه دولت و ملت، درون دولت، و دولت و دنیای خارج مشکل دارد. در این مقطع، این جبهه آخر شاید حلش برایشان آسان تر باشد. از این نظر ممکن است جدی تر باشند.

آقای گرگین، از لابلای نوشته های مطبوعات غرب بر می آید که در واشینگتن برخی مفسران معتقدند که با خط مشی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در ارتباط با ایران، وضعیت فعلی ایران و آمریکا می تواند شبیه به چرخش در مناسبات چین و آمریکا در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون و پس از درگذشت مائو رهبر چین باشد. این عده آقای اوباما را ترغیب می کنند که حتی مشوق های بیشتری به ایران پیشنهاد کند. عده ای برعکس می گویند این اشتباه در محاسبه است و هشدار می دهند که آقای اوباما نباید اشتباه جیمی کارتر را تکرار کند که کمتر از یک سال پیش از انقلاب بهمن 57 ایران را جزیره ثبات دانست و معتقدند باید بیش از این بر ایران سخت گرفت تا ناچار به پذیرش درخواست های جامعه بین المللی و غرب باشد درباره برنامه هسته ای ایران. استفاده از هرکدام از این دو الگو تا چه حد می تواند به فهم وضعیت فعلی کمک کند؟

ایرج گرگین: صاحب نظرانی که مشغول این بحث اند بیش از هرچیز به این نکته اشاره می کنند که باید کار را به جایی رساند و فرصت را این بار از دست نداد. به نظر می رسد که خسته شده اند با توجه به وضع منطقه و آن چه که در عراق و افغانستان و به خصوص افغانستان می گذرد، معتقدند که آمریکا باید به نحوی با این مسئله کنار بیاید. به خصوص بعد از روی کار آمدن اوباما لحن مفسران و حتی سیاستمداران آمریکایی نسبت به لحن اروپاییان آرام تر شده است. اگر مطبوعات مهم آمریکا و اروپا را نگاه کنیم پس از این توافق نسبی که در ژنو صورت گرفت، آمریکاییان با لحن نرم تری از آن صحبت می کنند، با تردید البته، ولی این تردید در آمریکا کمی کم تر است از آن چه در اروپا ابراز می شود. اغلب کسانی که در آمریکا در این باره بحث می کنند، معتقدند این یک قدم مثبت است ولی معلوم نیست به نتیجه برسد. به شدت ابراز تردید می کنند که آیا ایران به گفته خودشان «وقت گذرانی» می کند تا فرصت های بیشتری به دست بیاورد یا این که این بار واقعاً به نتیجه خواهد رسید.

برنامه دیدگاه ها را به طور کامل در «لینک صدا» بشنوید.
XS
SM
MD
LG