لینک‌های قابلیت دسترسی

یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۰۷ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶

کسانی که در گذشته ای نه چندان دور تصور ميکردند طلا صعود خود را به سوی قله های بالا و بالا تر ادامه خواهد داد، اين روز ها سخت مايوس به نظر ميرسند.

فلز زرد از چشم سرمايه گذاران افتاده و، دستکم در کوتاه مدت و حتی ميان مدت، آينده چندان اميد بخشی برای آن پيش بينی نميشود. در عوض برای سرمايه گذارانی که به افق هايی دور تر چشم دوخته اند و يا حاضرند بر سر رويداد های نامنتظره شرط بندی کنند، طلا همچنان تلالو خود را حفظ کرده است.

از سال دو هزار تا اواخر سال ۲۰۱۱، بهای هر اونس طلا از ۲۵۹ دلار به ۱۹۲۴ دلار رسيد و ارزش اسمی آن بيش از هفت برابر شد. در پی اين جهش کم سابقه، کم نبودند پس انداز کنندگان و سرمايه گذارانی که پيشروی فلز زرد را تا مرز های هر اونس سه هزار و حتی چهار هزار دلار اجتناب ناپذير تصور ميکردند. ولی از آن پس ورق بر گشت و طلا با واپس نشينی گام به گام، در هفته آخر ماه جولای از مرز نمادين هر اونس هزار و صد دلار پايين تر رفت و اين روز ها پيرامون ۱۰۸۷ دلار نوسان ميکند. به بيان ديگر طی دوره ای کم تر از چهار سال، ارزش طلا حدود چهل و سه در صد سقوط کرده است.

دلايل سقوط

از رونق افتادن بازار طلا ، آنهم در پی يک دوره يازده ساله رشد کم سابقه، از عوامل زير منشا گرفته است :
يک) قدرت گرفتن دلار آمريکا يکی از مهم ترين دلايل سقوط بهای طلا است. البته اسکناس سبز آمريکا ديگر پول قدر قدرت دهه های نخستين پس از جنگ جهانی دوم نيست، ولی همچنان مقتدر ترين ارز بين المللی به شمار ميرود و ضعف و يا اوجگيری آن بسياری از داده های اقتصاد بين المللی را عوض ميکند. فراموش نکنيم که بانک های مرکزی جهان، همچنان بيش از شصت در صد دارايی های ارزی خود را به دلار نگهداری ميکنند.

تجربه نشان ميدهد که معمولا طلا و دلار، از لحاظ ارزش، در جهتی عکس يکديگر نوسان ميکنند. با تضعيف دلار، نقش طلا به عنوان «پناهگاه» افزايش می يابد و جاذبه آن برای پس انداز کنندگان و سرمايه گذاران بالا ميرود. در عوض قدرت گرفتن اسکناس سبز آمريکا در برابر ساير ارز ها، که از حدود يکسال و نيم پيش آغاز شده، و به ويژه چشم انداز افزايش نرخ بهره در منطقه دلار، جاذبه طلا را کاهش ميدهد.

دو) طلا، بر خلاف ديگر دارايی ها (سهام، اوراق قرضه، مسکن)، در آمدی نصيب دارنده خود نميکند و نفع خريداران اين کالا تنهادر گرو افزايش بهای آن است. صاحبخانه ای که پس انداز خود را در خريد يک مسکن اضافی سرمايه گذاری ميکند، آنرا اجاره ميدهد و در صورت کاهش بهای مسکن، می تواند به در آمد حاصل از اجاره اکتفا کند و برای فروش آن به انتظار روز های بهتری بنشيند.

ارزش طلا زمانی بالا ميرود که ديگر بازار ها با فرو رفتن در رکود جذابيت خود را برای پس انداز کنندگان از دست بدهند. در حال حاضر وضع بر عکس است. بورس های اروپايی و آمريکايی از رکوردی به رکورد ديگر ميروند و بازار مسکن نيز در بسياری از کانون های بزرگ اقتصادی از جمله آمريکا، در وضعيت کم و بيش مطلوبی است. در اين شرايط کشش به سوی بازار طلا طبعا کاهش می يابد.

دارنده طلا اما از اين مزيت محروم است. به بيان ديگر ارزش طلا زمانی بالا ميرود که ديگر بازار ها با فرو رفتن در رکود جذابيت خود را برای پس انداز کنندگان از دست بدهند. در حال حاضر وضع بر عکس است. بورس های اروپايی و آمريکايی از رکوردی به رکورد ديگر ميروند و بازار مسکن نيز در بسياری از کانون های بزرگ اقتصادی از جمله آمريکا، در وضعيت کم و بيش مطلوبی است. در اين شرايط کشش به سوی بازار طلا طبعا کاهش می يابد.

سه) طلا در شرايط تورمی جان ميگيرد. در واقع با پيدايش تنش قيمت ها و يا حتی با افزايش نشانه های اوجگيری تورم در آينده کم وبيش نزديک، پس انداز کنندگان برای حفظ دارايی خود به طلا پناه می آورند و نقش «پناهگاهی» فلز زرد بيش از بيش تقويت ميشود. در حال حاضر، ميانگين تورم در جهان در سطح پايينی است و در کشور های پيشرفته نيز اين شاخص در محدوده يک تا سه در صد در سال نوسان ميکند.
نکته مهم آنکه به رغم تزريق صد های ميليارد دلار در شريان های اقتصادی از سوی بانک های مرکزی آمريکا و اروپا و ژاپن در چهارچوب فرايند «تسهيلات مقداری»، نرخ تورم در اين مناطق پايين مانده است. اين پديده نيز به کاهش کشش طلا برای پس انداز کنندگان دامن ميزند.

چهارم) با افزايش ريسک های اقتصادی، به ويژه در شرايط بحران، قدر و قيمت طلا بالا ميرود و پس از انداز کنندگان برای حفظ دارايی خود از خطر به اين «پناهگاه» روی مياورند. در شرايط کنونی آخرين بقايای بحران بزرگ اقتصادی سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ ميلادی در حال از ميان رفتن است. دو اقتصاد آمريکا و بريتانيا عملا به نرخ رشد های قابل قبول رسيده اند. در منطقه يورو هم آلمان در موقعيت مطلوبی است و نشانه های خروج از رکود در ديگر قدرت های منطقه بيشتر و بيشتر ميشود.

البته بحران در يونان پايان نيافته و اصولا کل منطقه يورو از بدهی های خارجی رنج می برد. با اين همه، بر خلاف آنچه انتظار ميرفت، اين وضعيت به بهبود موقعيت طلا کمک نکرده است.

البته بحران در يونان پايان نيافته و اصولا کل منطقه يورو از بدهی های خارجی رنج می برد. با اين همه، بر خلاف آنچه انتظار ميرفت، اين وضعيت به بهبود موقعيت طلا کمک نکرده است.

پيش از اين تصور ميشد که با توجه به بحران بدهی ها، پس انداز کنندگان و سرمايه گذاران به دليل ترس از اوراق قرضه دولتی به طلا روی خواهند آورد. در عمل اما وضعيت ديگری پيش آمد. در واقع شماری از کشور های منطقه يورو برای سبک تر کردن بار بدهی های خارجی خود به فروش طلا روی آوردند، رويدادی که عرضه اين کالا را بالا برد و به کاهش بهای آن دامن زد.

پنجم ) در اين ميان کميت تقاضای طلا از سوی چين را نيز نبايد ناديده گرفت. دو رويداد مهم، در همين زمينه، باعث شد که طی چند هفته گذشته کاهش بهای طلا آهنگ سريع تری به خود بگيرد.

رويداد نخست، آشکار شدن اين نکته بود که خريد طلا از سوی چين در واقع کمتر از آن چيزی است که دست اندر کاران اين کالا تصور ميکردند. در واقع اين تصور وجود داشت که چينی ها هر سال چهار صد تا پانصد تن طلا می خرند. آمار رسمی چين، که به تازگی منتشر شده، نشان ميدهد که طی سال های اخير ميانگين خريد طلا از سوی اين کشور از يکصد تن در سال بيشتر نبوده است.

رويداد دوم، کند شدن آهنگ رشد چين و چشم انداز کاهش باز هم بيشتر آن است. با پيدايش نشانه های روز افزون در مورد اين رويداد، بهای شمار زيادی از مواد اوليه از جمله نفت کاهش يافت و طلا نيز، که در تحليل نهايی يک ماده اوليه به شمار ميرود، از اين گرايش در امان نماند.

چشم انداز بازار طلا

با توجه به همه اين عوامل، چشم انداز بازار طلا، دستکم در کوتاه مدت، اميدوار کننده به نظر نمی رسد.

بدبينی به آينده طلا بر اين ارزيابی استوار است که با توجه به نبود تنش های تورمی در کانون های عمده اقتصادی جهان، استحکام دلار و کاهش عمومی بهای مواد اوليه، از جمله با توجه به کاهش آهنگ رشد اقتصادی در چين، طلا دستکم طی دو سه سال آينده ناتوان خواهد ماند و سقوط آن به زير هر اونس هزار دلار کاملا امکان پذير است.

ياس درباره آينده طلا در کوتاه مدت و حتی ميان مدت زمانی شديد تر ميشود که تحولات آتی اقتصادی در آمريکا را به عنوان يکی از عوامل اصلی تاثير گذار بر سرنوشت فلز زرد، مورد توجه قرار دهيم.

ياس درباره آينده طلا در کوتاه مدت و حتی ميان مدت زمانی شديد تر ميشود که تحولات آتی اقتصادی در آمريکا را به عنوان يکی از عوامل اصلی تاثير گذار بر سرنوشت فلز زرد، مورد توجه قرار دهيم.

می دانيم که طی چند ماه گذشته گمانه زنی درباره افزايش نرخ بهره پايه از سوی بانک فدرال آمريکا به گونه ای چشمگير بالا گرفته است. در پی بحران سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در آمريکا، مقام های پولی اين کشور برای جلوگيری از رکود بيشتر و فراهم آوردن زمينه های بازگشت به رونق نرخ بهره را در اين کشور به گونه ای کم سابقه پايين آوردند.

با توجه به تغيير وضعيت اقتصادی در آمريکا، بازار های جهان اطمينان دارند که بانک فدرال آمريکا دير يا زود نرخ بهره پايه را در اين کشور افزايش خواهد داد. مقام های پولی آمريکا نيز با سخنان خود زمينه روانی لازم را برای اين تغيير فراهم ميآورند.

در حال حاضر با توجه به نرخ رشد ۲.۳ در صدی آمريکا در سه ماهه دوم سال، وضعيت مناسب بازار کار، بهبود تراز بازرگانی خارجی، افزايش مصرف و بهتر شدن وضعيت بازار مسکن، امکان اين که بانک مرکزی آمريکا تا پايان امسال نرخ بهره پايه را بالا ببرد تا جلوی داغ شدن اقتصاد را بگيرد، بسيار زياد است. با اين رويداد، سيل نقدينگی به سوی آمريکا سرازير خواهد شد و دلار بيش از بيش قدرت خواهد گرفت، تا جايی که امکان برابر شدن آن با يورو غير محتمل نخواهد بود.

اگر اين سناريو تحقق بپذيرد، تضعيف باز هم بيشتر بهای طلا، و باقی ماندن آن در سطح کم تر از هر اونس هزار دلار طی دو سه سال آينده، کاملا امکان پذير است.

امروزه بسياری از گمانه زنی ها اين سناريو را جدی تلقی ميکنند.با اين حال بدبينی درباره طلا همگانی نيست.از جمله تحليلگران بانک معروف «اچ اس بی سی»ميگويند که قيمت طلا يک سال ديگر به هر اونس ۱۲۵۰ دلار باز خواهد گشت.
در ميان دست اندر کاران بازار طلا، هستند کسانی نيز که وضعيت کنونی بازار را بهترين موقعيت برای خريد طلا ارزيابی ميکنند.

از ديدگاه اينان فضای کنونی سياست و اقتصاد جهانی انباشته از خطر های بالقوه است و، در اين شرايط، طلا نقش خود را به عنوان «پناهگاهی» برای در امان ماندن از اين خطر ها، حفظ کرده است.

برای کسانی که اين استدلال را بپذيرند، فلز زرد همچنان جذاب است، به ويژه از آنرو که بهای آن به تدريج به نصف بهای چهار سال پيش آن نزديک ميشود.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG