لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۳۲ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

​مقامات ديروز و امروز جمهوری اسلامی دهه‌ها قبل از گرفتن قدرت و دهه‌ها بعد از آن مدعی ريختن طرحی نو برای اداره‌ی عالم (حکومت جهانی اسلام) و ساختن انسانی تازه (انسان طراز مکتب) بوده‌اند. آنها البته يک آرمان واحد دارند يعنی پياده کردن اسلام که شريعت و سبک زندگی روحانيت شيعه جزء لاينفک آن است اما با روش‌ها و تاکتيک‌های مختلف برای رسيدن به آن. اين روش‌ها و تاکتيک‌ها نيز با مرور زمان تغيير کرده، تنوع يافته و بسط پيدا کرده‌اند. همچنين بسياری از مقامات در ميان روش‌های مختلف رفت و برگشت داشته‌اند.

اين طرح‌های تازه که جهانيان و بخش قابل توجهی از مردم ايران از سر "جهل يا خصومت" (به گفته‌ی اين مقامات) بدان توجه نمی کنند چيست؟ آيا اصلاح طلبان مذهبی در اين ميان طرحی قابل توجه تر از سنتگرايان در چنته دارند؟

دو طرح نه چندان تازه

اسلامگرايان شيعه در همين نقطه‌ای که امروز ايستاده‌ايم دو حرف نه چندان تازه برای برانداختن انسان و دنيايی ديگر عرضه می کنند:

۱) اجرای شريعت و تحميل سبک زندگی روحانيت شيعه به عنوان حلال همه‌ی مشکلات با تمسک حداکثری و بدون فوت وقت به زور در تک تک جوامعی که اکثريت با مسلمانان است (اسلامگرايان نظاميگرا که علی خامنه‌ای چهره‌ی بارز آنهاست)، و

۲) اجرای شريعت با روش‌های ملايم و مسالمت آميز تر و "فرهنگی" و با تمسک حداقل و در آخرين مراحل به خشونت (اسلامگرايان اصلاح طلب).

محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، از اين طرح دوم دفاع می کند: "اصلاح طلبان وفادار به دين، حق و حرمت مردم برای دنيا حرف دارند... در داخل نيز بايد همه بزرگان و دلسوزان را قانع کنيم که اين ديدگاه و بينش است که در زمان ما می تواند اسلام را تقويت کند و مانع خشونت‌های وسيع شود. می تواند هزينه‌های حاصل از خشونت را برای جامعه و منطقه ما کاهش دهد." (ايسنا، ۲۶ آبان ۱۳۹۳) چنان که می بينيد او تمسک به خشونت در اين طرح دوم را به طور کلی رد نمی کند بلکه معتقد است اين طرح دوم مانع از "خشونت‌های وسيع" (مثل خشونت داعش)-اما نه خشونت‌های محدود- می شود.

به نظر می رسد آقای خاتمی وقتی از ملايمت سخن می گويد پرهيز از خشونت‌های غير ضروری برای بقای حکومت را مد نظر دارد و نه خشونت در حد اعدام های گسترده در ملاء عام: "وقتی می گوييم ملايم هستيم به اين معنا نيست که در مقابل منافع ملی خود کوتاه بياييم... در کدام دوران بيشتر از منافع ملی دفاع شد و منافع ملی مورد توجه قرار گرفت، در عين حال از تنش زدايی حدالامکان سعی شد، جلوگيری شود. حرمت و عظمت ما اين نيست که مدام با دنيا جنگ کنيم، هر چقدر بتوانيم مانع جنگ و ستيز برای حفظ منافع شويم، اين گام مهمی است." (همانجا) معنی اين جمله‌ی آخر آن است که از منظر اصلاح طلبان تنش زدايی در سوريه و عراق يا اعدام‌های گسترده ممکن نبوده و بايد به روال سابق ادامه داد. گروه‌های اصلاح طلب مذهبی و از جمله محمد خاتمی در مورد مداخله‌ی نظامی جمهوری اسلامی در سوريه و عراق يا اعدام‌های گسترده در ملا عام به طور کامل سکوت کرده‌اند.

راهنما به سمت غير خشونت، تقويت و حمايت نظام خشن

محمد خاتمی به عنوان يکی از رهبران اين جريان، اصلاح طلبی مذهبی را جريانی زنده و قابل اجرا در چارچوب حکومت موجود معرفی می کند: "جريان اصلاح طلبی در متن جامعه ما جريان دارد. اصلاح طلبی به دين پايبندی دارد، اما قرائتی از دين که متناسب با روزگار ماست، دينی که حق انسان را به رسميت می شناسد، دينی که برای زن و مرد و برای انسان حق و حرمت قائل است و دينی که می گويد رای مردم معتبر است و بايد مبنای عمل قرار گيرد؛ ما از اين دين با همه وجود دفاع می کنيم." (همانجا) اما اصلاح طلبان با ادعای قرائتی متفاوت به دنبال تقويت نظام موجود که اکنون همان روش حکومتداری خامنه‌ای و خمينی است می روند: "اصلاحات اگر حرفی دارد برای اين ست که همين نظام تقويت شود و اگر خدای ناکرده انحرافی هست، اصلاح شود. ديگرانی می‌خواهند اين نظام برافتد ما می گوييم اين نظام بايد باشد و البته بايد اصلاحات لازم را بپذيريد، وگرنه بسياری از مسايلی که گفته می شود اين عين نظام است، خودش ضربه به نظام می‌زند." (همانجا) مسائلی که گفته می شود عين نظام است در واقع قوانين و احکام صادره و سياست‌های مورد نظر دو ولی فقيه جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن هستند.

حضور نمايشی زنان

خاتمی برای تلطيف طرح خود از اسلام سياسی جايی نمايشی هم در آن به زنان می دهد که اصولا نه در طرح اصلاح طلبان و نه در طرح نظاميگرايان جايی در نظام تصميم گيری جمهوری اسلامی ندارند. او به زنانی که مهم ترين تبعيض‌ها عليه شان اعمال شده در عالم خيال سهمی از قدرت را اعطا می کند: "مگر مشکل کشورها و جهان امروز خشونت نيست؟ اتفاقا ما بايد روحيه لطافت، مهربانی، با هم و در کنار هم بودن را در دولت و در عرصه بين المللی تزريق کنيم. وقتی جامعه بسيار مردانه می شود، بايد انتظار داشت، خشونت و سختی بيشتری در آن باشد. در کنار اينکه زن و مرد بايد مسايل اخلاقی را رعايت کنند يکی از راه‌های درمان مشکلاتی که امروز در جامعه و منطقه و جامعه بين المللی وجود دارد، اين است که روحيه مثبتی که در زنان فراوان است در جامعه تقويت شود." (ايسنا ۲۶ آبان ۱۳۹۳) آيا ۳۶ سال فرصت برای دادن سهمی برابر به زنان در حالی که اصلاح طلبان سهم قابل توجهی در قدرت داشته‌اند کافی نبوده است؟

کدام يک را باور کنند؟

محمد خاتمی برای مجزا کردن حساب اصلاح طلبان مذهبی از داعش می گويد: "امروز اين جريان متعصب و آدم کش و تروريستی که در دنيا هست، بسيار اظهار باور به دين می کنند، ظواهر را انجام می دهند منتها با بعضی از صورت هايی که در گذشته وجود داشته و توجهی به محتوا ندارد و می خواهند جامعه را برگردانند به آنجا که امکان پذير نيست. خداوند اين جامعه را رشد داده و به اين مرحله رسيده است. انسان امروز در سير تکاملی خودش که خدا خواسته است، به اينجا رسيده است. شما نمی توانيد آنها را برگردانيد." (همانجا) اگر بنا به صدور احکام تاريخگرايانه در باب سير تکاملی بشر و جهت تاريخ باشد داعش و گروه‌های شبيه به آن در جمهوری اسلامی نيز با همين تاريخگرايی سرنوشت محتوم بشر را زندگی تحت حکومت خود می دانند. همچنين جمهوری اسلامی مورد باور اصلاح طلبان به همان ميزانی که داعش بر ظواهر دينی تاکيد دارد بر ظواهر دينی بنا به فتوای فقهای شيعه تاکيد می ورزد.


مدلی که خاتمی در برابر داعش مطرح می کند نه اصلام صوفيانه و معنويت گرا بلکه اسلام خمينی است که تفاوت ماهوی چندانی با اسلام داعش ندارد: "اگر آن‌ها خلافت اسلامی را مطرح می کنند، امام جمهوری اسلامی را مطرح کردند. الگويی که در آن مردم اصل هستند، مردم حق دارند، حکومت وابسته به مردم است، مسوول در مقابل مردم است، در آن آزادی فکری، عدالت و اخلاق است." (همانجا) اين شاخص‌هايی که خاتمی می گويد نه در دوران خمينی و نه در دوران خامنه‌ای محقق شده‌اند. خاتمی نمی گويد کسانی که در برابر عمل جمهوری اسلامی و داعش قرار می گيرند و هر دو نيز ادعای اسلام ناب دارند کدام يک را با چه شاخص‌هايی مورد داوری در باب ميزان "اسلاميسيته" قرار دهند.

دور زدن مسئله حجاب

خاتمی برای جلب زنان به برنامه‌های اصلاح طلبان می گويد: "واقعا امروز مهم ترين مساله ما بد حجابی است؟... البته هيچ کس بد حجابی را تأييد نمی‌کند، اما سياسی کردن حجاب سبب می شود که بروز و ظهور بد حجابی به عنوان يک اعتراض سياسی مطرح شود که اگر حساسيت‌های نابجا برداشته شود اين مسايل نيز حل می شوند؛ آنچه برای ما مهم است حقی است که از زن در روستاها، شهرها و خانواده ها ضايع می شود. اگر زنان ما احساس کنند که جمهوری اسلامی و اصحاب فرهنگی برای رفع ظلم هايی که بر زنان وارد می شود، مدافع آنها هستند، بسياری از مسايل در جامعه حل می شود و می توانيم به تناسب موقعيت‌هايی که داريم اين رويکردها را داشته باشيم و به صورت برنامه در بياوريم و انجام دهيم." (همانجا)

در صحبت خاتمی بالاخره معلوم نمی شود که حجاب اجباری- که اصلاح طلبان مذهبی بدان هم باور دارند و هم ندارند- چگونه بايد به اجرا دربيايد. به فرض اعمال حجاب اجباری به روش‌های ملايمت آميز اگر بخشی از زنان از دفاع اصلاح طلبان مذهبی از حقوقشان قانع نشده و باز خواستند پوشش خود را خود انتخاب کنند و در برقراری روابط صميمی آزاد باشند آنگاه حکومت دينی نرم و ملايم چه برخوردی با آنها می کند؟ فرعی کردن مسئله‌ی حجاب که تاکتيک اصلاح طلبان در مواجهه با مسائل زنان بوده در نهايت به فرعی کردن مسئله‌ی تفکيک جنسيتی، اشتغال زنان و به طور کلی همه‌ی مسائل زنان انجاميده است چون خامنه‌ای و همراهان سنتگرا و نظاميگرای وی همان قدر که به حجاب حساسيت دارند به اختلاط و کار زنان در بيرون خانه حساسيت دارند.

ابهام گويی کار نمی کند

همه‌ی سخنان خاتمی مبنی بر طرح حرفی تازه در مورد رابطه‌ی اسلام و سياست و ارائه‌ی آلترناتيو وضعيت موجود هنگامی گوشت و خون و پوست و پايگاه اجتماعی در ميان اقشار جامعه پيدا می کند که اصلاح طلبان مذهبی حجاب اجباری، برنامه‌ی هسته‌ای، مداخله‌ی نظامی در منطقه، اعدام‌ها و به طور کلی اجرای احکام قضايی شريعت و امتيازات قشر روحانيت در حکومت را رد کنند. آن گاه می توان باور کرد که اصلاح طلبان مذهبی دمکرات‌اند، ضد خشونت‌اند، تبعيض عليه زنان را نمی پسندند، و به دنبال تنش زدايی‌اند.

در چارچوب فهم‌های موجود از اسلام طرح اصلاح طلبان نه به عنوان قرائتی ديگر بلکه به عنوان روشی برای رسيدن به حکومت دينی مد نظر خمينی قابل طرح است. اصلاح طلبان مذهبی حتی از بيان روش‌های مد نظر خود در بسياری از قلمروها خودداری کرده‌اند. بدون اينها نه تنها مردم دنيا و ايران بلکه هواداران جريان اصلاحات و اصلاح طلبی در ايران نيز اين گونه سخنان را باور نمی کنند. با ابهام و ايهام نمی توان يک نيروی اجتماعی را در پشت سر خود داشت و آنها را بسيج کرد. انتخاب ميان بد و بدتر فقط يکی دوبار کار می کند و در دراز مدت افراد را مايوس می سازد.

---------------------------------------------------------------------------

نظر نویسنده الزاما بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG