لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۱۵ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶

جنگی که کسی آن را نمی خواهد


در تابستان سال ۲۰۰۶ شاهد جنگ دیگری بین اسرائیل و گروه حزب الله بودیم و ممکن است این سناریوی قدیمی دوباره تکرار شود.

در تابستان سال ۲۰۰۶ شاهد جنگ دیگری بین اسرائیل و گروه حزب الله بودیم و ممکن است این سناریوی قدیمی دوباره تکرار شود.

روپرت کرنول کارشناس روابط بین الملل در مطلبی در روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن به زمینه های احتمال وقوع تنش و حتی یک جنگ دیگر بین اسرائیل و لبنان پرداخته و یک طرح همه جانبه برای حل بحران خاورمیانه را امری عاجل می داند.

در آغاز این مطلب نویسنده خاطر نشان می کند که اگر شرایط و زمینه های لازم فراهم باشد جنگ می تواند بر اثر یک حادثه یا تصادف آغاز شود؛ معمولا یک اشتباه محاسبه پیش می آید و بعد یک تعرض کوچک می تواند با اقدام تلافی جویانه در ابعاد وسیع تری پاسخ داده شود. پس از آن نگرانی بابت از دست ندادن حیثیت باعث می شود که دو طرف نخواهند بازنده و یا طرف ضعیف جلوه کنند. بنابراین خیلی زودتر از آنچه که حدس زده می شود یک زد و خورد و مشاجره کوچک می تواند به یک جنگ تمام عیار بدل شود.

روپرت کرنول معتقد است که شرایط برای وقوع یک جنگ دیگر در خاورمیانه فراهم است. نقطه‌ی جنگ، مرزهای شمالی اسرائیل است و بازیگران آن از یک سو اسرائیل که به دفاع از خاک کشور خود مصمم و دیگری گروه حزب الله لبنان است که نیروی نظامی موثر و بازیگری مهم در سیاست لبنان به شمار می آید.

دولت های سوریه و ایران حامیان گروه حزب الله هستند که هر یک می کوشند منافع و نفوذ خود را در منطقه‌ی به شدت بحرانی خاورمیانه تعقیب کنند. در تابستان سال ۲۰۰۶ شاهد جنگ دیگری بین اسرائیل و گروه حزب الله بودیم و ممکن است این سناریوی قدیمی دوباره تکرار شود. اما آنچه که بیش از همه جای نگرانی دارد این است که ظاهرا هیچ یک از طرفین خواهان جنگ نیست.

روپرت کرنول سپس می افزاید که مسلما برای اسرائیل هیچ چیزی بهتر از نابودی کامل حزب الله نیست. اما این کشور به خوبی به یاد دارد که در جنگ سال ۲۰۰۶ چه اتفاقی افتاد. یک ماه حملات گسترده به خاک لبنان، مرگ بیش از هزار نفر، بمباران شهر بیروت و ویران کردن بسیاری از مراکز زیرساختی لبنان باعث شد که نگاه جامعه جهانی به اسرائیل به شدت منفی باشد و در نهایت حزب الله نه تنها نابود نشد بلکه موقعیت سیاسی‌اش تحکیم شد و بنابراین نتیجه این شد که اسرائیل در این جنگ بازنده بود.

دولت اسرائیل برای پرهیز از فرستادن پیام های اشتباه از حجم تمرین و مانورهای نظامی خود در شمال این کشور کاسته و به شکل علنی به دولت سوریه تضمین داده است که جنگ در دستور کار این کشور نیست.

روپرت کرنول در تحلیل خود در روزنامه ایندیپندنت خاطر نشان می کند که رقبال اسرائیل نیز قصد جنگ ندارند. دولت لبنان که از تکرار ویرانی و فجایع گذشته نگران است و گروه حزب الله نیز با وجود افزایش محبوبیت خود در افکار عمومی جهان عرب به نظر نمی رسد که قصد جنگ داشته باشد. سوریه نیز بعید است بخواهد وارد جنگی با اسرائیل شود که از هم اکنون مشخص است در آن بازنده خواهد بود و در حال حاضر در حال بهبود مناسبات با آمریکا و پیوستن به مذاکرات چند جانبه برای حل بحران اسرائیل و فلسطینیان است.

حتی ایران با تمام شعارهای تند و تیزی که می دهد به نظر نمی رسد که برای یک نبرد واقعی آماده باشد. علاوه بر این ایران در حال پیشبرد برنامه های هسته ای خود -آن هم در شرایطی که غرب توانایی اعمال تحریم های جدی علیه آن کشور را ندارد- است. وقتی‌که ایران می تواند با برخورداری از توانمندی هسته ای آمریکا و اسرائیل را به هراس وادارد نیاز چندانی به شاخ و شانه کشیدن در لبنان ندارد.

روبرت کرنول در عین حال هشدار می دهد که وجود فضای تقابل در منطقه را نباید دست کم گرفت. با افشار انتقال موشک های اسکاد و موشک هایی از نوع ام ۶۰۰ توسط سوریه برای حزب الله، اکنون توانایی نظامی این گروه افزیش یافته است. آمریکا و اسرائیل از سوریه خواسته اند که انتقال این تسلیحات را متوقف کند ولی تاکنون اعمال فشار آنها به نتیجه ای نرسیده است. حتی دولت لبنان نیز منکر انتقال چنین تسلیحاتی برای حزب الله است. در چنین حالتی باید دید که دولت اسرائیل تا چه زمانی صبر خواهد کرد؟

حالت دیگری که ممکن است شعله های جنگ را برافروزد حمله حزب الله به اهداف اسرائیلی در خارج از خاک این کشور است. شاید حزب الله به تلافی ترور عماد مقنیه فرمانده نظامی این گروه در سال ۲۰۰۸ چنین حمله ای را انجام دهد. حالت دیگر احتمال حمله اسرائیل به ایران است. با این همه هم اسرائیل و هم حزب الله می دانند که اگر جنگ دیگری آغاز شود این بار به مراتب گسترده تر از مورد سال ۲۰۰۶ خواهد بود.

در آن زمان پرزیدنت بوش با حمایت تونی بلر نخست وزیر بریتانیا به تمام درخواست ها و تلاشهای بین المللی برای آتش بس بی توجهی کرد و به اسرائیل فرصت داد تا عملیات گسترده خود را به پایان برساند.

روبرت کرنول در ادامه تحلیل خود در روزنامه ایندیپندنت می نویسد شاید به نظر می رسد که هیچکس خواهان جنگ دیگری در خاورمیانه نیست اما فراموش نکنیم که هیچ کس خواهان جنگ اول جهانی به شکلی که گسترش و ادامه یافت نبود. اکنون همه منتظر طرح جامع باراک اوباما برای حل معضلات و بحران خاورمیانه هستند. و تنش در مرزهای شمالی اسرائیل یکی از دلایل اصلی وجود چنین توقفی از رئیس جمهوری آمریکا است.

اما به نظر می رسد که باراک اوباما همفکران و دوستان نزدیکی ندارد. با وجود محبوبیت جهانی رئیس جمهوری آمریکا، وی دوست نزدیکی در میان رهبران غربی ندارد. نه نیکلا سارکوزی، نه آنگلا مرکل و نه گوردن براون هیچ یک برای باراک اوباما مثل تونی بلر برای جورج بوش نبوده و نیستند. اخیرای یکی از مشاوران آقای اوباما به واشینگتن پست گفته بود که شاید دیمیتری مدودویف رئیس جمهوری روسیه نزدیک ترین فرد به اوباما در میان رهبران جهان باشد.

روپرت کرنول در پایان تحلیل خود یادآوری می کند که فقط ۱۵ ماه از ریاست جمهوری باراک اوباما می گذرد و او در این مدت در زمینه سیاست داخلی آمریکا با مشکلات فراوانی روبه‌رو بوده است. رهبری کار سختی است که فقط رهبران دیگر آن را در می یابند. اکثر روسای جمهوری برای خود یک یا دو دوست صمیمی پیدا می کنند. شاید با رسیدن دیوید کامرون به مقام نخست وزیر بریتانیا، او بتواند جالی یک دوست نزدیک برای باراک اوباما را پر کند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG