لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۹:۵۵ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶
رهبر جمهوری اسلامی، بعد از ظهر روز دوشنبه، در دیدار با اعضای هیئت دولت، هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی و رؤسای کمیسیون های مجلس، مسئولان عالی قضایی، و اعضای شورای نگهبان، دولت را در وسط میدان کارهای اجرایی توصیف کرد و از قوای دیگر خواست تا به دولت، کمک کنند.

در روزها و هفته های گذشته، چه گونگی تصویب قانون هدفمند کردن یارانه ها و نیز قانون بودجه سال ۱۳۸۹ مجدالاتی لفظی را بین رئیس جمهوری اسلامی، از یک سو و رئیس و نایب رییس مجلس شوراس اسلامی، از سوی دیگر، به دنبال داشته است.

در گفت و گویی با حسن شریعتمداری، تحلیل گر مسائل ایران، در آلمان، از او می پرسیم آیت الله خامنه ای، با توصیه به هماهنگی دو قوه قضاتییه و مقننه، با دولت محمود احمدی نژاد، در پی حل چه مسئله ای است؟

حسن شریعتمداری: برادران لاریجانی یکی بر سر مجلس نشسته و یکی بر سر قوه قضائیه. یک نوع جنگ قدرت بین دو جناح محافظه کار [وجود دارد] که در راس یکی برادران لاریجانی و بعضی افراد مثل باهنر و دیگران قرار گرفته اند و در راس دیگری آقای احمدی نژاد و گروه های برآمده از نیروهای نظامی و امنیتی قرار گرفته اند. این جنگ پنهان تعادل قدرت را در داخل نظام به هم زده است. آقای خامنه ای می کوشد که در عین حال که رقابت بین جناح های مختلف را داشته باشد تا نتوانند یک پارچه بمانند و قدرتی را در مقابلش تشکیل دهند، از اینکه این اختلافات از حدی تجاوز کند، جلوگیری کند.

آقای شریعتمداری، با توجه به اینکه رئیس و نایب رئیس مجلس و همینطور بخشی از اقتصاد دانان درون مجلس تاکنون توجیهات اقتصادی داشتند برای اینکه چرا نباید بیش از این مقدار در اختیار دولت پول قرار گیرد، اگر معنای حرف تازه آیت الله خامنه ای این باشد که مجلس و دولت به گونه ای رفتار کنند که نه سیخ بسوزد و نه کباب، آیا نگرانی های اقتصاد دانان و برخی نمایندگان مجلس به جا نخواهد بود که برای آینده اقتصاد ایران و تورم و گرانی افسار گسیخته نگران هستند؟

آنچه که نمایندگان و اقتصاد دانان نگران آن اند، کاملاً به جاست. این نوع پرداخت نقدی یارانه ها در اقتصاد معیوب ایران بسیار خطرناک است. ولی هدف آقای خامنه ای و آقای احمدی نژاد از پرداخت یارانه ها صرفاً اثرات اقتصادی آن نیست. آنها اهداف دیگری دارند که در صورتی که طبق خواسته مجلس این پرداختها صورت بگیرد، به آن اهداف نخواهند رسید...

چه اهدافی؟

پایه (مقبولیت) حکومت در داخل جامعه به هشت تا ۱۰ در صد رسیده است. این را نظرسنجی های داخلی نظام نشان داده است. این پایه اجتماعی در حالت های بحرانی می تواند خطرناک باشد. برای این که از حداقلی که یک نظام برآمده از انقلاب می تواند پایه اجتماعی داشته باشد، بسیار کمتر است و اصل نظام را به خطر می اندازد. دو راه برای گسترش پایه اجتماعی نظام می توان تصور کرد. یکی اینست که با اصلاحات اجتماعی و تمکین به رای مردم دوباره اعتماد مردم را جذب کنند، و این آن چیزی است که آقای احمدی نژاد و آقای خامنه ای به هیچ وجه با آن موافق نیستند. راه دوم این است که با پرداخت نقدی یارانه ها به دهک های آسیب پذیر، یک گروه وابسته رانت خوار تحت نظر دولت تشکیل دهند که تعداد علاقمند کنونی دولت افزایش پیدا کند.

آقای شریعتمداری، برخی اقتصاد دانان وحتی اقتصاد دانان درون مجلس هشدار داده اند که این گونه پرداخت نقدی یارانه ها به تورم افسار گسیخته منجر می شود و شورش های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. آیا آیت الله خامنه ای و آقای احمدی نژاد، گمان می کنید، این بخش از داستان را ندیده اند؟

بی شک به اندازه کافی متخصص در اختیار داشته اند که این خطرها را گوشزد کنند. ولی از راه حل های معدودی است که در اختیار دارند و همانطور که اقتصاددانان به درستی گفته اند، فشار خارجی و محدودیت های اقتصادی، اصولاً سیستم ناکارآمد داخلی اقتصادی و چاپ بی رویه اسکناس، اثرات تورمی را به حدی افزایش داده که این ۱۶ هزار تومانی که بناست به عنوان پرداخت نقدی یارانه ها به افراد تعلق بگیرد، قدرت خریدش اکنون چیزی معادل نصف است و ممکن است تا موقع اجرای آن به کمتر از آن هم تبدیل شود. بنابراین اثری را که در گسترش پایه اجتماعی نظام در نظر گرفته اند، عملاً نخواهد داشت. ولی به هرصورت یکی از راه حل هایی است که گزینه دیگر آن فقط گسترش اعتماد عمومی، باز کردن فضای سیاسی، یا تجدید انتخابات، مذاکره با اپوزیسیون و به دست آوردن اعتبار جدید در بین مردم است که برای آقای خامنه ای و احمدی نژاد غیرقابل پذیرش و تا حدی هم خطرناک است، برای اینکه فکر می کنند ممکن است موقعیت شان در این صورت به خطر بیافتد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG