لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۷:۰۵ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
پيروزی حزب «عدالت و توسعه» در انتخابات عمومی شهرداری های ترکيه، که يکشنبه سی ام مارس برگزار شد، به تحکيم موقعيت رجب طيب اردوغان در کوتاه مدت کمک ميکند، ولی بعيد به نظر ميرسد به انباشته شدن ابر های تيره در آسمان سياست اين کشور پايان دهد.

مشکلی به نام اردوغان

انتخابات روز يکشنبه شهرداری های ترکيه عملا به رفراندومی برای ماندن يا نماندن رجب طيب اردوغان به عنوان نخست وزير و مرد نيرومند اين کشور بدل شده بود. اگر اين آزمون را تنها بر پايه نتايج به دست آمده از رای گيری ارزيابی کنيم، ترديدی نيست که به سود حزب «عدالت و توسعه» و رهبرش به پايان رسيده است. نامزد مورد پشتيبانی اين حزب در استانبول بار ديگر بر کرسی شهرداری اين کلانشهر قرار گرفت و معروف است که «هر آنکس استانبول را فتح کند، بر سراسر ترکيه چنگ انداخته است.»

در مقياس عمومی ترکيه نيز بر پايه آماری که تاکنون منتشر شده، بيش از چهل و پنج در صد ارای رای دهندگان به نامزد های زير حمايت حزب حاکم اين کشور داده شده که هر چند در مقايسه با نسبت آرای اين حزب در انتخابات قانونگذاری سال ۲۰۱۱ در سطح پايين تری است، ولی به هر حال نشان ميدهد که به رغم رويداد های سياسی دو سال گذشته، ظاهرا در پشتيبانی مردم ترکيه از آقای اردوغان تغيير چندانی به وجود نيآمده است.

آيا دستآورد تازه انتخاباتی حزب «عدالت و توسعه» به بحران عميقی که دموکراسی نوپای ترکيه در آن گرفتار آمده، پايان ميدهد؟ پاسخ مثبت به اين پرسش تنها می تواند از ساده انگاری آنهايی سرچشمه بگيرد که مفهوم دموکراسی را به برگزاری انتخابات ادواری محدود ميکنند. همه کسانی که اوضاع ترکيه را پيگيری ميکنند، آشکارا می بينند که طی دو سه سال گذشته حکومت قانون از ضربه های پی در پی دستگاه اجرايی در امان نمانده است، آزادی رسانه ها و از جمله شبکه های اجتماعی (يوتوب و فيس بوک و توييتر) با محدوديت های جدی روبرو شده و حرمت و استقلال دستگاه قضايی، به ويژه در زمينه مقابله با فساد حاکمان اين کشور و نزديکان آنها، زير پرسش رفته است.

از سوی ديگر چگونگی اعمال قدرت از سوی رجب طيب اردوغان، مرد نيرومند ترکيه، و گفتمان او، همه کسانی را که به ريشه دار شدن مردمسالاری در ترکيه اميد بسته بودند، نگران ميکند. او مخالفان سياسی خود را دشمن می پندارد، از توطئه بيگانگان برای متزلزل کردن ترکيه سخن ميگويد، از به کار بردن کلمات خشونت آميز عليه رقيبانش بيمی به دل راه نميدهد، و بقای خود را در راس هرم قدرت در ترکيه به مساله شماره يک سياسی در اين کشور بدل کرده است.

ترکيه به عنوان کشوری با نزديک به هشتاد ميليون نفر جمعيت، عضو گروه بيست قدرت بزرگ اقتصادی و نيز سازمان پيمان اتلانتيک شمالی (ناتو) و «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی» است، و به عنوان سرزمين حايل ميان اتحاديه اروپا و خاورميانه، همراه با تسلط خود بر تنگه های استراتژيک بسفر و داردانل، از يک جايگاه بسيار مهم در سياست و اقتصاد آسيای غربی و اروپا برخوردار است.

به علاوه ترکيه به عنوان وارث امپراتوری عثمانی در کنار خاورميانه برای دنيای اسلام اهميتی بنيادی دارد. اين که چنين کشوری بتواند تاريخ و فرهنگ و دين خود را با مردمسالاری و اقتصاد آزاد آشتی دهد و الگوی بکری را به ديگر کشور های مسلمان عرضه دارد، اميد های بزرگی را در بخش بزرگی از افکار عمومی خاور ميانه و آفريقای شمالی به وجود آورد. اين اميد ها هنوز از ميان نرفته، ولی ترديد هايی را که بر آنها سايه انداخته اند، نمی توان ناديده گرفت.

اوجگيری اقتصادی ترکيه

منصفانه بايد پذيرفت که دستآورد های اقتصادی حزب «عدالت و توسعه» در ترکيه سخت چشمگير است. اين حزب که از سال ۲۰۰۲ به اين سو اداره امور ترکيه را در دست دارد، در عروج اقتصادی ترکيه، تبديل اين کشور به پانزدهمين قدرت اقتصادی جهان، گذرگاه مهم نفت و گاز، چهار راه خاور ميانه و اروپای خاوری و قفقاز و اسيای ميانه، نقشی بسيار مهم ايفا کرد. حزب «عدالت و ترکيه» با تکيه بر بورژوازی و طبقه متوسط سنت گرا به ويژه در آناتولی ، توانست معجونی از ليبراليسم در عرصه اقتصادی و محافظه کاری در عرصه اجتماعی را فراهم آورد و سطح زندگی مردم را به سرعت بالا ببرد. تصادفی نيست اگر حزب «عدالت و توسعه» را، با توجه به ارائه يک الگوی تازه اقتصادی و سياسی آشتی پذير با علايق مذهبی، با حزب «دموکرات مسيحی» آلمان مقايسه ميکنند. شماری از نيرو های سياسی - مذهبی خاور ميانه و شمال آفريقا نيز به چنين الگويی علاقه نشان ميدهند.

نقش کليدی رجب طيب اردوغان نيز در پيشرفت بزرگ اقتصادی ترکيه انکار ناپذير است. او را می توان، در پی ده سال نخست وزيری اش، مهم ترين معمار ترکيه مدرن بعد از کمال آتاتورک و تورگوت اوزال به شمار آورد. فاجعه آميز خواهد بود اگر چنين شخصيت مهمی، تنها به عشق آويختن به قدرت آنهم به هر قيمت، هر آنچه را که ساخته است در هم بريزد.

آقای اردوغان در انتخابات روز يکشنبه ترکيه بار ديگر به پيروزی رسيد، بی آنکه توانسته باشد ابهام های روز افزونی را که بر جو سياسی آنکارا سنگينی ميکند، پراکنده کند. ترکيه طی دهه های پی در پی از حکومت های کودتايی و سلطه نظاميان بر زندگی سياسی و اقتصادی رنج برده است. طی دو دهه گذشته کشور آتاتورک با گام های قاطع زمينه رشد پايه های يک زندگی دموکراتيک را فراهم آورد و حزب «عدالت و توسعه» در پيشبرد اين فرايند سهمی بزرگ داشت. ولی با توجه به اوجگيری قدرت فردی اقای اردوغان، نابردباری خشونت آميزش و، مهم تر از همه، گسترش دايمی کنترل او بر رسانه ها، روند پيشروی مردمسالاری در ترکيه با دشواری های جدی روبرو است.
کسانی که ترکيه را می شناسند، به روشنی می بينند که با دور شدن چشم انداز پيدايش يک آلترناتيو سياسی واقعی، بخشی از افکار عمومی اين کشور به شدت به بدبينی گراييده است. به بيان ديگر روشی که حزب «عدالت و توسعه» و شخص رجب طيب اردوغان در پيش گرفته، به ايجاد يک شکاف سياسی خطرناک در جامعه ترکيه منجر شده است. هيچ چيز بحران زا تر از آن نيست که نيمی از جامعه احساس کند در شرايط عادی از آلترناتيو خبری نيست، و نمی توان با تکيه بر صندوق رای به وضع موجود خاتمه داد.

ايرانيان و آينده ترکيه

برای ايرانيان، ترکيه يک کشور کليدی بوده و هست. يکی از موانع بزرگ در پيشرفت مردمسالاری و توسعه اقتصادی در ايران، فضای منطقه ای آن است. طی چندين دهه، کمونيسم روسی از شمال و ناسيونال سوسياليسم بعثی از غرب ايران را در محاصره داشتند. امروز هم روسيه پوتينی چندان دور نيست، نفوذ گروه های طالبانی بر مرز های شرقی ايران سنگينی ميکند و ديکتاتوری های واپس مانده بر جای مانده از شوروی سابق نيز بر سرزمين های واقع در شمال ايران مسلطند.

ترکيه و پيشرفت هايش برای ايران مهم ترين دريچه تنفس است. در ميان کشور های همسايه، نگاه ايرانيان بيش از همه به ترکيه دوخته شده است. ايران در درجه اول خود را با ترکيه می سنجد و در نگاه تکنوکراسی جمهوری اسلامی به ترکيه نيز آميزه ای از تحسين و ستايش همراه با حسادت و ترس ديده ميشود. اين احساس متناقض را در گزارش چهل صفحه ای «مرکز پژوهش های مجلس»، که اسفند ماه گذشته زير عنوان «قدرت يابی ترکيه؛ پيآمد های ژئواکونوميک برای ايران» منتشر شد، می توان ديد.

در عرصه اقتصادی ايران اولين تامين کننده نفت و دومين تامين کننده گاز ترکيه است و حجم داد و ستد ميان دو کشور از سال ۲۰۰۰ تا امروز تقريبا هفده برابر شده است. از سوی ديگر شمار توريست های ايرانی که هر سال به ترکيه ميروند، از ۳۲۷ هزار نفر در سال ۲۰۰۱ به نزديک دو ميليون نفر رسيده است. همزمان، شمار روز افزونی از ايرانيان به سرمايه گذاری در مسکن ترکيه و نيز گشايش شرکت در اين کشور روی آورده اند.

با توجه به همه اين داده ها، ايرانيان رويداد های سياسی و اقتصادی ترکيه را زير ذره بين دارند. به سود ايران است که ترکيه بتواند بر دشواری های سياسی خود غلبه کند و از مصيبت هايی که در نيمه دوم قرن بيستم آن را به راه های نا هموار کشاندند، دور شود.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG