لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۴:۲۰ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
یکی از قلمروهایی که زنده بودن و شادابی جنبش سبز و رو به زوال بودن ولایت مداران و هیئت حاکمه را در آن به وضوح می توان دید هنر و ادبیات است. اغلب هنرمندان ایرانی دلبسته این جنبش بوده‌اند و در اطلاعیه‌هایی با صدها امضا از سوی هنرمندان تجسمی، گرافیک، کاریکاتور، تئاتر و سینما، نقاشان و شاعران همکاری با دولت و شرکت در مجامع و جشنواره‌های دولتی را تحریم کرده یا بر تولید آثار هنری با مضامین مرتبط با جنبش سبز تاکید کرده‌اند.

در مقابل، ولی فقیه تنها و یک تنه گرو‌ه‌های مختلف هنرمندان رانت خوار حکومتی را جمع می کند تا در برابر این حرکت گسترده موجی ایجاد کند. او هیچ چیز ندارد جز ادبیات و هنر جنگ که سال هاست در چارچوب تنگ ایدئولوژی نظامی گرا و تمامیت طلب در حال مرگ بوده است. آن دسته از آثار مربوط به جنگ نیز که مخاطب یافته‌اند از سوی کسانی تولید شده که در دوران جنگ به این امر باور داشته‌اند نه کسانی که سه دهه بعد برای مداحی رهبری و کسب بودجه های میلیاردی به این میدان پا گذاشته‌اند. تنها اثر ظاهرا ادبی وفاداران به حکومت در دوران جنبش یک هجویه به نام "آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید" اثر علیرضا قزوه بوده است. او هم پس از این یک هجویه از شعرگویی در حوزه سیاست کنار کشید.

هیئت حاکمه ادعا می کند که نیروهای بسیجی در اعتراضات کشته شده‌اند (بدون آن که اسمی از آنها منتشر شده باشد) اما یک خط شعر کسی برای این کشته‌ها نگفته است در حالی که حکومت دهها شاعر صله گیر دارد. رهبری حکومت در دوران اعتراضات خود را در مقام امام اول شیعیان می گذاشت و پیروانش او را مظلوم می نمایاندند اما یک خط مرثیه در مورد رنج‌های این معصوم عصر نوشته نشده است. در دوره پس از انتخابات نظام تبلیغاتی رژیم تنها بر مصاحبه‌های مقامات نظامی و انتظامی و سخنان رهبری در دیدار با گروه‌های مختلف بسیجی مبتنی بوده است. رهبری در این دوران یک تنه جنگ فرهنگی با مردم را هدایت کرده و خود متکفل انجام آن است. از این دیدارها نیز هنر و اثر ادبی تراوش نکرده است.

اما در مقابل، لحظه لحظه اعتراضات، مرگ ندا و سهراب و دیگر جان باختگان جنبش سبز، ضرب و شتم مردم در خیابان‌ها، شکنجه‌ها و تجاوز به زندانیان در اشعار، فیلم‌ها، عکس‌ها، آثار گرافیک، تصانیف، طنز، سرودها، نقاشی‌ها و کارتون‌های هنرمندان آزاد و مستقل کشور ثبت شده است.

تناقض‌ها و دروغ‌ها

کاریکاتوریست‌ها و کارتونیست‌های ایرانی و غیر ایرانی در روزهای پس از انتخابات صفحات روزنامه‌ها، مجلات و سایت‌های اینترنتی را با آثار خود در مورد تناقض‌ها و واقعیات جا به جا شده در ایران پر کردند. هاله نور احمدی نژاد، عبای انسان کُش خامنه‌ای، نشانه رفتن قلم‌ها به سوی خامنه ای و او به دنبال سلاح اتمی، خامنه‌ای اسلحه به دست در حال شلیک به سوی مردم، دست‌های خونین خامنه ای و شستن آنها برای وضو نمونه‌هایی از مضامین این کاریکاتورها و کارتون‌ها در نشریات خارجی هستند.

همچنین نقش توییتر و گوشی موبایل در این جنبش، تناقض‌ گویی‌ها و دروغ گویی‌های احمدی نژاد، حضور انبوه مردم، دزدی آراء، روزنامه نگاری شهروندی، و اتکای حکومت بر درآمدهای نفتی برای سرکوب مضامین دیگری هستند که مورد توجه قرار گرفته‌اند. در نشریات داخلی مضامین پنهان تر و پوشیده تر بوده‌اند و با ایما و اشاره به رفتارهای سرکوبگرانه دلالت می کرده‌اند. کارتون‌های روزنامه اعتماد ملی از این حیث بسیار موفق بودند.

یکی از کاریکاتورهای ماه‌های اخیر؛ منتشر شده در وب سایت گویا
موج سبز

بخشی از این کارتون‌ها یا کاریکاتورها ماهیت موج سبز را تصویر می کنند، موجی عظیم که می خواست بدون تمسک به خشونت بساط استبداد خامنه‌ای – احمدی نژاد را جمع کند. کارتونی دیگر با زبانی شاعرانه و با استفاده از بادکنک سبز که در دوران اوج اعتراضات برای هویت بخشیدن به سبزها مورد استفاده قرار می گرفت گستردگی جنبش را نمایان می سازد. یکی از دلایل عمده استفاده از بادکنک امکان حمل آن به آسانی در جیب و سریعا باد کردن آن در خیابان بود در حالی که پلاکارد یا پرچم نیاز به چوب و پارچه با حجم زیاد و حمل و نقل دشوار داشت. بادکنک رها شده از دست یکی از سبزها در آسمان که نماد پاکی و گستردگی در فرهنگ و ادبیات ایرانی است به بقیه بادکنک های رها شده زیر ضرب شتم ماموران می پیوندد.

نتیجه معکوس سرکوب

مانا نیستانی از موفق ترین و پرکار ترین کارتونیست‌های سبز بوده است. اثر ماندگار وی علامت پیروزی سبزها با نواری است که توسط تبر استبداد یکی از دو نگشت این علامت قطع می شود و چیزی که می ماند توهین به خود سرکوبگر است. این کارتون نتیجه سرکوب را که به خود سرکوب کننده بر می گردد با زبانی که برای بیننده غیر ایرانی به خوبی مفهوم است عرضه می کند. آثار مانا نیستانی به زبانی بین المللی دست یافته‌اند.

یکی از آثار مانا نیستانی از وب‌سایت مردمک

"تابلوی غریب" وی نیز وضعیت امروز ایران را مثل قابی در کنار آثار مدرن و صورت گرایانه قرار می دهد. او با جمع کردن مخاطبان نمایشگاه بر گرد تابلویی از جنبش سبز نشان می دهد که جنبش سبز علی رغم سرکوب شدید حکومت مخاطب غربی یا شرقی را به آنچه در ایران می گذرد متوجه کرده است.

ضد خشونت

آثار بسیاری با مضامین ضد خشونت عرضه شدند که یکی از نمونه‌های آن کار علی اکبر محمد خانی است. در این اثر، سبزها (انگشتی با پارچه ی سبز) در لوله اسلحه رژیم فرو رفته تا از خشونت جلوگیری کند و بواسطه شلیک خون آلود شده است (نماد ایثار و از خود گذشتگی). در این اثر جنبش سبز در برابر سرکوب سرخ گذاشته شده است.

انقلاب توئیتری

کارتون‌ها در دوران اعتراضات به خوبی حال و هوای جامعه و کشور را منعکس می کردند. یکی از این آثار کار هادی خسروی است که با پرچم سرزمین ایران را نشان می دهد که مشغول بارگذاری رنگ سبز است. این بار گذاری سه نکته را به روشنی نشان می دهد: اول آن که استفاده جنبش از دنیای مجازی برای انتقال اطلاعات و شکل دهی به شبکه‌های اجتماعی یکی از امتیازات جنبش بود که به همین دلیل انقلاب توئیتری نام گرفت. جنبش سبز اولین جنبش متکی بر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در قرن بیست و یکم است. دوم آن که با استفاده از بارگذاری، تدریجی بودن جنبش و نیاز به زمان برای سبز شدن کل کشور را نشان می دهد. و سوم آنکه تمام کشور را در حال گرفتن رنگ سبز نشان می دهد، با این نکته که جنبش سبز یک جنبش ملی است.

کارتونیست‌های باورمند و همراه با جنبش سبز آثاری در یک سال اخیر از خود به جا گذاشته‌اند که بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران را به صورت تصویری به ثبت می رسانند. این آثار نه تنها نمادها و پیام های جنبش را به خوبی انتقال دادند بلکه با زبانی بین المللی تعهد خالقان خود به دمکراسی و حقوق بشر و همدلی با رنج‌های بشر امروزین را حکایت کردند. آثاری که در این نوشته ذکری از آنها رفت قطره ای از دریای کارهای ماندگار بودند که صرفا به عنوان نمونه انتخاب شده بودند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG