لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۰۹ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

علف ها از رويش باز می ايستند و ناپديد می شوند، کژدمی به سوی ابهامی در برهوتی خشک حرکت می کند ... صدای پيانويی به تک ضربه هايی بر سيم های يک گيتار الکتريک پيوند می خورد و «آنها» دوباره شروع می کنند ...


ماه آوريل سال ۲۰۰۷ ميلادی، اعضای بدقول لينکين پارک Linkin Park ، با انتشار ويدئوی نخستين تک ترانه آلبوم تازه به نام «آنچه من انجام داده ام - What I've Done » دوباره به صدر فهرست های فروش رفتند؛ دوباره با انگشت هوادارانشان را نشانه رفتند و دوباره غوغايی به پا کردند.


از اينها مهم تر، بعد از چهار بار که انتشار آلبوم جديد به تاخير افتاده، اکنون هواداران اميدوارند که تاريخ تازه، تغيير نکند:


روز بيست و پنجم ارديبهشت ماه – پانزدهم ماه می - سومين آلبوم کامل لينکين پارک به بازار می آيد، «دقايقی تا نيمه شب – Minutes to Midnight ». آلبومی با ۱۲ ترانه کاملا تازه که از اين همه تا امروز تنها يک ترانه منتشر شده است.


نومتال رويايی و بازار پسند


مايک شنيودا، يکی از موزيسين های اصلی لينکين پارک، پس از موفقيت آلبوم کامل دوم Meteora، بارها در مصاحبه هايش صادقانه گفت که گروه لينکين پارک، در دنيای جنون آفرينی که موفقيت جهانی گروه برايش ايجاد کرده، با چالشی البته قابل انتظار رو به رو شده است.


آنها نيز مانند بسياری از هنرمندانی که در ابتدای راه به شهرت و موفقيت بسيار بزرگ می رسند، با «وحشت» شکست رو به رو شدند.


چنانکه شينودا حتی تا امروز می گويد گروه با اين چالش رو به رو است که «بايد» راه موفقيت را ادامه دهد، اما در عين حال يادآوری می کند که آنها يک بار، نان يک خلاقيت جانانه را خورده اند؛ لينکين پارک، با سنت شکنی و زيرپا گذاشتن قواعد سبک های متفاوت راک مدرن، به نمادی از سبکی تازه بدل شد که از نگاه بسياری در يک ويژگی، «اصالت» داشت: آنها، کماکان ساختارشکن، معترض و امروزی بودند.



لينکين پارک، با سنت شکنی و زيرپا گذاشتن قواعد سبک های متفاوت راک مدرن، به نمادی از سبکی تازه بدل شد.

«نو متال»، سبکی که از آميزش هارد راک و هيپ – هاپ شکل گرفت، فرمی موسيقايی برای گروهی بود که در نخستين سال هزاره سوم، ظهور می کرد و در بازار داغ رقابت بازار موسيقی، همتايان قدری چون «ليمپ بزکيت – Limp Bizkit»، برايش شاخه و شانه می کشيدند.


اما آنچه در موسيقی دو آلبوم اصلی گروه پيش از اين رخ داده، تفاوت چندانی با یکدیگر نداشته است.


سبک «نو متال»، دستمايه کار گروه های بسياری شده و از همه مهم تر، لينکين پارک، با کنسرت هايی مشترک با ستاره های هيپ – هاپ، عصاره قابل عرضه اين سبک را نيز به آثارش افزوده است.


ضمن اينکه چستر بنيگتن Chester Bennigton، خواننده اصلی گروه، در آخرين مصاحبه خود با مجله بيلبورد فاش کرد که خود هيچ گاه دل خوشی از «نو متال» نداشته و اصولا، ستاره های اين سبک، در ميان آثار مورد علاقه او جای قابل اعتنايی ندارند.


و شايد مجموعه دلايلی از اين دست موجب شد تا چنانکه مايک و چستر، در مصاحبه های اخير خود گفته اند، لينکين پارک با «صدايی تازه» به بازار موسيقی بازخواهد گشت؛ صدايی که چستر آن را چيزی «جديد» توصيف کرده که شباهتی به «نو متال» ندارد.


چستر می گويد که در آلبوم تازه از رپ خوانی های مايک شينودا در لا به لای ترانه ها خبری نخواهد بود.


او در مصاحبه اخير خود به MTV گفت که آلبوم تازه، تلفيقی تازه است از سبک های پانک، راک کلاسيک و بيت های هيپ هاپ. وی همچنين به نشريه برزيلی «فولهاتين Folhatten» گفته است که چيزی به نام «نو متال» در آلبوم تازه وجود ندارد.


بيانيه ای عليه جنگ و ديکتاتورها


اظهار نظر چستر درباره وجود نداشتن «نو متال» در آلبوم تازه لينکين پارک که به نماد اين سبک بدل شده، شايد کمی اغزاق آميز باشد، چرا که تا همين جای ماجرا، نخستين ترانه آلبوم تازه، از نغمه های آشنای اين گروه خالی نيست.


هر چند که در ترانه جديد «آنچه من انجام دادم»، از صدای مايک شينودا خبری نيست، اما دست برقضا ترانه با نوايی الکترونيکی که از هنرنمايی های دی جی هان، عضو کره ای تبار گروه است آغاز می شود.


بعد از آن، ملودی پيانو آرام آرام ما را به صدای گيتارهايی می رساند که قرار است همراه با درام نه چندان سنگين – و حتی گاه بيش از حد ملايم – شنونده را برای شنيدن صدای چستر آماده کند.


در تمام اين مدت هم جلوه های صوتی الکترونيک، جان بخش ترانه ای هستند که ريتمی باشکوه دارد و همگام با مضمون معترض ترانه، فضای ذهنی جوان معترض قرن بيست و يکمی را به خوبی نمايش می دهد.


در اين فضای ذهنی نامکشوف است که لينکين پارک، حساسيت گم شده خود را نسبت به مهم ترين موضوعات روز جهان نشان می دهد؛ حساسيتی که به دليل عدم انتشار آثار تازه، از سوی اين گروه تا امروز بروز نکرده بود.



در متن ترانه تازه لينکين پارک، نقدی تند و تيز از آنچه «بشر ويرانگر»، اصرار بر انجام آن دارد به کلام در می آيد و خواننده گروه با خشم و بغض می خواند: «من با خودم رو به رو شدم، برای عبور از آنچه انجام داده ام تا خود را پاک کنم، و بگذار از آنچه انجام دادم بگذرم.»


اين ترانه تازه که برای نخستين بار همراه با ويدئوی جديد گروه منتشر شد، با تصاويری که در کنار اشعار قرار می گيرند، به بيانيه بی پرده موضع گيری لينکين پارک بدل می شود.


سخن گفتن از نابودی محيط زيست و از بين رفتن حيوانات زيبا و ناياب کره زمين، تا جنگ های پياپی و ديکتاتورهايی که تمامی ندارند، مضمون «آنچه من انجام داده ام» را شکل داده اند.


در اين ويدئو يک آمريکايی چاق همبرگر می خورد و در نمای بعدی مردی لاغر و قحطی زده به دوربين نگاه می کند، دود کارخانه ها ديده می شود و آن سوی زمين يخ های قطبی آب می شوند، ۱۱ سپتامبر به وقوع می پيوندد و مجسمه صدام حسين به زير کشيده می شود؛ ولی ديکتاتورها تمامی ندارند: هيتلر، استالين، کيم جونگ ايل و صدام حسين در جای جای ويدئو ديده می شوند.


در مضمون اين ترانه، لينکين پارک، موضع قديمی خود را تکرار می کند: آنها هيچ گاه نااميد نيستند. در متن، خواننده، خواستار بخشايش بشر به دليل اين همه ويرانی دنباله دار می شود و ويدئو، با نخستين تصويری که ديده ايم به پايان می رسد. اما اين بار به جای اينکه علف های سبز، از رشد باز ايستند، از زمينی خشک می رويند و بيرون می آيند ...


دقايقی تا آخرالزمان


تا انتشار آلبوم کمتر از يک ماه مانده، اما نام آلبوم نيز تا امروز، توجه بسياری جلب کرده است. عنوان اين آلبوم – Minutes to Midnight – يادآور ساعتی است که از سال ۱۹۴۹ ميلادی و توسط آکادمی علوم هسته ای بريتانيا کار خود را آغاز کرد.


ساعت «آخرالزمان»، عنوانی نمادين است که به ابتکار اين آکادمی، کار خود را برای تعيين ميزان خطراتی که موجوديت بشر را از طريق جنگ هسته ای تهديد می کند، آغاز کرده است. دقايقی که تا پايان جهان در نيمه شب – ساعت ۱۲ شب – باقی مانده به شکلی نمادين محاسبه و در بولتن های اين نشريه منتشر می شوند.



مايک شينودا، تاکيد دارد که در کناره اشاره مستقيم عنوان آلبوم به ساعت «آخرالزمان»، معانی ديگری نيز در پشت اين انتخاب نهفته است.

بنا به آخرين اعلام اين آکادمی، در حال حاضر تا پايان جهان «پنج دقيقه» مانده است. پيش از اين، ساعت «آخرالزمان» روی هفت دقيقه قبل از ۱۲ تنظيم شده بود، اما آزمايش هسته ای کره شمالی و پافشاری ايران بر روی برنامه هسته ای خود موجب شد تا دانشمندان آکادمی، زمان ساعت را دو دقيقه ديگر به جلو بکشند.


انتخاب اين عنوان از سوی لينکين پارک، بی شک موضع گيری تند و انتقادی صريح است که با هدف يادآوری خطر جنگ هسته ای، صورت گرفته است.


با اين حال مايک شينودا، تاکيد دارد که در کنار اشاره مستقيم عنوان آلبوم به ساعت «آخرالزمان»، معانی ديگری نيز در پشت اين انتخاب نهفته است.


مايک می گويد: «برای معنا کردن اين عنوان بايد به لايه های مختلف آن دقت کرد که عمده آنها، استعاره هستند. اين عنوان قطعا اشاره مستقيمی است به ساعت آخرالزمان، استعاره ای از مرگ و تولد دوباره. اما همچنين می تواند اشاره ای به صنعت موسيقی نيز داشته باشد.»


قضاوت درباره اين عنوان آسان نيست، چرا که در حال حاضر، به جز تک ترانه «آنچه من انجام داده ام»، تنها نام ترانه های تازه لينکين پارک مشخص است. اما آلبوم تازه، هر چه باشد، شروع بسيار خوبی داشته چرا که تنها ترانه منتشر شده از آن، به سرعت نام لينکين پارک را به صدر فهرست های فروش فرستاد.


ترانه «آنچه من انجام داده ام»، در هفته انتشار در فهرست راک مدرن مجله بيلبورد اول شد و در فهرست فروش تک ترانه های سراسر ايالات متحده به رتبه هفتم رسيد.


اين ششمين تک ترانه اين گروه است که در ميان فهرست های فروش، رتبه نخست را از آن خود می کند.


در عين حال، حضور تهيه کننده نام آشنايی چون ريک رابين، بسياری را به موفقيت آلبوم تازه لينکين پارک اميدوار کرده است.


ريک رابين در کنار گرمی های بسياری که به دست آورده، سابقه درخشانی نيز در کار بر روی پروژه های تلفيقی دارد.


هواداران لينکين پارک، نزديک به چهارسال برای شنيدن اين آلبوم انتظار کشيده اند و شايد همين موضوع، کار را به روزشماری رسانده و انتظار را مشکل کرده است!

XS
SM
MD
LG