لینک‌های قابلیت دسترسی

چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۵۴ - ۷ دسامبر ۲۰۱۶
تریتا پارسی، رئيس « شورای ملی ایرانیان آمریکا»* و دخی فصیحیان، مدیر اجرایی پروژه ائتلاف برای دموکراسی** در مقاله‌ای در وب سایت «هافینگتون پست»*** به سیاست دولت باراک اوباما در قبال ایران، به ویژه در قبال اعتراض‌ها و مسئله حقوق بشر در ایران پرداخته‌اند.

ترجمه این مقاله را در زیر می‌خوانید:

دخی فصیحیان (راست) و تریتا پارسی
نارضایتی ایرانیان از سکوت دولت آمریکا در مورد نقض حقوق بشر در ایران در حال افزایش است. دولت اوباما به حد کافی و با صراحت لازم رفتار توجیه ناپذیر حکومت ایران با مردم آن کشور را محکوم نمی کند. قبل از آنکه دیپلماسی هسته ای به پایانی زودرس برسد، دولت اوباما باید بحث حقوق بشر در مناسبات با ایران را زنده کند. در غیر این صورت در آینده هرگونه تمرکزی روی مسئله حقوق بشر در ایران به معنای تنبیه حکومت و نه یک هدف استراتژیک و مشروع تلقی خواهد شد.

دولت اوباما با آغاز دیپلماسی و بنای اعتماد حول توافقی که آژانس بین المللی انرژی اتمی پیشنهاد کرده بود به دیپلماسی هسته ای ایران جان تازه ای بخشید. اما به نظر می رسد که دولت ایران به جای تقویت فضای اعتماد و کاهش فعالیت های هسته ای در نظر دارد که این برنامه ها را توسعه دهد.

حقیقت این است که دولت اوباما حتی به شکل یکجانبه کوشید فضای تخاصم بین دو کشور را کاهش داده و شرایط را برای توافق در مورد حل بحران هسته ای ایران فراهم کند. اما درگیری تناقضات جناح های مختلف حکومت ایران مانع از دستیابی به یک توافق اولیه شد. با این همه می توان گفت که استراتژی دولت اوباما در برخورد با ایران در کلیات خود کاستی و ایرادهایی داشت.

در درجه اول جدول زمانی تعیین شده برای پیشبرد و موفقیت این سیاست بسیار کوتاه بود؛ تحت تاثیر عوامل داخلی در خود آمریکا و تمایل متحدان آن کشور در منطقه ، به پیشبرد موفقیت این سیاست فقط ۱۲ هفته فرصت داده شد در حالیکه تحریم های آمریکا علیه ایران بیش از ۲۰ سال ادامه یافته و هنوز نتیجه ملموسی نداشته اند. در مدتی به این کوتاهی هر گونه مانع کوچکی می تواند این راه را مسدود کند.

موضوع دیگر این است که حد زیادی از اهمیت و توجه دیپلماتیک به این توافق اولیه در مهار بحران هسته ای ایران اختصاص یافت که هدف از آن انتقال بخشی از اورانیوم غنی شده آن کشور به خارج بود. با وجود اینکه این توافق می توانست اهمیت تاکتیکی فراوانی داشته باشد، اما در نهایت یک گام و یا یک ابزار کمکی ولی نه سرنوشت ساز در مسیر دستیابی به توافق نهایی بود. اما متاسفانه سرنوشت دیپلماسی و آینده گفت و گو با ایران به موفقیت همین توافق تاکتیکی مشروط شد و یک هدف ابزاری و موردی از کل استراتژی مهم تر شد.

نکته سوم و احتمالا مهمترین ایراد در این است که موضوع و دستور مذاکرات با ایران صرفا حول بحران هسته ای تنظیم شد. در شرایطی که فقط یک مسیر برای دیپلماسی تعیین شود، احتمال بن بست و مسدود شدن آن مسیر افزایش می یابد و این همان وضعیتی است که اکنون اتفاق افتاده است.

در اعتراض های هفته های اخیر، شعارهایی خطاب به رئیس جمهوری آمریکا نیز مطرح شده است؛ «اوباما، یا با اونا یا با ما» از جمله آین شعارهاست.
به طور مشخص قرار ندادن موضوع حقوق بشر در دستور کار مذاکرات با ایران باعث شده است که از یک سو سیاست مذاکره ایران و آمریکا در خود ایران حمایت کافی را جلب نکند و از سوی دیگر امکان یافتن راه هایی برای تماس سازنده و ممتد با ایران را به شدت محدود کرده است. به نظر می رسد که مقامات آمریکا نگران بودند که اگر مباحث مربوط به حقوق بشر را در مذاکرات وارد کنند، گفت و گوهای هسته ای به خطر خواهد افتاد.

نتیجه این سیاست اکنون خلاء محسوسی است در عرصه حقوق بشر که برای سیاست آمریکا در منطقه عواقب منفی به بار خواهد آورد. در درجه اول ممکن است اینطور به نظر برسد که آمریکا به خاطر حصول توافق با ایران دست دولت احمدی نژاد را بازگذاشته است تا به هر شکل و میزانی که می خواهد به نقض حقوق بشر در ایران ادامه دهد. نکته دوم این است که جنبش اعتراضی در ایران که خواستار اصلاحات و میانه روی است اکنون به روش برخورد آمریکا با تحولات داخلی آن کشور بدبین خواهد شد.

با وجودیکه که بخشها و شخصیت های مختلف این جنبش در مورد اهداف و دیپلماسی آمریکا دیدگاه های گوناگونی دارند، بی توجهی آمریکا به مسئله حقوق بشر می تواند سوء ظن های موجود در ایران در مورد نیات دولت آمریکا و فدا کردن منافع مردم در مسیر معامله با دولت را تقویت کند.

ثابت شد که برخورد با ایران از دریچه محدود بحران هسته ای در دوران ریاست جمهوری جورج بوش، فاجعه بار است. دولت باراک اوباما نیز ممکن است با یک چنین پیامدی روبه‌رو شود. دولت آمریکا باید به سرعت روش خود را تغییر داده و نشان دهد که در سیاست خود برای موضوع حقوق بشر در ایران اهمیت بیشتری قائل است.

در این میان زمان موضوع کلیدی است . باید با موارد نقض حقوق بشر در ایران هم اکنون برخورد شود و آن را موکول نکرد به زمانی که بر اقدامات تنبیهی علیه ایران متمرکز می شویم. در غیر این صورت دولت آمریکا حتی اگر نخواهد، اینطور وانمود خواهد کرد که گویا حقوق و آزادی های مردم ایران صرفا ابزاری است برای اعمال فشار به ایران آن هم در شرایطی که توافق و معامله با حکومت حاصل نشده است.

مخالفان حکومت ایران روز ۱۶ آذر باری دیگر به خیابان ها آمدند و نشان دادند که به حرکت آرام و طولانی مدت خود برای تغییر آینده کشور ادامه خواهد داد. حق مردم برای آزادی بیان، آزادی اجتماع و آزادی های فردی و خصوصی هنوز هم در وسیعترین شکل نقض می شود.

تاریخچه نقش آمریکا در خاورمیانه نشان می دهد که بی توجهی به حقوق بشر در نهایت به ضرر منافع خود این کشور تمام خواهد شد. کشورهای ناقض حقوق بشر معمولا محیط اصلی رشد احساسات ضد آمریکایی بوده اند و سکوت آمریکا در مورد نقض حقوق بشر توسط دولت های منطقه بر احساسات ضد آمریکایی افزوده است.

دولت باراک اوباما به درستی از ایفای نقشی اساسی در رخدادهای داخلی ایران سرباز می زند و به درستی در پی باز کردن دریچه ارتباطی با حکومت ایران است. اما در عین حال باید به صراحت نشان دهد که از زاویه معیارهای اخلاقی و انسانی، از تلاش مردم ایران برای دستیابی به دمکراسی و حقوق بشر حمایت می کند.

------
* شورای ملی ایرانیان آمریکا: نهادی است که بنا بر تعریف خود برای حمایت از حقوق سیاسی ایرانیان مقیم آمریکا در چارچوب قوانین آن کشور بنا شده است. این شورا از جمله گردهمایی‌ها و نشست‌هایی را با سیاست مداران در واشنگتن در مورد وضعیت و سیاستگذاری روابط ایران و آمریکا برگزار می‌کند.

** پروژه ائتلاف برای دموکراسی: نهادی غیر دولتی است که به پژوهش و اطلاع‌رسانی در زمینه پیشرفت جهانی دموکراسی و حقوق بشر، به ویژه در رابطه با شورای حقوق بشر سازمان ملل و دیگر نهادهای چندجانبه می‌پردازد.

*** هافینگتون پست: از وب سایت های تحلیلی مشهور آمریکایی که متمایل به لیبرال های آن کشور است و در سال ۲۰۰۵ میلادی در جهان مجازی آغاز به کار کرد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG