لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۲۲ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶

موسیقی، مجوز، محدودیت؛ نگاه تازه و تازه‌های موسیقی زیرزمینی


با آمدن اینترنت و موبایل هایی که دوربین دارند و با گسترش هندی‌کم‌ ها (دوربین های خانگی) پدیده ای گسترش پیدا کرده است؛ کم نیستند کسانی که از بزم خودشان فیلمبرداری می کنند و در اینترنت می گذارند. این فیلم ها به سرعت گسترش پیدا می کند و بعضی وقتها هم میلیون ها نفر آن را می بینند. همین طوری بعضی وقتها یک سری افراد خواننده هم می شوند.

در گشت و گذاری که در اینترنت داشتیم برخوردیم به دختر خانمی که کلیپش روی یوتیوب منتشر شده و در فیس بوک خیلی ها بازپخش کرده بودند و در موبایل ها هم در ایران دست به دست می چرخید. این خانم با همراهی یک آقایی که با او پیانو می زد و خودش هم ویلن می زد، ترانه ای می خواند. در جستجوی این دو جوان با استعداد برآمدیم: مرجان کندی و شهریار شهبازی.



خیلی ها از کارهای شما خوششان آمده بود و این طوری که شنیدیم کلیپ هایی که درست کرده بودید، دست به دست می چرخید. چه شد که ایران را ترک کردید؟

مرجان کندی: من به خاطر اینکه بهایی هستم، ایران را ترک کردم. چون همانطور که اطلاع دارید بهایی ها در ایران از خیلی چیزها محروم اند. از حقوق شهروندی محروم اند. مثلاً تحصیل در دانشگاه. یکی از دلایل این بود که من آمدم. کنکور دادم و مثل خیلی از بچه های بهایی نوشتند پرونده ناقص است. دلیلش این نبود. دلیلش عقاید مذهبی من بود. برای همین از ایران خارج شدم که حداقل تحصیل کنم.

یعنی شما علناً اعلام می کردید که بهایی هستید؟

بله.

گفتید که در دانشگاه قبول شدید و گفتند که پرونده ناقص است؟

نه. کنکور که دادم، گفتند پرونده ناقص است. جواب کنکور این بود.

یعنی کسی که بهایی است در ایران برای رفتن به دانشگاه باید مخفی کند که چه دیانتی دارد؟

بله. ولی ما در دینمان نمی توانیم مخفی کنیم.

حتی تبصره ای هم نگذاشته که بتوانید کار یا هدفتان را پیش ببرید؟ چون در شیعه تبصره ای هست که می گویند تقیه کردن.

نه در دیانت بهایی، ما تقیه نداریم.

شهریار جان، تو چطور؟

شهریار شهبازی: تا حدودی من هم شبیه مرجان بودم ولی یکی از علت ها سقف کوتاه پیشرفت در داخل ایران بود. باور کنید زیر پوست شهر آنقدر بچه های با استعداد وجود دارد. موسیقی های اعتراضی مثل راک، رپ چقدر پا گرفته. این نشان دهنده فضای بسته ایران است. نسلی مثل من و مرجان فراری می شوند تا بتوانند چیزی را که دارند بتوانند ارائه کنند.

ارزیابی شما چیست؟ فکر می کنید چه تعداد نوازنده در ایران زیرزمینی کار می کنند؟

بگذارید خیلی رک بگویم. کسانی که الان کارشان با مجوز از ارشاد اسلامی پخش می شود، استعدادهای ما نیستند. واقعاً ربع استعدادهای ما داخل ایران نیستند. اینها کسانی هستند که با رشوه، پول های آنچنانی که منی که جیبم خالی است نمی توانم چنین پولی را بدهم، می آیند رو و کسانی اند که از جنس ماها نیستند. افرادی مثل ما مجبور می شوند که کارهایشان را بدون مجوز از طریق سایت ها پخش کنند. رسانه تصویری خیلی مهم است. آقای میرصادقی آلبومشان با من برای کسب مجوز به ارشاد اسلامی فرستاده شده. این آقا را محدود کردند به اینکه چرا دو تا کلیپ تصویری در آخرین آلبومشان داده بودند. [آلبوم] ایشان لغو مجوز شد.

مرجان چطور شد که با شهریار آشنا شدید؟

ما با هم همکاریم. اولین بار از طریق فیس بوک این کلیپ که من اجرا کردم منتشر شد. ما هر دو در ترکیه زندگی می کنیم. توی یک شهر هستیم. اینطوری شد که ایشان هم کار مرا دیدند و پسندیدند و برای من هم افتخاری بود که با ایشان همکاری کنم.

شهریار در همین زمینه توضیح می گوید: «حدود یک سال و نیم پیش در اینجا کنسرتی بود برای روز جهانی پناهندگان. با من و مرجان و تعداد دیگری از دوستان که جزو نوازنده های شهر بودند تماس گرفتند و همدیگر را دیدیم. من آنجا مرجان را دیدم و فهمیدم که مرجان ویلن می زند. باعث شد که روابط مان بیشتر شود. در فیس بوک هم من اولین بار کار مرجان را دیدم که خیلی خوشم آمد. نمی دانستم که می خواند. آنجا مرجان فقط ویلن می زد. کارهای مرجان را برای چند دوست که از موسیقی سررشته داشتند گذاشتم. خواستم مرجان را به عنوان یک استعداد معرفی کنم که کارها از آنجا پخش شد.»

مرجان، دیدم روی یو تیوب که شما گیتار هم می زنید. ساز دیگری هست که می زنید؟

نه. همین دو تاست. ویلن را حدود هشت سال است که شروع کرده ام. گیتار هم حدود یک سال.

شهریار، چطور شد که کار آهنگسازی را شروع کردی؟ چطور شد که تصمیم گرفتی دنبال این کار بروی؟

من از ۱۲ سالگی شروع به کار کردم. تحصیلاتم هم به صورت آکادمیک در هنرستان موسیقی بود. می خواندم. غیر آزاد. الان هم در حال حاضر آهنگسازی می کنم. نوازندگی می کنم. دارم بیشتر روی زمینه تنظیم کارها کار می کنم.

مرجان، سخت است یا آسان که آدم وطنش را ترک کند؟

مسلماً از خانواده جدا شدن سخت است. خیلی سخت است آدم کشور خودش را ترک کند. ولی برای هدف بزرگتر باید اهداف کوچکتر را زیر پا گذاشت. من برای اینکه تحصیل کنم مجبور شدم از خیلی چیزها بگذرم.

کلیپ هایی که اجرا کرده ای، خانواده ات دیده اند؟

بله دیده اند.

خب نظرشان چه بود.

دوست دارند. خوشحال شدند.

نگفتند دخترمان را فرستادیم درس بخواند رفت خواننده شد؟!

نه. خانواده ام مرا می شناسند. چون به من اطمینان داشتند گذاشتند من بیایم. می دانند که من الان توی ترکیه نمی توانم تحصیل کنم، این اجازه را دادند. این کار را فعلاً اینجا می کنم. ولی اولویت با تحصیل است.

چند وقت است الان در ترکیه هستی؟

دو سال.

شهریار، گفتی که آلبومت را در ایران رد کردند. دلیلی که ارشاد آورد برای رد کردن این آلبوم چه بود؟

من از طریق یک شرکت پخش اقدام کردم بابت گرفتن مجوز. توضیحات بیشتر را به رئیس آن شرکت دادند. به من گفت که... تنظیم کننده من کسی بود به نام کاوه کریمیان. جزو اقلیت های مذهبی بودند.

بهایی بود؟

بله. ایشان مثل اینکه پرونده داشتند. یک سری مشکلات برای اشعار من بود.

بعضی جا ها دیدم که آلبوم ترا گذاشتند... اولاً اسم این آلبوم که به صورت زیرزمینی منتشرش کردی، «بچه طلاق» است.

اولین آلبوم من «بچه های طلاق» بود. چون ده سالگی قربانی این اتفاق شدم. شرایط زندگی مرا به سمت موسیقی برد. این آلبوم را به صورت هیپ هاپ دادم بیرون. اصلی ترین آلبوم من که پشت مجوز گیر کرد، اسمش هست «یک کلبه دور از آدم ها»

دیدم جاهایی اشاره کرده بودند به تو و گفته بودند که این مقلد شادمهر عقیلی است.

نمی دانم. تقلید نکرده ام. من به صورت زنده برای شما اجرا می کنم که بدانید صدای من این است. من با مرجان هم این موضوع را مطرح کردم که دیگر علاقه ای به خواندن ندارم. خیلی کارها را ساخته ام و کارها تکمیل شده است. به مرجان پیشنهاد دادم که بیاید آلبوم مرا بخواند.

برخورده این حرف به تو؟

راستش بله.

شما علاقمند هستید که یک روز به ایران برگردید؟

مرجان: بله. من می خواهم برگردم.

شهریار: بله. خیلی دوست دارم در یک فضای آزاد، یک روزی به ایران برگردم که حداقل اسم جمهوری اسلامی عوض شده باشد. یک حکومتی داشته باشیم آزاد که به هنر و فرهنگ اصیل ایرانی احترام بگذارد.

***

کاری که مرجان و شهریار انجام داده اند، با موسیقی زیرزمینی ایران هم ارتباط دارد. مشکلِ نگرفتنِ مجوز یا محدودیت هایی که برای هنر و موسیقی به خصوص در ایران وجود دارد، باعث شده یک پدیده ای شکل گیرد به نام موسیقی زیرزمینی. خیلی ها فکر می کنند این موسیقی شامل هوی متال، رپ و راک و این نوع موسیقی است. ولی می تواند موسیقی پاپ هم باشد. حتی ممکن است نوحه ای تولید کنید که به شما مجوز ندهند. مصطفی حاتمیان، مهمان بعدی این برنامه است.

آقای حاتمیان یک جورهایی می شود به شما گفت خواننده زیرزمینی، درست است؟

مصطفی حاتمیان: یک جورهایی همین طور است. شرایط جوری است که فعلاً باید این جوری بسازیم. برای گرفتن مجوز باید خیلی مراحل را پشت سر بگذاری. خیلی باید انتظار بکشی. آخرش هم مجوز داده شود یا نشود.

تا حالا دنبال مجوز نرفتی؟

نه. چیزهایی که شنیده ام دیگر آدم ترس برش می دارد که برود دنبال مجوز.

از این طریق درآمدی هم می توانی کسب کنی؟ چون کاری که مجوز ندارد، قاعدتاً پخش آن هم جور دیگری است.

متاسفانه برای من فعلاً هزینه زیادی بر می دارد. برای اینکه یک تراک بخوانم. من در حال حاضر اسپانسر هم دارم. ولی شرایط آنقدر سخت است که بالاخره هر طور شده باید بگذرانیم.

چند نفر را می شناسی که در ایران می خوانند، تراک می دهند بیرون؟

خواننده های زیادی هستند. تا جایی که سایت های اینترنتی را می بینم، می بینم که بیشمار اند. خیلی هستند.

رابطه ای هم با دیگران دارید، که همدیگر را ببینید، صحبت کنید در مورد کارهایتان، یا کنسرتی اجرا کنید؟

خب، صد در صد. اینطور هم هست. کنسرت هایی هم اجرا می شود. در گوشه و کنار.

با مجوز؟

مجوز کنسرت داده می شود با همه سختی هایش. برای آهنگ های بدون مجوز هم در گوشه و کنار اجازه می دهند.

برای خودت پیش آمده مجوز کنسرت گرفتی؟

نه. من تا حالا تقاضا نداده ام. من خودم قرار بود کلیپ بدهم و خواستم کارهایم را با مجوز وارد بازار کنم. ولی در این شرایط که می بینم آنقدر سخت است، پس می کشم.

ولی خیلی تناقض هست در کار. از یک طرف ریتم شش و هشت و از طرف دیگر یک تراک هست که صحبت از امام حسین می کند...

بله درست است. تفاوت بین این دو زیاد هست. «دشت کربلا» کجا و «پاسور» کجا. پاسور اولین کار من است. دشت کربلا از آلبوم دوم من است. توی ماه محرم صفر ایجاب می کرد که من ترانه های شاد... قرار نبود اصلاً بیرون بدهم. به این نتیجه رسیدیم که توی این ماه بهتر است یک تراک بدهم که به این ماه و ایام بیاید. تصمیم گرفتم تراک دشت کربلا را بیرون بدهم. خودم راضی هستم.

برای ۲۲ خرداد کی قرار است بخوانی؟

۲۲ خرداد؟ من توی کار این چیزها نیستم. خیلی اتفاقاً پیشنهاد شده. ولی متاسفانه من خودم را وارد کار سیاسی نمی کنم. من در کل کشورم را دوست دارم و از این اتفاقاتی که این چند وقت افتاده اصلاً راضی نیستم. بالاخره من در کشور خودم آنقدر راحت هستم و دارم زندگی ام را می کنم و با این محدودیت ها بازهم دارم کارهایم را انجام می دهم. چه لزومی دارد که آدم بخواهد کاری کند آخرش هم ماجرایی که پیش آمد، باشد. این روزها چه کسی می آید کار سیاسی گوش بدهد؟

محافظه کار نیستی؟ فکر نمی کنی خیلی محافظه کاری؟ در تکمیل این سئوال به خاطر اینکه بعضی ها معتقدند هنرمند نباید نسبت به جامعه اش بی تفاوت باشد.

درست است. من سعی می کنم توی این یک مورد بی تفاوت که نه... ولی شرایط را اینطوری می بینم که سکوت کنم.

ترانه شیرازی قرار است به بازار بدهی؟ شیرازی هستی، درست است؟

نه. من بندری هستم.

بندرعباس؟

بله. من خودم مال بندر لنگه هستم. ترانه ۱۰ تیر بندری است و گفتم که از این به بعد در هر آلبوم که می دهم بیرون یک یا دو تراک کارهای بندری باشد. بالاخره یک جورهایی انتظار می رود. نگویند که اصالتم را زیر پا گذاشتم.

کار آخرت چیست و چه کارهایی می خواهی انجام دهی؟

دیشب یک کار از من پخش شد به نام هوس. در سایت ها قرار گرفته. به زودی هم یک کار دیگر قرار است بیرون بدهیم با خانم مرجان کندی. به نام تقدیر که آن هم انشاءالله تا آخر این ماه پخش خواهد شد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG