لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۴۲ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶
«انتشار کتاب «زوال کلنل» اثر محمود دولت‌آبادی به زبان آلمانی در خارج از ایران، ایران را از چاپ آن به فارسی بی‌نیاز کرده است. اما مشغول مطالعه نسخه‌ای از کتاب هستم.»

این نقل به مضمون از گفته‌های بهمن دری، معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران است درباره سرنوشت کتاب زوال کلنل، روایت یک افسر ارتش شاهنشاهی ایران در گیرودار انقلاب بهمن سال ۱۳۵۷، کتابی که به تازگی نامزد جایزه ۲۰۱۲ «من» هم شده است، جایزه ادبی بریتانیایی که از سال ۲۰۰۷ به اثری ممتاز و ترجمه شده به زبان انگلیسی اعطا می‌شود.

گفت‌وگوی امیرمصدق کاتوزیان با محمود دولت‌آبادی


پیک فرهنگ رادیوفردا درباره سرنوشت این اثر از محمود دولت‌آبادی در ایران و چاپ شدن یا نشدن آن در کشور با این نویسنده گفت‌وگو کرده است.

  • پیک فرهنگ: آقای دولت‌آبادی، بهمن دری همان طور که شنیدید گفته رمان زوال کلنل در خارج از ایران چاپ شده و نیازی نیست که در ایران منتشر شود. تفسیر شما از این حرف چیست؟

محمود دولت‌آبادی: استنباط من این است که این جوانان مطبوعاتی ما یک مقداری او را اذیت کردند و واداشتند که از منطق عدول کند. در حالی که بدیهی است که هر اثری که به فارسی نوشته می‌شود ابتدا در زبان فارسی باید منتشر شود و بعد از آن... ایشان البته قول داده که خودش کتاب را بخواند و من منتظرم که شخصا آقای دری کتاب را بخواند و جواب را بدهد. ولی به هر حال خود ایشان هم می‌داند که این منطق قابل قبول نیست که چون کتاب در خارج به زبان دیگری چاپ شده، پس لازم نیست به زبان فارسی دربیاید.

  • با توجه به این که تکذیبیه‌ای چاپ نشده به نقل از معاون وزیر ارشاد، بهمن دری، آیا فکر می‌کنید که جای امیدواری هست که این کتاب و کتاب‌های دیگرتان اجازه انتشار بگیرند؟

بله. برای این که آقای دری را من می‌شناسم. یک بار با ایشان ملاقات داشتم. آدم پخته‌ای است و اگر این مطلب از زبانش درآمده و بچه‌های مطبوعاتی این را چاپ کردند مطمئنا خود ایشان یک جوری توجیه خواهد کرد به نظرم. چون هیچ جور منطقی پشت این سخن نیست. تا حالا همین که گفته من کتاب را نخوانده‌ام و خودم می‌خواهم بخوانم یک روزنه امیدی است برای انتشار کتاب. حالا احتمالا یک جور پیشنهاداتی خواهند کرد درباره اصلاحاتی و غیره و ذلک. ولی همین که گفته است خودم باید کتاب را سفارش بدهم بگیرم بخوانم به نظرم امیدوارکننده است برای انتشار کتاب. من این طور استنباط می‌کنم.

  • کتاب زوال کلنل را شما بین سال‌های ۶۲ تا ۶۴ خورشیدی نوشتید و بعد هم بار‌ها بازنگری کردید. نشر چشمه هم خواسته چاپ کند. ولی به مانع برخورده. سال‌ها گذشته. در این مدت چه شده که اجازه انتشار نگرفته؟

من این دو سه سال پیش که با ناشر سوئیسی قرار گذاشتم برای ترجمه و چاپش، آن را دادم به وزارت ارشاد. آن مدت بیست و یکی دو سال خودم نداده بودم برای مجوز کتاب و همزمان و زود‌تر از آن هم ناشر داده است به وزارت ارشاد که امیدوار بودم همزمان اجازه بگیرد که فارسی‌اش که در ایران درمی‌آید همزمان با هم در اروپا هم منتشر شود یا در غرب به طور کلی. که به زبان انگلیسی هم منتشر شده. این است که این امیدواری برای من بود، ولی متاسفانه با وجود این که حدود ۲۵ یا ۲۶ سال است که از نوشته شدن کتاب می‌گذرد و حدود همین بیست سی سال هم از موضوع کتاب می‌گذرد، ولی هنوز این به جایی نرسیده متاسفانه. تا این نقطه‌ای که دارم صحبت می‌کنم.

  • علت این که خودتان پرهیز داشتید که کتاب را بدهید برای انتشار چه بود؟ آیا فکر می‌کردید اجازه انتشار نمی‌گیرد یا این که داشتید بازنگری می‌کردید؟

هم بازنگری می‌کردم و هم این که کتاب برای من پلی بود که از طریق آن برسم به سبک «روزگار سپری شده مردمان سالخورده» که خود آن کتاب «سالخورده» هم حدود ۱۲ سال و خرده‌ای کار برد و من نمی‌خواستم ذهنم متوجه آن مطالبی شود که الان متوجهش هستم.

  • اشاره‌تان به کدام مطالب است؟

الان که این کتاب به این صورت درآمده و باز من توضیح بدهم و باز ایشان توضیح دهد و این جوری این مطالب را من نمی‌خواستم قبل از این که کار مهم روزگار سپری شده و یکی دو تا کار مهم دیگر را انجام دهم دچار شوم و بیشتر کارم برایم مهم بود تا چاپ و انتشار کتابی که هر سال یک بار به آن نگاه می‌کردم که همین کلنل را من سالی یک بار مرور می‌کردم و صیقل می‌دادم. بله.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG