لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۳۶ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶
فراخوانی که در روزهای گذشته دولت سعد حریری نخست وزیر لبنان درمورد مسئول بودن مسلمانان به ویژه شیعیان، جهت حفظ جامعه مسیحی آن کشور و اصولا مسیحیان درخاورمیانه داد، بیانگر واقعیت تلخی است که کمتر در رسانه های جهان بازتاب می یابد؛ گریزمسیحیان و سایر اقلیت ها از خاورمیانه در پی خشونت های مسلمانان افراطی سنی و شیعه.

اقلیت‌های خاورمیانه که تا چندی پیش صدها هزار شهروند از مسیحی، یهودی، آشوری (آسوری)، کلدانی و بهایی داشت، اکنون هرچه بیشتر زادگاه شان را بخاطر خشونت های بنیادگرایان اسلامی و فشارهای دیگری که آن نیز با سیاست های اسلامی در ارتباط است، ترک کرده اند.

این فشارها چه از ناحیه دولت ها و چه از ناحیه گروه های اسلامی و خود جامعه همگی یک نتیجه داشته است: خاورمیانه از اقلیت ها خالی شده است.

احمد حریری، دبیر جنبش «آینده لبنان» به رسانه ها می گوید، گریز مسیحیان لبنانی و سایر کشورهای خاورمیانه از این منطقه «بسیارنگران کننده» است. او تاکید کرده که برای حفظ مسیحیان در زادگاهشان، مسئولیت اصلی بر دوش مسلمانان است تا مسیحیان را به باقی ماندن تشویق کنند. بدین مفهوم که جوامع اسلامی باید شیوه و رویکردهای مسالمت جویانه زندگی را در پیش گیرد که مسیحیان احساس آرامش کرده و باقی بمانند.

احمد حریری تاکید دارد که در لبنان که شمار شیعیان آن رو به افزایش است، شیعیان بویژه نقش مهمی در دفاع از مسیحیان باید ایفا کنند.

امور جمعیتی در لبنان همواره با امور سیاسی آمیخته است و جدای از آن نیست. پروفسور اوژن سن سنیگ دبوس، رئیس بخش علوم سیاسی دانشگاه نوتردام لبنان، به رادیو فردا می گوید که در لبنان چه سنی ها، چه طایفه دروزی و چه مسیحیان همگی نگران روند افزایش شیعیان لبنانی هستند و مسلما دیگر هیچگاه لبنان صاحب اکثریت مسیحی نخواهد شد.

از یک سو رفتن مسیحیان و کاهش زاد و ولدشان از شمار آنها کاسته و از دیگر سو افزایش فرزندانی که در خانواده های شیعیان لبنانی زاده می شوند، شیعیان را در لبنان به اکثریت مبدل کرده و این روند با آهنگی شتابان رو به رشد است.

این استاد دانشگاه تاکید دارد که جنگ های داخلی لبنان و خشونت های طوایف موجب گریز بسیاری از مردم دیگر لبنان نیز شده هرچند که پیشینه گریز مسیحیان از لبنان به قرن نوزدهم باز می گردد.

درهفتاد سال اخیر آمارگیری جمعیتی مشخصی درلبنان صورت نگرفته تا داده های رسمی را ارائه کند اما حتی نگاهی گذرا به مغازه های راسته خیابان ها و خانه هایی که متعلق به مسیحیان بودند و اکنون شیعیان جای شان را گرفته اند، نشان می دهد که موج جلای زادگاه مسیحیان تا چه حد جدی است.

مسیحیان باقی مانده لبنان، اکثرا مارونی، هنوز اگر قدرتی دارند، بخاطر قانون و عرف کشور است که فرمانده ارتش (درحال حاضر ژان قهوه‌جی) و رئیس جمهوری (در حال حاضر میشل سلیمان) هنوز ازمیان مسیحیان مارونی انتخاب می شوند درحالی که طبق همین عرف، رئیس پارلمان همیشه باید یک شیعه باشد (درحال حاضر نبیه بری، و نخست وزیر نیز هموار باید از میان سنی ها (درحال حاضر سعد حریری) انتخاب شود.

اقلیت ها ازایران و ترکیه گرفته تا لبنان، سوریه، عراق و برخی امیرنشین های خلیج فارس، دل کنده و رفته اند. اما هیچگاه دولت های شان اقدامی برای ادامه حضور این اقلیت ها انجام نداده و یا سخنی از این واقعیت بیان نکرده اند.

درایران بخش بزرگی از مسیحیان، یهودیان، آشوری ها (آسوری ها)، کلدانی ها ، زرتشتی ها و بهایی ها جلای وطن کرده اند هرچند که درمورد مسیحیان، ایران با یک پدیده کاملا جدید روبه‌روست: افزایش شمار نو مسیحیان.

نه تنها درون ایران، که در میان گروه های ایرانیان جلای وطن کرده نیز ده ها هزارنفر مسیحی شده اند. یک اسقف ایرانی الاصل در آلمان این ادعا را در گفت‌وگو با رادیو فردا مطرح می کند که «آمارکلیساها» نشان می دهد که درسال های اخیر حدود دو میلیون نفر از ایرانیان به مسیحیت گرویده اند. حتی اگر این داده اغراق آمیز باشد، شمار کلیساهای ایرانی و فارسی زبان درترکیه و اروپا و سراسر آمریکا رو به افزایش است.

بهایی ها پس از یک دوره آرامش نسبی در دهه نود میلادی، دوباره با موج تعقیب و اذیت و آزارهای گسترده ای که نهادهای حکومت ایران درسال های اخیر متوجه آنها می کنند روبه‌رو شده و همین ممکن است سبب شود آنانی که کمتر در اندیشه رفتن از ایران بوده اند، به فکر جلای زادگاه شان بیافتند.

تعقیب و سرکوب بهاییان ایران درسال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بشدت افزایش یافته است.

از میان ۱۲۰ هزار یهودی ایرانی در آستانه انقلاب، آمار رسمی اکنون از وجود بیست هزار یهودی باقی مانده سخن می گوید اما در درستی این آمار شک و تردید کاملا جدی وجود دارد و به نظر می رسد که شمار واقعی یهودیان باقی مانده درایران، در حالی که پیشینه ۲۷۰۰ ساله درایران داشته اند، اکنون چند هزار نفر بیشتر نباشد.

در قریب به اتفاق امیرنشین های خلیج فارس شمار بسیار معدودی از یهودیان باقی مانده اند. شمار یهودیان در بحرین طبق آمار رسمی تنها ۳۸ نفر است. درافغانستان، آخرین یهودی که خادم یک کنیسه بود، درگذشت و بدین ترتیب، افغانستان سرزمینی کاملا بدون یهودی شده است.

شمار یهودیان باقی مانده درعراق تا چند سال پیش، شش تا هشت نفر از میان کهنسالان، ساکن بغداد تخمین زده می شد. درسال ۲۰۱۰ به نظر می رسد که آن افراد نیز دیگر در عراق نمانده باشند، یا درگذشته باشند.

ترورهای دهشتناک سال های اخیر عراق دامنه اش به کلیساها و سایر اماکن مسیحیان و آشوری ها (آسوری ها) و کلدانی ها نیز رسید و پیروان آنها شاهد خونین ترین کشتارهای همکیشان شان بودند.

کم شدن شمار مسیحیان خاورمیانه، حتی شامل کرانه باختری زادگاه و خاستگاه و آرامگاه حضرت عیسای مسیح نیز می شود؛ سرزمینی پر رنج که به هزار و یک دلیل از مسیحیان خود خالی می شود و اسلامیون فلسطینی هرچه بیشتر درشهر بیت لحم که مریم باکره عیسی را درآن به دنیا آورد، جای مسیحیان را می گیرند.

بیت لحم (زادگاه مسیح)، ناصره (محل زندگی و نجاری عیسی در جوانی) و شرق اورشلیم (صعود مسیح به آسمان) که مسیحیان این مناطق روزگاری پرشمار بودند، کمترین شمار مسیحیان را دارد؛ از یک سو اذیت و آزارهای بنیادگرایان حماس و از دیگر سو، تنگناهای ناشی از نزاع فلسطینی- اسرائیلی مسیحیان را به تصمیم گیری به راهی شدن به سوی غرب می کشاند.

وخیم تر از کرانه باختری و شرق اورشلیم، وضعیت مسیحیان فلسطینی غزه است که شمارشان به کمترین تعداد خود رسیده است. درتابستان ۲۰۰۷ در اوج نبردهای مسلحانه حماس و فتح، نیروهای حماس، با حمله به کلیساهای مسیحیان و آتش زدن اموال شان، آخرین قطره های اشتیاق به ماندن را در دل مسیحیان غزه خشکاند.

ماه ژوئیه امسال همآیشی در کرانه باختری برگزارشد که در آن، مسیحیان فلسطینی مقیم آمریکا حضور داشتند. آنها همگی در گذشته از اهالی منطقه مسیحی نشین «طیبه» درکرانه باختری بودند. اما این منطقه دیگر اکنون نه تنها اسلامی است، بلکه پایگاهی برای رشد اسلامگرایان فلسطینی بوده است.

تمامی مسیحیان «طیبه» از آن رفتند و اکثرا ساکن آمریکا شدند. امسال جوانان شان بازگشته بودند تا شاید راهکاری برای تقویت مسیحیان دراین سرزمین زادگاه مسیج بیابند.

آنها درحالی که عربی فلسطینی را با لهجه غلیظ آمریکائی سخن می گویند، تاکید داشتند که حتی اگر نمی خواهند دوباره در اینجا زندگی کنند باید ارتباط عاطفی خود و فرزندان شان را با این سرزمین تقویت کنند.

اما اگر مسیحیان فلسطینی و برخی لبنانی ها دست کم حق مسافرت به زادگاه خود یا سرزمین والدین شان را دارند، برای بسیاری از اقلیت های دیگری که از کشورهایی مانند ایران و عراق رفته اند، بازگشت و حتی مسافرت و دیداری کوتاه یک رویای تحقق نیافتنی است.

خاورمیانه و شمال آفریقا بر خلاف نظرات رایج، با وجود آنکه همه مکان های مقدس اسلامی را در این خطه دارد، اما تنها بیست درصد از مسلمانان جهان را در خود جای داده است (بیش از شصت درصد مسلمانان اصولا ساکن کشورهای آسیایی هستند). اما درمجموع تا ۹۵ درصد از جمعیت کشورهای واقع در خاورمیانه و آفریقای شمالی را مسلمانان تشکیل می دهند و تنها پنج درصد باقی مانده، اقلیت های همه ادیان و آئین های دیگر هستند.

کارل مولر، از سازمان مسیحی «درهای باز» Open Door سال گذشته گفته بود که «بیش از هرزمان دیگری به نام خدایان، مسیحیان را در خاورمیانه آزار می دهند و هرچند که پیامبر نیستیم تا بتوانیم آینده را پیشگویی کنیم، اما حس می کنیم که جفا و خشونت بر مسیحیان خاورمیانه درحال افزایش است».

چه مسیحیان و چه دیگر اقلیت ها، به هر دلیلی که از زادگاه خود رفته باشند، در این نظر شریکند که دولت های اسلامی و کشورهای مسلمان نشین خاورمیانه چه خواسته باشند چه نه، اراده ای درهمه این سرزمین ها، این بخش از جهان را کاملا اسلامی و عاری از هرگونه اقلیت دینی و مذهبی دیگر می خواهد.

خاورمیانه خاستگاه مسیحیت بوده است. یهودیان در سرزمین های خاورمیانه هزاران سال زندگی کرده بودند. آشوری ها (آسوری ها) نوادگاه امپراتوری پهناور آشور (آسور) بوده اند. خاستگاه کلدانی ها که ریشه در تمدن بابل دارند، احتمالا عربستان بوده و ازهزاره نخست پیش از میلاد درمنطقه زیسته اند. پیشینه حضور بهاییان درایران به ۱۴۷ سال پیش بازمی گردد. اما شواهد نشان می دهد که خاورمیانه اسلامی امروز کمترین شکیبایی را برای تحمل هر انسان دیگر ازمیان اقلیت های غیراسلامی دارد.
XS
SM
MD
LG