لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۲:۲۱ - ۵ دسامبر ۲۰۱۶
کتاب انگلیسی «تلاش برای بقا» [A Matter of Survival] که در باره تلاش های زنان ایران در سه قرن گذشته است، به تازگی در لندن منتشر شده است. نویسنده کتاب لیلی ایزدی منجمی، یکی از نوادگان ناصرالدین شاه قاجار است، که داستان را از حرم یا اندرونی قاجاریه آغاز کرده و با زبانی توصیفی، بازیگران ماجرا را تا امروز دنبال کرده است.

خانم منجمی به رادیو فردا می گوید: کتاب اولم را در استرالیا پخش کردم. موقعی که با من برای روزنامه ای مصاحبه می کردند، متوجه شدم که غرب عقیده منفی نسبت به زن مسلمان دارد. این به من خیلی برخورد. البته من جواب آنها را درست دادم و قانعشان کردم. این یک چیزی بود در ذهنم که اگر خواستم کاری کنم یا کتاب دیگری بنویسم، حتماً می خواهم که به مردم، زن مسلمان را معرفی کنم. چون آدم فقط می تواند چیزی را که می شناسد به مردم معرفی کند. گفتم می روم داستانی از زن های ایرانی می نویسم. وقتی ما در به در شدیم و از مملکتمان خارج شدیم، خیلی ناراحتی ها کشیدیم و همین کوشش برای بقا بود که ما را نجات داد و روی پای خودمان برگرداند. من از خانواده ای می آیم که زن های خیلی مقتدری داشته است. در ضمن این خانواده هم بخشی از تاریخ بود. پس فکر کردم یک داستانی بنویسم که همه آن چیزهایی که من دلم می خواهد به خواننده بدهد.



خانم منجمی، در این کتاب از یک زن اندرونی حرم یعنی خاتون خانم، زنی که بسیار هم بانفوذ بوده در دربار ناصرالدین شاه، آغاز کرده اید، علت این انتخاب شما چه بود؟

برای اینکه این خانم اولین زنی است که توانستم تاریخچه اش را مستند پیدا کنم. در ضمن این اولین مادر بزرگی است که ریشه خانواده من از آن می آید. یعنی این مادر بزرگ تمام قاجارهاست. راجع به او اطلاعات تاریخی داشتم. البته یک مقدار از زندگی خاتون و ماه رخسار را مجبور شدم که بسازم. ولی تمام اتفاقاتی که در کتاب آمده، حقیقت دارد و مستند است.

البته شما از طریق خاتون خانم پرداختید به آنچه که بر سر زن ایرانی آمده در سه قرن گذشته و رسیدید به انقلاب ۵۷. برای شنوندگان جوان ما این کتاب تا چه اندازه می تواند راهنما باشد؟

تاج‌السلطنه، دختر ناصرالدین شاه، او علاوه بر زبان فارسی به عربی و فرانسوی نیز تسلط داشت.
وقتی شما به جای اینکه مستند بنویسید به صورت داستان بنویسید و خواننده را جذب کنید، او نه تنها اطلاعات را کسب می کند، بلکه به تحول تاریخ، سیاست، اجتماع و مذهب و همه اینها به صورت خیلی آسان آگاهی پیدا می کند. من خودم استاد دانشگاه بودم وقتی ایران بودم و تدریس می کردم. من می دیدم که تنها نوعی که می توانی به دانشجو چیزی را یاد بدهی، موقعی است که توجهش را جلب کنی. من فکر می کنم وقتی شما خواننده را بگذارید در جریان زندگی اشخاص، اینها نه تنها تاریخ را یاد می گیرند، بلکه نقش زن را یاد می گیرند، عدالت را یاد می گیرند، می بینند و خودشان می توانند قضاوت کنند. اتفاقی می افتد و خواننده می تواند نسبت به آن اتفاقی که افتاده قضاوت کند و خودش چیزی از آن یاد بگیرد.

زبان کتاب شما به اندازه ای توصیفی است که مثل یک فیلم سینمایی، انسان می تواند خودش را توی محیط داستان حس کند. آیا قصد شما از نوشتن این کتاب این بوده که زمینه ای شود برای سناریوی یک فیلم؟ یا فقط می خواستید از طریق کتاب خواننده خودش را در محیط حس کند؟

من می خواهم خواننده خودش را در محیط حس کند، به خصوص به اواخر کتاب که می رسید، به زندگی هایی می رسید که اکثر ماها که در غربت زندگی کردیم، گذراندیم. من دلم می خواهد، خواننده های خارجی این حس را بکنند و بدانند که ما چقدر آدم های متمدنی هستیم. همین خاتون که شما می گویید -این زنی بود که از دربار می آید می رود دهات، مسافرت می کند و با الیزابت روسیه و کاترین کبیرمعاشرت می کند. این یک چیزهایی است که خارجی ها هیچ وقت نکردند. زن ایرانی این کارها را کرده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG