لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۲۸ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

پیشتازی نسل جوان مربیان فوتبال


استيلی گرچه سمت دستياری «مصطفی دنيزلی» را برعهده دارد اما نقش پررنگ او در سر و سامان دادن به تيم پرحاشيه پرسپوليس، انکارناپذير است.

استيلی گرچه سمت دستياری «مصطفی دنيزلی» را برعهده دارد اما نقش پررنگ او در سر و سامان دادن به تيم پرحاشيه پرسپوليس، انکارناپذير است.

سال های اخير را بايد عصر غلبه مربيان جوان بر موسفيدان و مردان باتجربه فوتبال ايران ناميد؛ مربيان جوانی که همگی از بازيکنان شناخته شده و نامدار سال های نچندان دور هستند و با کمترين فاصله پس از آويختن کفش ها، رخت مربيگری پوشيده اند.

فهرست بلند بالای مربيان جوان فعال امروز را مرور کنيم؛ امير قلعه نويی، فرشاد پيوس، محمد احمدزاده، علی دايی، صمد مرفاوی، نادر دست نشان و... اين ها همگی از بازيکنان اسم و رسم دار و محبوب تيم های باشگاهی بوده اند که اغلب سابقه حضور در تيم ملی را هم دارند. کارشناسان معتقدند همين محبوبيت با افزوده شدن کمی چاشنی جسارت جوانی، باعث نتيجه گيری مطلوب تيم های تحت هدايت اين مربيان شده است.

دستياران پرنفوذ


حميد استيلی، افشين پيروانی و حتی خداداد عزيزی را هم می شود به اين ليست افزود. استيلی گرچه سمت دستياری «مصطفی دنيزلی» را برعهده دارد اما نقش پررنگ او در سر و سامان دادن به تيم پرحاشيه پرسپوليس، انکارناپذير است.

افشين پيروانی هم پس از خداحافظی با بازيگری، به سرعت تمايل خود را به ماندن در دنيای فوتبال نشان داد؛ راويان پشت پرده فوتبال ايران می گويند اضافه شدن او به جمع دستياران قلعه نويی حرکتی سياست مدارانه برای حفظ تعادل قرمز و آبی در تيم ملی بوده است.

از سوی ديگر نمی توان تاثير گذاری خداداد در تيم ابومسلم را ناديده گرفت. عنوان رسمی عزيزی در ساختار سازمانی باشگاه سياه جامگان خراسان، «مديريت فنی» اعلام شده اما از حاشيه های نخستين بازی اين تيم در ليگ (پيروزی مقابل پرسپوليس و استعفای معنی دار اکبر ميثاقيان، مربی ابومسلم) مشخص شد حرف اسطوره فوتبال مشهدی ها چقدر در باشگاه سابق اش خريدار دارد.

تجربه در ته جدول

آن ها در صدر اخبار قرار دارند. تيم هايشان برنده می شوند و رقبای باتجربه، در مصاف با شاگردان سابق دست خالی ميدان را ترک می کنند.

تيم هايی چون استقلال، سايپا و ابومسلم در حالی در کورس قهرمانی ليگ برتر فوتبال می تازند که تيم های مربيان قديمی ايران در قعر جدول دست و پا ميزنند.
تيم هايی چون استقلال، سايپا و ابومسلم در حالی در کورس قهرمانی ليگ برتر فوتبال می تازند که تيم های مربيان قديمی ايران در قعر جدول دست و پا ميزنند. راه آهن با عباس رضوی، فجرسپاسی با غلام پيروانی، فولاد با محمد مايلی کهن و ...

وضع نامداران ديگری مانند ناصر حجازی، جلال طالبی، منصور پورحيدری، علی پروين و ... هم نه تنها تعريفی ندارد بلکه بدتر است. اين دسته که هرکدام در مقاطعی سرمربيگری تيم ملی را هم برعهده داشتند، حالا يا بی تيم مانده و خانه نشين شده اند يا در دسته های پايين تر ليگ مشغول دست و پنجه نرم کردن با رقبای گم نام، دوران افول را سپری می کنند.

پرنده مردنی است!

نگاهی به روند حضور بازيکنان فوتبال در کسوت مربيان تازه کار در سال های گذشته، تحليل گران را با آماری نه چندان خوشايند مواجه می کند؛ در يک دهه گذشته شاهد ظهور چهره های متعددی در اين عرصه بوديم. مربيان غالباً موفقی که هرکدام در زمان خود نويد ظهور يک مربی جسور و جوان خوش آتيه را می دادند. ولی با گذشت زمان، نوار پيروزی های اين مربيان به سرعت گسسته و تکرار شکست ها باعث رنگ باختن اميدواری ها شد.

به ياد بياوريم قدرت مثال زدنی و دو قهرمانی پرسپوليس را که با حضور «حميد درخشان» در فاصله سال های ۷۳ تا ۷۶ در اين تيم به نمايش گذاشته شد. او پس از حضور دوباره پروين در تيم قرمز پايتخت، از کادر فنی کنار گذاشته شد اما توانست روی نيمکت هدايت تيم های ملی جوانان و نوجوانان، به موفقيت های ديگری دست پيدا کند. درخشان حالا در ليگ دسته اول با تيم هما روزهای آرامی را سپری می کند.
وضع نامداراني چون علی پروين، نه تنها تعريفی ندارد بلکه بدتر است.


«فرشاد پيوس» هم مثل درخشان، با مخالفت پروين نتوانست زياد در پرسپوليس بماند. او هنرش در مربيگری را به نفع شهيد قندی يزد به کار گرفته و کار سخت بالاکشيدن اين تيم به ليگ برتر را به خوبی انجام داد. دوره ای در پاس دستيار خوب «مجيد جلالی» بود و بعد شموشک را با تمام ضعيفش در ليگ برتر نگه داشت تا يک مربی موفق لقب بگيرد. اما حالا او در ليگ يک فعاليت می کند.

«حميد عليدوستی» ديگر نمونه بزرگ مربيان تازه کار ديروز و نامداران ناکام امروز به شمار می آيد. او درحالی با سايپا دو سال پياپی قهرمان ليگ شد که مثل علی دايی برای تيمش بازی هم می کرد. عليدوستی حالا در دسته يک روی نيمکت تيم «سرخپوشان تهران» می نشيند.

«محمد احمدزاده» هم در بدو ورود به عالم مربيگری، تيم ملی نوجوانان را تاپای صعود به جام جهانی پيش برد. او با ملوان روزهای سختی را پشت سر گذاشته و روزهای سخت تری در انتظارش است.

حتی «فرهاد کاظمی» هم نتوانست آن مربی پيروز سال های گذشته باشد؛ او پس از پيکان، نشستن بر روی نيمکت صبا باطری را تجربه کرد. اما هنوز به نيم فصل نرسيده، اخراج شده و جای خود را به ضيايی داد.

ناظرانی که از نزديک فوتبال ايران را دنبال می کنند، می گويند شور جوانی هرگز جای دانش فنی را نخواهد گرفت. اما آنچه امروز به شدت به چشم می آيد، پيروزی های پياپی مربيان جوان و سرمستی بی حد هواداران است که فعلاً هرهفته در استاديوم های ايران تکرار می شود.

اما اين نمايش تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟

XS
SM
MD
LG