لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۵۱ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶

در آمريکا، پژوهشگران و تحليلگران می گويند که بحران ها از خاور ميانه تا اروپا، آرامش و امنيت منطقه ای را به مخاطره افکنده است.

در نشست يکروزه انديشکده «کارنگی برای صلح جهانی»، در روز سی و یکم اکتبر، کريم سجادپور پژوهشگر ارشد و ايرانی تبار بخش خاورميانه اين بنياد نيز، به کالبدشکافی بحران های موجود و تشريح و تحليل وضعيت برخی از بازيگران منطقه مانند «خلافت اسلامی» و بويژه جمهوری اسلامی ايران پرداخت.

آقای سجادپور گفت که در جنگ عليه داعش، حکومت ايران دونقش «آتش افروز» و «آنش نشان» را ايفا می کند.

او اضافه کرد که: « چنين تعريفی ممکن است شگفت انگيز جلوه کند ولی اگر پشتيبانی ايران از وحشيگری رژيم اسد و يا حمايت از دولت سرکوبگر نوری المالکی [در عراق] نبود، محتملا داعش امروز وجود نداشت و يا از توانايی کنونی برخوردار نبود. البته ایران در خط مقدم جنگ عليه داعش، نقش مهمی ايفا می کند و ما شاهد حضور قاسم سليمانی [فرمانده نيروهای قدس، شاخه خارجی سپاه پاسداران] در اين صحنه بوده ايم.»

نخستين سال های انقلاب، حکومت ايران برای قدرت گرفتن، از ايدئولوژی بهره گرفت و اکنون به شيوه فزاينده ای، از قدرت خود برای پيشبرد ايدئولوژی استفاده می کند.

پژوهشگر انديشکده کارنگی تکرار می کند که ايران می تواند بطور همزمان، در از بین بردن سُنّيان تندرو و شعله ور کردن راديکاليسم سُنّی، موثر باشد. استفاده از تندروهای شيعه برای کشتن تندروهای سُنّی، می تواند راديکاليسم سُنّی را دامن بزند.

به گفته آقای سجادپور، در نخستين سال های انقلاب، حکومت ايران برای قدرت گرفتن، از ايدئولوژی بهره گرفت و اکنون به شيوه فزاينده ای، از قدرت خود برای پيشبرد ايدئولوژی استفاده می کند.

در توضيح اين نکته او اضافه می کند که: ۱۰ – ۱۵ سال پيش، در جهان عرب پشتيبانی عمومی گسترده ای از انقلاب ايران ديده می شد ولی اکنون در شرايطی هستيم که ايران با استفاده از قدرت نرم، چهار کشور عرب، سوريه، عراق، لبنان و يمن را به زير سلطه خود درآورده و اين سلطه ای نظامی است.

او معتقد است که حکومت ايران، اختلاف در جهان اسلام را برنمی تابد و می گويد شيعيان، تنها ۱۰درصد از مسلمانان منطقه را تشکيل می دهند؛ از اينرو رهبران ايران، خواهان يک امت اسير در اختلافها نيستند. رهبری در اتحاد امت ميسر ميشود و از طرفی تاريخ شيعه به ما می گويد که به عنوان يک فلسفه دينی، همواره ترجيح می دهد به جای [يک مذهب] «ستم پيشه» به عنوان «قربانی و مظلوم» جلوه کند.

روابط ايران و آمريکا و نقش داعش

کريم سجادپور در تحليل روابط ايران و آمريکا و نقش داعش [خلافت اسلامی] در اين روابط هم، به يک نکته مهم در نگرش تندروهای حکومت و گروه واقع گرا در هيات حاکمه ايران تاکيد دارد.
اين پژوهشگر ايرانی تبار که کتابش با عنوان « شناخت خامنه ای» نوشته ای معتبر برای علاقمندان مسايل ايران امروز است و در سالهای اخير دهها مقاله تحقيقی در باره جمهوری اسلامی ايران نوشته، می گويد: « در ايران واقع گرايانی مانند حسن روحانی و جواد ظريف، در گذشته، تمايل خود را برای همکاری با آمريکا عليه گروه های راديکال سُنّی ابراز کرده اند، در حالی که تُندروها در حکومت ايران همواره نشان داده اند که آماده همراهی با تندروهای سُنّی عليه آمريکا هستند».

آقای سجادپور با برشمردن چند نمونه تاريخی اضافه می کند که « هرزمان حکومت ايران از گزند يک دشمن مشترک با آمريکا در امان مانده، به جای همراهی با آمريکا عليه دشمن مشترک، يا از درگير شدن پرهيز کرده و يا بدتر از آن، به همکاری با دشمن عليه آمريکا پرداخته است».

او در ادامه می گويد « مقام ها و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران که از سوی رهبر دستچين شده اند، در مورد داعش مدعی اند که ساخته و پرداخته آمريکاست. خامنه ای حتی از اينهم فراتر رفته و ادعا کرده که داعش، دست ساز بريتانيا، آمريکا و صهيونيسم است».

آرزوی همکاری...

کريم سجادپور در ادامه سخنان خود به گرايش و آرزوی رايج تحليل گران در غرب هم اشاره می کند که به ايجاد زمينه مساعد برای همکاری ايران اميدوارند.

از يک سو منافع ملی و اقتصادی ايران، توافق اتمی را ملزم می سازد و از سوی ديگر آنچه تا کنون از سوی مقام های ايرانی در اين مورد بيان شده، چندان اعتمادی را برنمی انگيزد

او می گويد: « همه اميدواريم که در ايران شاهد حکومتی باشيم که منافع ملی را به جای منافع ايدئولوژيک در اولويت قرار دهد؛ دولتی که به جامعه جهانی روی آورد که هم برای ايران مفيد خواهد بود؛ هم برای آمريکا و هم برای منطقه. خيلی وقتها هم تصور می شود که آمريکا برای اعمال نفوذ در تصميمات مهم ايران دارای قدرت واقعی است ولی کافی است به افرادی در سپاه پاسداران و بيت رهبری نظر کنيم تا دريابيم که قدرت در دست اين افرادی است که همواره تاکيد می کنند که دشمن شان چه کسی است».

کريم سجادپور در پايان سخنان خود، توافق احتمالی اتمی با جمهوری اسلامی ايران را هم چنين تحليل کرد: « از يک سو منافع ملی و اقتصادی ايران، توافق اتمی را ملزم می سازد و از سوی ديگر آنچه تا کنون از سوی مقام های ايرانی در اين مورد بيان شده، چندان اعتمادی را برنمی انگيزد».

به گفته آقای سجادپور، دولت ايران برای سرپا نگاهداشتن رژيم بشار اسد در سوريه، هر ماه صدها ميليون دلار خرج می کند؛ در همانحال از ميزان توليد و صدور نفت ايران به مقدار قابل توجهی کاسته شده که اين خود با پائين آمدن قيمت نفت در بازارهای جهانی همراه بوده، بنابراين، برای ايران چشم انداز اقتصادی صرف، انگيزه نيرومندی در جهت دستيابی به توافق اتمی است، ولی جهان بينی رهبر[جمهوری اسلامی] و [فرماندهان] سپاه پاسداران و سخنانی که از سوی مقامهای ايرانی بيان شده، چندان اعتمادی بر نيانگيخته است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG