لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۳:۱۴ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
توقیف مطبوعات در ایران، در سی سال گذشته و در همه دولت ها و موقعیت ها، چندان نهادینه و تکراری است که به امری عادی بدل شده و توجه چندانی را بر نمی انگیزد اما دلایلی که روز دوشنبه برای توقیف یک روزنامه هوادار اصلاح طلبان مذهبی و دو نشریه هوادار اصول گرایان اعلام شد و تفسیر برخی محافل نزدیک به قدرت سیاسی در این باره، گواه دیگری از این واقعیت را به دست داد که مطبوعات در ایران همواره نخستین قربانیان همه تحولات سیاسی بوده و در آستانه هر تحولی نقش ناخواسته مرغ عزا و عروسی بر آنان تحمیل می شود.

تفسیر مقامات توقیف کننده این سه نشریه و تفسیر برخی محافل نزدیک به قدرت سیاسی در ایران در باره این رخداد نیز از احتمال مذاکرات آشتی جناح های حکومتی درگیر در بحران سیاسی از سویی و از فرسودگی قدرت در برابر نیازها و خواست های جامعه از دیگر سو خبر می دهند.

هیئت نظارت بر مطبوعات، که در کنار قوه قضائیه، وزارت اطلاعات، دادگاه های انقلاب و چندین نهاد امنیتی دیگر سانسور و حذف رسانه ها را پی گیری می کند، روز دوشنبه روزنامه «فرهنگ آشتى»، متمایل به هواداران موسوی ــ رفسنجانی و دو نشریه «همت» و «موج انديشه»، متعلق به هواداران آقای احمدی نژاد را توقیف و به چندین روزنامه و نشریه اخطار کرد و کوشید تا اقدام خود را با شایعه سازش جناح های حکومتی درگیر در بحران سیاسی پس از انتخابات یا تلاش این جناح ها برای آشتی و با ضرورت حذف افراطیون هر دو گروه درگیر پیوند دهد.

روزنامه فرهنگ آشتی از اصلاح طلبان مذهبی و ائتلاف موسوی، خاتمی رفسنجانی حمایت می کرد و هیئت نظارت بر مطبوعات پیش از این به دلیل انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی به این روزنامه اخطار کرده بود.

دو نشریه توقیف شده همت و موج اندیشه از آقای احمدی نژاد حمایت و از آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و رفسنجانی، و به ویژه از نفر آخر، انتقاد می کردند و هیئت نظارت اعلام کرد که این دو نشریه به اتهام «توهین به برخى از شخصيت هاى نظام» توقیف شده اند.

نشریه همت در طرح روی جلد یکی از آخرین شماره های خود با عنوان «همه مردان هاشمى» از هاشمی رفسنجانی و برخی از شخصیت های سیاسی و مذهبی هوادار او انتقاد کرده بود.

آقای مسیح مهاجری، سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی، که در چالش های چند ماه اخیر گاه از آقایان میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی حمایت کرده و به محافل قدرت نیز نزدیک است، در سرمقاله روز سه شنبه خود، یک روز پس از توقیف سه نشریه فرهنگ آشتی، همت و موج اندیشه، توقیف این نشریات را اقدامی مثبت با هدف حذف افراطیون در هر دو سوی چالش و حل بحران ارزیابی کرد.

آقای مهاجری در این سرمقاله، که به قصد حمایت از آشتی گرایش های معتدل هر دو گروه که به انقلاب، قانون اساسی و ولایت فقیه معتقداند و به نیت تاکید بر ضرورت حل بحران سیاسی و حذف افراطیون هر دو سو نوشته شده است، نشریات توقیف شده را به افراطیون دو گروه درگیر منتسب کرد و نوشت: توقيف نشرياتی كه با اقدام به دسته بندی های كاذب در ميان نيروهای انقلاب تلاش كرده آنان را در دو قطب مقابل يكديگر قرار دهد و چنين وانمود كند كه عده ای از آن ها طرفدار رهبری هستند و عده ای در مقابل رهبری قرار دارند، «لازم» اما ناکافی است.

توقیف نشریات در ایران نهادینه، تکراری و عادی است اما دلایلی که هیئت نظارت برای توقیف این سه نشریه عنوان کرد و تفسیر روز سه شنبه سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی از این رویداد، به شایعه سازش بین جناح های حکومتی درگیر در بحران سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری و یا تلاش برخی شخصیت های با نفوذ این جناح ها برای آشتی دامن زد و نشان داد که این بار نیز مطبوعات نخستین قربانی تحولی سیاسی هستند که شایعه آن در فضای سیاسی ایران مطرح شده است.

شایعه سازش و آشتی؟

شایعه سازش یا آشتی جناح های حکومتی برای پایان دادن به بحران سیاسی پس از انتخابات با به رسمیت شناخته شدن دولت آقای احمدی نژاد در بیانیه هفدهم آقای موسوی بالا گرفت.

توپخانه تبلیغاتی اصول گرایان علیه رقبای سیاسی معتدل خود اندکی آرام شد و برخی چهره های با نفوذ این جناح از جمله آقایان علی لاریجانی، رئیس و محمد رضا باهنر، احمد توکلی و... نمایندگان مجلس، از ضرورت گفت‌وگو و آشتی و سازش گرایش های معتدل هر دو سو، که به قانون اساسی و ولایت فقیه معتقد اند، و از حذف افراطیون هر دو گروه درگیر سخن گفتند.

سخنان اخیر آقایان خاتمی و رفسنجانی، که با زبان های گوناگون بر اعتقاد به قانون اساسی اسلامی و ولایت فقیه و بر پرهیز از افراطی گری تاکید می کنند، گزارش اخیر مجلس و تلاش برای حذف یا محاکمه قاضی مرتضوی با حمایت برخی از نمایندگان جناح اصول گرا و... نیز شایعه گفتگوهای پشت پرده را برای سازش و آشتی پررنگ تر کرد.

درستی یا نادرستی این شایعه و تحلیل هایی از این دست و تاثیر سازش احتمالی بر بحران سیاسی و بر معترضینی که آکسیون های اعترضی خود را مستقل از رهبران شناخته شده ای چون آقایان موسوی و کروبی سازمان دهی کرده و بر شعارهای مستقل خود پای می فشارند، هنوز روشن نیست.

اما حتی در فضای مبهم، مه آلود و ناشفاف سیاست رسمی در ایران، سنت قربانی کردن مطبوعات، حتی مطبوعات جناح های حکومتی، در آستانه هر تحول ممکن و محتمل سیاسی، روشن، آشکار و بی پرده تکرار می شود.

سنتی که خمینی از رضا شاه به وام گرفت

سنت قربانی کردن مطبوعات در آستانه تحولات سیاسی را آیت الله خمینی در نخستین سال های جمهوری اسلامی باب کرد هر چند خود مبدع این سنت نبود و آن را از سر دودمان سلسه پهلوی تقلید کرده بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی سانسور حذف و فعالیت احزاب سیاسی و نهادهای صنفی و فرهنگی غیر دولتی آزاد شد. سال ۱۳۶۰ نظام اسلامی بر آن شد تا با حذف خشونت آمیز احزاب، اتحادیه های صنفی و نهادهای فرهنگی مستقل از حکومت و با حذف رسانه های غیر حکومتی قدرت تک صدائی خود را تثبیت کند.

هجوم گسترده به آزادی بیان و آزادی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، که با بازداشت و اعدام صدها فعال سیاسی و فرهنگی به انجام رسید، اما نه با حمله مستقیم به این نهادها، که با هجوم به مطبوعات آغاز شد و در نخستین گام این هجوم آیت الله خمینی فرمان حذف روزنامه آیندگان و مجله های تهران مصور و آهنگر را صادر کرد.

پس از صدور این فرمان بود که حزب الله به دفتر کانون نویسندگان ایران حمله کرد، موسسه های بزرگ مطبوعاتی کیهان و اطلاعات به تسخیر حزب الله درآمدند و نمایندگان ولی فقیه در این موسسات به فرمان دهندگان آن بدل شدند و... توقیف نشریات و حمله به دفتر کانون نویسندگان پیش‌درآمد انقلاب فرهنگی بود و تثبیت نظام تک صدایی با سرکوب خونین احزاب سیاسی به اوج رسید.

اما آیت الله خمینی سنت قربانی کردن مطبوعات در آستانه تحولات سیاسی را از پهلوی اول آموخته بود که نخستین گام ها را برای تثبت استبداد بیست ساله خود با صدور فرمان قتل روزنامه نویسانی چون میرزاده عشقی و ملک الشعرای بهار و توقیف چند نشریه مستقل برداشت.

این سنت حتی به دوران شبه دموکراسی ۲۰ تا ۳۲ نیز تکرار شد و روزنامه نویسی چون محمد مسعود، سردبیر مردامروز، جان خود را در آستانه تحولی از دست داد که از تضاد بین رئیس ستاد ارتش و دربار آن روزگار برخاسته بود.

سنت سربریدن مطبوعات در عزا و عروسی در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ نیز تداوم یافت. روزنامه های باختر امروز و شورش از نخستین قربانیان کودتا بودند و دکتر فاطمی، سردبیر باختر امروز و وزیر خارجه مصدق و کریم پور شورش شیرازی، سردبیر روزنامه شورش و هوادار جبهه ملی نیز از نخستین اعدام شدگان پس از کودتا.

به دوران پهلوی دوم سانسور مطبوعات بالا گرفت و او نیز بارها سنت قربانی کردن مطبوعات در آستانه تحولات سیاسی را تکرار و حتی اجرای طرح اصلاحات ارضی را، که ساختار کشاورزی و اجتماعی ایران را متحول کرد، با توقیف نشریاتی آغاز کرد که به دوران نخست وزیری دکتر علی امینی منتشر می شدند.

سال ها بعد، به هنگاهی که پهلوی دوم سودای بازسازی «نظام شاهنشاهی» یا استبداد شرقی کهن را با ساختار تک حزبی پیوند زد و همه احزاب را در حزب رستاخیز منحل کرد، پیش از هر اقدامی چند مجله از جمله مجله فرهنگی و پرتیراژ فردوسی را توقیف کرد.

وزیر ارشاد و توقیف حمایتی نشریات

محمد على رامين، معاونت مطبوعاتى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، چند روز پیش از توقیف سه نشریه ای که روز دوشنبه تعطیل شدند، «روزنامه‌هايى را که توقيف مى‌شوند» «عنصر فاسد و آلوده‌» لقب داد و گفت «ما با توقيف آن ها سعى در تلطيف فضاى آشفته را داريم.»

آقای علی اکبر جوانفکر، مشاور فرهنگی رئیس جمهور نیز روز سه شنبه، یک روز پس از توقیف سه نشریه، «توهین ها و تهمت های بی سابقه علیه مسئولان کشور و عبور از خطوط قرمز در حوادث پس از انتخابات از سوی برخی مطبوعات» را « نشانه های روشن ظلمی که بر قانون رفته است» توصیف و توقیف نشریات را حمایت از قانون لقب داد.
آقای محمد حسينی، وزیر ارشاد نیز، روز سه شنبه، اقدام هیئت نظارت بر مطبوعات را در توقیف سه نشریه بخشی از «برخورد حمایتی وزارت ارشاد از مطبوعات» لقب داد و ادعا کرد: «وضع مطبوعات ما نسبت به چند ماه گذشته بهتر شده است».

این گونه ادعاها و توجیهاتی از این دست البته تازه نیست و چون توقیف مطبوعات عادی و تکراری است.

مسئولان امنیتی، قضائی و فرهنگی و سیاست گذاران جمهوری اسلامی در سی سال گذشته در برخورد با آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات و افکار در جامعه و در مقابله با انقلاب ارتباطات راهی جز سانسور، افزایش خودسانسوری برآمده از فضای رعب و وحشت، فیلترنیگ اینترنت، پخش پارازیت، بازداشت و... را تجربه نکرده اند اما این گونه «راه کارها» و مکانیزم ها کارکردهای خود را از دست داده و به مکانیزم هایی منسوخ و ناکارا بدل شده اند.

سنت قربانی کردن مطبوعات در تحولات سیاسی نیز کارایی ها و کارکردهای خود را به روزگار اینترنت و فرستنده های ماهواره ای از دست داده و بیش از آن که از افزایش سانسور یا قدرت مدیریت حکومت خبر دهد از ضعف و پریشانی حکومت در برابر نیاز جامعه به گردش آزاد اطلاعات و از فرسودگی حکومت در برابر ضرورت های زمان و زمانه خبر می دهد.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG