لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۳:۳۹ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶
اغلب مباحث و متونی که در باره میراث نظری و تاثیر آیت الله خمینی بر تفکرات اسلامی و بر تاریخ ایران و جهان مطرح شده و به ویژه در سالگرد وفات او در ایران و در کشورهای دیگر جهان تکرار می شوند، به شرح یا نقد نظریات او در باره «ولایت فقیه» و «حکومت اسلامی» و برخی برداشت های دیگر او در عرصه فلسفه سیاسی محدوداند و آراء او در فقه، اصول، کلام، عرفان و تفسیر قرآن به ندرت به موضوع بررسی بدل می شوند.

نظریات سیاسی آیت الله خمینی به بهای تحمیل نظامی مستبد بر مردم این کشور بر تاریخ مدرن پیروز شد اما کم رنگ شدن میراث فکری او در فقه، اصول، عرفان، کلام و تفسیر، از شکست مرجع تقلیدی یاد می کند که او را از بزرگ ترین مدرسان دروس دینی و یکی از پرنفوذترین، اعلم ترین، نوآورترین و رفرمیست ترین فقهای شیعه به شمار می آورند.

آیت الله خمینی تدوین جامع، همگن و بدون تناقضی از نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی به دست داد و در آخرین سال های قرن بیستم یکی از مستبدترین نظام های سیاسی عالم را بر این نظریه بنا نهاد.

اهمیت، برد، نفوذ و تاثیر کارنامه سیاسی خمینی در این دو عرصه چندان دامنه دار و گسترده است که آراء او را در عرصه های دیگر تحت الشعاع قرار می دهد.

آراء آیت الله خمینی در فلسفه سیاسی، اگر چه سنتی و استبدادی، اما از منظر استدلالی غنی و یک دست و از همگنی منطقی و ساختاری برخورد اند اما نظریات او در دیگر عرصه ها، به ویژه در فقه و شیوه استخراج یا اسنتباط و اجتهاد احکام فقهی، در عرفان و در تفسیر قرآن، ناهمگن و متناقض بوده و با خود و با فلسفه سیاسی و با منش و کردار او تضادی آشکار دارند و تصویری متناقض از او به دست می دهند.

خمینی، تناقضی که به سود سیاست حل شد

«قرآن سرّ است، سرِّ سرّ است، سرّ مستسر به سرّ است، سرّ مقنع به سرّ است و بايد تنزل كند، بيايد پايين، تا اين كه برسد به اين مراتب نازله. حتى به قلب خود رسول اللَّه كه وارد مى‏شد، باز تنزل بود، يك تنزلى كرده بود تا به قلب وارد مى‏شد؛ بعد هم از آنجا بايد نازل بشود تا برسد به آنجايى كه ديگران هم بفهمند»؛ این برداشت که آیت الله خمینی آن را به تفصیل در تفسیر سوره حمد مطرح کرده است، نه به برداشت بنیادگرایان و مراجع تقلید سنتی شیعه، که به آخرین برداشت های اصلاحات طلبان مذهبی نزدیک است.

آیت الله خمینی قرآن و احکام آن را صورت نازلی از کلام خدا می دانست و برآن بود که حتی پیامبر اسلام کلام خدایی را نه چنان که هست، که در مرتبه ای نازل درک کرده است و هم از این روی هر تفسیر یا حکمی که از قرآن استبناط شود محدود، نسبی و مشروط به ذهن مفسر است.

برخی اصلاح طلبان مذهبی ایران از جمله چون دکتر عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری نیز در چند سال اخیر این برداشت را پذیرفته اند که پیامبر اسلام وحی را در محدوده ذهنیت خود درک کرده و در محدوده زمانه و فرهنگ و زبان قوم خود بیان کرده است.

این سخنان البته تازه نیست و پیش از خمینی و اصلاح طلبان مذهبی ایران در جوامع عربی و در فرهنگ کلاسیک اسلامی مطرح شده است اما بیان این سخنان از زبان مرجع تقلیدی که اکثرت شیعیان، و نه فقط لایه کم شماری از عرفا یا روشنفکران، مخاطبان و پیرو او بودند تازگی داشت.

اما همین مرجع تقلید، که به نسبیت فهم بشری از قرآن اعتقاد داشت، در باور به برداشت های خود از این کتاب چندان جزمی، بنیادگرا و سنتی بود که انتقاد از لایحه قصاص اسلامی و بریدن اعضای بدن متهمان یا سنگسار کردن زنان را مستوجب حکم ارتداد دانست و حکم به مهدورالدم بودن منتقدان احکامی داد که حتا برخی فقهای بزرگ همپایه او در اجرای آن تردید دارند.

«كسروى يك آدمى بود تاريخ نويس، اطلاعات تاريخى‏اش هم خوب‏ بود، قلمش هم خوب بود؛ اما غرور پيدا كرد»؛ این جمله را مرجع تقلیدی می گوید که خود از مشوقان قتل احمد کسروی بود و در کتاب کشف الاسرار مردم را به کشتن او تشویق کرده بود.

نثر کسروی نثری است روان، ساده، زیبا و کسروی بر به کارگیری واژه های پارسی به جای عربی اصراری افراطی داشت.

نثر فارسی خمینی نثری است نازل و به روال دوران انحطاط نثر فارسی. تمجید خمینی از نثر کسروی وجهی دیگر از شخصیت متناقض او را نشان می دهد.

عرفان را، که با مدارا و تحمل نسبی منتقدان و مخالفان همراه است، از بزرگ ترین تلاش های دنیای اسلام برای انسانی کردن جزمیات دینی و فقهی در عصر کلاسیک می دانند.

آیت الله خمینی در آثار نظری غیرسیاسی خود از جمله در تفسیر سوره حمد و در سرالصلوت، شرح دعای سحر، جهاد اکبر، رساله نجات العباد و... برداشتی عرفانی از اسلام به دست می دهد.

خمینی همین تفسیر عرفانی از قرآن را در برنامه تلویزونی «با قرآن در صحنه» مطرح کرد اما همو و در همان دوران فرمان حمله به کردستان و قتل عام زندانیان سیاسی را صادر و همه فعالیت های فرهنگی و خبری را به شدت سرکوب و سانسور کرد.

در نوشته های فارسی آیت الله خمینی، برعکس سخنرانی های او، غلط های دستوری و نحوی به ندرت راه می یابند اما نثر فارسی آیت الله نمونه ای است از نثر روحانیون شیعه به دوران انحطاط نثر فارسی، که به از دوران مغول آغاز و در دوران صفویه و قاجاریه به اوج رسید.

تحولات نثر فارسی از مشروطه به بعد بر نثر آیت الله خمینی تاثیری نداشته اند و اگر نام نویسنده یا برخی اشارات تاریخی را از متن های غیر سیاسی او حذف کنیم می توان این متون را متونی نوشته شده در دوران صفویه یا قاجاریه تلقی کرد.

تحولات نثر فارسی از مشروطه به بعد بر نثر آیت الله خمینی تاثیری نداشته اند و اگر نام نویسنده یا برخی اشارات تاریخی را از متن های غیر سیاسی او حذف کنیم می توان این متون را متونی نوشته شده در دوران صفویه یا قاجاریه تلقی کرد.
نوشته های فارسی و ترجمه برخی آثار که آیت الله به عربی نوشته است از دانش گسترده و تسلط کم نظیر او بر فقه، فلسفه اسلامی، کلام، اصول، تفسیر و دیگر دروس حوزی و از اعلمیت او بر دیگر مراجع تقلید معاصر با او حکایت می کنند اما حتا در متونی که به عرفان نزدیک اند، «نقل» بر «عقل» مرجع است.

نوآوری های معدود در فقه

به گفته آقای جعفر سبحانى، از مدرسان معروف قم و یکی از نزدیک ترین شاگردان آیت الله خمینی، آیت الله عبدالکریم حائری، استاد بزرگ خمینی «به بحث و تحقيق و ژرف‏نگرى»اهمیت می داد و آیت الله بروجردى، استاد بزرگ دیگر او، «به تتبع در تاريخ مسئله و فتاواى فقهاى عامه و خاصه در نخستين قرون و كاوش در رجال سند بيش از امور ديگر، عنايت» داشت و آیت الله خمینی شیوه دو استاد بزرگ خود را تلفیق کرد.

مبانی، شیوه ها، معیارها و چگونگی استنباط و اجتهاد از مهم ترین مباحث نظری در میان فقهای شیعه و تدوین فرمول های کارا برای حل دشواری ها و نوآوری در این عرصه از میعارهای سنجش اعلمیت یک فقیه است.

آقای جعفر سبحانى بر آن است که آیت الله خمینی در باره برخی مسائل چون نسبت «وضع خاص» و «وضع عام» تقسیم «خطابات شارع» به «خطابات عمومى و خطابات تشريعى و خطابات خصوصى»، «فحص در شبهه موضوعيه»، «مرجعیت موافقت عامه»، «تقسیم تکالیف به تکالیف شخصی و قانونی» و چند مورد دیگر راه حل های نو ابداع کرده است اما اگرنوآوری های آیت الله خمینی در فقه و اصول و کلام به همین موارد محدود استد می توان گفت که اطلاعات گسترده او ثمره ای درخور در ابداع و نوآوری نداشته است.

رفرم برای حفظ قدرت

نوآوری های رفرمیستی آیت الله خمینی در فتواهای اجتماعی و سیاسی او نام او را به عنوان یکی بزرگ ترین اصلاح طلبان مذهبی ایران ثبت کرده است هر چند در این زمینه نیز تناقضات بسیار نتیجه گیری را دشوار می کنند.

آیت الله خمینی حضور زنان «مسلمه، مومنه و محجبه» را در عرصه های اجتماعی و سیاسی، تا حدی که به سود نظام اسلامی باشد، ممکن کرد اما حتا قانون نابرابری زنان در ارث را لغو نکرد.

با فتواهای او تلویزیون و سینمای «اسلامی» و انواعی از موسیقی و حتا بازی شطرنج بر توده های مسلمان ایران نیز حلال شد و احکام حکومتی او بسیاری از مبانی فقه سنتی را در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دگرگون کردند.

اما اغلب اصلاحات و نوآوری های آیت الله خمینی در فقه و اصول و حتا در فلسفه سیاسی، از جمله وارد کردن تناقض ریاست جمهوری و مجلس در کنار ولایت فقیه در قانون اساسی، بر مبنای «مصلحت نظام»، ضرورت حفظ و دوام قدرت، تدوین شده اند و آیت الله خمینی هم در سیاست و هم در تفسیر و عرفان و اصول و فقه دوام قدرت استبدادی نظام اسلامی را ارجح می شمرد.

آیت الله خمینی به گفته خود از نوجوانی در کنار تحصیل علوم دینی تفنگ به دست می گرفت و در مناقشات محلی دوشادوش تفنگچیان می جنگید.

پدر مجتهد خمینی به هنگامی که او پنج ماهه بود به دست خوانین خمین به قتل رسید. حکایت این ماجرا، که خمینی کودک و نوجوان بارها از زبان مادر و عمه خود شنید، تاثیری ژرف و پایدار بر زندگی فکری و عملی او برجای گذاشت.

زندگی عملی و نظری آیت الله خمینی از دوران نوجوانی تا مرگ در دو بعد سیاست و کار نظری گسترش یافت و در تضاد بین این دو سیاست همیشه برنده و فقیه و عارف همیشه بازنده بود.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG